تبليغاتX
هاله نورانی - ریکی - مدی تیشن - متافیزیک

سفيد در هاله

     سفيد شامل تمام رنگ ها در يک حالت تعادل و هماهنگي کامل است. اين رنگ، وجودي متعالي، روحي و ابعاد برتر را نشان مي دهد. سفيد بيانگر وضعيت روشنگر و متصل به انرژي آسماني است. سفيد، برخي اوقات بسيار بهشتي و روحي است، بنابراين مي تواند نشان از کسي باشد که واقعاً در کالبد فيزيکي حضور ندارد. سفيد شفاف، تمرين هاي مدی تيشن و انضباط روحي را نشان مي دهد که سالها دنبال شده است. /
+ نوشته شده در  2009/2/13ساعت 0:12 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

ارغواني در هاله

     ارغواني ترکيب بنفش بصيرت و هنري با سفيد اتري و روحي است. ارغواني نشان دهنده ي شهودي قوي و قدرت تجسم است. شما در حال حاضر در يک وضعيت حساس و متعالي ذهن و بدن و سرشار از روحانيت درخشنده هستيد.

     ارغواني روشن شفاف نشان دهنده ي يک عشق بشر دوستانه و اتصالي قوي با آسمانهاست. ارغواني تيره و کدر احساسات دروني عميق و ذهن خيال پرداز را نشان مي دهد که غالباً با اتصال به دنياي خشن مشکل دارد. بزرگترين چالش شما اين است که ايده ها و بصيرت تان را به واقعيت فيزيکي بياوريد. معمولاً ديگران شما را غير زميني، شوريده حال و حيران در مي يابند.
+ نوشته شده در  2009/2/13ساعت 0:10 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

بنفش در هاله

     بنفش در هاله ترکيب قرمز فعال و گرم با آبي آرام و سرد است. در چنين حالتي غالباً مقدار زيادی نيروي الکتريکي دروني وجود دارد که با يک سردي در رفتار ظاهری همراه است. بنفش روشن نشان از ذهني والا با دانش روحي و ظرفيت هاي شهودي است. بنفش شفاف و سرخ فام نشان از حس قوي بشر دوستي است. بنفش تيره احساسات دروني عميق و گرايش هاي کمال گرا را نشان مي دهد. در اين جا يک عشق به رمز و راز، آموزش هاي نخستين و تمايلات عرفاني وجود دارد که بنفش را در يک مسير روحي قدرت مند نگاه مي دارد.
+ نوشته شده در  2009/1/24ساعت 7:4 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

نيلي در هاله

     نيلي نشان دهنده ی حس دروني قوي، صلح و آرامش است. نيلي روشن و شفاف نشان دهنده ی احساسات دروني عميق همراه با شهودي قدرتمند است. ارتباطات شما روشن و عميق، توأم با حس عاشقانه است. نيلی کدر و تيره به مفهوم فقدان انرژی جسمانی، عواطف مضطرب و افسردگی است. طبيعت درون گراي شما مي تواند شما را از اطرافيان جدا سازد و حس تنهايی يا گريز را در شما ايجاد نمايد.
+ نوشته شده در  2009/1/24ساعت 6:57 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي سفيد

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

براي سفيد ها روحانيت، معنويت، و انديشه هاي کيهاني و جهاني مقوله هايي آشنا هستند. از ميان تمام رنگ ها، سفيد ها بيش از همه به خدا نزديکند. آنها مجراي انرژي الهي و خصوصيات روحي هستند که در اين کالبد فيزيکي زندگي مي کنند. سفيد ها متعالي ترين ارتعاشات را منعکس مي کنند. نور سفيد، نيروي حياتي جهاني، سفيد يا نور کريستال، در واقع خود يک نور نيست، بلکه جوهر تمام رنگ هاي رنگين کمان يا ترکيب تمام رنگ هاست.

انگيزش آنها بستگي به اين دارد که چقدر از درون احساس درخشندگي دارند و چقدر مي توانند انرژي شفابخش را از خود جاري سازند. آنان زندگي را چون آينه اي دريافت مي دارند که نشان ميدهد، آنان که هستند و چقدر انرژي نوراني را مي توانند همگرا سازند. اتصال سفیدها، به نيروي دروني، روحي و الهي است. عملکرد طبیعی سفیدها همچون يک مجراي شفا بخش است. آنها توسط ذهن برتر راهنمايي مي شوند، تا به بشريت نشان دهند که چقدر ابناء بشر ارواحي قدرتمند هستند. آنان نشان مي دهند که خدا يا روح، بنياد زندگي است.

هرچند سفيد ها خيلي سريع فکر مي کنند، اما گرايش به سکوت دارند. کارکرد ذهني پيشرفته و متعالي آنها بيشتر شهودي و روحي است تا تخيلي. آنها همچنين خيلي سريع ياد مي گيرند. آنها خود را با دانش و اطلاعات هماهنگ مي سازند تا اطلاعات جديد را جذب کنند.

سفیدها دوست دارند کتاب بخوانند، فيلم تماشا کنند، و در تئاتر يا ديگر رويدادهاي اجتماعي، که آنها را قادر به فهم عميق زندگي سازد، شرکت کنند. به بيان ديگر، سفيد ها دوست دارند وقتشان را با خودشان صرف کنند. آنها دوست دارند به طور منظم از محيط دور شوند، تا به اندرون نگري بپردازند. آنها درمانگر هاي طبيعي هستند و از کمک به ديگران و درمانی که انجام مي دهند، لذت مي برند. آنها در نتيجه ي داشتن انرژي شفاف خودشان، مي توانند مجراي ارتعاش بالاي شفابخش به ديگران شوند.

سفيد ها معمولاً قادرند افکار و عواطفشان را در دور دست حفظ کنند. آنها دسترسي به وضعيت اتري آگاهي دارند، جايي که اهميت و دليل، هيچ جايگاهي ندارد. براي سفيد ها اتصال به ابعاد برتر وجود، بسيار طبيعي است. براي آنان اين لايه هاي ارتعاش متعالي، همچون واقعيت هاي مادي هستند. آنها، به عنوان ابناء بشر در دنياي محدوديت زندگي مي کنيم و روحمان واقعاً آزاد است و جاودانه، زنده مي ماند.

آنها همچون منشور هستند. پاکي کريستال تعيين مي کند که چه ميزان نور واقعاً تابيده خواهد شد. هرچه واسط يا مجرا شفاف تر باشد، انرژي حياتي، قدرتمند تر، جاري مي شود. آگاهي، قدرتمند ترين ابزار براي سفيد هاست.

سفيد ها تمام خصوصيات انرژي را در يک سطح برتر منعکس مي سازند، بنابراين اين انرژي به آساني در پيرامون آنها ديده مي شود. آنها توانايي منحصر به فردي در هماهنگي خودشان و ذهن، بدن و روحشان با شخص يا موقعيت ديگر دارند. سفيدها، با انرژي پاک سفيدشان داراي انعطاف پذيري انرژيايي هستند. بنابراين به آساني کاراکترهاي ديگر، الگوهاي رفتاري، عواطف و احساسات ديگران را مي پذيرند. آنها همچون يک پيانوي قابل تنظيم، مي توانند ارتعاشاتشان را تغيير دهند.

سفيد هاي آگاه از اين توانايي براي فهم در درمان خود و ديگران بهره مي جويند. سفيد هاي ناخود آگاه، تلاش بر جذب يا دريافت انرژي حياتي اطرافيان دارند. برخي افراد، در کنار سفيد هاي ضعيف، ممکن است احساس کنند که در حال از دست دادن انرژي هستند.

سفيد ها معمولاً تشخيص نمي دهند که استعداد شخصيتي يا کاراکترها را مي پذيرند. آنها به ناگاه همچون طرف مقابل صحبت مي کنند، تا احساس طرف مقابلشان را درک کنند، يا حتي با اين کار بتوانند افکار طرف مقابل را بفهمند. سفيد هاي با قدرت بدين وسيله با ديگران هماهنگ مي شوند، تا مشکلات عاطفي آنان را مرتفع سازند.

سفيد ها برخي اوقات حساس و شکننده هستند. آنها دوست دارند در محيطي زيبا و ژرف زندگي کنند. آنها وقتي در يک اتمسفر آرام، منظم و مرتب زندگي کنند، به نحو احسن عمل مي کنند. سفيد ها بيش از اندازه به زمان و مکان شخصي احتياج دارند، تا بتوانند خود را آرام، منعکس، تغذيه و متعادل سازند. آنها به طور معين نياز به شارژ باطريهاي انرژي حياتی، به شيوه اي منظم دارند. به محض آن که سيستم آنها بيش از حد فعاليت کند، به گوشه اي مي روند، تا نيروهاشان را تجديد و پاک نمايند.

سفيد ها از محيط هاي خشن، شلوغ و ناهماهنگ پرهيز مي کنند، زيرا تعامل و رويارويي با واقعيت فيزيکي براي آنان دشوار است. تمام اضطراب ها وتنش ها، چه فيزيکي چه عاطفي يا ذهني، تعادل دروني آنان را درهم مي ريزد. از آنجاکه آنها فوق العاده حساس و فوق العاده دريافت گر هستند، زمان زيادي نياز دارند، تا مخازن درون را پر نمايند. برای ایشان روحانيت شفا بخشي و حس آرامش همه جانبه از کار بر پروژه ها و حصول موفقيت در سطح فيزيکي، خيلي مهم تر است.

غايت سفيد، روشنگري است، یعنی حالتی از آگاهي که در آن دوئيت، زمان و مکان از بين برود. آنها طالب وضعيت فرا - ذهن هستند، آنجا که شخص با هستي يکي مي شود. پاک بودن و سکوت درون به آنان اتصال راستين با هستي و خدا را ميدهد. آنها زندگي شان را از طريق شهود و رهنمون درون در وضعيت معنوي يا آگاهي متعالي سپري مي سازند. آنان همچنين به بشريت، اهميت معنويت و وجود انرژي قدرتمند کيهاني را مي آموزند. سفيد هاي قدرتمند، آرام، حساس و سرشار از صلح و صفا هستند. اگر ایشان متمرکز باقي بمانند، آرامش و هماهنگي درون را تجربه مي کنند و همين را به ديگران نيز مي تابانند، آنها تابشي متعالي دارند و گاهي اوقات به طور خودکار و فقط با حضورشان، اطرافيان را شفا مي دهند.

آنها به بشريت مي آموزند که شفا هنگامي حادث مي شود که زمام امور را به خدا بسپاريم و ما نمي توانيم آن را به اجبار اعمال کنيم. شفاي واقعي و تعالي روحي، صرفاً هنگامي حادث می گردد که خدا با ماست.

اگر سفيدها ضعيف شوند، پريشان و مضطرب مي شوند و اگر از شهودتان پيروي کنند و در هماهنگي با خود درونشان نباشند سردرگم و مبهوت مي گردند. آنها اگر با هدف زندگي و انرژي شفا بخششان در اتصال نباشند، ممکن است از واقعيت دور شوند. يکي از بزرگترين چالش هاي آنان زميني ماندن، یعنی اتصال به لايه ي زمين است، تا بتوانند مأموريتي را که به عهده دارند با جسم خاکي شان به انجام برسانند. سفيد ها ممکن است، دچار فقدان اعتماد به نفس شوند و مدام در ديگران به دنبال تأييد واعتماد لازم باشند. حساسيت و صدمه پذيري آنها سبب مي شود که از درون احساس تنهايي عاطفي کنند. آنها ممکن است در تصميم گيري ها احساس کنند که متزلزلند، يا آن که در مورد اعتماد و اتکاي به ديگران فکر کنند که ايشان، آنها را رها خواهند کرد. سفيد ها معمولاً از جمعيت هاي بزرگ خوششان نمي آيد. اگر سفيد ها ضعيف شوند، سعي دارند خودشان را با ديگران مطابقت دهند. آن گاه احساس واقعي خودشان را فراموش مي کنند و همچنين هدف اصلي شان را از بودن در اين کره خاکي، از ياد مي برند، آن را احساس نمي کنند يا حتي ديگر بحثي به ميان نمي آورند و آنها واقعاً وارد عمل مي شوند. شخصيت هاي سفيد وصلي دروني دارند و با خدا زندگي مي کنند. آنها مي دانند و نيز احساس مي کنند که خدا در همه چيز از کوچکترين اتم تا بزرگترين ستاره وجود دارد. سفيدها مي دانند که در طبيعت راستين ما، ارواح قدرتمندي است و ما از خداييم.

+ نوشته شده در  2009/1/20ساعت 11:22 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

سبز پررنگ در هاله

     سبز پررنگ، رنگ رشد، ارتباط و قدرت بيان است، اين رنگ ارتباطي قوي با طبيعت و دنيای مادي را منعکس مي سازد. شما حضور ذهن داريد،خوب صحبت مي کنيد و قادريد زندگي هماهنگ و متعادلي داشته باشيد، سبز پررنگ شفاف و روشن اشتياق شما را براي کمک به ديگران نشان مي دهد. شما ارتباط قوي با مادر طبيعت داريد. سبز زمردين باشکوه علامت توانايي درمانگري، عشق به مردم و طبيعتي دلسوز است. سبز پررنگ تيره يا کدر نياز به درمان، شخصيت زميني و انعطاف ناپذير را نشان مي دهد.
+ نوشته شده در  2009/1/20ساعت 11:18 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

نارنجي - زرد در هاله

     نارنجي - زرد، انرژي هاي عاطفي و ذهني خلاق را نشان مي دهد. به ياد داشته باشيد که نارنجي ترکيبي از قرمز و زرد است. قرمز انرژي پويايي در عمل است، در حالي که زرد تمرکز هوش و ذهن است. نارنجي - زرد روشن و شفاف، هوش، منطق و جزئيات - محور را در شخصيت نشان مي دهد. اين رنگ، رنگ يک ذهن تحليل گر، اسلوبي و متمرکز است.

     نارنجي - زرد کدر يا تيره بدين مفهوم است که ممکن است شما دچار انزواي عاطفي يا انسداد خلاقيت شده باشيد. شما بايد تنها روي ذهن و فعاليت هاي ذهني و تحليل گرايانه تمرکز کنيد، بدون اين که به قلب و شهودتان اعتماد کنيد.
+ نوشته شده در  2009/1/20ساعت 11:15 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

قرمز پررنگ در هاله

      قرمز پررنگ در هاله نشان دهنده ي انرژي حياتی اوليه زندگي است. زندگي در واقعيت فيزيکي، با دو پا روي زمين برای شما بسيار لازم است. شما زندگي را با حواس و بيان انرژي فيزيکي تان کشف مي کنيد. قرمز پررنگ روشن نشان دهنده ي انرژي فيزيکي ديناميک و نشاط است. اگر شما روي اهدافتان متمرکز شويد، مي توانيد هر آنچه را مي خواهيد، بدست آوريد. قرمز پررنگ تيره و کدر مي تواند حاکي از موارد بقا، چالش هاي عاطفي و اضطراب جسماني باشد. قرمز تيره، رنگ چاکراي يک يا ريشه، پاها، ساختار اسکلتي، گردش خون و قلب است. دکتر مطلب برازنده - مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2009/1/18ساعت 8:13 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

هاله نورانی

       در اطراف انسان ميدانی از انرژی لطيف وجود دارد که هاله ناميده می شود. امروزه اين ميدان انرژی با پيشرفت های علمی عصر حاضر کاملاً شناخته شده، عوامل موثر بر آن و روش های تاثير گذاری بر آن مشخص گرديده است. سابقه ی شناخت هاله در فرهنگ ها و ملل قديم تا چند هزار سال قابل رديابی است. دانشمندان زيادی پيرامون هاله، مطالعه و تحقيق کرده اند. سيمون کرليان، دانشمند روسی، بيش از 60 سال پيش عينک مخصوص هاله بینی را ساخت. بعد ها دوربين های عکاسی و فيلم برداری ساخته شد و امروزه سيستم های پيشرفته ی AVS ساخته شده است، که با روش های نوين و فن آوری محاسبات کامپيوتری، در زمان کوتاهی يک چکاپ کامل از وضعيت هاله و چاکراهای انسان، به کمک هاله ی انگشتان انجام می دهد. ابن سينا دانشمند بزرگ ايرانی، هاله را می شناخته و می ديده است. وی روش هايي نيز برای تأثير گذاری بر آن داشته که در تشخيص و درمان از آن استفاده می کرده است.

       تأمين انرژی مورد نياز ابعاد مختلف وجود انسان به خصوص ابعاد برتر، برقراری ارتباط درونی بين ابعاد مختلف وجود انسان، همچنين ايجاد ارتباط بين انسان و جهان از وظايف هاله نورانی انسان می باشد.

       انرژی های هاله را همچنین چی، پرانا، کی، ميدان الکترو مغناطيس، بيوفيلد و غیره می نامند. شناخت هاله به عنوان بخشی از وجود ما می تواند اطلاعات کاملتری را از ابعاد ماورايي انسان، در اختيار ما قرار دهد و ما را بيش از پيش به شناخت خود رهنمون گرداند. با شناخت پيچيدگی های وجودی خود، بيشتر به عظمت، قدرت و توانايي های خود پی خواهيم برد.

       هاله ی انسان به طور طبيعی در شب و هنگام خواب شارژ می شود و انرژی جذب می کند و در طول روز اين انرژی مصرف می شود. روش های ديگری هم برای شارژ هاله به صورت ارادی و همچنين ايجاد حصار برای هاله وجود دارد.

       عوامل زيادی بر هاله تاثير می گذارند. از جمله این عوامل سن، سلامت يا بيماری، ايمان، عبادت، علم و دانش، افکار، گفتار، اعمال، گناه و معصيت، نوع کار و شغل، عوامل محيطی، محرک های عاطفی و ذهنی، افکار و انديشه و . . . هستند که می توانند بر کميت يا کيفيت هاله و يا بر هر دو اثر مثبت يا منفی، دائمی يا موقت بگذارند.

       هاله به رنگ های مختلف ديده می شود. هر رنگی در هاله بيانگر يک سری ويژگی های خاص خود می باشد. با مشاهده ی ساختار و رنگ هاله می توانيم اطلاعات مهمی درباره ی سلامت جسمی، عاطفی و ذهنی خود کسب کنيم. رنگ ها بازتاب سلامت کل هاله و وضعيت ذهنی و عاطفی ما هستند. مثلاً رنگ غالب زرد در هاله، يا تابش رنگ زرد قوی در کالبد ذهنی نشان دهنده ی تمايل به زندگی، تجربه و تفکر است. فکر می کنید رنگ هاله ی شما در طیف رنگی کدام است؟

 

چاکراها (Chakras)

       در هاله ی انسان مراکزی برای ورود و خروج انرژی وجود دارد که چاکرا ناميده می شود. شکل چاکرا به صورت يک قيف بزرگ در حال چرخش است، که ابتدای آن به سمت بدن می باشد. هفت چاکرای اصلی وجود دارد که مهم ترین چاکراها هستند و در امتداد مغز و نخاع قرار دارند. درکنار اين هفت چاکرای اصلی و مهم، 21 چاکرای فرعی و هزاران چاکرای کوچک تر نيز در هاله نورانی وجود دارد. چاکراها برای هاله مثل دهان برای جسم می باشند.

