تبليغاتX
متافیزیک

Aura & Consciousness

Dr Motaleb Barazandeh

 

ساختار آگاهي و هـالة نورانـي - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

در سطح بالاتر آگاهي، كالبد اثيري ما با «آگاهي برتر» يا «خود برتر» كه به مراتب قوي‌تر و هوشمند‌تر است، ارتباط برقرار مي‌‌كند. «خود برتر» همه‌ي احساسات ما را دريافت مي‌كند و همه‌ي ادراكات ما را در كل زندگي ذخيره مي‌نمايد. علم پزشكي اين ارتباط را بين كالبد اثيري و خود‌‌برتر، به خوبي ثابت كرده است. اين ارتباط، به صورت يك «تونل» بسيار پر سر و صدا است كه به يك نور بي‌نهايت درخشان (خود‌برتر) ختم مي‌شود. وقتي ما مي‌ميريم كالبد اثيري ما (كه خود واقعي ما است) از اين تونل عبور مي‌كند و ما با رسيدن به نور درخشان، به سعادت كامل و آگاهي مطلق دست پيدا مي‌كنيم. اين نور درخشان راه ورودي هسته‌ي خود برتر ما است. افراد بسياري كه يك «مرگ باليني» را تجربه كرده‌اند، اين ارتباط را با جزئيات كامل توصيف كرده‌اند. اين تجربه چنان عميق، كامل و گيراست و چنان با زندگي روزانه ما متفاوت است، كه وقتي باز مي‌گرديم بيشتر آن را فراموش مي‌كنيم، همانطور كه رؤياهايمان را از ياد مي‌بريم. خود برتر داراي 9 طبقه است، كه هر يك قوي‌تر و روشن‌تر از قبلي است.

روشنايي «خودهاي برتر» و صداي تونل‌هايي كه به آنها ختم مي‌شوند، مربوط به گفتگوهاي روحاني بي‌شمار و ديرين، و به عبارت ديگر «نور و صداي آفرينش» است. بهترين فيزيكدانان ما قبول دارند كه هر چيز در جهان، تنها يك نوسان است.

هدف بسياري از تمرينهاي مدي‌تيشن و يوگا، رسيدن به نور و سعادت (نيروانا، سامادهي،) آگاهانه در هنگام زندگي است. اگر بتوانيد بارها در طول زندگي خود به اين «آگاهي برتر» حتي به مدت چند ثانيه دست پيدا كنيد، از تيرگي جهل رهايي پيدا مي‌‌كنيد. شما شروع به درك چيزهايي مي‌كنيد كه هرگز قادر به درك آنها نبوده‌ايد. اغلب پس از تماس مستقيم با «خود‌برتر» شيوه‌ي زندگي گذشته ديگر براي شما جاذبه‌اي ندارد. پيروي از عادات، آداب و شيوه‌ي زندگي ديگران و وابستگي به ماديات، از آن پس براي شما بي‌معنا مي‌شود. روح شما، كاملاً بيدار مي‌شود.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 9:12 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura & Asteral Body

Dr Motaleb Barazandeh

 

كالبد اثيري و هـالة نورانـي - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

كالبد اثيري اغلب با هاله اشتباه گرفته مي‌شود. كالبد اثيري مهمترين قسمت و به عبارت ديگر بخش جاودانه وجود ما است. زيرا آگاهي ما در آن نهفته است. هنگامي كه كالبد فيزيكي ما مي‌ميرد، نوسان هاله متوقف مي‌شود. كالبد اثيري جاودانه است، دوره حيات آن حدود 1022سال است، كه تقريباً برابر با طول عمر جهان است. كالبد اثيري، يك توده الكتروني حاوي حدود21 10*4 الكترون است. الكترونهاي كالبد اثيري ما داراي حافظه‌اي با ظرفيت عظيم هستند، و اطلاعات و هوشي را در برمي‌گيرند كه همه‌ي عملكردهاي ذهن و بدن ما را كنترل مي‌‌كند. از جمله‌ي همه فرآيندهاي بهبود را، اينها واقعيت‌هايي هستند كه فيزيكدانان ما اكنون در حال كشف آنها هستند. كالبد اثيري واقعيت وجود ما است. اگر وجود خود را به يك كامپيوتر تشبيه كنيم، كالبد فيزيكي ما سخت‌افزار اين كامپيوتر است و با قسمتهايي مانند حس‌گرها، فرستنده‌ها، گيرنده‌‌ها و بخشهاي كنترل تجهيز شده است، كالبد اثيري الكتروني حاوي نرم‌افزار، حافظه، ذخيره داده‌‌ها و همچنين آگاهي و بالاخره اراده آزادانه كاربر است، كه تصميم مي‌گيرد چه كند.

كالبد فيزيكي ما واحدي ناقص است و به آساني بيمار مي‌شود، زيرا ما هنوز آگاهي خود را تا حدي تكامل نداده‌ايم كه بتوانيم كالبد فيزيكي خود را بهتر كنترل كنيم. هدف نهايي اين است كه بتوانيم فعاليت هر سلول بدن خود را آگاهانه كنترل كنيم و خصوصاً در هنگام نياز آنها را بازسازي كنيم. در چنين حالتي ما هميشه جوان خواهيم ماند، و قادر خواهيم بود زمان و روش تغيير جسم فيزيكي خود را انتخاب كنيم. همچنين ما خواهيم توانست با آزادي كامل تصميم بگيريم كه در كالبد فيزيكي باشيم (كه به عنوان ابزاري براي كمك به ديگران لازم است)، يا به منبع آگاهي در كالبد اثيري بپيونديم. تصور كنيد كه اين آزادي چه لذت و تفريحي در بردارد. اين يك رؤيا نيست، واقعيت است.

تنها دو عامل وجود دارد كه مي‌تواند به اطلاعات ذخيره شده در كالبد اثيري صدمه بزند و ما را دچار لطمه‌هاي ماندگار كند: داروها و سر و صداهاي بلند.

