Aura & our Eyes
Dr Motaleb Barazandeh
چشمان ما- دکتر مطلب برازنده مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر چشمان ما ميتواند دامنهي بسيار كمي از فركانسهاي ارتعاشي الكترومغناطيسي با طول موج 3/0 تا 7/0 ميكرومتر (از بنفش تا سرخ) را ببيند. ما تركيبي از فركانسهاي ارتعاشي اين محدوده را به صورت رنگ مشاهده ميكنيم. اين تركيب را ميتوان با ثبت طيف نور بوسيله دستگاههاي مخصوصي به نام اسپكتروفتومتر به دقت اندازه گيري كرد. رنگهايي كه توسط چشمان ما مشاهده ميشوند، تنها ادراكي ناقص از واقعيتي به مراتب پيچيدهتر است. (نوسان پيچيدهي نور و همچنين ساير نوسانها). براي توصيف اين موضوع بايد طيف نور و چگونگي درك رنگ را توسط چشمانمان توضيح دهيم. براي ديدن هاله بايد: v حساسيت چشمان خود را افزايش دهيم. v دامنهي نوسانهاي قابل مشاهده را ، وراي نور مرئي گسترش دهيم. براي انجام موفقيت آميز موارد بالا بايد: v ديد محيطي خود را مورد استفاده و تمرين قرار دهيم. v تماس خود را با نور افزايش دهيم. v فرآيند حس بينايي را در مغز تقويت كنيم؛ ارتباط بين نيمكرههاي راست و چپ مغز را تقويت كنيم. ديد محيطي:
چرا بايد از ديد محيطي خود استفاده كنيم؟ شبكيهي ما ( صفحهي كانوني چشم كه حاوي سلولهاي بينايي است)، در بخش محيطي كمتر از بخش مركزي صدمه ديده است. بخش مركزي شبكيه، هميشه مورد استفاده است و در طول سالها به علت تماس با نورهاي شديد و يا مصنوعي (تلويزيون، كامپيوتر و غيره) دچار صدمات متعدد شده است. از سوي ديگر ما ديد مركزي خود را طي اين مدت طولاني به روشهاي خاص استفاده، عادت دادهايم. توجه كنيد كه بچههاي خردسال، هالهها را بسيار آسانتر ميبينند. زيرا ديد مركزي آنها هنوز دچار صدمه نشده است. با ورود به مدرسه، آنها وادار ميشوند كه بينايي خود را به روش خاصي به كار ببرند، و به تدريج ديد هالهاي طبيعي خود را از دست ميدهند. افزايش تماس:
هنگامي كه ميخواهيم از يك منظرهي كم نور عكس بگيريم، بايد زمان نوردهي فيلم را افزايش دهيم. با خيره شدن به يك نقطه براي مدت 30 تا 60 ثانيه ميتوانيم همين كار را براي چشمهايمان انجام دهيم. هنگامي كه چشمان ما حركت ميكنند، يا صحنهاي جلو چشمان ما حركت ميكند، چشمها ميانگيني از تصاوير را مشاهده ميكنند (25 عكس تلويزيوني در هر ثانيه، به صورت يك حركت پيوسته ديده ميشود). وقتي ما روي يك نقطه تمركز ميكنيم، حساسيت چشمان خود را افزايش ميدهيم، زيرا نور ورودي به چشمها را به حد متوسط رسانده اثر آن را افزايش ميدهيم. سلولهاي حساس به نور شبكيه (سلولهاي مخروطي سرخ ، سبز و آبي) مانند حس گرهاي نوساني عمل ميكنند، درست مانند سه گيرندهي راديويي كه براي دريافت سه رنگ تنظيم شدهاند. وقتي ميخواهيد يك آونگ را با دامنهاي وسيع به نوسان در آوريد، ميتوانيد اين كار را با نيرويي ضعيف اما مداوم انجام دهيد. شما با تمركز چشمان خود روي يك نقطه، دقيقاً چنين كاري را انجام ميدهيد؛ شما ميتوانيد با تحريك مختصر، به تدريج سلولهاي حساس به نور شبكيهي خود را به نوساني قابل توجه در آوريد، كه منجر به درك يك احساس بينايي در مغز ميشود. تمرين تمركز ( 1 ) شكل 1 را روبروي خود در فاصلهي 5/1 متري قرار دهيد (این