        يک چاکرای نرمال و طبيعی دارای رنگ روشن و شفاف، شکل و فرم هندسی منظم و زيبا می باشد و در جهت عقربه های ساعت در چرخش است.

دکتر مطلب برازنده - محمد امین

 

+ نوشته شده در  2009/1/16ساعت 1:41 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

AVS چيست؟  

       دستگاه AVS، يک سيستم نرم افزار کامپيوتری، جهت تصوير سازي هاله بر مانيتور است، که اساس آن بر اصول و مطالعات بيوفيدبک، روانشناسي رنگ ها، حوزه انرژي انسان و دانش ذهن - بدن بنا شده است. سيستم AVS از دستگاه حس گر دست براي اندازه گيري داده هاي بيوفيدبک، فعاليت الکتريکي پوست دست، قابليت رسانايي الکتريکي پوست دست و دماي لحظه اي دست استفاده مي کند. اين داده هاي بيوفيدبکي، آناليز و پردازش شده، با وضعيت انرژي احساسي ويژه اي مرتبط و به عنوان انرژي يا تصوير هاله فرد بر روي مانيتور نمايش داده مي شود. علاوه بر اين، بيو فيدبک از داده هاي اندازه گيري شده، براي رسم نمودار و چارت اطلاعاتي استفاده مي کند، که عکس العمل ها و تغييراتي را که در هاله و چاکراها رخ داده را نمايش مي دهند. در مطالعات اخير بدن انسان، نشان داده شده است که فرکانس هاي بيو انرژي، عملکردي حياتي و مهم را در زندگي ما دارند. بی آنکه ما اين پديده ها را درک کنيم، فرکانس هاي ضعيف و نا کار آمد مي توانند تعيين کننده انرژي و سلامت فرد باشند. این دستگاه  نه تنها الگوي شخصيتي، بلکه حوزه فکري و تغييرات واقعي روزمره ی شخص را نيز نشان مي دهد. اصولاً هر زمان که تغييرات روحي - احساسي يا انرژي یایی، در درون يا اطراف شخص ايجاد شود، هاله نيز تغيير مي کند. بنابراين رنگ اصلي هاله فرد مطابق با افکار و احساسات مي تواند تغيير يابد و گاهي با نمايش جالبي از رنگهاي مختلف، در زمينه ی رنگ اصلي هاله ی فرد همراه مي شود. علاوه بر اين، دستگاه، فعاليت چاکراها را اندازه گيري کرده و درصد باز بودن هر کدام را نشان مي دهد. در صورت لزوم این مرکز مي تواند شما را در متعادل ساختن چاکراهايتان و بهينه سازي حوزه انرژي تان ياري نمايد.

       ما در عصر شگفت انگيزی زندگی می کنيم، چرا که اطلاعات و انرژی، جنبه های پر اهميت زندگی روزانه ی ما هستند. دنياي امروز، با آغاز انقلاب اطلاعات و الکترونيک، بسيار کوچکتر شده است. و ما به اين حد از رشد رسيده ايم که واقعيت اتصال درونی با محيط پيرامونمان را بپذيريم. علم گویای این واقعیت است که، ما متشکل از اتم های مختلف، واحد های اطلاعات و انرژی هستيم، که در جهانی مملو از اطلاعات و انرژی و در يک سياره تعاملی زندگی می کنيم، ما يک خانواده جهانی هستيم و از درون با کل هستی در ارتباطيم. اگر به درون خويش بنگريم، جهان وسيع و کشف نشده ای را می يابيم. مکاشفه ی جهان درون بدن، ذهن و روان، بزرگترين چالشی است که انسان با آن روبرو است. دنيای درونی ما، با واقعيت بيرونی ما اتصالی ژرف دارد . . . در این راه، تکنولوژی های پيشرفته ما را در اين مکاشفه ياری می نمايد. 

سيستم عکسبرداری از هاله و چاکراها (AVS) اطلاعات زير را به ما ارایه می دهد:

·        رنگ زمينه هاله

·        اندازه ی کلی هاله

·        تفسير رنگ زمينه ی هاله

·        شکل و اندازه ی چاکراهای اصلی

·        بالانس کلی هاله و چاکراها

·        تراز انرژی روح - ذهن - بدن

·        تراز انرژی و ميزان فعاليت چاکراهای اصلی

·        تقارن انرژی های يين و يانگ (منفی و مثبت)

·        ميزان آرامش و استرس جسم

·        ميزان آرامش و استرس ذهن

·        ميزان آرامش و استرس عواطف و احساساست

·        مقايسه سطوح انرژی فيزيکی، احساسی، ذهنی و شهودی

·        تجزيه و تحليل رنگ زمينه ی هاله

·        ارتباط رنگ زمينه هاله ی با ويژگی های شخصيتی

·        ارتباط رنگ زمينه هاله ی با مسائل شغلی، حرفه ای و پيشه ای

·        ارتباط رنگ زمينه هاله ی با مسائل اجتماعی و اقتصادی

·        ارتباط رنگ زمينه هاله ی با مسائل سلامت و رشد

·  ارتباط رنگ زمينه هاله ی با مسائل فيزيکی، احساسی، روانی، ذهنی و روحی

و . . .

 دکتر مطلب برازنده - محمد امین

 

شیراز: 2357725 و 2348395 

+ نوشته شده در  2009/1/15ساعت 2:32 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

آبی در هاله

       آبي يک حس قوي از صلح، صفا و آرامش را نشان مي دهد. آبي روشن شفاف نشان دهنده ي متانت و طبيعت آگاه است، در حالي که آبي پررنگ تر نشانه ي توانايي برقراري ارتباط و عشق به مکالمه است. آبي تيره و کدر نشانه ي عدم وجود انرژي است و عواطف تنها (بی همدم)، غم و افسردگي را آشکار مي سازد، همچنين مي تواند نوعي انزوا و حس گريز از جمع را نشان د هد. آبي رنگ چاکراي پنجم (چاکراي گلو)، گردن، گوش ها، سينوزيت و سيستم تنفسي است. دکتر مطلب برازنده - مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2009/1/5ساعت 5:25 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

 قرمز درهاله

        قرمز انرژي حياتی اوليه برای زندگی را بيان مي کند. انجام فعاليت حرکتي در شما احساس خوبی ايجاد مي کند. افراد قرمز، جسماني هستند و قدرت و نشاط در آنها مشهود است. قدرت اراده و روحيه ي رقابت از آن شماست. با اين رنگ، شما مي توانيد از پروژه هاي در دست، نتايج عيني را به دست آوريد. قرمز تيره و کدر، نشان دهنده ي اضطراب يا انرژي عصبي نامتعادل است و مي تواند نماد نا-خوشي باشد. رنگ قرمز علامت چاکراي ريشه، اندام هاي جنسي، پاها، ساختمان اسکلتي، گردش خون و قلب است. دکتر مطلب برازنده - مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2009/1/1ساعت 10:28 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

نارنجي درهاله

     نارنجي نشانه­ي انرژيهاي عاطفي و مبتکرانه است. به ياد داشته باشيد که نارنجي ترکيب قرمز و زرد است. قرمز، انرژي تحرک و پويايي است در حالي که زرد هوشمندي و تمرکز شفاف است. نارنجي روشن، رنگ خلاقيت و اعتماد به نفس بوده و بيانگر شخصيت قوي است. شما براي ديگران جذاب هستيد و قلبي گرم و دلسوز داريد. نارنجي تيره و کدر به اين مفهوم است که ممکن است شما انزواي عاطفي يا انسداد در خلاقيت داشته باشيد. نارنجي رنگ چاکراي دو يا چاکراي جنسي، اندام هاي توليد مثل، روده ها، اَدرنال، طحال و کليه هاست. دکتر مطلب برازنده - مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/12/12ساعت 4:20 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

زرد در هاله

          زرد، رنگ نور خورشيد و طبع آسان گير است. زرد روشن شفاف نشان دهنده ي هوش و خود آگاهي است. اين رنگ، رنگ ادراک منطقي و تفکر علمي است. زرد تيره و کدر نشان دهنده ي حالت عصبي با تفکر غير روشن است. اين خصوصيات، به تنهايي و خود محوری يا وسواس منتهي مي شود. رنگ زرد، رنگ چاکراي سوم يا شبکه خورشيدي، معده، کبد، روده ی کوچک و دستگاه گوارش است. دکتر مطلب برازنده - مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/12/11ساعت 1:57 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

سبز در هاله

     سبز رنگ رشد است و نشان دهنده ی قلبي عاشق، طبيعتي دلسوز و صداقت زياد براي زندگي با لذت است. سبز روشن شفاف اشتياق شخص برای کمک به ديگران و اتصال به مادر طبيعت را نشان مي دهد. سبز زمردين نشانه ي توانايي شفاگري و عشق به مردم همراه با طبيعتي مشفق است. سبز تيره و کدر نشان مي دهد که شخص به درمان نياز دارد و شخصيتي زميني و انعطاف ناپذير دارد. رنگ سبز، رنگ چاکراي چهارم يا چاکراي قلب، شش ها، سيستم ايمني، سيستم لنفاوي و سيستم تنفسي است. دکتر مطلب برازنده - مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/12/9ساعت 2:49 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي بنفش

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، مهندس محمد امین

 ذهن/ بدن

بنفش ها، پويا، فرمند، اهل بصيرت و قدرتمند هستند. مأموريت آنها در زندگي الهام بخشی و هدايت گري بشريت است، تا او را به سوي عصر جديد اتحاد، فراواني نعمت و کل نگري، هدايت نمايد. بيشتر بنفش ها نيرويي دروني دارند که آنان را به سوي اهم مسايل در زندگي مي راند.

بنفش ها داراي خرد و شهودي قدرتمند هستند. آنان همچنين قدرت جسماني و منابع لازم را براي اعمال تغييرات در زندگي خود و ديگران دارند. بنفش ترکيب ويژگيهاي آبي و قرمز است و سطح جديدي از وجود و ارتعاش را به وجود مي آورد.

بنفش ها بصري و آينده شناس هستند و اميدها و ايده هاي متعالي براي آينده دارند. آنها معمولاً مي توانند "کل" تصوير يک موقعيت را بدون درگيري با جزئيات، ببينند و تشخيص دهند. آنها معمولاً مي توانند آينده را ببيند.

آنها عمدتاً زندگي را از طريق چشم سوم يا بصيرت درون ادراک مي کنند. از آن جا که آنها، گرايش ها و وقايع آينده را تجسم سازي مي کنند، در زمان خود، سرآمد هستند. بنفش ها نيازي به دانستن جزئيات، حقايق و اطلاعات براي حصول و دستيابي به اهداف ندارند.

آنها به کل مطلب و نيروي رانشي علاقه مندند. ايده هاي بديع غيرمتداول آنها و ادراکات اسرار آميزشان اغلب اوقات از ديدگاه ديگران غيرواقعي و همچنين غيرمعمول است. به بيان ديگر، بنفش ها تئورسين ها هستند. براي آنها بسيار مهم است که پروژه هاشان متجلي شود. بصيرت آنها به آنها اين امکان را مي دهد که علت يا اساس پنهان يک تکنولوژي، موقعيت يا واقعه را ببينند. بنفش ها به آساني قوانين و علل مربوطه را مي يابند و از طريق شهودشان مراحل کار را مي فهمند.

انگيزش آنها ابراز و زندگي با بصيرت به واسطه ي خلاقيت هنري و ابداعانه است. هر چه بيشتر بصيرت درونشان را اغنا کنند، بيشتر خرسند و قانع مي شوند. شخصيت انعطاف پذير بنفش، زندگي را همچون يک جادو تجربه مي کند و دوست دارد دائماً در حال دگرديسي و تحول باشد و نيز به سرعت و به آساني سازش مي يابد.

از آن جا که شخصيت هاي بنفش ويژگيهاي آبي و قرمز را توأماً دارند، براي آنها زندگي با جنبه هاي مختلف بسيار مهم است. جنبه هاي پويايي ذاتي آگاهي، شهود، احتياط، عشق بلاشرط و شفقت آبي با تحرک جسماني، قدرت، شور و شوق و توان قرمز، با هم درآميخته مي شوند. غالباً بنفش ها بدن فيزيکي قوي و پرانرژي دارند. آنها نياز به رهايش قدرت جسماني شان از طريق ورزش يا ديگر تمرين ها دارند. چون آنها ذهن قدرتمندي نيز دارند، ريلکسيشن فعال معمولاً راه مناسبي براي آزاد سازي انرژي در تمامي سطوح است. بنفش ها تشعشعاتي تأثير گذار و گيرا دارند. آنها داراي عمق عاطفي هستند و ديگران را شيفته ي خود مي سازند. آنها خوب مي دانند که چگونه رؤياها را به واقعيت تبديل کنند. ذهن آنها مکاني جادويي است. جايي که آرزوها حقيقي مي شوند. جايي که اتحادي عرفاني بين خالق و مخلوق وجود دارد. برخي از آنها، اکثراً در آينده زندگي مي کنند. آنها مي توانند ذهن شهودي شان را بسط دهند و احساس کنند که در آينده چه پيش مي آيد يا آنکه چه آرزوهايي به تحقق خواهد پيوست. آنها قادرند با جريان انرژي، خود را تنظيم کنند و از طريق شهودشان حس کنند که چه چيز را در پيش رو دارند. علاوه بر اين، آنها توانايي آن را دارند که بصيرت هايشان را رفعت مثبت و آگاهانه ببخشند، تا به بشريت و گذر او به عصر روشنگرانه ي صلح و صفا و قدرت، ياري دهند.

آنها عاشق موسيقي هستند. آنها ارتعاش و قدرت، انرژي زايي افزاينده موسیقی، و ملودي هاي آرام و هماهنگ آن را احساس مي کنند. موسيقي منفي و مخرب، بنفش ها را منزجر، برافروخته و ناراحت مي سازد. براي بنفش ها موسيقي يک زبان جهاني است که انسان ها را با جهان هستي به هم مرتبط مي سازد.

بنفش ها مستقل هستند و نياز به فضايي بسيار، براي خودشان دارند. آنها نياز به خانه اي بزرگ با فضاهاي باز دارند. بعضي اوقات يک قصر نيز براي ميدان انرژي وسيع آنها بسيار کوچک است. آنها نياز به فضايي هوشمند عاطفي و فيزيکي دارند. اگر آنها در يک شهر يا جامعه ي کوچک باشند، ناصبور مي شوند، چراکه تجسم هايشان را بايد در بُعد جهاني بيان کنند.

بنفش ها ممکن است از بيرون به نظر سرد و پرده نشين آيند، اما در درون بسيار عاطفي احساساتي و سرشار از اشتياقند. آنها مراقب عواطفشان هستند، زيرا عمق احساسات و حساسيت هاي آبي و شور و اشتياق قرمز را دارا هستند. آنها به راحتي صدمه مي بينند و در نتيجه ممکن است چهره اي سرد به خود بگيرند، تا بدين وسيله تاکتيک حفاظتي، اتخاذ کرده باشند. اعمال فشار بر ديگران مبني بر داشتن عزت نفس، قدرت و اعتماد به نفس بدين معني نيست که خود داراي اين ويژگيها هستند. بنفش ها معمولاً شکي همراه با احساس تزلزل دارند. بزرگترين چالش بنفش ها اعتماد به شهود و بصيرت دروني شان است. گرايش قوي آنها به سمت خود انتقادي و کمال، آنها را دچار احساس گناه و بي ارزشی مي کند. بخشي از ذهن بنفش ممکن است فکر کند که مي توانسته است همه چيز را بهتر، سريعتر و مؤثر انجام دهد. حتي بعد از اتمام موفقيت آميز يک پروژه، ممکن است اشتباهاتي جزئي را ببينند که پيش از آن متوجه نشده بوده اند. اين امر، باعث به وجود آمدن احساس پشيماني مي شود.

بنفش هاي غيرمتعادل معمولاً از خود مي پرسند که چرا چنين احساس قوي براي انجام چنين کار مهمي دارند. برخي، متحريند که چرا آنها همچون ديگران نيستند و وجودي مشتعل براي خلق آثار ويژه دارند. برخي اوقات احساس مي کنند که براي انجام اين کار ناسزاوارند. شخصيت هاي موفق و معروف، کساني که اهداف و تجسماتشان را محقق مي سازند، معمولاً با چنين تزلزلاتي در طي راه مواجه مي شوند.

بنفش هاي بي قدرت، خود بزرگ بين، پرطمطراق و خود شيفته مي شوند. آنها فکر مي کنند از بقيه بهترند. يک بنفش خود خواه خصلت هاي ديکتاتورها را به خود مي گيرد و در پرستش و ستايش خويش، مي آرامد. بسياري از بنفش هاي ضعيف به ايده ها و بصيرت هاي خود اعتماد نمي کنند. آنها امکانات متعددي را مي بينند اما سردرگم و مبهوت مي شوند. يک چالش رايج براي بنفش هاي ضعيف اين است که پروژه هاي متعددي را يکجا متقبل مي شوند، و آنگاه بهانه تراشي مي کنند. آنها غيرواقع گرا و بسيار دور از واقعيت هستند و همين باعث مي شود که مغلوب، شکسته و بي توان شوند.

اگر بنفش ها بصيرتشان را درنيابند و با شهودشان در اتصال نباشند، از تأثير گذاريشان براي کسب ثروت يا موقعيت برتر اجتماعي استفاده مي کنند. آنها ممکن است با دست يازيدن به قدرت موفقيت و ثروت، فقدان روحانيتشان را جبران کنند.

روحانيت براي بنفش ها حياتي است. آنها خدا را در هر چيزي که وجود دارد، من جمله خودشان، مي بينند. ديدگاه آنها از روحانيت، آگاهي جهانی يا کيهاني است که مستقيماً به آنها و نيز به درون وجود آنها متصل است. بنفش ها مي فهمند که خدا درون همه چيز هست و ما به عنوان ابناء بشر، باز خودمان را توسط واقعيت مان خلق مي سازيم. ما مخلوقات قدرتمند الهي هستيم. سرنوشت مطلوب آنها زندگي در روحانيت است.

آنها در اين وضعيت جادويي ذهن، راضي و خرسند، زندگي مي کنند، جايي که جهان هستي آنان را در برمي گيرد و تمام آنچه مورد نياز آنهاست، را برايشان مهيا مي سازد.