تجربه‌ي مشاهده‌ي كالبد اثيري خود:

دو دستتان را چنان نگهداريد كه انگشتان اشاره دو دست تقريباً يكديگر را لمس كنند. بهتر است اين كار را در برابر يك زمينه‌ي تيره و مات انجام دهيد. زمينه‌ي سياه از همه بهتر است. فضاي بين انگشتان و اطراف آنها را نگاه كنيد و توجه كنيد كه زمينه در نزديك انگشتان شما، روشن‌تر ديده مي‌شود. تابش متمايل به آبي، شفاف و كمي درخشان كه مسؤول اين پديده است، عملاً قسمتي از كالبد الكتروني اثيري شما است. با به هم پيوستن دودست، شما يك مدار الكترونيك تشكيل مي‌‌‌‌دهيد كه كالبد اثيري را واضح‌‌ترمي‌‌كند. شكل كالبد اثيري، به كالبد فيزيكي شما وابسته است. بعضي ازمردم كالبد اثيري قوي و درخشاني دارند كه 10 ميلي‌متر يا بيشتر، فراتر از كالبد فيزيكي است. اين كالبد در افراد سالم در روي زمين، به طور معمول در حد 2 تا 4 ميلي‌متر در نظر گرفته مي‌شود.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 9:11 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura Suppression

Dr Motaleb Barazandeh

 

عوامل سركوب كننده‌ي هاله - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

چيزهايي كه انرژي حياتي (هاله) شما را به سرعت دچار كاهش، خفگي يا تغيير شكل مي‌كنند عبارتند از:

1ــ ترس، استرس، اضطراب، تنفر، حسادت يا هر فكر يا احساس منفي ديگر

2ــ بحرانهاي فيزيكي در بدن، مانند بيماريها، تحريكهاي مصنوعي (داروها) وغيره. اين عوامل مي‌توانند بطور موقت انرژي هاله را افزايش دهند ولي بعد از آن شخص دچار افت انرژي مي‌شود، اين اثر شبيه بالا رفتن حرارت بدن شما در هنگام بيماري است. براي تشخيص چنين بحراني بايد بتوانيد هاله را تفسير كنيد. چنين هاله‌ي تقويت‌شده‌اي به احتمال زياد سفيد خواهد بود.

3ــ لباسها و محيطي كه با هاله‌ي شما تضاد دارند. لباسهاي داراي رنگهاي مات، به جاي اينكه انرژي حياتي شما را تقويت كنند آن را جذب مي‌كنند. جالب است كه بدانيد، در زمين به طور كلي مردان صرف‌نظر از فرهنگ، نژاد و تغذيه، در سنين پايين‌تري نسبت به زنان مي‌ميرند. به نظر ما علت اين است كه مردان براي بيشتر مدت عمر خود از لباسهايي به رنگ سياه يا خاكستري استفاده مي‌كنند و به ندرت رنگهاي ديگر را بكار مي‌برند، زنان در لباسهاي خود از رنگهاي متنوع‌تري استفاده كرده، بطور مكرر آنها را تغيير مي‌دهند. جالب است كه در طبيعت، پرندگان نر اغلب رنگهاي روشن‌تري نسبت به پرندگان ماده دارند، و عمرشان هم طولاني‌تر است. طبيعت هميشه به ما درس مي‌دهد، و كاري كه ما بايد انجام دهيم اين است كه از طبيعت ايده بگيريم.

يك اثر فوري پوشيدن لباسهاي خاكستري، سياه يا قهوه‌اي اين است كه خستگي شما را تسريع مي‌كنند. آيا توجه كرده‌ايد كه جوانان امروزه به مراتب مسن‌تر از آنچه هستند، به نظر مي‌رسند؟

منطقي است كه ما تا حد امكان از تمام عوامل بالا دوري كنيم. به سر بردن با هر يك از اين عوامل به مدت طولاني، مي‌تواند بر روح و هاله‌ي شما تاثيري پايدار بگذارد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 9:10 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura Strengthening

Dr Motaleb Barazandeh

 

تقويت نوسان هاله و انرژي حياتي ما - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

چيزهايي كه مي‌توانند هاله‌ي ما را به شدت تقويت كنند عبارتند از:

1-     مدي‌تيشن (پاك كردن ذهن از هر فكر)

2-     تمركز (تمرين ديدن صليب)

3-     هماهنگ كردن هاله‌ي خود با محيط

هماهنگ كردن هاله‌ي خود با محيط:

اگر ما فركانسهاي نوساني (طيف رنگهاي) آنچه مي‌پوشيم را با فركانسهايي كه بدن ما بطور طبيعي ساطع مي‌كند (رنگ هاله) هماهنگ كنيم، ذهن و بدن ما حالت هارموني منحصر به فردي را تجربه خواهد كرد. اين كار مانند كوك كردن يك ساز است. صدايي كه از يك ساز كوك نشده توليد مي‌شود، اصواتي ناموزون است، نه يك قطعه موسيقي موزون و خوش آهنگ. اصولاً سه روش براي هماهنگ كردن هاله شما با محيط وجود دارد:

1-هماهنگ كردن محيط اطراف با رنگ غالب هاله: وقتي رنگ غالب هاله‌ي خود را بشناسيم، مي‌توانيم سعي كنيم كه محيط اطراف يا لباسهاي خود را با هاله‌مان هماهنگ كنيم. اصلاح و هماهنگ ساختن دكوراسيون خانه با هاله‌ي ما، مي‌تواند تحريك مثبتي براي روح باشد و از جنبه‌هاي مختلف باعث ارتقاي سلامت شود. براي دستيابي به اين هماهنگي بايد از رنگ غالب هاله و يا از جفت رنگ‌هاي هاله‌اي استفاده كنيم. مثلاً اگر رنگ غالب هاله‌ي شما سبز است، بايد در دكوراسيون خانه خود از رنگهاي سبز و صورتي روشن استفاده كنيد.

2-هماهنگ كردن محيط اطراف با فركانسهاي افكار: فركانسهاي افكار، در بخش مربوط به معناي رنگهاي هاله توضيح داده شده‌اند. اگر شما درباره آرامش ذهن فكر مي‌كنيد (يك فكر آبي) محيط آبي رنگ، فكر شما را تقويت خواهد كرد. صبحگاه كه از خانه خارج مي‌شويد و آسمان آبي را مي‌بينيد، قبل از آن كه فرصت كنيد درباره‌ي هر چيز ديگر فكر كنيد، احساس آرامش مي‌كنيد، زيرا نوسان آبي آسمان همه‌ي افكاري را كه در جهت آرامش ذهن هستند تقويت مي‌كند. هنگامي كه آسمان خاكستري است، افكار افسرده كننده قبل از اين كه متوجه شويد به سراغتان مي‌آيند. حتماً توجه كرده‌ايد كه لباس جين آبي خيلي پر‌طرفدار است، چون در كسب آرامش ذهني به ما كمك مي‌كند. تلاش براي تبليغ جين قهوه‌اي ممكن است كاملاً بي‌فايده باشد.