شکل پیوست کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا می باشد). براي مدت حدود 30 ثانيه دقيقاً به نقطهي سياه نگاه كنيد، و نقاط رنگي را با ديد محيطي خود ببينيد. در برابر وسوسهي نگاه كردن به هر جاي ديگر به جز نقطي سياه مقاومت كنيد. اگر دقت كنيد ميبينيد كه نواحي رنگي، با هالهاي به رنگ ديگر احاطه شدهاند. هنگامي كه حسگرهاي محيطي براي مدتي تحريك ميشوند، ما رنگها را به نحوي درك ميكنيم، كه تفاوت زيادي با زماني كه از ديد مركزي استفاده ميكنيم، دارد. هر چه طولانيتر تمركز كنيد، حساسيت شما افزايش يافته، هالهي اطراف نواحي رنگي، روشنتر ديده ميشود. ديروز شما ميتوانستيد ساعتها به اين عكس نگاه كنيد و هيچ چيز نبينيد. تمركز روي يك نقطه به مدت كافي، كليد موفقيت شما است. اين تمرين به جز ديدن هاله، با آگاه كردن شما از تواناييهاي اختصاصي حس بينايي و ادراكتان، اصول مشاهدهي هالهي انسان را به شما آموزش ميدهد. تمرين تمركز ( 2 ) اين تمرين براي تقويت ارتباط بين دو نيمكرهي مغز به شما كمك ميكند و در نتيجه قدرت فرآيند لازم را براي ديدن هاله افزايش ميدهد. شكل 2 را روبروي خود در فاصلهي حدود يك متري قرار دهيد (این شکل پیوست کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا می باشد). دستتان راچنان به جلو دراز كنيد كه يكي از انگشتانتان زير دايرهها و بين آنها قرار گيرد. نوك انگشتتان را نقطهي تمركز قرار دهيد و به دايرهها توجه نكنيد. در اين مرحله بايد چهار دايره ببينيد. سپس سعي كنيد دو دايرهي وسط را بر هم منطبق كنيد و آنها را به صورت يك دايره با يك صليب سفيد رنگ در نوك انگشت خود در وسط دو دايرهي اوليه ببينيد. ديدن صليب نشانهي اين است كه نيمكرهي چپ مغز (كه به چشم راست متصل است) با نيمكرهي راست مغز (كه به چشم چپ متصل است) ارتباط برقرار ميكند. اين تمرين بسيار مفيد است: انجام آن به مدت پنج دقيقه، انرژي حياتي شما را دو برابر ميكند و قدرت شفابخشي بدن را ارتقا ميدهد. صليب در ابتدا بيثبات به نظر ميرسد و شكل ثابت نميگيرد. فاصلهي بين چشمها و انگشت خود را كم و زياد كنيد، تا يك صليب كامل و ثابت ببينيد. شما پس از 3 تا 5 دقيقه از اين تمرين، سود قابل توجهي خواهيد برد. مخصوصاً اگر تا حد امكان پلك نزنيد. البته به نظر ميرسد كه زمان طلايي براي انجام اين تمرين 45 دقيقه است، كه تواناييهاي ذهني و هالهاي شما را به ميزان قابل توجه افزايش ميدهد. بر اساس تجربيات من بهتر است اين تمرين را در ابتدا با يك تا دو دقيقه شروع كنيد و به تدريج در هر هفته مدت تمرين را افزايش دهيد. به نظر ميرسد كه تمركز كوتاه و عميق، بهتر از تمركز طولاني است، كه به علت كمبود مهارت مرتباً قطع شود. به تدريج با تمرين بيشتر شما خواهيد توانست صليب را بدون استفاده از انگشت ببينيد و در ميدان ديد خود نگه داريد. در هنگام ديدن صليب، سعي كنيد با استفاده از ديد محيطي خود از دو دايرهي ديگر و ساير چيزهاي اطراف نيز آگاه باشيد. شما بايد رنگهاي هالهاي اطراف دايرههاي رنگي بالا را با ديد محيطي خود ببينيد. هر گاه بتوانيد بدون گم كردن صليب (و تمركزتان) با استفاده از ديد محيطي خود چيزهاي اطراف را تجزيه و تحليل كنيد، آنگاه براي مشاهده و تفسير هالهها آمادهايد. سطوح پيشرفتهي تمركز:
به نظر ميرسد كه يكي از قطرهاي صليب جلوي ديگري قرار دارد. اين موضوع نشان ميدهد كه يكي از نيمكرههاي مغز شما بر ديگري غالب است. مردان معمولاً قطر افقي را جلوي قطر ديگر ميبينند (نيمكرة چپ غالب است)، و زنان معمولاً قطر عمودي را جلوتر ميبينند (نيمكرة راست غالب است). سعي كنيد با تمركز، قطر « پنهان» را تا حد ممكن جلو بياوريد. سطح نهايي تمركز، زماني بدست ميآيد كه بتوانيد صليبي كاملاً متعادل ببينيد، كه هر چهار بازوي آن وضوح يكسان داشته باشند، در نتيجه بين دو نيمكرهي مغز شما تعادل كامل برقرار باشد. در اين مرحله بسياري از افراد نتايج شگفت آوري را تجربه ميكنند. ابتدا، تمركز بسيار عميقتر ميشود. سپس بعد از 2 تا 3 دقيقه به نظر ميرسد كه ديد خود را از دست ميدهيد، و زمينهي روشن به رنگ ارغواني يا صورتي تيره در ميآيد. حساسيت و آگاهي شما به شدت افزايش پيدا ميكند، و همهي احساسات و عواطف متوقف ميشوند. بعضي معتقدند كه پوشيدن «پيراهن چاكرا» اين تمركز را به مراتب بيشتر ميكند، و تجربيات من هم اين موضوع را تأييد ميكند. رنگها و هالهي آنها: در تمرينهاي 1 و 2 ديديم كه رنگهاي واقعي بوسيلهي هالههايي با رنگهاي متفاوت احاطه شدهاند. رنگهاي هالهها اتفاقي نيستند. فهرست زير، رنگ هالهي هر يك از رنگهاي خالص رنگين كمان (رنگهاي مونوكروم يا تك رنگ) را نشان ميدهد: × رنگ قرمز، هالهي سبزآبي و رنگ سبزآبي هالهي قرمز دارد. × رنگ نارنجي، هالهي آبي و رنگ آبي هالهي نارنجي دارد. × رنگ زرد، هالهي بنفش و رنگ بنفش هالهي زرد دارد. × رنگ سبز، هالهي صورتي و رنگ صورتي هالهي سبز دارد. فهرست بالا براي رنگهاي ميانه (تركيبي) نيز قابل استفاده است، مثلاً رنگ زرد – سبز هالهي صورتي – بنفش دارد. توجه داشته باشيد كه جفت رنگهاي هالهاي با جفت رنگهاي مكمل تفاوت دارند و از «چرخههاي رنگ» و «فضاهاي رنگ» كه در عالم مادي از ديدگاه علمي و هنري تعريف ميشوند، مجزا هستند. بچهها ميتوانند تأييد كنند كه جفت رنگهاي هالهاي كه در بالا بيان شدند، واقعي هستند. نگاهي دقيق به اطراف، به شما ثابت خواهد كرد كه طبيعت شيفتهي جفتهاي هالهاي است. ميتوانيد مطمئن باشيد كه هر پرندهي قرمز رنگ در بدن خود بخشهايي به رنگ سبزآبي نيز دارد. همين رابطه بين جفت رنگهاي آبي – نارنجي، زرد – بنفش، و صورتي – سبز نيز وجود دارد؛ نه تنها در پرندگان بلكه در ماهيها، پروانهها، گلها و هر چيز كه طبيعت رنگ آميزي كرده است همين حالت ديده ميشود. گاهي به جاي جفت هالهاي يكرنگ، رنگ مناسب ديگري را مشاهده ميكنيد. آيا توجه كردهايد كه اكثر گلهايي كه روي درختان ميرويند و بوسيلهي برگهاي سبز احاطه شدهاند به رنگ بنفش، صورتي، ارغواني، يا قرمز هستند؟ جفت رنگهاي هالهاي در طبيعت بسيار برانگيزاننده هستند و اغلب بيننده را غرق احساس زيبايي و شادي ميكنند. شما بايد جفت رنگهاي هالهاي را بشناسيد و به خاطر بسپاريد. چرا؟ زيرا اگر شما هالهاي صورتي رنگ در اطراف شخصي كه لباسي به رنگ سبز روشن به تن دارد مشاهده كنيد، به احتمال قوي آنچه ميبينيد هالهي لباس است نه هالهي آن شخص. Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381 |
|