+ نوشته شده در  2008/11/27ساعت 7:24 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي نارنجي- زرد

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

       نارنجي زردها شخصيت هاي منطقي، تحليل گر، جزء نگر و خلاق هستند. شيوه ي تفکري آنها زنجيروار است و با دقت هرگامي را پردازش مي کنند. نياز اساسي آنها اين است که هر گام جداگانه اي را پيش از مراحل بعدي بفهمند.

       قويترین خصوصيت نارنجي زردها، ويژگي تحليل گرايانه و هوشمندانه ي شفاف آنهاست. آنها دوست دارند که شالوده اي محکم را توليد نمايند و سپس آجر روي آجر بنا نهند، تا جايي که به طور قطع اهدافشان را بدست آوردند. هر چيزي را که انجام مي دهند، واقعاً شامل منطق و متدولوژي است. آنها دائماً طرح و برنامه ريزي دارند و تلاش مي کنند تا محاسبه کنند که چگونه به الزامات هدفشان برسند.

       انگيزه ي اساسی آنان اين است که زندگي را تحليل گرايانه و هوشمندانه بفهمند، در حاليکه با ديگر افراد نيز در تعامل هستند. آنان معمولاً زندگي را همچون يک کامپيوتر مي بينند، هر برنامه اي که وارد آن کنيد، همان را از آن دريافت خواهيد کرد.

       فعاليت هاي فيزيکي براي آنها چندان مهم نيست. آنها فقط در صورتي بدنشان را حرکت مي دهند که دليلي خوب، قانع کننده و مفيد در آن بيايند.

       اگر نارنجي زردها در هماهنگي شخصيتي باشند، ثبات، امنيت و مسؤوليت را به اطرافيانشان مي تابانند. آنها قابل اعتمادترين مردم دنيا هستند، که مي توانند تمام وظايف محوله را با تمام جزئيات با کفايت تمام به انجام برسانند. آنها به واسطه ي توانايي هاي عقلاني و واقع گرايانه اي که دارند،مي توانند ايده هاي بصري تمام شخصيت ها را تشخيص داده، آنها را به واقعيت تبديل کنند. نارنجي، زردها تأثيري هموار و تثبيت کننده روي ديگر افراد دارند. آنها صادق، قابل اعتماد و زميني هستند، و همچنين ديگران، آنان را واقع گرا مي انگارند.

       نارنجي زردها هر آنچه را انجام مي دهند، تمام جزئيات آن را بررسي مي کنند. وقتي روي يک پروژه کار مي کنند، نياز دارند که پيش از شرکت در آن، ابتدا احساس امنيت و آرامش کنند، سپس تمام محتواي مطلب را بفهمند. برخي از آنها ممکن است که تمام تصوير را دريافت نکنند، زيرا به شدت به جزئيات مي پردازند. اما براي آنها اصلاً مهم نيست. صبر و حوصله ي باورنکردني آنها، به آنها اجازه مي دهد که ساعت ها روي يک ايده يا پروژه وقت بگذارند.

       نارنجي زردها دوست دارند با وسايل الکتريکي، ماشين، موتور سيکلت و غيره بازي کنند. اگر آنها مشغول کاري شوند، به تمام جزئيات راه پيدا مي کنند و در بيشتر موارد، در هر کاري متخصص مي شوند. نارنجي زردها به خاطر صبر، مداومت و علاقه اي که به جزئيات دارند، کامپيوتر، راديو و ديگر لوازم تکنيکي را ساخته اند.

       نارنجي زردها در بيان و ارتباطاتشان هم تأني و اسلوبي هستند. آنها هر موقعيتي را با تمام جزئيات، تقسيم و توصيف مي کنند. نارنجي زردها، همچنين بسيار مراقب هستند که با چه کسي عميق ترين احساسات و عواطفشان را در ميان مي گذارند. آنها عميق ترين احساساتشان را فقط با تعداد کمي که مي دانند به آنها صدمه اي وارد نمي سازند، يا از آن اطلاعات عليه آنان استفاده نمي کنند، در ميان مي گذارند.

       نارنجي زردها دوستدار تدريس و يادگيري هستند. آنها دانشجويان کاملي را تربيت مي کنند، زيرا مشتاقند که وقت، تلاش و انرژي بگذارند تا تمام جزئيات، جنبه ها و مطالب را بفهمند. تلاش آنان بر اين است که به فراسوي وجودي منظم و ساختاري بروند، تا خود را تا کشف سرزمين هاي قلب و شهودي شان بسط و گسترش دهند.

       زرد نارنجي ها از چيزهاي غيرمعمولي، فوق العاده، غيرطبيعي يا بي نظم خوششان نمي آيد. آنها به راحتي به الگوهاي تکراري خانوادگي و زندگي خو مي گيرند. روزمرگی آنها تکراري و توأم با الگوها و موقعيت هاي منظم است.

       براي آنها اتخاذ راه جديد، پذيرفتن ايده ها و الگوهاي نو يا مواجه با هرچيز غير منتظره، کاري صعب است. سبک مطمئن زندگي آنها جذاب است و ويژگيها و کاراکتر پايدار آنها در جهان تجارت  به همان اندازه در جامعه مورد سپاس قرار مي گيرد. هنگامي که شخصيت هاي نارنجي زرد ضعيف مي شوند، لجوج، مغرور، خُرد انديش و کاملاً شکاک مي شوند. ممکن است به طور افراطي تحليل گري کنند، به طوري که مي خواهند همه چيز را بدانند و با ذهن همه چيز را کنترل نمايند. هرآنچه را نتوانند ثابت کنند، يا نفهمند و نتوانند از عهده ي آن برآيند، آن را نامطمئن و ناپايدار مي انگارند. شکاکيت آنها به نظرات و ديدگاههاي ديگر ميدان نمي دهد. گاهي اوقات حتي وقتي اثبات مطلب، آنها را بهت زده مي کند، نيز، لجاجت مي ورزند و حاضر نيستند موقعيت يا اعتقاد خود را تغيير دهند.

       نارنجي زردها افرادي هستند که عمدتاً درباره ي احساسات درونشان نامتعادل فکر و صحبت مي کنند. تا جایی که حتي احساسات خود را هم به سختي احساس مي کنند. حتي متخصصان دانش آموخته اي همچون روان شناسان يا تراپيست هايي که انديشه هاي عاطفي را به طور ذهني مي فهمند، در مورد عواطف و احساسات خودشان در عمل مشکل دارند. آنها در موقعيت هاي پر اضطراب، عقب نشيني عاطفي مي کنند و سپس تلاش مي کنند تا موقعيت، تجلي ذهني نمايند.

       براي اين شخصيت ها، برقراري ارتباط با عواطف و احساساتشان اولين مشکل است. آنها بايد بياموزند که برخي چيزها قابل آناليز و محاسبه نيست و بايد آن را حس کنند. برخي از آنها حاضر نيستند با عواطف و احساساتشان مواجه شوند، زيرا فکر مي کنند همه چيز بايد با ذهن، منطق و هوش مورد ارزيابي قرار گيرد. بنابراين بسياری از مشکلاتشان را با شيوه هاي شناخته شده، مطمئن و آزموده شده حل مي کنند. آنها با اين راه حل ها احساس امنيت مي کنند.

       از آنجا که نارنجي زردها نمي دانند چگونه از عهده ي عواطفشان برآيند، آنچنان آن را سرکوب مي کنند که گويي اصلاً وجود ندارد. آنها ممکن است واقعاً تلاش کنند، تا عاطفه ها را از زندگي حذف کنند که در اين صورت در مواجه با ديگران بي اعتنا، بي توجه و سرد برخورد مي کنند. اگر نارنجي زردها، خشم، غضب يا غم دروني شان را نگه دارند، مضطرب و خموده مي شوند. راه حل این معضل، ابراز احساسات است.

       آنها بايد بياموزند که آرام باشند. براي آنان افکار را از ذهن راندن و ذهن را متوقف کردن، کاري دشوار است. آنها خودشان را به عنوان ذهن و انديشه دريافت کرده اند و مي ترسند که اگر ذهن متوقف شود، آنها ديگر وجود نداشته باشند.

       وقتي نارنجي زردها مي فهمند که عواطف و احساسات بخش مهمي از سيستم بشر است، به مرکز قدرت تازه ای تغییر موضع می یابند. بدون اعتقادات و عقايد روحاني، بشر تنها يک ماده يا حداقل يک کامپيوتر است. ايجاد وضعيتي ذهني که عواطف و شهود را يکپارچه می سازد، اولين قدم براي رشد و وسعت ابعاد وجودشان است.

       براي آنان روحانيت به چنگ آوردن و فهميدن قوانين برتر و انديشه هاي زندگي است. آنها گنجايش فهم دانش روحي و خرد را دارند. چراکه ذهن حرفه اي، تحليل گر و دقيقی دارند. براي نارنجي زردها، کارهاي جهان درون قوانين معين و منظمي است که به طور منطقي قابل توضيح و قابل فهم است. آنها تنها هنگامي نظرات خارق العاده و عرفان يا پديده هاي روحاني را مي پذيرند که با دقت آن را بيازمايند و همچنين قانع شوند که اين نظرات و پديده ها اعتبار دارند. براي آنان اعتقادادت بر پايه ي اثبات عملي استوار است. "شنيدن کي بود مانند ديدن".

       نارنجي زردها، کارهاي روحاني را که قوانين خاص، مقررات و چارچوبهايي مطمئن را ارائه مي دهد، ترجيح مي دهند. براي آنها، روحانيت ارزش هاي اخلاقي برتر، عدالت، قوانين و تکامل است. خدا انديشه اي ذهني باقي مي ماند - نهايت انديشه. آنها مي توانند بفهمند خدا يا روحانيت واقعاًچيست، اما مشکل آنها در احساس کردن مطلب است. مشکل اصلی براي نارنجي زردها اين است که به احساساتشان ميدان دهند و شهودشان را به انديشه هاي ذهن شان در زندگي وارد سازند.

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 8:24 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي آبي

    دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، مهندس محمد امین

 ذهن/ بدن

آبي ها مراقب ترين، تقويت کننده ترين و حمايت گرترين شخصيت ها هستند. آنها با قلب و عاطفه شان زندگي مي کنند. هدف زندگي آنها، کمک و دوست داشتن ديگران است. آنها به بشريت مي آموزند که بي عشق، هيچ چيز مفهوم ندارد. آبي ها در اين سياره، براي خدمتگزاري به بشريت آمده اند. آبي درستکار، به بشريت، سر سپردگي، ايثار، از خود گذشتگي و ارزش هاي والا عرضه مي دارد.

آبي ها دوستانه و مهربان هستند. آنها براي آرامش قلب گشاده شان احتياج دارند تا اوقات زيادي را براي خود داشته باشند. انگيزه آنان خدمت رساني و کمک به ديگران و ابراز عشق و محبت است. آنها ايده ها و انديشه هاشان را بيشتر بر اساس احساس و فطرت پردازش مي کنند، تا از ديدگاه ذهنشان. بنابراين ممکن است در مباحث هوشمندانه، احساس کنند که در آن موضع حاضر نيستند.

رفتارهاي شهودي و عاطفي، ممکن است به سرعت تفکرات هوشمندانه يا حقايق علمي پذيرفته شود. اما براي آبي ها، هيچ حقيقتي جز آنچه از قلب و روحشان نشأت مي گيرد وجود ندارد.

آبي ها دانش و خردي دروني و طبيعي دارند. آنها بدون نياز به حقايق يا اطلاعات براي اثبات مطلب، آنها را احساس مي کنند و مي دانند. آنها در دنياي درون خود با صداهايي که آنها را رهنمود مي شود، هماهنگ مي شوند. آنها بسيار با ديگران هم احساس مي شوند و عواطف و افکار ديگران را درک مي کنند. چالش آنها اين است که خودشان را محافظت کنند، تا از احساسات اطرافيان صدمه نبينند. آبي ها عاطفي ترين شخصيت ها در بين رنگها هستند و نياز دارند که دائماً خود را شفاف و متمرکز سازند. کارهاي مفيد آنان، صحبت با دوستان در مورد مشي دروني شان، نوشتن مطلب در يک مجله، يا حتي سکوت است. ایشان از اين طريق عواطف شديدشان را تسکين مي بخشند.

برخي آبي ها، ديگران را بيشتر از خودشان دوست دارند. آنها پرستار و مادر زاده شده اند. آنها تاريخ تولدها را به خاطر دارند، مراقب بيماران هستند و هميشه شانه ای گرم براي کساني هستند که مي خواهند گريه کنند. آنها ناصح، مشاور و شفاگرند. بسياري از افراد از بودن با آبي ها لذت مي برند، زيرا آنها عشق، اعتقاد و بخشايش را بروز مي دهند.

آبي ها به آساني مي گريند و عواطف قوي لذت، حزن، شفقت و فروتني را بدين ترتيب تسکين مي بخشند. ديگر رنگها غالباً به سختي عواطف شديد آبي ها را درک مي کنند. به هر تقدير، اين عمق عاطفي به آنان گرما، بخشندگي و حمايت گري را نسبت به ديگران بخشيده است.

موهبت عمده ي آبي ها، توانايي ابراز عشق بلاشرط، شهود قدرتمند و "دانش درونشان" مي باشد. مهم نيست چه مي شود، آنان همواره مي بخشند. آنها "بسيارنجيب" هستند و از آن ویژگی نيز بهره مند مي شوند. بنابراين بايد در تمام موفقيت ها مراقب خود باشند، تا کسي به آنها توهين نکند.

آبي ها، معمولاً حق ديگران را بدون کمترين مقاومت مي پذيرند. سازش و مدارا شعار آنان است. برای آنان، تشخيص و تميز صحیح، ماندن در موضع قدرت و "نه" گفتن در مواقع لزوم، مشکل است. درستکاری در راس همه ی امور قرار می گیرد، ولو در اغلب موارد آنان به ديگران اجازه مي دهند تا از آنها سودجويي کنند و آنها را منزجر، مضطرب و نا اميد سازند.

برخي از آبي ها بیش از هر چيز ديگر به علايق ديگران اهمیت می دهند. آنها از شنيدن مشکلات ديگران لذت مي برند، و نيز گنجايش آن را دارند که مشکلات آنان را درک کنند، بدون آن که بر وقايع، قضاوتي داشته باشند. از آن جا که وقت زيادي را صرف علايق ديگران مي کنند، بعضاً خودشان را فراموش مي کنند. آنچه براي آبي ها بيش از هرچيز اهميت دارد، اين است که بايد وقت بيشتري را براي رشد و تکامل خودشان اختصاص دهند، تا کمک به اطرافيان.

بعضي از آبي ها ترسي ریشه ای از اين دارند که اگر به زندگي خودشان ارجحيت دهند، ديگران آنان را طرد کنند، از خود برانند و ديگر دوستشان نداشته باشند. آنان از صدمه زدن به ديگران مي ترسند، چراکه خود از صدمه ديدن مي ترسند. آنها فوق العاده نيازمند اين هستند که عشق به خود را تشخيص دهند و بفهمند که "نه" گفتن به مفهوم "دوستت ندارم" نيست. آنها بايد مرزهاشان را با ديگران تعيين سازند، زيرا آمادگي اين را دارند که به دوستان و حتي غريبه ها اجازه دهند که وارد ميدان انرژي شان شوند که در این صورت ایشان ابزار محافظت لازم را در خود ندارند.

آبی ها بعضي اوقات تحت تأثير انرژيها و خصوصيات ديگران قرار مي گيرند. اين اتفاق به ويژه هنگامي مي افتد که در حال مراقبت،کمک و تقويت ديگري هستند. آنها از همان موضع بيماري يا مورد خاص صدمه مي بينند.

چالش آبي ها تشخيص و قبول اين مطلب است که آنها نیز مورد عشق هستند. آنها چون حساس هستند، به آساني صدمه مي بينند. آبی ها مي خواهند احساس کنند که مورد پذيرش هستند، پس براي کمترين توجه و محبت ممکن است هر کاري بکنند.

آبي ها در تفکراتشان بسيار موفق و شفاف هستند. آنها ذهني آرام و صلح جو دارند. آنها بيشتر از افکارشان، بر احساسات و عواطفشان متمرکز هستند. وظيفه ي آنها اين است که ادراکشان را به روابط آناليز جزيي، فرموله کنند.

آبي ها معمولاً کار و فعاليت جسماني را دوست ندارند. براي اين افراد حساس، دنياي فيزيکي پر سر و صدا، بي رحم و خشن است. آنها ترجيح مي هند در دنياي عواطف و روحانيت خود غرق شوند. آنها از ورزش هاي غيررسمي يا فعاليت هايي که بتوانند با دوستان و خانواده انجام دهند، لذت مي برند. از آن جا که از لحاظ جسماني خیلی پرتحرک نيستند، و از آن جا که آبي، رنگ بسط و گسترش است، ممکن است خيلي راحت افزايش وزن پيدا کنند.

اگر وجود آبي ها ناهماهنگ شوند، ممکن است رفتارهاي نمايشي و عارضي نشان دهند و د ائماً به دنبال کسي يا چيزي براي دوست داشتن بگردند. خودشان را مصدوماني فريب خورده مي بينند، که لبريز از ترحم جويي است. بعضي وقت ها ممکن است احساس کنند، به خاطر احساس ارزش مجبورند دوست بدارند، و آنگاه در عوض به خاطر اينکه مورد عشق قرار گرفته اند، شرايط را فداي آن عشق مي کنند.

آبي های نامتعادل فاقد اعتماد به نفس هستند و دچار احساس بي ارزشي مي شوند، و ارزش خود را زير سؤال مي برند. آنها براي اين دوست داشتن هاي مکرر مورد نکوهش قرار مي گيرند، و اين در خاطر آنها باقي مي ماند. آنها خود را مسؤول اشتباهاتي مي دانند که خود در آن دخيل نبوده اند، مسؤوليت آن را شخصاً به عهده مي گيرند و هزاران بار خود را سرزنش مي کنند.

آبي ها بسيار روحاني هستند. آنها به خدواند، به عنوان نيروي برتر در کل هستي، ايمان دارند. خداوند، نماز و مذهب، نقش بسيار مهمي را در زندگي آنان ايفا مي کند. آنها نمي توانند بدون روحانيت و عقايدي که با هدف زندگي آنان هم راستا است، وجود داشته باشند. روحانيت، براي آنان به مفهوم اتصال زندگي روزمره به رهنمودهاي درون و شهود است. اين حقيقت آنان است و اين حقیقت، دليل عشق و شفقت عظيم آنان است. آنها ايمان و توکلي بي اندازه به خداوند دارند. در موارد سختي و شدت، آنها قادرند به منابع دروني قدرتمندشان متصل شوند، و اين چنين است که مي توانند به کمک و حمايت ديگران ادامه دهند. 