3-هماهنگ كردن پراكندگي فركانس در سراسر بدن: اين كار بالاترين ميزان انگيزش طبيعي را ايجاد مي‌كند، اما به لباسهايي با طراحي ويژه مانند «پيراهن چاكرا» نياز دارد. نتيجه كار كاملاً مشابه طب سوزني است. با اين تفاوت كه به جاي سوزنها از مجموعه 16 رنگ كليدي استفاده مي‌ شود. پوشيدن اين پيراهن، ظرف چند دقيقه باعث بهبود خارق‌العاده ميدان انرژي حياتي (هاله) فرد مي‌شود. در همه‌ي موارد استفاده از رنگهاي روشن و خالص و تك رنگ (رنگين كمان) مهم است. اين رنگها مي‌توانند روشن و ملايم باشند، اما پيراهن بايد بطور مشخص داراي يك رنگين‌كمان خالص و هماهنگي نوسانها باشد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 9:9 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Comment & Colour of Aura

Dr Motaleb Barazandeh

 

معني هاله و رنگهاي آن - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

هاله، بازتاب ماهيت واقعي ما در هر لحظه است. در اينجا لازم است منظور خود را از «ماهيت واقعي» و اينكه چرا براي كشف آن قدري تلاش لازم است، بيان كنم. در جوامع ما بر سمبولها، كليشه‌ها، عادتها، آداب و رسوم، رفتارهاي سطحي، ظاهرسازي، پيروي از ديگران و تسليم بي قيد و شرط در برابر ديگران تأكيد مي‌شود. تعليم و تربيت ما، عميقا‌ً بر پايه‌ي ديدگاهها و انتظارات افرادي است، كه سعي مي‌كنند بر مردم تسلط پيدا كنند.

هنگامي كه ما همه‌ي عادتها، كليشه‌ها، آداب و رسوم، ظاهرسازيها، و رفتارهاي سطحي خود را تشخيص مي‌دهيم و كنار مي‌گذاريم، و كاملاً آگاه، طبيعي و آزاد مي‌شويم، آنچه باقي مي‌ماند ماهيت واقعي ما است.  بعضي از مردم چنان به آداب و عادتهاي خود چسبيده‌اند، كه كشف ماهيت واقعي‌شان اگر غير ممكن نباشد، بسيار مشكل است. تنها راه دستيابي به يك بصيرت فوري پيرامون شخصيت اين افراد، تماشاي هاله آنها است، زيرا هاله ماهيت واقعي آنها را از وراي پوشش رفتارهاي سطحي نشان مي دهد .

به طور كلي، هر چه هاله رنگين‌تر، واضح‌تر، و روشن‌تر باشد، صاحب آن داراي شخصيتي بهتر وروحي والاتر است. همچنين هر چه پراكندگي انرژي در هاله يكنواخت‌تر باشد، آن شخص سالمتر و متعادل‌تر است. پراكندگي انرژي در هاله، مي‌تواند به عنوان يك ابزار تشخيصي قوي در پزشكي مورد استفاده قرار گيرد، البته معمولاً به تجهيزات پيچيده نيز نياز است.

هاله ما همه بدن را احاطه كرده است، اما تفسير رنگهايي كه توضيح داده مي‌شود، فقط به هاله‌ي اطراف سر مربوط است. معاني رنگهاي هاله اطراف سر، كه توضيح داده مي‌شود، در متون تخصصي مورد اشاره و تاييد قرار گرفته است. وقتي ديدن هاله را به خوبي ياد گرفتيد، مي‌توانيد خودتان صحت آن را با تمركز روي افكار خاص هنگام تماشاي هاله خود، يا بيان افكار ديگران در هنگام مشاهده‌ي هاله آنها تحقيق كنيد.

مردم معمولاً در هاله‌ي خود يك يا دو رنگ غالب دارند. اين رنگها (يا جفت هاله‌اي آنها) به احتمال قوي، رنگهاي مورد علاقه آنها هستند. علاوه بر رنگهاي غالب، هاله، افكار، احساسات و آرزوها را هم منعكس مي‌كند كه به صورت نقاط درخشان، ابرها يا شعله‌هايي، معمولاً با قدري فاصله از سر، به چشم مي‌خورند. مثلاً يك برق(درخشش) نارنجي‌رنگ در هاله، نشانگر فكر يا علاقه به اِعمال قدرت و كنترل ديگران است. نارنجي به عنوان يك رنگ غالب، نشان‌دهنده قدرت و توانايي كنترل مردم است. برقهايي كه به سرعت تغيير مي‌كند، نشان‌دهنده افكاري هستند كه به سرعت تغيير مي‌كنند.

معناي رنگهاي خالص و روشن هاله (رنگهاي رنگين‌كمان؛ رنگهاي روشن، درخشان و تك‌رنگ)

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارغواني: نشان‌دهنده‌ي افكار معنوي است. ارغواني هرگز به صورت رنگ غالب در هاله ديده نمي‌شود، بلكه فقط به صورت ابرها يا شعله‌هايي گذرا ديده مي‌شود و نشان‌دهنده‌ي افكاري واقعا‍ً معنوي است.

آبي: وجود متعادل، تحمل در زندگي، سيستم عصبي آرام، ارسال نيرو و انرژي. افرادي كه داراي رنگ غالب آبي در هاله‌ي خود هستند، افرادي آرام و متعادل هستند كه آماده‌اند حتي در غاري زندگي كنند وزنده بمانند. آنها با تحمل زياد و قدرت بقا متولد مي‌شوند. تفكر آبي، تفكري است درباره‌ي آرامش سيستم عصبي و كسب تعادل ذهني، يا درباره‌ي بقا و تحمل شرايط سخت. هنگامي كه فرد در حال دريافت يا ارسال انرژي يا تله‌پاتي است، رنگ آبي درخشان مي‌تواند هر رنگ ديگر را در هاله، تحت‌الشعاع خود قرار دهد. مثلاً ‹‹ميشل‌د‌س‌ماركوئت›› مؤلف «پيشگويي تيااوبا» اغلب در سخنراني‌هايش هاله‌اي با رنگ آبي درخشان دارد، مخصوصاً هنگامي كه به سؤالهاي حاضران پاسخ مي‌دهد.

