|
روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي نارنجي- زرد دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین ذهن/ بدن نارنجي زردها شخصيت هاي منطقي، تحليل گر، جزء نگر و خلاق هستند. شيوه ي تفکري آنها زنجيروار است و با دقت هرگامي را پردازش مي کنند. نياز اساسي آنها اين است که هر گام جداگانه اي را پيش از مراحل بعدي بفهمند. قويترین خصوصيت نارنجي زردها، ويژگي تحليل گرايانه و هوشمندانه ي شفاف آنهاست. آنها دوست دارند که شالوده اي محکم را توليد نمايند و سپس آجر روي آجر بنا نهند، تا جايي که به طور قطع اهدافشان را بدست آوردند. هر چيزي را که انجام مي دهند، واقعاً شامل منطق و متدولوژي است. آنها دائماً طرح و برنامه ريزي دارند و تلاش مي کنند تا محاسبه کنند که چگونه به الزامات هدفشان برسند. انگيزه ي اساسی آنان اين است که زندگي را تحليل گرايانه و هوشمندانه بفهمند، در حاليکه با ديگر افراد نيز در تعامل هستند. آنان معمولاً زندگي را همچون يک کامپيوتر مي بينند، هر برنامه اي که وارد آن کنيد، همان را از آن دريافت خواهيد کرد. فعاليت هاي فيزيکي براي آنها چندان مهم نيست. آنها فقط در صورتي بدنشان را حرکت مي دهند که دليلي خوب، قانع کننده و مفيد در آن بيايند. اگر نارنجي زردها در هماهنگي شخصيتي باشند، ثبات، امنيت و مسؤوليت را به اطرافيانشان مي تابانند. آنها قابل اعتمادترين مردم دنيا هستند، که مي توانند تمام وظايف محوله را با تمام جزئيات با کفايت تمام به انجام برسانند. آنها به واسطه ي توانايي هاي عقلاني و واقع گرايانه اي که دارند،مي توانند ايده هاي بصري تمام شخصيت ها را تشخيص داده، آنها را به واقعيت تبديل کنند. نارنجي، زردها تأثيري هموار و تثبيت کننده روي ديگر افراد دارند. آنها صادق، قابل اعتماد و زميني هستند، و همچنين ديگران، آنان را واقع گرا مي انگارند. نارنجي زردها هر آنچه را انجام مي دهند، تمام جزئيات آن را بررسي مي کنند. وقتي روي يک پروژه کار مي کنند، نياز دارند که پيش از شرکت در آن، ابتدا احساس امنيت و آرامش کنند، سپس تمام محتواي مطلب را بفهمند. برخي از آنها ممکن است که تمام تصوير را دريافت نکنند، زيرا به شدت به جزئيات مي پردازند. اما براي آنها اصلاً مهم نيست. صبر و حوصله ي باورنکردني آنها، به آنها اجازه مي دهد که ساعت ها روي يک ايده يا پروژه وقت بگذارند. نارنجي زردها دوست دارند با وسايل الکتريکي، ماشين، موتور سيکلت و غيره بازي کنند. اگر آنها مشغول کاري شوند، به تمام جزئيات راه پيدا مي کنند و در بيشتر موارد، در هر کاري متخصص مي شوند. نارنجي زردها به خاطر صبر، مداومت و علاقه اي که به جزئيات دارند، کامپيوتر، راديو و ديگر لوازم تکنيکي را ساخته اند. نارنجي زردها در بيان و ارتباطاتشان هم تأني و اسلوبي هستند. آنها هر موقعيتي را با تمام جزئيات، تقسيم و توصيف مي کنند. نارنجي زردها، همچنين بسيار مراقب هستند که با چه کسي عميق ترين احساسات و عواطفشان را در ميان مي گذارند. آنها عميق ترين احساساتشان را فقط با تعداد کمي که مي دانند به آنها صدمه اي وارد نمي سازند، يا از آن اطلاعات عليه آنان استفاده نمي کنند، در ميان مي گذارند. نارنجي زردها دوستدار تدريس و يادگيري هستند. آنها دانشجويان کاملي را تربيت مي کنند، زيرا مشتاقند که وقت، تلاش و انرژي بگذارند تا تمام جزئيات، جنبه ها و مطالب را بفهمند. تلاش آنان بر اين است که به فراسوي وجودي منظم و ساختاري بروند، تا خود را تا کشف سرزمين هاي قلب و شهودي شان بسط و گسترش دهند. زرد نارنجي ها از چيزهاي غيرمعمولي، فوق العاده، غيرطبيعي يا بي نظم خوششان نمي آيد. آنها به راحتي به الگوهاي تکراري خانوادگي و زندگي خو مي گيرند. روزمرگی آنها تکراري و توأم با الگوها و موقعيت هاي منظم است. براي آنها اتخاذ راه جديد، پذيرفتن ايده ها و الگوهاي نو يا مواجه با هرچيز غير منتظره، کاري صعب