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 8:20 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي نارنجي

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

       در طيف رنگ ها، شخصيت هاي نارنجي، ماجراجويان خلاق هستند. آنها ميل دروني به خلاقيت و فعاليت دارند. و زندگي را با حداکثر لذت مي خواهند. آنها شخصيت هاي مستقل و جدا هستند، درحالي که جسم ، ذهن و عاطفه­اي يکپارچه دارند. براي آنها شکل دادن به واقعيت هاي فيزيکي و هيجانات و چالش هاي آن لذت بخش است. شخصيت­هاي نارنجي دوست دارند که براي ماجراجويی ها يا پروژه هاي بعدي، استراتژيهاي تخيلي و برنامه ريزي شده داشته باشند، تا آنها را عملی کنند. آنها نياز دارند که با مراحل کاري واقعي روبرو و درگير شوند.

       نارنجی ها علاقه اي ندارند که عقب بايستند و نظاره کنند که مردم کاري براي آنها انجام مي­دهند. آنها هميشه به طور فعال تحليل­گر، مدير و سازنده هستند.

       انگيزه­ي نارنجي ها در زندگي بستگي به اين دارد که ماجراجويي­ها، چالش ها و پروژه هاي مبتکرانه چه قدر آنان را مسرور و خرسند مي سازد. آنها مي خواهند بر اساس ايده هاي خودشان زندگي کنند. آنها پروژه هاي مبتکرانه شان را کاملاً مطلوب برنامه ريزي و رهبري مي­کنند، به طوری که خود و همقطارانشان از حصول موفقيت برخوردار مي­شوند.

       آنچه نارنجی ها پيش از هر چيز طلب مي کنند، پيروزي و تفوق بر موانع ذهني و فيزيکي است. آنها همچنين نياز دارند که ديگران را متقاعد کنند که توانايي هايشان در مسير موفقيت کنترل مي شود. براي اين ماجراجويان خلاق، زندگي، واقعي، عيني و آشکاراست.

       نارنجي ها نياز دارند که واقعيت جسماني و ذهني شان مرتباً احيا شود. اين يکپارچگي با کالبد عاطفي براي آنان مشکل است. گاهي وقتي به آنها اجازه رفتن داده مي شود، فکر مي کنند اين به مفهوم از دست رفتن کنترل است. استراحت کليد تعادل شخصيت هاي فعال جسماني و ذهني است. انرژي ماجراجويانه نارنجي ها از طريق ابتکارات فيزيکي و يا ذهني توأم با احساس شفاف عاطفي شان تخليه مي شود.

       شخصيت هاي نارنجي در هيجان، ماجراجويي، تپش و خطر، شکوفا مي شوند. آنها از مبارزه و رقابت با تمام واقعيت هاي جسماني، ذهني و عاطفي لذت مي برند. آنها دوست دارند تمام محدوديت هايشان را کشف کنند، سپس خود را تا سرحد آن بسط و گسترش دهند.

       برخي شخصيت هاي نارنجي موقعيت هاي غيرمعمول، پرخطر و دهشتناک بوجود مي آورند، تا بيشتر احساس زندگي کنند. آنها وفور آدرنالين را دوست دارند. ممکن است خانواده براي اين ماجراجويان، دست و پاگير باشد. فلسفه و انديشه­ي روحاني براي آنها نقطه­ي قابل توجهي نيست. وقتي آنها بر انرژي ذهني قدرتمند متمرکز مي شوند، به احساساتشان وصل مي شوند و مسيرهاي اعجاب انگيز جديدي براي خود به آگاهي و کمال باز خواهند کرد.

       بسياري از شخصيت هاي نارنجي، در گذشته، در صفحات تاريخ، جايي که ماجرا و اشتياق کارساز بوده است يافت مي­شوند، هنگامي که سفر به قلمروهاي جديد، کشف سرزمين هاي جديد، مبارزه با طبيعت يا ديگر ملت ها، راه زندگي کردن بوده است.

       در جامعه­ي متمدن امروز اين خصوصيات به اندازه­ي گذشته مورد نياز نيستند. اين بدان مفهوم است که شخصيت هاي نارنجي انرژيهايشان را به سمت پروژه هاي مبتکرانه و ماجراجويي جاري مي سازند.

       درصد زيادي از نارنجي ها انرژي محرکشان را به سمت فعاليت هاي مبتکرانه ذهني (در مقايسه با فيزيکي) جاري مي کنند. آنها ذهني فعال دارند، احساساتشان را با آغوش باز مي پذيرند و ايده هاشان را عملي مي سازند. آنها از کار در بازرگاني و پروژه هاي متهورانه جديدي که قطعاً چالش، هيجان و ماجراجويي در پيش رو دارد لذت مي برند. اين افراد مشتاق دوست دارند تجارت کنند، شرکت تأسيس کنند، محصولات را فروش و بازاريابي نمايند، توليد استراتژی کنند و معاملات را مديريت و به پايان برسانند. آنها از جزئيات نمي ترسند، خودشان را مشتاقانه برانگيخته مي سازند و به ايده ها و پروژه هايشان انرژي مي بخشند. براي آنها بسيار مهم است که خودشان به طور فعال درگير کار شوند، امور را به جلو ببرند و تا انتها آن را پيش ببرند.

       اگر شخصيت وجودي شان در يک تعادل و هماهنگي باشد، سرشار از احساس اطمينان و موفقيت هستند و راه­هاي مثبت و سالمی براي ابراز خلاقيتشان پيدا مي کنند. شخصيت هاي نارنجي بهترين تحليل گران و محققان هستند. آنها به راحتي الگوها، خطرات و مزاياي نهفته در هر پروژه را محاسبه مي نمايند. آنها به خوبي ظرفيت اين را دارند که ذهنشان را با ديگران هماهنگ سازند و  در هر موقعيتي تسلط بيشتری بر آنان داشته باشند. در فروش و بازاريابي اين توانايي آنان بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد که مي فهمند در ذهن ديگران چه مي گذرد. اين چيزي است که هم مي تواند در خدمت بشر باشد هم ابزاري براي سوء استفاده و اعمال قدرت و منفعت شخصی قرار گيرد.

       براي نارنجي ها توقف تفکر يا مراحل برنامه ريزي يک چالش است. انرژيهاي جسماني و ذهني آنها بسيار قدرتمند است و ميل به ابراز و خلق، گاهي براي آنان استرس زا است. بسياري از نارنجي ها ابتکارات جسماني و فيزيکي را هماهنگ مي سازند. آنان دوست دارند طرح و برنامه بريزند و ابزارها يا ايده هاي جديد را مديريت و ارتقاء بخشند. سپس ايده هايي را که مي خواهند عينيت ببخشند، تا مرحله ي واقعيت فيزيکي پيش مي برند. آنها نياز دارند که در خلق فعال ايده ها شان مستقيماً مشغول باشند.

       نارنجي ها دوستدار فعاليت هاي فيزيکي هستند که شامل هيجان و تحرک باشد. آنها از ورزش هايي همچون موج سواري، پرش، گلايدينگ، کوهنوردي، اتومبيل راني يا چتربازي لذت مي برند. آنها در هيجان، لذت و نشاطي که در حرکت و ماجراجويي جسماني است شکوفا مي شوند.

       آنها رقابت شخصی را به ورزش هاي سازمان يافته­ي دسته جمعي ترجيح ميدهند. نارنجي ها معمولاً اگر نتوانند به راحتي حرکت کنند يا اشتباهي در يک مسير غلط فعاليت درگير شوند، احساس ناراحتي مي کنند.

       اگر شخصيت هاي نارنجي از تعادل خارج شوند، ممکن است خود محور، حسود و خودخواه شوند و فقط به عملکردها و ايده هاي خودشان علاقه نشان دهند، صرف نظر از اين که چه اثري روي ديگران خواهد داشت. سپس محبت، توجه يا دلسوزي در آنان از بين مي رود و منزوي، سرد و گوشه گير ميشوند.

       نارنجي ها اگر با نيروي خلاقشان اتصال نداشته باشند، تلاش مي­کنند کنترل و نفوذ افراطي بر ديگران داشته باشند. اگر شانس ياري کند، براي حصول نتيجه و موفقيت از راه دغل کاري هم پيش مي روند. آنها براي جبران اين عدم اتصال و کمبود پوشي کردن، از احساسات و خلاقيت دیگران استفاده مي کنند.

       شخصيت هاي نارنجي بايد آگاه باشند که استراحت و آرامش جسماني و ذهني تا جايي که خودشان را بشناسند، يک مسؤوليت است. اين امر براي آنها يک چالش است که تشخيص دهند که از لحاظ عاطفي، ذهني و روحي چه کسي هستند.

       هدف نخستين شخصيت هاي نارنجي اين است که راه پر هيجان واقعي شان را بپذيرند- يعنی ماجراي کشف خود- اين چالش به نسبت فعاليت هاي بيروني اشتياق بيشتري نياز دارد.

       نارنجي ها معتقدند که روحانيت و مذهب انديشه هايي است که بايد در دنياي فيزيکي بيان شود. به علاوه آنان ممکن است ادراک فيزيکي از خدا داشته باشند، منشأ يا روح برتر را آشکارا در طبيعت و دنيا ببينند. آنان معتقدند که خدايشان به آنها اين موهبت را عطا فرموده تا واقعيت هايشان را عيني سازند، همانگونه که واقعيت جسماني در سياره ي زمين عينيت يافته است.

       نارنجي هاي ماجراجو زندگي لذت بخش را توأم با شادي و بدعت دوست دارند. اولين هدف آنها اتصال به عواطفشان است، تا قلبشان را در ابداعاتشان حاضر سازند و تا بتوانند به شهودشان اعتماد کنند. يکپارچگي و تعادل جنبه هاي فيزيکي، ذهني و عاطفي براي شادي و رضايت شخصي شان در تمامي جنبه ها، حياتي است. در اين صورت است که نارنجي ها مي توانند کاملاً در "اين جا و حالا" باشند، و همچنين خواهند توانست درخششي روحاني و روشنگرانه از واقعيت داشته باشند.

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 4:54 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
 دستگاه عکسبرداري از هاله چیست؟  

       این دستگاه یک سیستم نرم افزار کامپیوتری جهت تصویر سازی هاله بر مانیتور است که اساس آن بر اصول و مطالعات بیوفیدبک، روانشناسی رنگ ها، حوزه انرژی انسان و دانش ذهن- بدن بنا شده است. دستگاه عکس برداري از هاله، انرژي هاله شما را در همان لحظه، اندازه گيري کرده و نشان مي دهد. با سيستم ويديويي هاله، ديدن حرکت هاله و تغييرات آني بسیار ساده است.

       سیستم نمایش ویدیویی هاله (AVS)، از دستگاه حسگر دست برای اندازه گیری داده های بیوفیدبک و فعالیت الکتریکی پوست دست، قابلیت رسانایی الکتریکی پوست دست و دمای لحظه ای دست استفاده می کند. این داده های بیوفیدبکی آنالیز و پردازش شده و با وضعیت انرژی احساسی ویژه ای مرتبط شده و به عنوان انرژی یا تصویر هاله فرد بر روی مانیتور نمایش داده می شود.

       گذشته از این، بیو فیدبک از داده های اندازه گیری شده برای رسم نمودار و چارت اطلاعاتی استفاده می کند که اینها عکس العمل ها و تغییراتی که در هاله و چاکراها رخ میدهند را نمایش می دهند.

       در مطالعات اخیر بدن انسان، نشان داده شده است که فرکانس های بیوانرژی، عملکردی حیاتی و مهم در زندگی ما دارند. فرکانس های ضعیف و نا کار آمد می توانند تعیین کننده انرژی و سلامت فرد باشند، اگرچه ما این پدیده را درک کنیم یا نکنیم.

آنچه شما روی کامپیوتر می بینید:

       شما می توانید هاله متحرک خود را ببینید. دستگاه  نه تنها الگوی شخصیتی بلکه حوزه فکری و تغییرات واقعی روزمره شما را نیز نشان می دهد. اصولا هر زمان که تغییرات ذهنی- احساسی یا انرژی در درون یا اطراف شخص ایجاد شود هاله نیز تغییر می کند. بنابراین رنگ اصلی هاله فرد مطابق با افکار و احساسات می تواند تغییر یابد و گاهی با نمایش جالبی از رنگهای مختلف در زمینه رنگ اصلی هاله فرد همراه می شود.

       علاوه بر این، دستگاه فعالیت چاکراها را اندازه گیری کرده و درصد باز بودن هر کدام را نشان می دهد. در صورت لزوم مرکز ریکی یوگا می تواند شما را در متعادل ساختن چاکراها و بهینه سازی حوزه انرژی تان یاری نماید.

گزارش و تصاویر هاله و چاکراها: این سیستم تصاویری رنگی از داده های زیستی اندازه گیری شده را ارائه می دهد.

 الف) تصاویر هاله و چاکراها:

·         تصویر هاله اطراف سر: تصویر با نمای صورت و شانه ها و هاله اطراف آنها در لحظه گرفته میشود که متن زیر آن رنگ هاله و تفسیر آن می باشد.

·         تصویر کامل هاله و چاکراهای اصلی: که در همان لحظه گرفته شده است.

·         شش نمودار عددی هاله و چاکراها: که شامل هفت چاکرا، اندازه هاله، تعادل و نوع شخصیت فرد که مناسب جهت تجزیه و تحلیل دقیق تر هاله و چاکراها هستند.

·         قابلیت ضبط بر نوار ویدیویی و یا CD : جهت ضبط هاله متحرک شما در کل جلسه عکسبرداری که بر مانیتور مشاهده می شود. این بخش اختیاری بوده و بنا به درخواست شما انجام می شود.

 ب)گزارش 22 صفحه ای: که اطلاعات ذیل را دارا می باشد:

·         رنگ هاله و تجزیه و تحلیل آن: که بیانگر نوع شخصیت و خصوصیات شماست.

·         اندازه هاله: یک شاخص مهم که نشان دهنده میزان انرژی است که به اطراف خود می تابانید.

·         اندازه، شکل و فعالیت چاکراها: نشان دهنده تعادل انرژی در زندگی شماست.

·         تعادل هاله و چاکراها

·         تجزیه و تحلیل شخصیتی: شامل تجزیه و تحلیل این موارد می باشد: ذهن- بدن، زندگی اجتماعی، روابط و صمیمیت، شغل، امور مالی، سلامت، خوشبختی، رشد و تکامل.

·         تجزیه و تحلیل داده های زیستی: که مهمترین بخشهای کالبد انرژی شما را با نشان دادن موارد ذیل منعکس میسازد:

·         چرخ رنگی: بوسیله آن خواهید دانست که رنگ مکملی که شما باید استفاده کنید تا به آرامش و تعادل برسید کدام است.

·         تعادل Yin-Yan: نشان دهنده میزان هماهنگی میان انرژی های زنانه و مردانه شماست.

·         نمودار ذهنی- روحی- بدنی: نمایش چگونگی توزیع انرژی شما بین ذهن، روح و بدن است.

·         احساس سنج: نشان دهنده شدت عکس العمل احساسی شماست.

·         نمودار وضعیت ذهنی- بدنی: نشان می دهد که آیا ذهن یا بدن شما در اضطراب است.

·         نمودار اضطراب- آرامش

·         نمودار سطح انرژی

تذکر مهم: این دستگاه در تشخیص مشکلات یا بیماریهای جسمی و یا روانی هیچ کاربردی ندارد. این سیستم فقط یک وسیله کمک نظارتی در امور شخصی و پژوهشی برای شناخت بیشتر خود است و به هیچ وجه جایگزینی برای مشاوره پزشکی یا روانشناسی نمی باشد.

 

دکتر مطلب برازنده مدیر مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 4:25 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
رنگ هاي هاله:

       هاله نورانی به رنگهای مختلف دیده می شود. رنگ هاله، با خصوصيات شخصيتي يا الگوهاي رفتاري ما ارتباط دارد. همچنين رنگها  در هاله بازتاب وضعيت ذهني و عاطفي ما هستند. با فهميدن رنگ هاي هاله مي توانيم برنامه ريزي مجدد ذهن و بدن را آغاز کنيم. رنگ هاي هاله نشان ميدهد که ما چگونه زندگي و هر واقعيت ديگري را که در هر زمان تجربه مي کنيم، دريافت مي داريم. اين رنگ ها، همچنين، چگونگي پردازش فيزيکي، عاطفي و ذهني زندگي ما را نشان مي دهد. به طور كلي، هر چه هاله رنگين‌تر، واضح‌تر، و روشن‌تر باشد، صاحب آن داراي شخصيتي بهتر و والاتر است. همچنين هر چه پراكندگي انرژي در هاله يكنواخت‌تر باشد، آن شخص سالمتر و متعادل‌تر است.

رنگ هاله مي تواند کمک کند تا:

·         خودتان را بهتر بشناسيد.

·         تعامل هاي دروني عميق ذهن/ بدن و همچنين الگوهاي رفتاري تان را بفهميد.

·         روابطي بهتر با خود، همسر، خانواده و دوستان تان برقرار کنيد.

·         ديگران را بهتر درک کنيد؛ اين امر نه تنها به روابط شخصي تان کمک مي کند، بلکه براي امور شغلي، مذاکرات و روابط عمومي تان مفيد است. درک بهتر، بين مردمي که کاملاً متفاوت هستند، در يک زمان پذيرش و تفاهم ايجاد مي کند.

·         نقاط قوتتان را بشناسيد و خصوصيات شخصيتي و رفتارهاي غير ضروري ضعيف را کنار بگذاريد.

·         جواب سوال هاي بيشماري را که درباره خودتان داريد، پيدا کنيد.

·         به "خود" برتري که فراسوي شما است، متصل شويد.

رنگ هاله، موارد زير را منعکس مي سازد:

·         استعداد هاي رفتاري شخصيتي

·         روابط و حرفه

·         کمال درونی

·         سلامت عاطفي- انرژيايي

·         توانايي هاي ذهني و قدرت اراده

·         نقاط ضعف و قوت

 

دکتر مطلب برازنده مدیر مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 4:20 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
هاله نورانی چیست ؟

       هاله نورانی ميدان تپنده اي از انرژي و اطلاعات بوده که تا فراسوي مرزهاي بدن فيزيکي ما وسعت يافته است. بدن فيزيکي ما توسط ميدان انرژيِ حياتيِ لطیفی احاطه شده است که همچون يک سپر عمل مي کند، و با محيط پيرامونش در تعامل است. به عبارت دیگر ميدان ظريف انرژي اطراف انسان هاله نام دارد. اين انرژي حياتي، تجلي چند بعدي انرژي درخشان كيهاني است، كه كالبد فيزيكي را در برگرفته، در آن نفوذ مي‌كند و به آن حيات و معنا مي‌بخشد.