سبز آبي: نشان‌دهنده‌ي كيفيت پوياي زندگي، شخصيت پر‌انرژي، قدرت فرافكني، و تحت‌تاثير قرار دادن ديگران است. افرادي كه رنگ سبز آبي در هاله‌ي آنها غالب است، مي‌توانند كارهاي زيادي را همزمان انجام دهند، و قدرت سازمان‌دهي قابل توجهي دارند. اين افراد وقتي مجبور باشند روي يك موضوع تمركز كنند، احساس خستگي و كسالت مي‌‌كنند. مردم، عاشق رؤسايي با هاله‌هاي سبز آبي هستند، زيرا چنين رؤسايي به جاي اينكه فقط دستور بدهند، اهدافشان را بيان مي‌كنند و به اين ترتيب در گروه خود بهتر نفوذ مي‌كنند. تفكر سبز آبي، تفكري است پيرامون سازمان‌دهي و تاثير بر ديگران.

سبز:آرامش، تعديل انرژي، قدرت طبيعي شفابخشي. همه‌ي شفادهندگان ذاتي، اين رنگ را در هاله‌ي خود دارند. افرادي كه رنگ سبز در هاله‌ي آنها غالب است، شفادهندگان ذاتي هستند. هر چه رنگ سبز در هاله قوي‌تر باشد، فرد، شفادهنده‌ي بهتري است. اين افراد، عاشق باغباني نيز هستند و معمولاً   « دستي سبز » دارند، همه چيز براي آنها مي‌رويد. بودن در كنار فردي با هاله‌ي سبز و قوي، تجربه‌اي بسيار آرامش‌بخش است. تفكر سبز، نشانگر حالت آرامش و شفابخشي است.

زرد: شادي، آزادي، عدم وابستگي، پخش كردن نيروهاي حياتي. افرادي كه هاله‌ي زرد و درخشان دارند، سرشار از شادي دروني هستند، بسيار بخشنده‌اند و به هيچ چيز وابستگي ندارند. هاله‌ي زرد رنگ در اطراف سر، نشان‌دهنده‌ي تكامل بالاي روحي است. اين امضاي يك استاد معنوي است. از كسي كه چنين هاله‌اي ندارد، انتظار تعليمات معنوي نداشته باشيد. بودا و مسيح، هاله‌هاي زرد رنگي در اطراف سر داشتند، كه تا بازوهايشان امتداد داشت. امروزه در روي زمين به ندرت مي‌توان هاله‌اي بزرگتر از يك اينچ (5/2 سانتي‌متر) پيدا كرد. هاله‌ي زرد رنگ، نتيجه‌ي فعاليت بالاي چاكراي پيشاني است(كه افراد زيادي در كلاسهاي هاله مي‌توانند آن را با درخشش بنفش مشاهده كنند). افراد داراي شخصيت والاي معنوي، چاكراي پيشاني خود را در طول سالها فعال نگه مي‌دارند، زيرا هميشه در ذهن خود افكاري عميق و معنوي دارند. وقتي اين چاكرا در حال فعاليت بالا مشاهده مي‌شود هاله‌اي زرد رنگ (جفت هاله‌اي رنگ بنفش) اطراف آن پديد مي‌آيد كه تمام سر را احاطه مي‌كند. تفكر زرد نشانگر شادماني، رضايت و خرسندي است.

نارنجي: ترقي و تعالي اخلاقي و معنوي، جاذبه و الهام. نارنجي نشانه قدرت است، توانايي و يا تمايل به كنترل ديگران. هر‌گاه نارنجي رنگ غالب هاله مي‌شود، معمولاً در كنار رنگ زرد قرار مي‌گيرد و با مشاركت آن رنگ طلايي را پديد مي‌آورد كه نه تنها نشانگر يك استاد معنوي است، بلكه بر يك استاد قدرتمند معنوي دلالت مي‌كند، شخصي با توانايي‌هاي منحصر به فرد. تفكر نارنجي، تفكري است پيرامون اعمال قدرت و تمايل به كنترل ديگران.

سرخ: افكار مادي، افكاري پيرامون جسم فيزيكي. رنگ غالب قرمز در هاله، نشانگر افراد مادي‌گرا است.

صورتي(= ارغواني+ سرخ): عشق معنوي. براي پديد آوردن صورتي روشن‌ و تميز، بايد رنگ ارغواني(بالاترين فركانسي كه مي‌بينيم) و سرخ (پايين‌ترين فركانس) را تركيب كنيم. هاله‌ي صورتي نشان مي‌دهد كه شخص به تعادل كامل بين آگاهي معنوي و وجود مادي دست يافته است. تكامل يافته‌ترين افراد، نه تنها هاله‌اي زرد رنگ اطراف سر خود دارند، بلكه يك هاله‌ي بزرگ صورتي نيز دارند، كه تا مسافتي زياد گسترش يافته است. رنگ صورتي در هاله، در روي زمين نادر است و تنها به صورت يك فكر گذرا ظاهر مي‌شود، نه يك رنگ غالب در هاله.

معني رنگهاي كدر : رنگهايي كه تيره‌تر از زمينه به نظر مي‌رسند و بيشتر شبيه دود هستند تا‌درخشش

قهوه‌اي: نا آرامي، آشفتگي، مادي‌گرايي، نفي معنويت.

خاكستري: افكار تيره، افسردگي، نيات مبهم، بروز جنبه تيره شخصيت.

خردلي: درد، ناراحتي، خشم.

سفيد: بيماري شديد، تحريك مصنوعي (اثر داروها). چرا رنگ سفيد در هاله نشانه‌ي مشكلات است؟ رنگ سفيد در واقع نوعي شلوغي و بي‌نظمي رنگها است نه هارموني مجموعه‌اي از تك رنگها، بنابراين هاله‌ي سفيد نشانگر فقدان هارموني (نا هماهنگي) در بدن و ذهن است. طبيعت كه ما قسمتي از آن هستيم، مجموعه‌اي هماهنگ است. اين هماهنگي ناشي از هماهنگي مطلق و آهنگين نوسانها است، كه در فيزيك كوانتومي مدرن تا حدي توصيف شده است. چند ساعت قبل از مرگ، هاله سفيد مي‌شود و وضوح آن به شدت افزايش مي‌يابد. توجه داشته باشيد كه در اكثر فرهنگ‌ها رنگ سفيد نماد مرگ است (نه رنگ سياه)، زيرا در گذشته مردم مي‌توانستند عملاً هاله‌ي سفيد قبل از مرگ را ببينند. به نظر مي‌رسد كه پيشينيان ما خيلي بيشتر از آنچه ما بتوانيم باور كنيم، مي‌دانستند.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:58 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Vision of Human Energy Field

Dr Motaleb Barazandeh

 