است. سبک مطمئن زندگي آنها جذاب است و ويژگيها و کاراکتر پايدار آنها در جهان تجارت به همان اندازه در جامعه مورد سپاس قرار مي گيرد. هنگامي که شخصيت هاي نارنجي زرد ضعيف مي شوند، لجوج، مغرور، خُرد انديش و کاملاً شکاک مي شوند. ممکن است به طور افراطي تحليل گري کنند، به طوري که مي خواهند همه چيز را بدانند و با ذهن همه چيز را کنترل نمايند. هرآنچه را نتوانند ثابت کنند، يا نفهمند و نتوانند از عهده ي آن برآيند، آن را نامطمئن و ناپايدار مي انگارند. شکاکيت آنها به نظرات و ديدگاههاي ديگر ميدان نمي دهد. گاهي اوقات حتي وقتي اثبات مطلب، آنها را بهت زده مي کند، نيز، لجاجت مي ورزند و حاضر نيستند موقعيت يا اعتقاد خود را تغيير دهند. نارنجي زردها افرادي هستند که عمدتاً درباره ي احساسات درونشان نامتعادل فکر و صحبت مي کنند. تا جایی که حتي احساسات خود را هم به سختي احساس مي کنند. حتي متخصصان دانش آموخته اي همچون روان شناسان يا تراپيست هايي که انديشه هاي عاطفي را به طور ذهني مي فهمند، در مورد عواطف و احساسات خودشان در عمل مشکل دارند. آنها در موقعيت هاي پر اضطراب، عقب نشيني عاطفي مي کنند و سپس تلاش مي کنند تا موقعيت، تجلي ذهني نمايند. براي اين شخصيت ها، برقراري ارتباط با عواطف و احساساتشان اولين مشکل است. آنها بايد بياموزند که برخي چيزها قابل آناليز و محاسبه نيست و بايد آن را حس کنند. برخي از آنها حاضر نيستند با عواطف و احساساتشان مواجه شوند، زيرا فکر مي کنند همه چيز بايد با ذهن، منطق و هوش مورد ارزيابي قرار گيرد. بنابراين بسياری از مشکلاتشان را با شيوه هاي شناخته شده، مطمئن و آزموده شده حل مي کنند. آنها با اين راه حل ها احساس امنيت مي کنند. از آنجا که نارنجي زردها نمي دانند چگونه از عهده ي عواطفشان برآيند، آنچنان آن را سرکوب مي کنند که گويي اصلاً وجود ندارد. آنها ممکن است واقعاً تلاش کنند، تا عاطفه ها را از زندگي حذف کنند که در اين صورت در مواجه با ديگران بي اعتنا، بي توجه و سرد برخورد مي کنند. اگر نارنجي زردها، خشم، غضب يا غم دروني شان را نگه دارند، مضطرب و خموده مي شوند. راه حل این معضل، ابراز احساسات است. آنها بايد بياموزند که آرام باشند. براي آنان افکار را از ذهن راندن و ذهن را متوقف کردن، کاري دشوار است. آنها خودشان را به عنوان ذهن و انديشه دريافت کرده اند و مي ترسند که اگر ذهن متوقف شود، آنها ديگر وجود نداشته باشند. وقتي نارنجي زردها مي فهمند که عواطف و احساسات بخش مهمي از سيستم بشر است، به مرکز قدرت تازه ای تغییر موضع می یابند. بدون اعتقادات و عقايد روحاني، بشر تنها يک ماده يا حداقل يک کامپيوتر است. ايجاد وضعيتي ذهني که عواطف و شهود را يکپارچه می سازد، اولين قدم براي رشد و وسعت ابعاد وجودشان است. براي آنان روحانيت به چنگ آوردن و فهميدن قوانين برتر و انديشه هاي زندگي است. آنها گنجايش فهم دانش روحي و خرد را دارند. چراکه ذهن حرفه اي، تحليل گر و دقيقی دارند. براي نارنجي زردها، کارهاي جهان درون قوانين معين و منظمي است که به طور منطقي قابل توضيح و قابل فهم است. آنها تنها هنگامي نظرات خارق العاده و عرفان يا پديده هاي روحاني را مي پذيرند که با دقت آن را بيازمايند و همچنين قانع شوند که اين نظرات و پديده ها اعتبار دارند. براي آنان اعتقادادت بر پايه ي اثبات عملي استوار است. "شنيدن کي بود مانند ديدن". نارنجي زردها، کارهاي روحاني را که قوانين خاص، مقررات و چارچوبهايي مطمئن را ارائه مي دهد، ترجيح مي دهند. براي آنها، روحانيت ارزش هاي اخلاقي برتر، عدالت، قوانين و تکامل است. خدا انديشه اي ذهني باقي مي ماند - نهايت انديشه. آنها مي توانند بفهمند خدا يا روحانيت واقعاًچيست، اما مشکل آنها در احساس کردن مطلب است. مشکل اصلی براي نارنجي زردها اين است که به احساساتشان ميدان دهند و شهودشان را به انديشه هاي ذهن شان در زندگي وارد سازند. |
|