       هاله لطيفي که دور ما تابيده شده، دنياي درون ما را منعکس مي کند. هاله، بازتاب ماهيت واقعي ما در هر لحظه است. هاله ما به عنوان ميدان انرژي بشري، شامل تمام اطلاعات گذشته، حال و آينده ي ما است. هاله، تصوير كامل زندگي ما است. هاله در برگيرنده‌ي آگاهي ما است و افكار، احساسات و آگاهي ما از آن منشأ مي‌گيرند. هاله شامل تمام تجربيات زندگي ما از لحظه‌ي تولد تا لحظه‌ي مرگ است.

       به یاد داشته باشیم که ما مجموعه اي از اطلاعات و انرژی ها هستيم که در جهاني وسيع از اطلاعات و انرژی ها قرار داريم. ذهن و بدن ما، سيستم هاي انرژي به هم متصل هستند و ما به عنوان اُپراتور آگاه آن هستیم. هاله نورانی ما، ذهن و بدن ما را به هم متصل مي سازد. هاله ي ما، همچون يک فيلم خوب، مي تواند راه زندگي و کار سالم و موفق را به ما نشان دهد.

       هاله نورانی ما تعيين مي کند که ما چه واقعيتي را دريافت و تجربه کنيم. اگر ما خواهان تغييرات مثبت در زندگي و کارمان هستيم، مي توانيم اين تغييرات را به واسطه ي هاله مان اعمال کنيم. اين میدان انرژي، نشان  مي دهد که ما در هر زمان، زندگي را چگونه تجربه کنيم. اين  ارتعاش هاي دروني، کليد فهم، خودشناسي و شناخت زندگي هستند. تغيير واقعيت دروني مان، منجر به تغيير در زندگي واقعي بيروني مان مي شود. بنابراين، اولين گام، داشتن ذهني رها و خواهان تغيير زندگي به سوي موفقيت، سعادت، نوآوري، شادماني و پیشرفت است.

       در هاله انسان صدها نقطه‌ي تمركز و تجمع انرژي وجود دارد، نقاطي كه از طريق آنها انرژي به هاله وارد يا از آن خارج ‌شده را چاكرا می نامند. چاكراها، جريان انرژي كيهاني و زميني را به داخل و خارج هاله تنظيم مي‌كنند و انرژي حياتي را براي حفظ و نگهداري كالبد فيزيكي انتقال مي‌دهند.

 دکتر مطلب برازنده مدیر مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 4:14 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
 روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي قرمز

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

       شخصيت هاي قرمز از طريق جنسيت و بدن هاي جسماني شان، لذتي عظيم مي برند. آنها اينجا و اکنون با قدرت، اشتياق و اطمينان زندگي مي کنند. واقعيت، براي آنان ملموس است، چراکه آن را مي بينند، مي شنوند، احساس مي کنند و مي بويند. اين شخصيت ها، قدرت اراده ي شايان ذکري دارند و از تمام جنبه هاي فيزيکي زندگي لذت مي برند. قرمزها، قدرتمند و با انرژي هستند و معمولاً در حيطه ي مشاغل آزاد يا موفقيت هاي سرگروهي يافت مي شوند.

       قرمزها زندگي را در خلال واقعيت فيزيکي و تحرک، ادراک مي کنند. انگيزه نخستين آنان اين است که احساس زندگي و قدرت کنند. آنها براي آنکه بفهمند که چقدر قدرتمند و اهل رقابت هستند، دائماً در جستجوي هيجان، قضاوت محيط و موفقيت هستند. قرمزها ذاتاً موفق و برنده هستند. آنها به زندگي مشتاقند. آنها عنصر آتش یعنی عشق جسماني، اشتياق، حرارت و ميل را بيان مي کنند و هرچه بيشتر تجربه ي هيجان داشته باشند بيشتر احساس سرزندگي مي کنند.

       قرمزها اهل عمل، تحرک - محور و دوستدار بدست آوردن نتيجه هستند. آنان ميل زیادي به برد دارند و در زندگي شان چيزهاي ارزشمند و مهمي را خلق مي کنند. قدرت اراده ي شديد آنها و انرژي جسماني نامحدودشان، به آنان اجازه مي دهد که هرآنچه که مي خواهند با تحرک، مقاومت، پايداري و موفقيت هرچه تمام انجام دهند.

       بايد قدرت چيرگي قرمز را تجربه کنيد. انرژي هيجاني جسماني و عاطفي آنان برايشان "خيلي زياد" است. قرمزها دوست دارند در يک جو هيجاني و محرک زندگي کنند، فرق نمي کند در خانه باشد يا در محيط اداره، جوي که ديگر افراد ممکن است آن را مضطرب يا تنش زا بدانند. آنها گرايش دارند که خود را به بالاترين حد (ماکزيموم) برسانند. آنها اصرار دارند (بيش از هر کسي به خودشان) ثابت کنند که قادرند هر کاري را که خواهان آنند، انجام دهند.

       قرمزها واقعاً افراد اجتماعي هستند. آنها از اين که وقتشان را با دوستان بگذارند لذت مي برند، خوش گذراني از نظر آنها شامل رقص و پايکوبي در تمام طول شب، جشن به مناسبت هاي مختلف با دوستان يا شبي پرشور و عشق با دوستدارشان باشد.

       اگرچه قرمزها در روابط اجتماعي شان بسيار راحت هستند، اما در مورد احساسات دروني عميق، اين گونه نيستند. شايد ایشان نياموخته اند که افکار و احساسات خصوصي شان را به زبان آوردند، يا با ديگران قسمت کنند. براي ابراز احساسات درونشان، قدم اساسي اين است که حساس و شفاف باشند. قرمزها، عواطف و احساساتشان را از طريق بدن فيزيکي شان تجربه مي کنند، و در اين راه بسيار موجودات جنسي هستند.

       قرمزها در وضعيت تعامل بسيار پرانرژي، خوش بين، صادق و وفادارند. آنها، قدرت و پايداري را توام با اشتياقي وافر به زندگي، در حد اعلا مي تابانند. براي قرمزها، هدف از زندگي، تجربه ي تمام و کمال جهان فيزيکي با لذت، اشتياق و انرژي است. قرمزها واقعاً مي توانند به بشريت قدرت، نيرو و نشاط انسانيت را نشان دهند.

       قرمزها به استقلال و آزادي جسماني فوق العاده زيادي نياز دارند. آنها دوست دارند، تمام مراحل واقعيت فيزيکي را کشف نمايند. آنها همچنين از قدرت، مکاشفه و ماجراجويي لذت مي برند. قرمزها منحصر به فرد هستند. آنها قادرند خودشان از راههاي غيرمرسوم ابراز کنند، به طوري که گاهي اصلاً با هنجارهاي اجتماعي مطابقت ندارند. به هر حال، قرمزها به نوعی انحصار شخصيتي عادت دارند و در واقع از اين طريق شکوفا مي شوند. عجيب است، عليرغم ميل و گرايشي که به تنهايي دارند، دوستان زيادي دورشان جمع مي شوند.

       قرمزها، کنجکاو، سمج و مداخله آميز هستند و مشتاقانه به تمام جنبه هاي زندگي علاقه نشان می دهند. اگر شما به هيجان و تحرک در زندگي مشتاق هستيد، به نيروهاي شخصيت قرمز بپيونديد. آنها نمي توانند منتظر ارتقاء يک پروژه بمانند و صبورانه پيش روند.

       آنان به خوبي بر آنچه مي خواهند متمرکز مي شوند. انرژيهاي قدرمند جسماني، عاطفي آنها با قدرت اراده شان ترکيب مي شوند و به آنان ابزار مناسب براي موفقيت در دنياي رقابتي و مادي گرايشان را مي بخشد.

       اگر امور در مسير مطلوب پيش نروند، قرمزها خيلي زود خسته و کلافه مي شوند. قرمزها از قرار گرفتن در موقعيت های مشخص پر از تحرک جسماني، بيشتر از ايده هاي ذهني و مکاشفه اي احساس راحتی می کنند. آنها با يادگيري از طريق عملکرد واقعي، بيشتر آشنايي دارند. قرمزها به راحتي ياد مي گيرند که چگونه حرکات تخصصي بدني را انجام دهند، چگونه قطعات ماشين را از هم باز کنند يا امور بيمه را انجام مي دهند، که البته اين کارها را خودشان فيزيکي انجام مي دهند. يادگيري در کلاس براي آنها چندان قابل فهم نيست. آموزش ساختاري و موفقيت هاي يادگيري کلاسيک، مفاهيم ذهني را مي طلبد که بدون تمرکز شديد ياد گرفته نمي شوند. ضمناً واقعي يا فيزيکي نيستند.

       قرمزها به خاطر انرژيهاي وافر فيزيکي و عاطفي که دارند، دائماً در تحرک جسماني هستند و استراحت و بي تحرکي برايشان بسيار مشکل است. تنها راه رسيدن به تعادل و هماهنگي اين است که تحرک فيزيکي داشته باشند و راههايي براي تعادل نيروهاي درون پيدا کنند. اگر قرمزها راه خروجي مثبتي براي اين انرژيهاي فيزيکي - عاطفي شان پيدا کنند ، بسيار قدرتمند مي شوند و قادر خواهند بود که روياهايشان را به ظهور برسانند. ورزش هايي که قدرت و استقامت بدني را مي طلبد، براي آزاد سازي قدرتهاي دروني شان شگفت انگيز است.

       اگر شخصيت هاي قرمز از هماهنگي خارج شوند، احساس مي کنند ذخيره هاي عاطفي و فيزيکي شان تمام شده است و ممکن است انزجار و اضطراب جسماني / عاطفي ناگهاني بر ايشان چیره گردد. وقتي کم قدرت مي شوند، انرژيهاي قدرتمند عاطفي و جسماني شان را به شکل ستيزه جويي جسماني، برخورد شديد جنسي يا صدمات و خستگي عاطفي بروز مي دهند.

       هنگامي که ضعيف مي شوند، بودن درکنارشان مشکل است، زيرا پرتوقع، خشمگين، تندخو هستند و دائماً مي خواهند مرکز توجه باشند.

       قرمزهاي نامتعادل، غضبناک، تحميل گر و کنترل کننده مي شوند. به هر حال ممکن است از اين وضعيت آگاه نباشند، زيرا عملکرد فوري و سريع آنان و همچنين نياز آنان به پيروزي، ادراکي تخيلي برايشان پيش مي آورد. آنها متوجه نيستند که شايد ديگران دوست نداشته باشند در اين وضعيت سرعت و تنش سر کنند. قرمزها در حالت ضعف به اطرافيان و حد و مرزها و احساسات آنان با بي فکري و به راحتي توهين مي کنند.

       قرمزها به مسائل روحاني و عرفاني گوش مي دهند، اما از آنجا که خيلي زميني و واقع گرا هستند، پذيراي اين گونه افکار نيستند. به بيان ديگر، قرمزها گاهي هيجان و قدرت روحانيت را مي بينند و تصميم مي گيرند که هرآنچه را واقعيت دارد، دريابند.

       قرمزها رهبران قدرتمندي مي شوند، چرا که انرژي پرشور، قدرت اراده و ميل به مبارزه، آنان را صدرنشين ساخته است. روحانيت قرمز، روشن و واضح است. غدد وجودي قدرتمند است که همه چيز را کنترل مي کند و مي داند که چگونه زندگي بشر را هدايت نمايد. اما قرمزها بسيار خيره سر و غير سنتي هستند و خود را پايبند يک مذهب رسمي نمي سازند.

+ نوشته شده در  2008/11/24ساعت 2:6 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي قرمز پررنگ

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

       شخصيت هاي قرمز پررنگ زميني هستند و زندگي مهيج و قدرتمندي دارند، با واقعيات فيزيکي در تعامل هستند، چرا که آن را مي فهمند، آنها زندگی را در يک سطح جسمانی تجربه می کنند و دوست دارند، تمام موفقيت هایی راکه دنيا پيشنهاد می دهد تجربه کنند. آنها به چيزي اعتقاد دارند که از طریق حواس پنج گانه دريافت کرده باشند.

       انگيزش در زندگي شخصيت هاي قرمز پررنگ اين است که واقعيت مادي را با اشتياق و قدرت به طور تمام و کمال تجربه کنند. آنان با تمام پتانسيل وجودشان، وراي احساسات و انديشه به استقبال بقا، ثبات و ترس مي روند. قرمز پررنگ، رنگ شخصيت هاي قدرتمندي است که اهميت و شگفتي واقعيات فيزيکي را مي دانند.

       قرمزهای پررنگ به طور طبيعي سرشتي مادي و قوي دارند و دوست دارند توسط بدن هاشان ابراز شوند. آنها به راحتي، به خاطر بدن پيشرفته شان قابل تشخيص هستند. آنها همچنين دوست دارند، انرژي قدرتمند را با حفظ تعادل و تمرکزشان ابراز دارند. آنها چون قوي هستند، کار سخت و فعاليت هاي جسماني روحي مي شوند.حرکات فيزيکي براي انرژي زندگي قدرتمند آنها بنيادين است و بايد حتماً ابراز شده و تسکين يابد. شرکت در ورزش هايي چون بُکس، فوتبال، بسکتبال يا ديگر فعاليت هايي که نياز به انرژي رانشي فيزيکي دارد، راههاي خوبي براي ابراز وجود و آزاد شدن انرژي قرمزهاي پررنگ است.

       شخصيت هاي قرمز پررنگ، در حالت تعادل، اشتياق، صداقت و درستکاري را "آشکار" می نمایند. آنها افراد پرکاري هستند که به شدت خواهان بقا مي باشند. هدف از زندگي براي آنها اين است که جهان فيزيکي را با لذت و نشاط تجربه کنند. رویارویی با موانع و رفتن به وراي ترس ها براي آنها بسيار اساسي است. افراد قرمز پررنگ در وضعيت تعادل، خودشان را از طريق تجربه ي لذت بخش و با ظاهري مثبت، از جسم و ذهن ابراز مي کنند.

       شخصيت هاي قرمز پررنگ واقع بين هستند. آنها متفکراني محتاط هستند که زندگي را از مسير ذهن فيزيکي و واقع بينشان ادراک مي کنند. تفکر آنان انتزاعي يا پيچيده نيست. واقعيت براي آنان بسيار واضح و خوانا است. حقيقت، حقيقت است. آنها، آنچه را مي بينند، مي شنوند، حس مي کنند و مي بويند، باور مي کنند.

       افکار انتزاعي و فيلسوفانه آنها را معذّب و ناصبور مي سازد. آنها براي افکار غيرواقعي نه وقت دارند و نه آنقدر صبورند. قرمزهای  پررنگ عاشق مکاشفه هستند، اما معمولاً در واقعيت فيزيکي مي مانند، تا تمام پيچيدگي وموارد مختلف را در يک جا مشاهده کنند.

       از آن جا که شخصيت هاي قرمز پررنگ خيلي علاقه اي به ايده هاي ناآشنا و غير سنتي ندارند، معمولاً هنجارهاي اجتماعي را مي پذيرند و با آگاهي جمع پيش مي روند. آنها به خانواده شان، دولت و جامعه به طور عموم، وفادار هستند. زندگي در قوانين جامعه، به اينان امنيتي خاص و دوستي مي دهد که گويي همه چيز را در مسير درست انجام مي دهند.

       قرمزهاي پررنگ افراد ارادتمند و صادقي هستند. آنها خوب مي دانند که چگونه اشتياق عاطفي و انرژي جسماني شان را ابراز دارند. آنها آموخته اند که چگونه انرژي شان را کنترل کنند و نيروي نشاط قدرتمندشان را به تلاش مبتکرانه مثبت هدايت نمایند.

       قرمز پررنگ، رنگ افراد واقع بين، سرسخت و سخت کوش است. آنها عاشق به دست آوردن و داشتن نتايج فوري هستند و ممکن است در نتيجه ي لذت از فعاليت و زندگي فيزيکي پرشور، پرکار، بيش فعال و مضطرب شوند. ممکن است استراحت براي آنها يک چالش باشد.

       در وضعيت نا متعادل، شخصيت هاي قرمز پررنگ به طور متداول کار و فعاليت مفرط دارند. آنها نمي توانند آرام و آسوده باشند. انرژي قدرتمندشان آنها را مي راند و به آنها به قدر کافي پايداري و توان آن را مي دهد که به اندازه ي دو نفر کار کنند. ممکن است هميشه از لحاظ فيزيکي فعال و پرکار باشند. دائماً يک کار را پس از ديگري انجام مي دهند، طوري که در آن واحد چندين شغل دارند. يکي از چالش هاي اين افراد، آرام کردن ذهن و بدن است.

       آنها تلاش مي کنند که يک زندگي خوب مادي براي خودشان و خانواده شان فراهم سازند. بزرگترين ترس آنها، ترس از مرگ و فقر است. طبعاً آنها به طور مداوم براي بقا در زندگي شان مقابله مي کنند. اين ها، افرادي حساس و صدمه پذيرند، اگرچه تمایلی به نشان دادن اين موضوع ندارند. در عوض عواطفشان را با رفتارهاي جسماني قدرتمند، مي پوشانند. اين شخصيت ها معمولاً چون پرشور و هيجان هستند، خشم و خستگي شان را به ديگران معطوف مي دارند.

        شخصيت هاي قرمز پررنگ احتياج زيادي به بيان و ابراز شور و اشتياق فيزيکي و عاطفي شان دارند، و مجبورند که اين شور و اشتياق را از طريق بدن هاي فيزيکي شان بيان کنند.

       اين افراد براي برقراري ارتباط با احساسات دروني شان دچار چالش هستند. لذا بايد ياد بگيرند افکار و احساساتشان را با نزديکانشان در ميان بگذارند، يا در مورد افکار و احساساتشان حرف بزنند. قدم اول براي ابراز وجودي سالم اين است که بتوانند احساساتشان را روشن و آگاهانه بيان کنند.

       اگر اين شخصيت ها از تعادل خارج شوند، ممکن است، رفتارهاي بسيار مخربي از خود بروز دهند و اگر امور در مسير خودشان پيش نرود، ممکن است بيزار و منزجر شوند. نیز اگر از قدرت خارج شوند، غضب آنها معمولاً در بدن هاي فيزيکي شان خالي مي شود.

       ممکن است ، در حين کارهاي تهاجمي به طور ناخود آگاه همچون نيروهاي فيزيکي و حتي تخريب و ويراني وسايل انسداد شديد انرژي در مراکز انرژي شان ايجاد کنند.