مشاهده‌ي هاله - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

اين تمرين به اين منظور طراحي شده است كه هاله را براي اولين بار مشاهده كنيد، و يا ديدن هاله را تمرين كنيد. انتخاب شرايط مناسب مهم است، زيرا نه تنها هاله را بهتر مي‌بينيد، بلكه بهتر مي‌توانيد به آنچه مي‌بينيد اعتماد كنيد. اول: از شخص مورد مطالعه بخواهيد كه روبروي يك زمينه‌ي سفيد و ساده با نوردهي بسيار ملايم بايستد. يك زمينه‌ي رنگي، رنگهاي هاله را تغيير مي‌دهد و در نتيجه شما به دانش بيشتري درباره‌ي تركيب رنگها نياز پيدا مي‌كنيد. تركيب رنگهاي زمينه و هاله گاهي مي‌تواند در تفسير رنگ هاله مشكل ايجاد كند. دوم: نقطه‌اي را براي نگاه كردن انتخاب كنيد. وسط پيشاني نقطه‌ي مناسبي است. اين نقطه، محل چاكراي پيشاني يا چشم سوم است. در بعضي از فرهنگها (در هند) در اين محل علامتي مي‌گذارند. در زمان قديم چنين علامتي بيننده را دعوت به نگاه كردن و مشاهده‌ي هاله مي‌كرده است. سوم: براي مدت 30 تا 60 ثانيه يا بيشتر به اين نقطه نگاه كنيد. چهارم: بعد از 30 ثانيه، در حالي كه هنوز به همان نقطه نگاه مي‌كنيد، محيط اطراف را با ديد محيطي خود بررسي كنيد. ادامه‌ي تمركز بسيار مهم است. در برابر وسوسه نگاه كردن به اطراف مقاومت كنيد. شما بايد ببينيد كه زمينه‌ي اطراف شخص روشنتر و داراي رنگي متفاوت با قسمتهاي ديگر زمينه است. اين ادراك شخصي شما از هاله است. هر چه تمركز شما طولاني‌تر باشد، هاله را بهتر خواهيد ديد. به ياد داشته باشيد كه تمركز روي يك نقطه با تجمع اثر نوسان هاله در چشم شما حساسيت را افزايش مي‌دهد. پنجم: اكثر تمرينهاي پيشرفته‌ي مشاهده‌ي هاله، در تاريكي كامل انجام مي‌شوند، اما نياز به ساعتها تمركز و تمرينهاي منظم و اصولي دارند.

يك عكس فوري از يك هاله:

بعد از تمركز به مدت كافي و در حال ديدن هاله، چشمانتان را ببنديد. براي يك يا دو ثانيه فقط هاله را خواهيد ديد. آماده باشيد، شما فقط يكي دو ثانيه فرصت داريد و پس از آن سلولهاي حساس به نور از نوسان باز مي‌ايستند و ارسال پيامهاي بينايي به مغز متوقف مي‌شود. اگر اين فرصت كوتاه را از دست بدهيد، ناچاريد دوباره تمركز را آغاز كنيد. سعي كنيد بفهميد كه بايد با چه سرعتي چشمانتان را ببنديد.

مشاهده‌ي هاله‌ي ديگران:

بهترين روش اين است كه مستقيماً به چاكراي پيشاني (چشم سوم يا چشم عقل، كه به فاصلة 5/1 سانتي متر بالاي بيني، بين چشمها قرار دارد) نگاه كنيد و براي حداقل 30 تا 60 ثانيه وضعيت ذهني خود را در حالت تمركز قرار دهيد، كه تكنيك آن در بالا توضيح داده شد. من با نگاه كردن به چاكراي گلو و قلب نيز همين نتايج را بدست آورده‌ام. به هر حال اگر شما روي سينه‌ي كسي تمركز كنيد، چنان غير معمول به نظر مي‌رسد كه شخص مورد مطالعه معمولاً بسيار معذب مي‌شود. وقتي به چاكراي پيشاني كسي نگاه مي‌كنيد، عملاً مي‌توانيد گفتگو را نيز ادامه دهيد.

در اين مورد هم زمينه‌اي با نور خيلي ملايم و بدون سايه بهترين نتيجه را مي‌دهد. با تمرين بيشتر، هر زمينه‌اي با نور يكنواخت (مانند آسمان آبي) براي كار شما مناسب خواهد بود.

مشاهده‌ي هاله‌ي خود:

روبروي يك آينه با اندازه‌ي مناسب به فاصله‌ي 5/1 متر از آينه بايستيد. در آغاز كار بهتر است زمينه‌ي پشت سر شما سفيد و ساده و بدون سايه باشد. نور محيط بايد خيلي ملايم و يكنواخت باشد. دستورهاي بالا را براي ديدن هاله دنبال كنيد. هر روز حداقل به مدت 10 تا 15 دقيقه تمرين كنيد، تا حساسيت شما افزايش يابد و ديد هاله‌اي شما پيشرفت كند.

ديد هاله‌اي و پس تصويرها:

يكي از سئوالهايي كه اغلب در كلاسهاي هاله شناسي پرسيده مي‌شود، اين است:«آيا چشمان من به من حقه مي‌زنند؟»جواب منفي است. شما فقط ياد گرفته‌ايد كه به آنچه چشمانتان قادرند انجام دهند، توجه كنيد. حسگرهاي نور در چشم ما (سرخ، سبز و آبي)، حسگرهاي نوسان هستند، كه داراي حافظه‌اند. اهميت حافظه در اين است كه آنها مي‌توانند تا چند ثانيه پس از قطع تحريك بينايي به نوسان ادامه دهند.

حافظه‌ي تحريك بينايي اغلب به عنوان پس تصوير درك مي‌شود. پس تصويرها شكلي دقيقاً يكسان با تصاوير اصلي دارند. پس تصوير جسمي كه بوسيله‌ي هاله‌اش احاطه شده است، بزرگتر از تصوير اصلي است. افزايش اندازه‌ي پس تصوير، ناشي از نوسان هاله است و عملاً نشان دهنده‌ي يك عكس فوري از يك هاله است. بنابراين خيلي مهم است كه هنگام تماشاي هاله، روي يك نقطه تمركز كنيم و در برابر وسوسه‌ي تغيير نقطه‌ي تمركز تسليم نشويم، در غير اين صورت تصوير هاله با پس تصوير جسم اشتباه خواهد شد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:56 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura & our Eyes

Dr Motaleb Barazandeh

 

چشمان ما- دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

چشمان ما مي‌تواند دامنه‌ي بسيار كمي از فركانسهاي ارتعاشي الكترومغناطيسي با طول موج 3/0 تا 7/0 ميكرومتر (از بنفش تا سرخ) را ببيند. ما تركيبي از فركانسهاي ارتعاشي اين محدوده را به صورت رنگ مشاهده مي‌كنيم. اين تركيب را مي‌توان با ثبت طيف نور بوسيله دستگاههاي مخصوصي به نام اسپكتروفتومتر به دقت اندازه‌ گيري كرد.

