تبليغاتX
متافیزیک - مراقبه‌ي چشم سوم (تمريني از علامه طباطبايي) - دکتر مطلب برازنده

Ajna Meditation - 2

Dr Motaleb Barazandeh

 

مراقبه‌ي چشم سوم (تمريني از علامه طباطبايي) - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

«... شناخت خداوند يك امر بديهي و روشن و از بديهي‌ترين بديهيّات است و آنچه كه مانع شناخت خداوند است جهل نيست بلكه غفلت است و اين غفلت نيز در اثر مشغول شدن به امور بي‌ارزش و پست دنيا ايجاد مي‌شود؛ پس خداوند براي هيچ كس دوتا ((دل)) قرار نداده است.

پس همين دل است كه اگر اشتغال به دنيا پيدا كند موجب محبّت آن مي‌گردد و تمام همّت و تلاش انسان به آن تعلّق مي‌گيرد؛ پس همين امر تمام دل را به اشتغال خود در مي‌آورد و ديگر جايي از اين آينه دل صاف نمي‌ماند تا جمال خداوند سبحان در آن منعكس شود و معرفت حاصل شود؛ پس همانا مسأله، مسأله دل است.

و اگر مي‌خواهي درستي سخن ما را بيازمايي، مكان خلوتي را انتخاب كن كه هيچ مشغول كننده‌اي از قبيل نور و صدا و اثاث منزل و غيره در آنجا نباشد، سپس طوري بنشين كه مشغول به كاري نشوي و حواست پرت نگردد و چشمانت را بسته نگهداري، آنگاه صورتي را مثلاً صورت ((1)) را در خيال خود مجسم نمايي كه كاملاً توجّه‌ات به آن معطوف گردد و هشيار باشي كه هيچ صورت خيالي وارد محوطه صورت ((1)) نشود؛ پس در اين هنگام كه ابتداي كار است درمي‌يابي كه صورت‌هاي خيالي ديگر مزاحم تو شده و ذهن تو را مي‌خواهند تاريك و مشوّش نمايند، صورت‌هايي كه بسياري از آنها قابل تشخيص و شناسايي از يكديگر نيست، صورت‌هايي كه از افكار روزانه و شبانه و مقاصد و خواسته‌هاي توست، حتّي اين افكار چه بسا دربارة اين باشد كه يك ساعت بعد از بيداري در فلان جا خواهي بود يا با فلان شخص ملاقات خواهي كرد يا فلان عمل را انجام خواهي داد؛ اين در حالي است كه تو در خيال خود فقط به صورت ((1)) نظر داري و به آن توجه مي‌كني و اين تشويش ذهن مدّتي با تو خواهد بود و تداوم خواهد داشت. پس اگر چند روزي به تخليه و پاكسازي اين خيالات مزاحم اقدام نمايي، بعد از مدّتي مشاهده مي‌كني كه آن خيالات و خواطر روبه كاهش گذاشته و هر روز كم مي‌شود و خيال نيز نوراني مي‌گردد تا اين‌كه احساس مي‌كني هر چه به دل و ذهن تو خطور مي‌كند، چنان روشن است كه گويا آن را با چشم حّس خود مشاهده مي‌كني آنگاه اين خواطر به طور تدريجي روز به روز كمتر مي‌شود تا اين‌كه هيچ صورتي با صورت ((1)) باقي نمي‌ماند. اين مطلب را خوب تحويل بگير! و از اينجاست كه صحّت ادّعاي ما را قبول مي‌كني كه همانا سرگرم شدن به امور دنيوي عامل اصلي خود فراموشي و غفلت از ماوراي ماده مي‌گردد و همانا حركت به سوي باطن، با روگرداندن از ظاهر و روآوردن به ماوراي ماده، صورت مي‌پذيرد، پس اگر خواستي مثلاً از همان طريق مذكور نفس خود را مشاهده نمايي، آن خواطر و موانع را كه همان هواهاي نفساني و مقاصد دنيوي است، چند برابر خواهي يافت؛ پس طريق منحصر به فرد براي دستيابي به معرفت، تصفيه دل از دنيا و زرق و برق آن و هر حجابي كه مانع ديدار خداوند سبحان مي‌گردد، مي‌باشد؛ پس تمام اسباب و دستوراتي كه گفته شده از قبيل مراقبه، خلوت و غيره، فقط براي دستيابي به اين حالت قلبي است، سپس توجّه كامل قلب تو به سوي خداوند سبحان و تشرّف به حضرتش ـ عزّاسمه ـ مي‌باشد و اين همان ذكر خدا و تشرّف به محضر حضرت حقّ است و آن آخرين كليد است و خداوند هدايتگر انسان است.» (طريق عرفان، ص109 تا 111)

 

Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383

+ نوشته شده در  2007/3/30ساعت 8:46 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  |