       قرمز پررنگ، رنگ يک دندگي نيز مي تواند باشد. اگر ایشان تصميمي گرفتند، ديگر تغيير يا توقف آن تصميم برايشان مشکل است و بر حرفشان مصّر مي مانند. در حالی که بايد ياد بگيرند و بفهمند که رهایی، پذيرش موقعيت هاي جديد و انعطاف پذيري، خصوصياتي بسيار مهم هستند.

       شخصيت هاي قرمز پررنگ معمولاً تجربيات گرانبار عاطفي دارند. بدترين چيزي که براي آنان اتفاق مي افتد بيان نکردن احساساتشان است. ممکن است احساس کنند که مضطرب، بي توان و گران بار هستند و هيچ دليلي براي زندگي کردن ندارند. در این هنگام عواطف فرو خورده در درون جمع مي شود و چالش ها و موانع بسياري در زندگي براي آنان به وجود مي آورد. بنابراين، قرمزهای پررنگ بايد نسبت به احساسات و عواطفشان آگاه باشند و ابتکاري مثبت پيدا کنند تا انرژيهاي قدرتمندشان را به بيرون هدايت کنند.

       براي قرمزهاي پررنگ گشاده رويي در مقابل ديگران کاري آسان نيست. اگرچه که معمولاً ظاهراً غيرحساس و پرشور و شوق هستند، اما احساسات و افکار دروني شان را پنهان مي کنند. آنها نياز دارند که بفهمند حساس و آگاه بودن بدين معنا نيست که آنها قوي و قدرتمند نيستند. ارتقاء حساسيت فيزيکي و عاطفي، قدمي مهم به سوي موفقيت و قدرت بخشي براي آنان است.

+ نوشته شده در  2008/11/22ساعت 11:58 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
...
+ نوشته شده در  2008/11/22ساعت 11:29 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura & Consciousness

Dr Motaleb Barazandeh

 

ساختار آگاهي و هـالة نورانـي - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

در سطح بالاتر آگاهي، كالبد اثيري ما با «آگاهي برتر» يا «خود برتر» كه به مراتب قوي‌تر و هوشمند‌تر است، ارتباط برقرار مي‌‌كند. «خود برتر» همه‌ي احساسات ما را دريافت مي‌كند و همه‌ي ادراكات ما را در كل زندگي ذخيره مي‌نمايد. علم پزشكي اين ارتباط را بين كالبد اثيري و خود‌‌برتر، به خوبي ثابت كرده است. اين ارتباط، به صورت يك «تونل» بسيار پر سر و صدا است كه به يك نور بي‌نهايت درخشان (خود‌برتر) ختم مي‌شود. وقتي ما مي‌ميريم كالبد اثيري ما (كه خود واقعي ما است) از اين تونل عبور مي‌كند و ما با رسيدن به نور درخشان، به سعادت كامل و آگاهي مطلق دست پيدا مي‌كنيم. اين نور درخشان راه ورودي هسته‌ي خود برتر ما است. افراد بسياري كه يك «مرگ باليني» را تجربه كرده‌اند، اين ارتباط را با جزئيات كامل توصيف كرده‌اند. اين تجربه چنان عميق، كامل و گيراست و چنان با زندگي روزانه ما متفاوت است، كه وقتي باز مي‌گرديم بيشتر آن را فراموش مي‌كنيم، همانطور كه رؤياهايمان را از ياد مي‌بريم. خود برتر داراي 9 طبقه است، كه هر يك قوي‌تر و روشن‌تر از قبلي است.

روشنايي «خودهاي برتر» و صداي تونل‌هايي كه به آنها ختم مي‌شوند، مربوط به گفتگوهاي روحاني بي‌شمار و ديرين، و به عبارت ديگر «نور و صداي آفرينش» است. بهترين فيزيكدانان ما قبول دارند كه هر چيز در جهان، تنها يك نوسان است.

هدف بسياري از تمرينهاي مدي‌تيشن و يوگا، رسيدن به نور و سعادت (نيروانا، سامادهي،) آگاهانه در هنگام زندگي است. اگر بتوانيد بارها در طول زندگي خود به اين «آگاهي برتر» حتي به مدت چند ثانيه دست پيدا كنيد، از تيرگي جهل رهايي پيدا مي‌‌كنيد. شما شروع به درك چيزهايي مي‌كنيد كه هرگز قادر به درك آنها نبوده‌ايد. اغلب پس از تماس مستقيم با «خود‌برتر» شيوه‌ي زندگي گذشته ديگر براي شما جاذبه‌اي ندارد. پيروي از عادات، آداب و شيوه‌ي زندگي ديگران و وابستگي به ماديات، از آن پس براي شما بي‌معنا مي‌شود. روح شما، كاملاً بيدار مي‌شود.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 9:12 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura & Asteral Body

Dr Motaleb Barazandeh

 

كالبد اثيري و هـالة نورانـي - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

كالبد اثيري اغلب با هاله اشتباه گرفته مي‌شود. كالبد اثيري مهمترين قسمت و به عبارت ديگر بخش جاودانه وجود ما است. زيرا آگاهي ما در آن نهفته است. هنگامي كه كالبد فيزيكي ما مي‌ميرد، نوسان هاله متوقف مي‌شود. كالبد اثيري جاودانه است، دوره حيات آن حدود 1022سال است، كه تقريباً برابر با طول عمر جهان است. كالبد اثيري، يك توده الكتروني حاوي حدود21 10*4 الكترون است. الكترونهاي كالبد اثيري ما داراي حافظه‌اي با ظرفيت عظيم هستند، و اطلاعات و هوشي را در برمي‌گيرند كه همه‌ي عملكردهاي ذهن و بدن ما را كنترل مي‌‌كند. از جمله‌ي همه فرآيندهاي بهبود را، اينها واقعيت‌هايي هستند كه فيزيكدانان ما اكنون در حال كشف آنها هستند. كالبد اثيري واقعيت وجود ما است. اگر وجود خود را به يك كامپيوتر تشبيه كنيم، كالبد فيزيكي ما سخت‌افزار اين كامپيوتر است و با قسمتهايي مانند حس‌گرها، فرستنده‌ها، گيرنده‌‌ها و بخشهاي كنترل تجهيز شده است، كالبد اثيري الكتروني حاوي نرم‌افزار، حافظه، ذخيره داده‌‌ها و همچنين آگاهي و بالاخره اراده آزادانه كاربر است، كه تصميم مي‌گيرد چه كند.

كالبد فيزيكي ما واحدي ناقص است و به آساني بيمار مي‌شود، زيرا ما هنوز آگاهي خود را تا حدي تكامل نداده‌ايم كه بتوانيم كالبد فيزيكي خود را بهتر كنترل كنيم. هدف نهايي اين است كه بتوانيم فعاليت هر سلول بدن خود را آگاهانه كنترل كنيم و خصوصاً در هنگام نياز آنها را بازسازي كنيم. در چنين حالتي ما هميشه جوان خواهيم ماند، و قادر خواهيم بود زمان و روش تغيير جسم فيزيكي خود را انتخاب كنيم. همچنين ما خواهيم توانست با آزادي كامل تصميم بگيريم كه در كالبد فيزيكي باشيم (كه به عنوان ابزاري براي كمك به ديگران لازم است)، يا به منبع آگاهي در كالبد اثيري بپيونديم. تصور كنيد كه اين آزادي چه لذت و تفريحي در بردارد. اين يك رؤيا نيست، واقعيت است.

تنها دو عامل وجود دارد كه مي‌تواند به اطلاعات ذخيره شده در كالبد اثيري صدمه بزند و ما را دچار لطمه‌هاي ماندگار كند: داروها و سر و صداهاي بلند.

تجربه‌ي مشاهده‌ي كالبد اثيري خود:

دو دستتان را چنان نگهداريد كه انگشتان اشاره دو دست تقريباً يكديگر را لمس كنند. بهتر است اين كار را در برابر يك زمينه‌ي تيره و مات انجام دهيد. زمينه‌ي سياه از همه بهتر است. فضاي بين انگشتان و اطراف آنها را نگاه كنيد و توجه كنيد كه زمينه در نزديك انگشتان شما، روشن‌تر ديده مي‌شود. تابش متمايل به آبي، شفاف و كمي درخشان كه مسؤول اين پديده است، عملاً قسمتي از كالبد الكتروني اثيري شما است. با به هم پيوستن دودست، شما يك مدار الكترونيك تشكيل مي‌‌‌‌دهيد كه كالبد اثيري را واضح‌‌ترمي‌‌كند. شكل كالبد اثيري، به كالبد فيزيكي شما وابسته است. بعضي ازمردم كالبد اثيري قوي و درخشاني دارند كه 10 ميلي‌متر يا بيشتر، فراتر از كالبد فيزيكي است. اين كالبد در افراد سالم در روي زمين، به طور معمول در حد 2 تا 4 ميلي‌متر در نظر گرفته مي‌شود.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 9:11 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura Suppression

Dr Motaleb Barazandeh

 

عوامل سركوب كننده‌ي هاله - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

چيزهايي كه انرژي حياتي (هاله) شما را به سرعت دچار كاهش، خفگي يا تغيير شكل مي‌كنند عبارتند از:

1ــ ترس، استرس، اضطراب، تنفر، حسادت يا هر فكر يا احساس منفي ديگر

2ــ بحرانهاي فيزيكي در بدن، مانند بيماريها، تحريكهاي مصنوعي (داروها) وغيره. اين عوامل مي‌توانند بطور موقت انرژي هاله را افزايش دهند ولي بعد از آن شخص دچار افت انرژي مي‌شود، اين اثر شبيه بالا رفتن حرارت بدن شما در هنگام بيماري است. براي تشخيص چنين بحراني بايد بتوانيد هاله را تفسير كنيد. چنين هاله‌ي تقويت‌شده‌اي به احتمال زياد سفيد خواهد بود.

3ــ لباسها و محيطي كه با هاله‌ي شما تضاد دارند. لباسهاي داراي رنگهاي مات، به جاي اينكه انرژي حياتي شما را تقويت كنند آن را جذب مي‌كنند. جالب است كه بدانيد، در زمين به طور كلي مردان صرف‌نظر از فرهنگ، نژاد و تغذيه، در سنين پايين‌تري نسبت به زنان مي‌ميرند. به نظر ما علت اين است كه مردان براي بيشتر مدت عمر خود از لباسهايي به رنگ سياه يا خاكستري استفاده مي‌كنند و به ندرت رنگهاي ديگر را بكار مي‌برند، زنان در لباسهاي خود از رنگهاي متنوع‌تري استفاده كرده، بطور مكرر آنها را تغيير مي‌دهند. جالب است كه در طبيعت، پرندگان نر اغلب رنگهاي روشن‌تري نسبت به پرندگان ماده دارند، و عمرشان هم طولاني‌تر است. طبيعت هميشه به ما درس مي‌دهد، و كاري كه ما بايد انجام دهيم اين است كه از طبيعت ايده بگيريم.

يك اثر فوري پوشيدن لباسهاي خاكستري، سياه يا قهوه‌اي اين است كه خستگي شما را تسريع مي‌كنند. آيا توجه كرده‌ايد كه جوانان امروزه به مراتب مسن‌تر از آنچه هستند، به نظر مي‌رسند؟

منطقي است كه ما تا حد امكان از تمام عوامل بالا دوري كنيم. به سر بردن با هر يك از اين عوامل به مدت طولاني، مي‌تواند بر روح و هاله‌ي شما تاثيري پايدار بگذارد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 9:10 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura Strengthening

Dr Motaleb Barazandeh

 

تقويت نوسان هاله و انرژي حياتي ما - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

چيزهايي كه مي‌توانند هاله‌ي ما را به شدت تقويت كنند عبارتند از:

1-     مدي‌تيشن (پاك كردن ذهن از هر فكر)

2-     تمركز (تمرين ديدن صليب)

3-     هماهنگ كردن هاله‌ي خود با محيط

هماهنگ كردن هاله‌ي خود با محيط:

اگر ما فركانسهاي نوساني (طيف رنگهاي) آنچه مي‌پوشيم را با فركانسهايي كه بدن ما بطور طبيعي ساطع مي‌كند (رنگ هاله) هماهنگ كنيم، ذهن و بدن ما حالت هارموني منحصر به فردي را تجربه خواهد كرد. اين كار مانند كوك كردن يك ساز است. صدايي كه از يك ساز كوك نشده توليد مي‌شود، اصواتي ناموزون است، نه يك قطعه موسيقي موزون و خوش آهنگ. اصولاً سه روش براي هماهنگ كردن هاله شما با محيط وجود دارد:

1-هماهنگ كردن محيط اطراف با رنگ غالب هاله: وقتي رنگ غالب هاله‌ي خود را بشناسيم، مي‌توانيم سعي كنيم كه محيط اطراف يا لباسهاي خود را با هاله‌مان هماهنگ كنيم. اصلاح و هماهنگ ساختن دكوراسيون خانه با هاله‌ي ما، مي‌تواند تحريك مثبتي براي روح باشد و از جنبه‌هاي مختلف باعث ارتقاي سلامت شود. براي دستيابي به اين هماهنگي بايد از رنگ غالب هاله و يا از جفت رنگ‌هاي هاله‌اي استفاده كنيم. مثلاً اگر رنگ غالب هاله‌ي شما سبز است، بايد در دكوراسيون خانه خود از رنگهاي سبز و صورتي روشن استفاده كنيد.

2-هماهنگ كردن محيط اطراف با فركانسهاي افكار: فركانسهاي افكار، در بخش مربوط به معناي رنگهاي هاله توضيح داده شده‌اند. اگر شما درباره آرامش ذهن فكر مي‌كنيد (يك فكر آبي) محيط آبي رنگ، فكر شما را تقويت خواهد كرد. صبحگاه كه از خانه خارج مي‌شويد و آسمان آبي را مي‌بينيد، قبل از آن كه فرصت كنيد درباره‌ي هر چيز ديگر فكر كنيد، احساس آرامش مي‌كنيد، زيرا نوسان آبي آسمان همه‌ي افكاري را كه در جهت آرامش ذهن هستند تقويت مي‌كند. هنگامي كه آسمان خاكستري است، افكار افسرده كننده قبل از اين كه متوجه شويد به سراغتان مي‌آيند. حتماً توجه كرده‌ايد كه لباس جين آبي خيلي پر‌طرفدار است، چون در كسب آرامش ذهني به ما كمك مي‌كند. تلاش براي تبليغ جين قهوه‌اي ممكن است كاملاً بي‌فايده باشد.

3-هماهنگ كردن پراكندگي فركانس در سراسر بدن: اين كار بالاترين ميزان انگيزش طبيعي را ايجاد مي‌كند، اما به لباسهايي با طراحي ويژه مانند «پيراهن چاكرا» نياز دارد. نتيجه كار كاملاً مشابه طب سوزني است. با اين تفاوت كه به جاي سوزنها از مجموعه 16 رنگ كليدي استفاده مي‌ شود. پوشيدن اين پيراهن، ظرف چند دقيقه باعث بهبود خارق‌العاده ميدان انرژي حياتي (هاله) فرد مي‌شود. در همه‌ي موارد استفاده از رنگهاي روشن و خالص و تك رنگ (رنگين كمان) مهم است. اين رنگها مي‌توانند روشن و ملايم باشند، اما پيراهن بايد بطور مشخص داراي يك رنگين‌كمان خالص و هماهنگي نوسانها باشد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 9:9 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Comment & Colour of Aura

Dr Motaleb Barazandeh

 

معني هاله و رنگهاي آن - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

هاله، بازتاب ماهيت واقعي ما در هر لحظه است. در اينجا لازم است منظور خود را از «ماهيت واقعي» و اينكه چرا براي كشف آن قدري تلاش لازم است، بيان كنم. در جوامع ما بر سمبولها، كليشه‌ها، عادتها، آداب و رسوم، رفتارهاي سطحي، ظاهرسازي، پيروي از ديگران و تسليم بي قيد و شرط در برابر ديگران تأكيد مي‌شود. تعليم و تربيت ما، عميقا‌ً بر پايه‌ي ديدگاهها و انتظارات افرادي است، كه سعي مي‌كنند بر مردم تسلط پيدا كنند.

هنگامي كه ما همه‌ي عادتها، كليشه‌ها، آداب و رسوم، ظاهرسازيها، و رفتارهاي سطحي خود را تشخيص مي‌دهيم و كنار مي‌گذاريم، و كاملاً آگاه، طبيعي و آزاد مي‌شويم، آنچه باقي مي‌ماند ماهيت واقعي ما است.  بعضي از مردم چنان به آداب و عادتهاي خود چسبيده‌اند، كه كشف ماهيت واقعي‌شان اگر غير ممكن نباشد، بسيار مشكل است. تنها راه دستيابي به يك بصيرت فوري پيرامون شخصيت اين افراد، تماشاي هاله آنها است، زيرا هاله ماهيت واقعي آنها را از وراي پوشش رفتارهاي سطحي نشان مي دهد .

به طور كلي، هر چه هاله رنگين‌تر، واضح‌تر، و روشن‌تر باشد، صاحب آن داراي شخصيتي بهتر وروحي والاتر است. همچنين هر چه پراكندگي انرژي در هاله يكنواخت‌تر باشد، آن شخص سالمتر و متعادل‌تر است. پراكندگي انرژي در هاله، مي‌تواند به عنوان يك ابزار تشخيصي قوي در پزشكي مورد استفاده قرار گيرد، البته معمولاً به تجهيزات پيچيده نيز نياز است.

هاله ما همه بدن را احاطه كرده است، اما تفسير رنگهايي كه توضيح داده مي‌شود، فقط به هاله‌ي اطراف سر مربوط است. معاني رنگهاي هاله اطراف سر، كه توضيح داده مي‌شود، در متون تخصصي مورد اشاره و تاييد قرار گرفته است. وقتي ديدن هاله را به خوبي ياد گرفتيد، مي‌توانيد خودتان صحت آن را با تمركز روي افكار خاص هنگام تماشاي هاله خود، يا بيان افكار ديگران در هنگام مشاهده‌ي هاله آنها تحقيق كنيد.

مردم معمولاً در هاله‌ي خود يك يا دو رنگ غالب دارند. اين رنگها (يا جفت هاله‌اي آنها) به احتمال قوي، رنگهاي مورد علاقه آنها هستند. علاوه بر رنگهاي غالب، هاله، افكار، احساسات و آرزوها را هم منعكس مي‌كند كه به صورت نقاط درخشان، ابرها يا شعله‌هايي، معمولاً با قدري فاصله از سر، به چشم مي‌خورند. مثلاً يك برق(درخشش) نارنجي‌رنگ در هاله، نشانگر فكر يا علاقه به اِعمال قدرت و كنترل ديگران است. نارنجي به عنوان يك رنگ غالب، نشان‌دهنده قدرت و توانايي كنترل مردم است. برقهايي كه به سرعت تغيير مي‌كند، نشان‌دهنده افكاري هستند كه به سرعت تغيير مي‌كنند.