رنگهايي كه توسط چشمان ما مشاهده مي‌شوند، تنها ادراكي ناقص از واقعيتي به مراتب پيچيده‌تر است. (نوسان پيچيده‌ي نور و همچنين ساير نوسانها). براي توصيف اين موضوع بايد طيف نور و چگونگي درك رنگ را توسط چشمانمان توضيح دهيم.

براي ديدن هاله بايد:

               v         حساسيت چشمان خود را افزايش دهيم.

     v         دامنه‌ي نوسانهاي قابل مشاهده را ، وراي نور مرئي گسترش دهيم.

براي انجام موفقيت آميز موارد بالا بايد:

       v         ديد محيطي خود را مورد استفاده و تمرين قرار دهيم.

                v         تماس خود را با نور افزايش دهيم.

                                                                 v         فرآيند حس بينايي را در مغز تقويت كنيم؛ ارتباط بين نيمكره‌هاي راست و چپ مغز را تقويت كنيم.

ديد محيطي:

چرا بايد از ديد محيطي خود استفاده كنيم؟ شبكيه‌ي ما ( صفحه‌ي كانوني چشم كه حاوي سلولهاي بينايي است)، در بخش محيطي كمتر از بخش مركزي صدمه ديده است. بخش مركزي شبكيه، هميشه مورد استفاده است و در طول سالها به علت تماس با نورهاي شديد و يا مصنوعي (تلويزيون، كامپيوتر و غيره) دچار صدمات متعدد شده است. از سوي ديگر ما ديد مركزي خود را طي اين مدت طولاني به روشهاي خاص استفاده، عادت داده‌ايم.

توجه كنيد كه بچه‌هاي خردسال، هاله‌ها را بسيار آسانتر مي‌بينند. زيرا ديد مركزي آنها هنوز دچار صدمه نشده است. با ورود به مدرسه، آنها وادار مي‌شوند كه بينايي خود را به روش خاصي به كار ببرند، و به تدريج ديد هاله‌اي طبيعي خود را از دست مي‌دهند.

افزايش تماس:

هنگامي كه مي‌خواهيم از يك منظره‌ي كم نور عكس بگيريم، بايد زمان نوردهي فيلم را افزايش دهيم. با خيره شدن به يك نقطه براي مدت 30 تا 60 ثانيه مي‌توانيم همين كار را براي چشمهايمان انجام دهيم.

هنگامي كه چشمان ما حركت مي‌كنند، يا صحنه‌اي جلو چشمان ما حركت مي‌كند، چشمها ميانگيني از تصاوير را مشاهده مي‌كنند (25 عكس تلويزيوني در هر ثانيه، به صورت يك حركت پيوسته ديده مي‌شود). وقتي ما روي يك نقطه تمركز مي‌كنيم، حساسيت چشمان خود را افزايش مي‌دهيم، زيرا نور ورودي به چشمها را به حد متوسط رسانده اثر آن را افزايش مي‌دهيم.

سلولهاي حساس به نور شبكيه (سلولهاي مخروطي سرخ ، سبز و آبي) مانند حس گرهاي نوساني عمل مي‌كنند، درست مانند سه گيرنده‌ي راديويي كه براي دريافت سه رنگ تنظيم شده‌اند. وقتي مي‌خواهيد يك آونگ را با دامنه‌اي وسيع به نوسان در آوريد، مي‌توانيد اين كار را با نيرويي ضعيف اما مداوم انجام دهيد. شما با تمركز چشمان خود روي يك نقطه، دقيقاً چنين كاري را انجام مي‌دهيد؛ شما مي‌توانيد با تحريك مختصر، به تدريج سلولهاي حساس به نور شبكيه‌ي خود را به نوساني قابل توجه در آوريد، كه منجر به درك يك احساس بينايي در مغز مي‌شود.

تمرين تمركز ( 1 )

شكل 1 را روبروي خود در فاصله‌ي 5/1 متري قرار دهيد (این شکل پیوست کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا می باشد). براي مدت حدود 30 ثانيه دقيقاً به نقطه‌ي سياه نگاه كنيد، و نقاط رنگي را با ديد محيطي خود ببينيد. در برابر وسوسه‌ي نگاه كردن به هر جاي ديگر به جز نقط‌ي سياه مقاومت كنيد.

اگر دقت كنيد مي‌بينيد كه نواحي رنگي، با هاله‌اي به رنگ ديگر احاطه شده‌اند. هنگامي كه حس‌گرهاي محيطي براي مدتي تحريك مي‌شوند، ما رنگها را به نحوي درك مي‌كنيم، كه تفاوت زيادي با زماني كه از ديد مركزي استفاده مي‌كنيم، دارد. هر چه طولاني‌تر تمركز كنيد، حساسيت شما افزايش يافته، هاله‌ي اطراف نواحي رنگي، روشن‌تر ديده مي‌شود. ديروز شما مي‌توانستيد ساعتها به اين عكس نگاه كنيد و هيچ چيز نبينيد. تمركز روي يك نقطه به مدت كافي، كليد موفقيت شما است. اين تمرين به جز ديدن هاله، با آگاه كردن شما از توانايي‌هاي اختصاصي حس بينايي و ادراكتان، اصول مشاهده‌ي هاله‌ي انسان را به شما آموزش مي‌دهد.

تمرين تمركز ( 2 )

اين تمرين براي تقويت ارتباط بين دو نيمكره‌ي مغز به شما كمك مي‌كند و در نتيجه قدرت فرآيند لازم را براي ديدن هاله افزايش مي‌دهد. شكل 2 را روبروي خود در فاصله‌ي حدود يك متري قرار دهيد (این شکل پیوست کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا می باشد). دستتان راچنان به جلو دراز كنيد كه يكي از انگشتانتان زير دايره‌ها و بين آنها قرار گيرد. نوك انگشتتان را نقطه‌ي تمركز قرار دهيد و به دايره‌ها توجه نكنيد. در اين مرحله بايد چهار دايره ببينيد. سپس سعي كنيد دو دايره‌ي وسط را بر هم منطبق كنيد و آنها را به صورت يك دايره با يك صليب سفيد رنگ در نوك انگشت خود در وسط دو دايره‌ي اوليه ببينيد. ديدن صليب نشانه‌ي اين است كه نيمكره‌ي چپ مغز (كه به چشم راست متصل  است) با نيمكره‌ي راست مغز (كه به چشم چپ متصل است) ارتباط برقرار مي‌كند.

اين تمرين بسيار مفيد است: انجام آن به مدت پنج دقيقه، انرژي حياتي شما را دو برابر مي‌كند و قدرت شفابخشي بدن را ارتقا مي‌دهد. صليب در ابتدا بي‌ثبات به نظر مي‌رسد و شكل ثابت نمي‌گيرد. فاصله‌ي بين چشمها و انگشت خود را كم و زياد كنيد، تا يك صليب كامل و ثابت ببينيد. شما پس از 3 تا 5 دقيقه از اين تمرين، سود قابل توجهي خواهيد برد. مخصوصاً اگر تا حد امكان پلك نزنيد. البته به نظر مي‌رسد كه زمان طلايي براي انجام اين تمرين 45 دقيقه است، كه توانايي‌هاي ذهني و هاله‌اي شما را به ميزان قابل توجه افزايش مي‌دهد.

بر اساس تجربيات من بهتر است اين تمرين را در ابتدا با يك تا دو دقيقه شروع كنيد و به تدريج در هر هفته مدت تمرين را افزايش دهيد. به نظر مي‌رسد كه تمركز كوتاه و عميق، بهتر از تمركز طولاني است، كه به علت كمبود مهارت مرتباً قطع شود.

به تدريج با تمرين بيشتر شما خواهيد توانست صليب را بدون استفاده از انگشت ببينيد و در ميدان ديد خود نگه داريد. در هنگام ديدن صليب، سعي كنيد با استفاده از ديد محيطي خود از دو دايره‌ي ديگر و ساير چيزهاي اطراف نيز آگاه باشيد. شما بايد رنگهاي هاله‌اي اطراف دايره‌هاي رنگي بالا را با ديد محيطي خود ببينيد. هر گاه بتوانيد بدون گم كردن صليب (و تمركزتان) با استفاده از ديد محيطي خود چيزهاي اطراف را تجزيه و تحليل كنيد، آنگاه براي مشاهده و تفسير هاله‌ها آماده‌ايد.

سطوح پيشرفته‌ي تمركز:

به نظر مي‌رسد كه يكي از قطرهاي صليب جلوي ديگري قرار دارد. اين موضوع نشان مي‌دهد كه يكي از نيمكره‌هاي مغز شما بر ديگري غالب است. مردان معمولاً قطر افقي را جلوي قطر ديگر مي‌بينند (نيمكرة چپ غالب است)، و زنان معمولاً قطر عمودي را جلوتر مي‌بينند (نيمكرة راست غالب است).

سعي كنيد با تمركز، قطر « پنهان» را تا حد ممكن جلو بياوريد. سطح نهايي تمركز، زماني بدست مي‌آيد كه بتوانيد صليبي كاملاً متعادل ببينيد، كه هر چهار بازوي آن وضوح يكسان داشته باشند، در نتيجه بين دو نيمكره‌ي مغز شما تعادل كامل برقرار باشد. در اين مرحله بسياري از افراد نتايج شگفت آوري را تجربه مي‌كنند. ابتدا، تمركز بسيار عميق‌تر مي‌شود. سپس بعد از 2 تا 3 دقيقه به نظر مي‌رسد كه ديد خود را از دست مي‌دهيد، و زمينه‌ي روشن به رنگ ارغواني يا صورتي تيره در مي‌آيد. حساسيت و آگاهي شما به شدت افزايش پيدا مي‌كند، و همه‌ي احساسات و عواطف متوقف مي‌شوند. بعضي معتقدند كه پوشيدن «پيراهن چاكرا» اين تمركز را به مراتب بيشتر مي‌كند، و تجربيات من هم اين موضوع را تأييد مي‌كند.

رنگها و هاله‌ي آنها:

در تمرينهاي 1 و 2 ديديم كه رنگهاي واقعي بوسيله‌ي هاله‌هايي با رنگهاي متفاوت احاطه شده‌اند. رنگهاي هاله‌ها اتفاقي نيستند. فهرست زير، رنگ هاله‌ي هر يك از رنگهاي خالص رنگين كمان (رنگهاي مونوكروم يا تك رنگ) را نشان مي‌دهد:

         ×         رنگ قرمز، هاله‌ي سبزآبي و رنگ سبزآبي هاله‌ي قرمز دارد.

 ×         رنگ نارنجي، هاله‌ي آبي و رنگ آبي هاله‌ي نارنجي دارد.

 ×         رنگ زرد، هاله‌ي بنفش و رنگ بنفش هاله‌ي زرد دارد.

                               ×         رنگ سبز، هاله‌ي صورتي و رنگ صورتي هاله‌ي سبز دارد.

فهرست بالا براي رنگهاي ميانه (تركيبي) نيز قابل استفاده است، مثلاً رنگ زرد سبز هاله‌ي صورتي بنفش دارد. توجه داشته باشيد كه جفت رنگهاي هاله‌اي با جفت رنگهاي مكمل تفاوت دارند و از «چرخه‌هاي رنگ» و «فضاهاي رنگ» كه در عالم مادي از ديدگاه علمي و هنري تعريف مي‌شوند، مجزا هستند. بچه‌ها مي‌توانند تأييد كنند كه جفت رنگهاي هاله‌اي كه در بالا بيان شدند، واقعي هستند.

نگاهي دقيق به اطراف، به شما ثابت خواهد كرد كه طبيعت شيفته‌ي جفت‌هاي هاله‌اي است. مي‌توانيد مطمئن باشيد كه هر پرنده‌ي قرمز رنگ در بدن خود بخشهايي به رنگ سبزآبي نيز دارد. همين رابطه بين جفت رنگهاي آبي نارنجي، زرد بنفش، و صورتي سبز نيز وجود دارد؛ نه تنها در پرندگان بلكه در ماهي‌ها، پروانه‌ها، گلها و هر چيز كه طبيعت رنگ آميزي كرده است همين حالت ديده مي‌شود. گاهي به جاي جفت هاله‌اي يكرنگ، رنگ مناسب ديگري را مشاهده مي‌كنيد. آيا توجه كرده‌ايد كه اكثر گلهايي كه روي درختان مي‌رويند و بوسيله‌ي برگهاي سبز احاطه شده‌اند به رنگ بنفش، صورتي، ارغواني،‌ يا قرمز هستند؟ جفت رنگهاي هاله‌اي در طبيعت بسيار برانگيزاننده هستند و اغلب بيننده را غرق احساس زيبايي و شادي مي‌كنند.