معناي رنگهاي خالص و روشن هاله (رنگهاي رنگين‌كمان؛ رنگهاي روشن، درخشان و تك‌رنگ)

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارغواني: نشان‌دهنده‌ي افكار معنوي است. ارغواني هرگز به صورت رنگ غالب در هاله ديده نمي‌شود، بلكه فقط به صورت ابرها يا شعله‌هايي گذرا ديده مي‌شود و نشان‌دهنده‌ي افكاري واقعا‍ً معنوي است.

آبي: وجود متعادل، تحمل در زندگي، سيستم عصبي آرام، ارسال نيرو و انرژي. افرادي كه داراي رنگ غالب آبي در هاله‌ي خود هستند، افرادي آرام و متعادل هستند كه آماده‌اند حتي در غاري زندگي كنند وزنده بمانند. آنها با تحمل زياد و قدرت بقا متولد مي‌شوند. تفكر آبي، تفكري است درباره‌ي آرامش سيستم عصبي و كسب تعادل ذهني، يا درباره‌ي بقا و تحمل شرايط سخت. هنگامي كه فرد در حال دريافت يا ارسال انرژي يا تله‌پاتي است، رنگ آبي درخشان مي‌تواند هر رنگ ديگر را در هاله، تحت‌الشعاع خود قرار دهد. مثلاً ‹‹ميشل‌د‌س‌ماركوئت›› مؤلف «پيشگويي تيااوبا» اغلب در سخنراني‌هايش هاله‌اي با رنگ آبي درخشان دارد، مخصوصاً هنگامي كه به سؤالهاي حاضران پاسخ مي‌دهد.

سبز آبي: نشان‌دهنده‌ي كيفيت پوياي زندگي، شخصيت پر‌انرژي، قدرت فرافكني، و تحت‌تاثير قرار دادن ديگران است. افرادي كه رنگ سبز آبي در هاله‌ي آنها غالب است، مي‌توانند كارهاي زيادي را همزمان انجام دهند، و قدرت سازمان‌دهي قابل توجهي دارند. اين افراد وقتي مجبور باشند روي يك موضوع تمركز كنند، احساس خستگي و كسالت مي‌‌كنند. مردم، عاشق رؤسايي با هاله‌هاي سبز آبي هستند، زيرا چنين رؤسايي به جاي اينكه فقط دستور بدهند، اهدافشان را بيان مي‌كنند و به اين ترتيب در گروه خود بهتر نفوذ مي‌كنند. تفكر سبز آبي، تفكري است پيرامون سازمان‌دهي و تاثير بر ديگران.

سبز:آرامش، تعديل انرژي، قدرت طبيعي شفابخشي. همه‌ي شفادهندگان ذاتي، اين رنگ را در هاله‌ي خود دارند. افرادي كه رنگ سبز در هاله‌ي آنها غالب است، شفادهندگان ذاتي هستند. هر چه رنگ سبز در هاله قوي‌تر باشد، فرد، شفادهنده‌ي بهتري است. اين افراد، عاشق باغباني نيز هستند و معمولاً   « دستي سبز » دارند، همه چيز براي آنها مي‌رويد. بودن در كنار فردي با هاله‌ي سبز و قوي، تجربه‌اي بسيار آرامش‌بخش است. تفكر سبز، نشانگر حالت آرامش و شفابخشي است.

زرد: شادي، آزادي، عدم وابستگي، پخش كردن نيروهاي حياتي. افرادي كه هاله‌ي زرد و درخشان دارند، سرشار از شادي دروني هستند، بسيار بخشنده‌اند و به هيچ چيز وابستگي ندارند. هاله‌ي زرد رنگ در اطراف سر، نشان‌دهنده‌ي تكامل بالاي روحي است. اين امضاي يك استاد معنوي است. از كسي كه چنين هاله‌اي ندارد، انتظار تعليمات معنوي نداشته باشيد. بودا و مسيح، هاله‌هاي زرد رنگي در اطراف سر داشتند، كه تا بازوهايشان امتداد داشت. امروزه در روي زمين به ندرت مي‌توان هاله‌اي بزرگتر از يك اينچ (5/2 سانتي‌متر) پيدا كرد. هاله‌ي زرد رنگ، نتيجه‌ي فعاليت بالاي چاكراي پيشاني است(كه افراد زيادي در كلاسهاي هاله مي‌توانند آن را با درخشش بنفش مشاهده كنند). افراد داراي شخصيت والاي معنوي، چاكراي پيشاني خود را در طول سالها فعال نگه مي‌دارند، زيرا هميشه در ذهن خود افكاري عميق و معنوي دارند. وقتي اين چاكرا در حال فعاليت بالا مشاهده مي‌شود هاله‌اي زرد رنگ (جفت هاله‌اي رنگ بنفش) اطراف آن پديد مي‌آيد كه تمام سر را احاطه مي‌كند. تفكر زرد نشانگر شادماني، رضايت و خرسندي است.

نارنجي: ترقي و تعالي اخلاقي و معنوي، جاذبه و الهام. نارنجي نشانه قدرت است، توانايي و يا تمايل به كنترل ديگران. هر‌گاه نارنجي رنگ غالب هاله مي‌شود، معمولاً در كنار رنگ زرد قرار مي‌گيرد و با مشاركت آن رنگ طلايي را پديد مي‌آورد كه نه تنها نشانگر يك استاد معنوي است، بلكه بر يك استاد قدرتمند معنوي دلالت مي‌كند، شخصي با توانايي‌هاي منحصر به فرد. تفكر نارنجي، تفكري است پيرامون اعمال قدرت و تمايل به كنترل ديگران.

سرخ: افكار مادي، افكاري پيرامون جسم فيزيكي. رنگ غالب قرمز در هاله، نشانگر افراد مادي‌گرا است.

صورتي(= ارغواني+ سرخ): عشق معنوي. براي پديد آوردن صورتي روشن‌ و تميز، بايد رنگ ارغواني(بالاترين فركانسي كه مي‌بينيم) و سرخ (پايين‌ترين فركانس) را تركيب كنيم. هاله‌ي صورتي نشان مي‌دهد كه شخص به تعادل كامل بين آگاهي معنوي و وجود مادي دست يافته است. تكامل يافته‌ترين افراد، نه تنها هاله‌اي زرد رنگ اطراف سر خود دارند، بلكه يك هاله‌ي بزرگ صورتي نيز دارند، كه تا مسافتي زياد گسترش يافته است. رنگ صورتي در هاله، در روي زمين نادر است و تنها به صورت يك فكر گذرا ظاهر مي‌شود، نه يك رنگ غالب در هاله.

معني رنگهاي كدر : رنگهايي كه تيره‌تر از زمينه به نظر مي‌رسند و بيشتر شبيه دود هستند تا‌درخشش

قهوه‌اي: نا آرامي، آشفتگي، مادي‌گرايي، نفي معنويت.

خاكستري: افكار تيره، افسردگي، نيات مبهم، بروز جنبه تيره شخصيت.

خردلي: درد، ناراحتي، خشم.

سفيد: بيماري شديد، تحريك مصنوعي (اثر داروها). چرا رنگ سفيد در هاله نشانه‌ي مشكلات است؟ رنگ سفيد در واقع نوعي شلوغي و بي‌نظمي رنگها است نه هارموني مجموعه‌اي از تك رنگها، بنابراين هاله‌ي سفيد نشانگر فقدان هارموني (نا هماهنگي) در بدن و ذهن است. طبيعت كه ما قسمتي از آن هستيم، مجموعه‌اي هماهنگ است. اين هماهنگي ناشي از هماهنگي مطلق و آهنگين نوسانها است، كه در فيزيك كوانتومي مدرن تا حدي توصيف شده است. چند ساعت قبل از مرگ، هاله سفيد مي‌شود و وضوح آن به شدت افزايش مي‌يابد. توجه داشته باشيد كه در اكثر فرهنگ‌ها رنگ سفيد نماد مرگ است (نه رنگ سياه)، زيرا در گذشته مردم مي‌توانستند عملاً هاله‌ي سفيد قبل از مرگ را ببينند. به نظر مي‌رسد كه پيشينيان ما خيلي بيشتر از آنچه ما بتوانيم باور كنيم، مي‌دانستند.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:58 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Vision of Human Energy Field

Dr Motaleb Barazandeh

 

مشاهده‌ي هاله - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

اين تمرين به اين منظور طراحي شده است كه هاله را براي اولين بار مشاهده كنيد، و يا ديدن هاله را تمرين كنيد. انتخاب شرايط مناسب مهم است، زيرا نه تنها هاله را بهتر مي‌بينيد، بلكه بهتر مي‌توانيد به آنچه مي‌بينيد اعتماد كنيد. اول: از شخص مورد مطالعه بخواهيد كه روبروي يك زمينه‌ي سفيد و ساده با نوردهي بسيار ملايم بايستد. يك زمينه‌ي رنگي، رنگهاي هاله را تغيير مي‌دهد و در نتيجه شما به دانش بيشتري درباره‌ي تركيب رنگها نياز پيدا مي‌كنيد. تركيب رنگهاي زمينه و هاله گاهي مي‌تواند در تفسير رنگ هاله مشكل ايجاد كند. دوم: نقطه‌اي را براي نگاه كردن انتخاب كنيد. وسط پيشاني نقطه‌ي مناسبي است. اين نقطه، محل چاكراي پيشاني يا چشم سوم است. در بعضي از فرهنگها (در هند) در اين محل علامتي مي‌گذارند. در زمان قديم چنين علامتي بيننده را دعوت به نگاه كردن و مشاهده‌ي هاله مي‌كرده است. سوم: براي مدت 30 تا 60 ثانيه يا بيشتر به اين نقطه نگاه كنيد. چهارم: بعد از 30 ثانيه، در حالي كه هنوز به همان نقطه نگاه مي‌كنيد، محيط اطراف را با ديد محيطي خود بررسي كنيد. ادامه‌ي تمركز بسيار مهم است. در برابر وسوسه نگاه كردن به اطراف مقاومت كنيد. شما بايد ببينيد كه زمينه‌ي اطراف شخص روشنتر و داراي رنگي متفاوت با قسمتهاي ديگر زمينه است. اين ادراك شخصي شما از هاله است. هر چه تمركز شما طولاني‌تر باشد، هاله را بهتر خواهيد ديد. به ياد داشته باشيد كه تمركز روي يك نقطه با تجمع اثر نوسان هاله در چشم شما حساسيت را افزايش مي‌دهد. پنجم: اكثر تمرينهاي پيشرفته‌ي مشاهده‌ي هاله، در تاريكي كامل انجام مي‌شوند، اما نياز به ساعتها تمركز و تمرينهاي منظم و اصولي دارند.

يك عكس فوري از يك هاله:

بعد از تمركز به مدت كافي و در حال ديدن هاله، چشمانتان را ببنديد. براي يك يا دو ثانيه فقط هاله را خواهيد ديد. آماده باشيد، شما فقط يكي دو ثانيه فرصت داريد و پس از آن سلولهاي حساس به نور از نوسان باز مي‌ايستند و ارسال پيامهاي بينايي به مغز متوقف مي‌شود. اگر اين فرصت كوتاه را از دست بدهيد، ناچاريد دوباره تمركز را آغاز كنيد. سعي كنيد بفهميد كه بايد با چه سرعتي چشمانتان را ببنديد.

مشاهده‌ي هاله‌ي ديگران:

بهترين روش اين است كه مستقيماً به چاكراي پيشاني (چشم سوم يا چشم عقل، كه به فاصلة 5/1 سانتي متر بالاي بيني، بين چشمها قرار دارد) نگاه كنيد و براي حداقل 30 تا 60 ثانيه وضعيت ذهني خود را در حالت تمركز قرار دهيد، كه تكنيك آن در بالا توضيح داده شد. من با نگاه كردن به چاكراي گلو و قلب نيز همين نتايج را بدست آورده‌ام. به هر حال اگر شما روي سينه‌ي كسي تمركز كنيد، چنان غير معمول به نظر مي‌رسد كه شخص مورد مطالعه معمولاً بسيار معذب مي‌شود. وقتي به چاكراي پيشاني كسي نگاه مي‌كنيد، عملاً مي‌توانيد گفتگو را نيز ادامه دهيد.

در اين مورد هم زمينه‌اي با نور خيلي ملايم و بدون سايه بهترين نتيجه را مي‌دهد. با تمرين بيشتر، هر زمينه‌اي با نور يكنواخت (مانند آسمان آبي) براي كار شما مناسب خواهد بود.

مشاهده‌ي هاله‌ي خود:

روبروي يك آينه با اندازه‌ي مناسب به فاصله‌ي 5/1 متر از آينه بايستيد. در آغاز كار بهتر است زمينه‌ي پشت سر شما سفيد و ساده و بدون سايه باشد. نور محيط بايد خيلي ملايم و يكنواخت باشد. دستورهاي بالا را براي ديدن هاله دنبال كنيد. هر روز حداقل به مدت 10 تا 15 دقيقه تمرين كنيد، تا حساسيت شما افزايش يابد و ديد هاله‌اي شما پيشرفت كند.

ديد هاله‌اي و پس تصويرها:

يكي از سئوالهايي كه اغلب در كلاسهاي هاله شناسي پرسيده مي‌شود، اين است:«آيا چشمان من به من حقه مي‌زنند؟»جواب منفي است. شما فقط ياد گرفته‌ايد كه به آنچه چشمانتان قادرند انجام دهند، توجه كنيد. حسگرهاي نور در چشم ما (سرخ، سبز و آبي)، حسگرهاي نوسان هستند، كه داراي حافظه‌اند. اهميت حافظه در اين است كه آنها مي‌توانند تا چند ثانيه پس از قطع تحريك بينايي به نوسان ادامه دهند.

حافظه‌ي تحريك بينايي اغلب به عنوان پس تصوير درك مي‌شود. پس تصويرها شكلي دقيقاً يكسان با تصاوير اصلي دارند. پس تصوير جسمي كه بوسيله‌ي هاله‌اش احاطه شده است، بزرگتر از تصوير اصلي است. افزايش اندازه‌ي پس تصوير، ناشي از نوسان هاله است و عملاً نشان دهنده‌ي يك عكس فوري از يك هاله است. بنابراين خيلي مهم است كه هنگام تماشاي هاله، روي يك نقطه تمركز كنيم و در برابر وسوسه‌ي تغيير نقطه‌ي تمركز تسليم نشويم، در غير اين صورت تصوير هاله با پس تصوير جسم اشتباه خواهد شد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:56 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura & our Eyes

Dr Motaleb Barazandeh

 

چشمان ما- دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

چشمان ما مي‌تواند دامنه‌ي بسيار كمي از فركانسهاي ارتعاشي الكترومغناطيسي با طول موج 3/0 تا 7/0 ميكرومتر (از بنفش تا سرخ) را ببيند. ما تركيبي از فركانسهاي ارتعاشي اين محدوده را به صورت رنگ مشاهده مي‌كنيم. اين تركيب را مي‌توان با ثبت طيف نور بوسيله دستگاههاي مخصوصي به نام اسپكتروفتومتر به دقت اندازه‌ گيري كرد.

رنگهايي كه توسط چشمان ما مشاهده مي‌شوند، تنها ادراكي ناقص از واقعيتي به مراتب پيچيده‌تر است. (نوسان پيچيده‌ي نور و همچنين ساير نوسانها). براي توصيف اين موضوع بايد طيف نور و چگونگي درك رنگ را توسط چشمانمان توضيح دهيم.

براي ديدن هاله بايد:

               v         حساسيت چشمان خود را افزايش دهيم.

     v         دامنه‌ي نوسانهاي قابل مشاهده را ، وراي نور مرئي گسترش دهيم.

براي انجام موفقيت آميز موارد بالا بايد:

       v         ديد محيطي خود را مورد استفاده و تمرين قرار دهيم.

                v         تماس خود را با نور افزايش دهيم.

                                                                 v         فرآيند حس بينايي را در مغز تقويت كنيم؛ ارتباط بين نيمكره‌هاي راست و چپ مغز را تقويت كنيم.

ديد محيطي:

چرا بايد از ديد محيطي خود استفاده كنيم؟ شبكيه‌ي ما ( صفحه‌ي كانوني چشم كه حاوي سلولهاي بينايي است)، در بخش محيطي كمتر از بخش مركزي صدمه ديده است. بخش مركزي شبكيه، هميشه مورد استفاده است و در طول سالها به علت تماس با نورهاي شديد و يا مصنوعي (تلويزيون، كامپيوتر و غيره) دچار صدمات متعدد شده است. از سوي ديگر ما ديد مركزي خود را طي اين مدت طولاني به روشهاي خاص استفاده، عادت داده‌ايم.

توجه كنيد كه بچه‌هاي خردسال، هاله‌ها را بسيار آسانتر مي‌بينند. زيرا ديد مركزي آنها هنوز دچار صدمه نشده است. با ورود به مدرسه، آنها وادار مي‌شوند كه بينايي خود را به روش خاصي به كار ببرند، و به تدريج ديد هاله‌اي طبيعي خود را از دست مي‌دهند.

افزايش تماس:

هنگامي كه مي‌خواهيم از يك منظره‌ي كم نور عكس بگيريم، بايد زمان نوردهي فيلم را افزايش دهيم. با خيره شدن به يك نقطه براي مدت 30 تا 60 ثانيه مي‌توانيم همين كار را براي چشمهايمان انجام دهيم.

هنگامي كه چشمان ما حركت مي‌كنند، يا صحنه‌اي جلو چشمان ما حركت مي‌كند، چشمها ميانگيني از تصاوير را مشاهده مي‌كنند (25 عكس تلويزيوني در هر ثانيه، به صورت يك حركت پيوسته ديده مي‌شود). وقتي ما روي يك نقطه تمركز مي‌كنيم، حساسيت چشمان خود را افزايش مي‌دهيم، زيرا نور ورودي به چشمها را به حد متوسط رسانده اثر آن را افزايش مي‌دهيم.

سلولهاي حساس به نور شبكيه (سلولهاي مخروطي سرخ ، سبز و آبي) مانند حس گرهاي نوساني عمل مي‌كنند، درست مانند سه گيرنده‌ي راديويي كه براي دريافت سه رنگ تنظيم شده‌اند. وقتي مي‌خواهيد يك آونگ را با دامنه‌اي وسيع به نوسان در آوريد، مي‌توانيد اين كار را با نيرويي ضعيف اما مداوم انجام دهيد. شما با تمركز چشمان خود روي يك نقطه، دقيقاً چنين كاري را انجام مي‌دهيد؛ شما مي‌توانيد با تحريك مختصر، به تدريج سلولهاي حساس به نور شبكيه‌ي خود را به نوساني قابل توجه در آوريد، كه منجر به درك يك احساس بينايي در مغز مي‌شود.