شما بايد جفت رنگهاي هاله‌اي را بشناسيد و به خاطر بسپاريد. چرا؟ زيرا اگر شما هاله‌اي صورتي رنگ در اطراف شخصي كه لباسي به رنگ سبز روشن به تن دارد مشاهده كنيد، به احتمال قوي آنچه مي‌بينيد هاله‌ي لباس است نه هاله‌ي آن شخص.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:54 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura & Children

Dr Motaleb Barazandeh

 

كودكان و هاله‌ها - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

كودكان تا سن پنج سالگي بطور طبيعي هاله‌ها را مي‌بينند. نوزادان هر گاه با شخصي روبرو مي‌شوند، اغلب بالاي سر او را نگاه مي‌كنند. اگر رنگ هاله‌اي را كه بالاي سر آن شخص مي‌بينند، دوست نداشته باشند، يا اگر اين رنگ با رنگ هاله والدينشان خيلي متفاوت باشد، گريه مي‌كنند؛ اهميتي ندارد كه آن شخص چقدر خنده‌رو باشد.

كودكان هاله‌هايي بسيار تميز و قوي‌تر از اكثر بزرگسالان دارند، زيرا بزرگسالان معمولاً اسير دنياي مادي هستند و فطرت خود را با چيزهاي سطحي سركوب مي‌كنند. وقتي من به پسر 12 ساله‌ام ياد دادم كه هاله‌ي خود را ببيند، او به من گفت كه وقتي كوچك بود اكثر اوقات مي‌توانست هاله‌ها را ببيند، اما هيچ كس به اين توانايي او توجه نكرده بود. بنابراين او فكر كرده بود كه اين موضوع اهميتي ندارد و احتمالاً اشكالي در بينايي او وجود دارد. نظير اين داستان زياد اتفاق مي‌افتد. به نظر من بچه‌ها بايد ديدن و تفسير هاله‌ها را ياد بگيرند. در اين صورت آنها اين توانايي خدادادي را از دست نخواهند داد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:39 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura & Children

Dr Motaleb Barazandeh

 

كودكان و هاله‌ها - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

كودكان تا سن پنج سالگي بطور طبيعي هاله‌ها را مي‌بينند. نوزادان هر گاه با شخصي روبرو مي‌شوند، اغلب بالاي سر او را نگاه مي‌كنند. اگر رنگ هاله‌اي را كه بالاي سر آن شخص مي‌بينند، دوست نداشته باشند، يا اگر اين رنگ با رنگ هاله والدينشان خيلي متفاوت باشد، گريه مي‌كنند؛ اهميتي ندارد كه آن شخص چقدر خنده‌رو باشد.

كودكان هاله‌هايي بسيار تميز و قوي‌تر از اكثر بزرگسالان دارند، زيرا بزرگسالان معمولاً اسير دنياي مادي هستند و فطرت خود را با چيزهاي سطحي سركوب مي‌كنند. وقتي من به پسر 12 ساله‌ام ياد دادم كه هاله‌ي خود را ببيند، او به من گفت كه وقتي كوچك بود اكثر اوقات مي‌توانست هاله‌ها را ببيند، اما هيچ كس به اين توانايي او توجه نكرده بود. بنابراين او فكر كرده بود كه اين موضوع اهميتي ندارد و احتمالاً اشكالي در بينايي او وجود دارد. نظير اين داستان زياد اتفاق مي‌افتد. به نظر من بچه‌ها بايد ديدن و تفسير هاله‌ها را ياد بگيرند. در اين صورت آنها اين توانايي خدادادي را از دست نخواهند داد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:39 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura Vision

Dr Motaleb Barazandeh

 

چرا بايد هاله را ببينيم؟ -  دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

رنگها و قدرت هاله، مخصوصاً در اطراف سر معاني خيلي مهمي در بر دارند. شما مي‌توانيد با مشاهده‌ي هاله‌ي يك شخص، عملاً افكار او را قبل از آنكه به زبان بياورد ببينيد، و اگر آنچه مي‌بينيد با سخنان او هماهنگي نداشته باشد، شما دروغ را نيز به روشني مشاهده مي‌كنيد. هيچكس نمي‌تواند در حضور شما دروغ بگويد، بدون آنكه دروغش آشكار شود. هاله را نمي‌توان با دروغ و ظاهرسازي تغيير داد. هاله، سرشت و افكار واقعي ما را براي همه آشكار مي‌كند.

هاله، امضاي معنوي ما است. وقتي شما شخصي را با يك هالة پاك و درخشان مي‌بينيد، مي‌توانيد مطمئن باشيد كه او شخصي خوب و داراي روحي والاست، حتي اگر خود او فردي فروتن باشد يا از خصوصيات خود آگاهي نداشته باشد. هنگامي كه شخصي را با هاله‌اي خاكستري يا سياه مي‌بينيد مي‌توانيد مطمئن باشيد كه او فردي با افكار ناپاك است، هر چند كه ظاهرا‌ً جذاب، خوش سخن، فرهيخته، خوش ظاهر يا خوش لباس به نظر برسد. مخصوصاً بسيار مهم است كه هالة هر استاد معنوي، پير يا مرشد را بررسي كنيد. چنين شخصي بايد هاله‌اي درخشان به رنگ زرد طلايي در اطراف سرخود داشته باشد. در غير اينصورت بهتر است شما از پيروي او دست برداريد و به راه خود برويد.

پيوستن به فرقه يا گروهي كه توسط افراد بي‌صلاحيت با هاله‌هايي نا مطلوب رهبري مي‌شود، براي آگاهي شما بسيار خطرناك است. خطر كجاست؟ اگر زندگي خود را صرف پيروي از عقايد و آداب چنين گروههايي كنيد، هنگامي كه نوبت به استفادة واقعي از اطلاعاتي كه در اين دوران در آگاهي خود ذخيره كرده‌ايد مي‌رسد، ممكن است تقريباً هيچ چيز مفيدي در ذهنتان وجود نداشته باشد. در چنين موقعيتي لازم است كه همه چيز را از اول دوباره بياموزيد. اكثر رؤساي فرقه‌اي و سياسي تنها به دو چيز فكر مي‌كنند: پول و قدرت براي كنترل مردم و شما مي‌توانيد خودتان اين را در هالة آنها ببينيد؛ تصور كنيد كه اگر بسياري از مردم بتوانند هاله‌هاي رؤساي خود را ببينند و شروع به انتخاب آنها بر اساس هاله‌هايشان كنند، زمين چه تغييري خواهد كرد!<