تمرين تمركز ( 1 )

شكل 1 را روبروي خود در فاصله‌ي 5/1 متري قرار دهيد (این شکل پیوست کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا می باشد). براي مدت حدود 30 ثانيه دقيقاً به نقطه‌ي سياه نگاه كنيد، و نقاط رنگي را با ديد محيطي خود ببينيد. در برابر وسوسه‌ي نگاه كردن به هر جاي ديگر به جز نقط‌ي سياه مقاومت كنيد.

اگر دقت كنيد مي‌بينيد كه نواحي رنگي، با هاله‌اي به رنگ ديگر احاطه شده‌اند. هنگامي كه حس‌گرهاي محيطي براي مدتي تحريك مي‌شوند، ما رنگها را به نحوي درك مي‌كنيم، كه تفاوت زيادي با زماني كه از ديد مركزي استفاده مي‌كنيم، دارد. هر چه طولاني‌تر تمركز كنيد، حساسيت شما افزايش يافته، هاله‌ي اطراف نواحي رنگي، روشن‌تر ديده مي‌شود. ديروز شما مي‌توانستيد ساعتها به اين عكس نگاه كنيد و هيچ چيز نبينيد. تمركز روي يك نقطه به مدت كافي، كليد موفقيت شما است. اين تمرين به جز ديدن هاله، با آگاه كردن شما از توانايي‌هاي اختصاصي حس بينايي و ادراكتان، اصول مشاهده‌ي هاله‌ي انسان را به شما آموزش مي‌دهد.

تمرين تمركز ( 2 )

اين تمرين براي تقويت ارتباط بين دو نيمكره‌ي مغز به شما كمك مي‌كند و در نتيجه قدرت فرآيند لازم را براي ديدن هاله افزايش مي‌دهد. شكل 2 را روبروي خود در فاصله‌ي حدود يك متري قرار دهيد (این شکل پیوست کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا می باشد). دستتان راچنان به جلو دراز كنيد كه يكي از انگشتانتان زير دايره‌ها و بين آنها قرار گيرد. نوك انگشتتان را نقطه‌ي تمركز قرار دهيد و به دايره‌ها توجه نكنيد. در اين مرحله بايد چهار دايره ببينيد. سپس سعي كنيد دو دايره‌ي وسط را بر هم منطبق كنيد و آنها را به صورت يك دايره با يك صليب سفيد رنگ در نوك انگشت خود در وسط دو دايره‌ي اوليه ببينيد. ديدن صليب نشانه‌ي اين است كه نيمكره‌ي چپ مغز (كه به چشم راست متصل  است) با نيمكره‌ي راست مغز (كه به چشم چپ متصل است) ارتباط برقرار مي‌كند.

اين تمرين بسيار مفيد است: انجام آن به مدت پنج دقيقه، انرژي حياتي شما را دو برابر مي‌كند و قدرت شفابخشي بدن را ارتقا مي‌دهد. صليب در ابتدا بي‌ثبات به نظر مي‌رسد و شكل ثابت نمي‌گيرد. فاصله‌ي بين چشمها و انگشت خود را كم و زياد كنيد، تا يك صليب كامل و ثابت ببينيد. شما پس از 3 تا 5 دقيقه از اين تمرين، سود قابل توجهي خواهيد برد. مخصوصاً اگر تا حد امكان پلك نزنيد. البته به نظر مي‌رسد كه زمان طلايي براي انجام اين تمرين 45 دقيقه است، كه توانايي‌هاي ذهني و هاله‌اي شما را به ميزان قابل توجه افزايش مي‌دهد.

بر اساس تجربيات من بهتر است اين تمرين را در ابتدا با يك تا دو دقيقه شروع كنيد و به تدريج در هر هفته مدت تمرين را افزايش دهيد. به نظر مي‌رسد كه تمركز كوتاه و عميق، بهتر از تمركز طولاني است، كه به علت كمبود مهارت مرتباً قطع شود.

به تدريج با تمرين بيشتر شما خواهيد توانست صليب را بدون استفاده از انگشت ببينيد و در ميدان ديد خود نگه داريد. در هنگام ديدن صليب، سعي كنيد با استفاده از ديد محيطي خود از دو دايره‌ي ديگر و ساير چيزهاي اطراف نيز آگاه باشيد. شما بايد رنگهاي هاله‌اي اطراف دايره‌هاي رنگي بالا را با ديد محيطي خود ببينيد. هر گاه بتوانيد بدون گم كردن صليب (و تمركزتان) با استفاده از ديد محيطي خود چيزهاي اطراف را تجزيه و تحليل كنيد، آنگاه براي مشاهده و تفسير هاله‌ها آماده‌ايد.

سطوح پيشرفته‌ي تمركز:

به نظر مي‌رسد كه يكي از قطرهاي صليب جلوي ديگري قرار دارد. اين موضوع نشان مي‌دهد كه يكي از نيمكره‌هاي مغز شما بر ديگري غالب است. مردان معمولاً قطر افقي را جلوي قطر ديگر مي‌بينند (نيمكرة چپ غالب است)، و زنان معمولاً قطر عمودي را جلوتر مي‌بينند (نيمكرة راست غالب است).

سعي كنيد با تمركز، قطر « پنهان» را تا حد ممكن جلو بياوريد. سطح نهايي تمركز، زماني بدست مي‌آيد كه بتوانيد صليبي كاملاً متعادل ببينيد، كه هر چهار بازوي آن وضوح يكسان داشته باشند، در نتيجه بين دو نيمكره‌ي مغز شما تعادل كامل برقرار باشد. در اين مرحله بسياري از افراد نتايج شگفت آوري را تجربه مي‌كنند. ابتدا، تمركز بسيار عميق‌تر مي‌شود. سپس بعد از 2 تا 3 دقيقه به نظر مي‌رسد كه ديد خود را از دست مي‌دهيد، و زمينه‌ي روشن به رنگ ارغواني يا صورتي تيره در مي‌آيد. حساسيت و آگاهي شما به شدت افزايش پيدا مي‌كند، و همه‌ي احساسات و عواطف متوقف مي‌شوند. بعضي معتقدند كه پوشيدن «پيراهن چاكرا» اين تمركز را به مراتب بيشتر مي‌كند، و تجربيات من هم اين موضوع را تأييد مي‌كند.

رنگها و هاله‌ي آنها:

در تمرينهاي 1 و 2 ديديم كه رنگهاي واقعي بوسيله‌ي هاله‌هايي با رنگهاي متفاوت احاطه شده‌اند. رنگهاي هاله‌ها اتفاقي نيستند. فهرست زير، رنگ هاله‌ي هر يك از رنگهاي خالص رنگين كمان (رنگهاي مونوكروم يا تك رنگ) را نشان مي‌دهد:

         ×         رنگ قرمز، هاله‌ي سبزآبي و رنگ سبزآبي هاله‌ي قرمز دارد.

 ×         رنگ نارنجي، هاله‌ي آبي و رنگ آبي هاله‌ي نارنجي دارد.

 ×         رنگ زرد، هاله‌ي بنفش و رنگ بنفش هاله‌ي زرد دارد.

                               ×         رنگ سبز، هاله‌ي صورتي و رنگ صورتي هاله‌ي سبز دارد.

فهرست بالا براي رنگهاي ميانه (تركيبي) نيز قابل استفاده است، مثلاً رنگ زرد سبز هاله‌ي صورتي بنفش دارد. توجه داشته باشيد كه جفت رنگهاي هاله‌اي با جفت رنگهاي مكمل تفاوت دارند و از «چرخه‌هاي رنگ» و «فضاهاي رنگ» كه در عالم مادي از ديدگاه علمي و هنري تعريف مي‌شوند، مجزا هستند. بچه‌ها مي‌توانند تأييد كنند كه جفت رنگهاي هاله‌اي كه در بالا بيان شدند، واقعي هستند.

نگاهي دقيق به اطراف، به شما ثابت خواهد كرد كه طبيعت شيفته‌ي جفت‌هاي هاله‌اي است. مي‌توانيد مطمئن باشيد كه هر پرنده‌ي قرمز رنگ در بدن خود بخشهايي به رنگ سبزآبي نيز دارد. همين رابطه بين جفت رنگهاي آبي نارنجي، زرد بنفش، و صورتي سبز نيز وجود دارد؛ نه تنها در پرندگان بلكه در ماهي‌ها، پروانه‌ها، گلها و هر چيز كه طبيعت رنگ آميزي كرده است همين حالت ديده مي‌شود. گاهي به جاي جفت هاله‌اي يكرنگ، رنگ مناسب ديگري را مشاهده مي‌كنيد. آيا توجه كرده‌ايد كه اكثر گلهايي كه روي درختان مي‌رويند و بوسيله‌ي برگهاي سبز احاطه شده‌اند به رنگ بنفش، صورتي، ارغواني،‌ يا قرمز هستند؟ جفت رنگهاي هاله‌اي در طبيعت بسيار برانگيزاننده هستند و اغلب بيننده را غرق احساس زيبايي و شادي مي‌كنند.

شما بايد جفت رنگهاي هاله‌اي را بشناسيد و به خاطر بسپاريد. چرا؟ زيرا اگر شما هاله‌اي صورتي رنگ در اطراف شخصي كه لباسي به رنگ سبز روشن به تن دارد مشاهده كنيد، به احتمال قوي آنچه مي‌بينيد هاله‌ي لباس است نه هاله‌ي آن شخص.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:54 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura & Children

Dr Motaleb Barazandeh

 

كودكان و هاله‌ها - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

كودكان تا سن پنج سالگي بطور طبيعي هاله‌ها را مي‌بينند. نوزادان هر گاه با شخصي روبرو مي‌شوند، اغلب بالاي سر او را نگاه مي‌كنند. اگر رنگ هاله‌اي را كه بالاي سر آن شخص مي‌بينند، دوست نداشته باشند، يا اگر اين رنگ با رنگ هاله والدينشان خيلي متفاوت باشد، گريه مي‌كنند؛ اهميتي ندارد كه آن شخص چقدر خنده‌رو باشد.

كودكان هاله‌هايي بسيار تميز و قوي‌تر از اكثر بزرگسالان دارند، زيرا بزرگسالان معمولاً اسير دنياي مادي هستند و فطرت خود را با چيزهاي سطحي سركوب مي‌كنند. وقتي من به پسر 12 ساله‌ام ياد دادم كه هاله‌ي خود را ببيند، او به من گفت كه وقتي كوچك بود اكثر اوقات مي‌توانست هاله‌ها را ببيند، اما هيچ كس به اين توانايي او توجه نكرده بود. بنابراين او فكر كرده بود كه اين موضوع اهميتي ندارد و احتمالاً اشكالي در بينايي او وجود دارد. نظير اين داستان زياد اتفاق مي‌افتد. به نظر من بچه‌ها بايد ديدن و تفسير هاله‌ها را ياد بگيرند. در اين صورت آنها اين توانايي خدادادي را از دست نخواهند داد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:39 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura & Children

Dr Motaleb Barazandeh

 

كودكان و هاله‌ها - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

كودكان تا سن پنج سالگي بطور طبيعي هاله‌ها را مي‌بينند. نوزادان هر گاه با شخصي روبرو مي‌شوند، اغلب بالاي سر او را نگاه مي‌كنند. اگر رنگ هاله‌اي را كه بالاي سر آن شخص مي‌بينند، دوست نداشته باشند، يا اگر اين رنگ با رنگ هاله والدينشان خيلي متفاوت باشد، گريه مي‌كنند؛ اهميتي ندارد كه آن شخص چقدر خنده‌رو باشد.

كودكان هاله‌هايي بسيار تميز و قوي‌تر از اكثر بزرگسالان دارند، زيرا بزرگسالان معمولاً اسير دنياي مادي هستند و فطرت خود را با چيزهاي سطحي سركوب مي‌كنند. وقتي من به پسر 12 ساله‌ام ياد دادم كه هاله‌ي خود را ببيند، او به من گفت كه وقتي كوچك بود اكثر اوقات مي‌توانست هاله‌ها را ببيند، اما هيچ كس به اين توانايي او توجه نكرده بود. بنابراين او فكر كرده بود كه اين موضوع اهميتي ندارد و احتمالاً اشكالي در بينايي او وجود دارد. نظير اين داستان زياد اتفاق مي‌افتد. به نظر من بچه‌ها بايد ديدن و تفسير هاله‌ها را ياد بگيرند. در اين صورت آنها اين توانايي خدادادي را از دست نخواهند داد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:39 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura Vision

Dr Motaleb Barazandeh

 

چرا بايد هاله را ببينيم؟ -  دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

رنگها و قدرت هاله، مخصوصاً در اطراف سر معاني خيلي مهمي در بر دارند. شما مي‌توانيد با مشاهده‌ي هاله‌ي يك شخص، عملاً افكار او را قبل از آنكه به زبان بياورد ببينيد، و اگر آنچه مي‌بينيد با سخنان او هماهنگي نداشته باشد، شما دروغ را نيز به روشني مشاهده مي‌كنيد. هيچكس نمي‌تواند در حضور شما دروغ بگويد، بدون آنكه دروغش آشكار شود. هاله را نمي‌توان با دروغ و ظاهرسازي تغيير داد. هاله، سرشت و افكار واقعي ما را براي همه آشكار مي‌كند.

هاله، امضاي معنوي ما است. وقتي شما شخصي را با يك هالة پاك و درخشان مي‌بينيد، مي‌توانيد مطمئن باشيد كه او شخصي خوب و داراي روحي والاست، حتي اگر خود او فردي فروتن باشد يا از خصوصيات خود آگاهي نداشته باشد. هنگامي كه شخصي را با هاله‌اي خاكستري يا سياه مي‌بينيد مي‌توانيد مطمئن باشيد كه او فردي با افكار ناپاك است، هر چند كه ظاهرا‌ً جذاب، خوش سخن، فرهيخته، خوش ظاهر يا خوش لباس به نظر برسد. مخصوصاً بسيار مهم است كه هالة هر استاد معنوي، پير يا مرشد را بررسي كنيد. چنين شخصي بايد هاله‌اي درخشان به رنگ زرد طلايي در اطراف سرخود داشته باشد. در غير اينصورت بهتر است شما از پيروي او دست برداريد و به راه خود برويد.

پيوستن به فرقه يا گروهي كه توسط افراد بي‌صلاحيت با هاله‌هايي نا مطلوب رهبري مي‌شود، براي آگاهي شما بسيار خطرناك است. خطر كجاست؟ اگر زندگي خود را صرف پيروي از عقايد و آداب چنين گروههايي كنيد، هنگامي كه نوبت به استفادة واقعي از اطلاعاتي كه در اين دوران در آگاهي خود ذخيره كرده‌ايد مي‌رسد، ممكن است تقريباً هيچ چيز مفيدي در ذهنتان وجود نداشته باشد. در چنين موقعيتي لازم است كه همه چيز را از اول دوباره بياموزيد. اكثر رؤساي فرقه‌اي و سياسي تنها به دو چيز فكر مي‌كنند: پول و قدرت براي كنترل مردم و شما مي‌توانيد خودتان اين را در هالة آنها ببينيد؛ تصور كنيد كه اگر بسياري از مردم بتوانند هاله‌هاي رؤساي خود را ببينند و شروع به انتخاب آنها بر اساس هاله‌هايشان كنند، زمين چه تغييري خواهد كرد!

با بررسي هاله مي‌توان اختلالات عملكرد بدن (بيماريها) را خيلي قبل از بروز علائم فيزيكي تشخيص داد. با كنترل آگاهانه‌ي هاله‌ي خود، عملاً مي‌توانيد خود را شفا دهيد.

به هر حال بهبود جسم فيزيكي، در مقايسه با آنچه ديدن و مطالعه‌ي هاله‌ها مي‌تواند در جهت ارتقاي آگاهي، تكامل معنوي و افزايش دانسته‌هاي ما از طبيعت انجام دهد، هيچ است.

هركس هاله‌اي دارد، اما اكثر مردم روي زمين هاله‌هايي بسيار ضعيف و كدر دارند. اين، پيامد مستقيم نگرش مادي گرايانه‌ي آنها در طول زندگي است، كه مانع تكامل آگاهي مي‌شود و احساسات منفي از قبيل ترس، رشك و حسد را پرورش ميدهد. اين طرز نگرش، طبيعت واقعي انسانها را سركوب مي‌كند و به اين ترتيب هاله‌ي آنها هم سركوب مي‌شود.

وقتي ديدن هاله را ياد مي‌گيريد، خود را براي يك پرسش خيلي سخت آماده كنيد: «مي‌تواني به من بگويي هاله‌ي من چگونه است؟»، و همچنين موقعيت دشواري كه شما هيچ هاله‌اي نمي‌بينيد يا چيزي مي‌بينيد كه نمي‌خواهيد درباره آن صحبت كنيد. يكي از بهترين پاسخهايي كه ما پيدا كرده‌ام اين است: «چرا خودتان ديدن هاله را ياد نمي‌گيريد؟» و اين يكي از مهمترين علت‌هايي است كه ما مشاهده‌ي هاله را به مردم ياد مي‌دهيم.

اگر مردم بدانند كه هاله‌شان در معرض ديد است و افراد بسياري مي‌توانند آن را ببينند، مواظب افكارشان خواهند بود و سعي خواهند كرد، هاله‌ي خود را ببينند و اصلاح كنند. بر اثر اين تلاش آنها بهتر و خردمندتر خواهند شد و خواهند توانست افكار و اهداف سايرين را دريابند. اگر همه‌ي مردم بتوانند هاله‌ها را ببينند و تفسير كنند، دنيا حتماً بسيار بهتر از آنچه هست، خواهد شد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:38 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

What is Aura ?

Dr Motaleb Barazandeh

 

هاله چيست؟ - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

هر چيز در جهان تنها يك نوسان است. هر اتم، هر قسمت از يك اتم، هر الكترون، هر ذره‌ي بنيادي، حتي افكار و آگاهي ما، همه نوسان هستند. ما مي‌توانيم هاله را يك نوسان بدانيم، كه هر موجود مادي را احاطه كرده است. اين تعريف براي مطالعه‌ي هاله كافي است، به شرط اينكه بتوانيم خود را به ديدن نوسان هاله عادت دهيم.

                       v         هاله‌ي اطراف موجودات زنده (انسانها، گياهان، ) در زمانهاي مختلف تغيير مي‌كند و گاهي اين تغيير خيلي سريع رخ میدهد.

 v             هاله اطراف موجودات غير زنده (سنگها، بلورها، آب، ) اصولاً ثابت است.

حقايق بالا بدون هيچ ترديدي، توسط دانشمندان روسي كه در پنجاه سال گذشته، با استفاده از «پديده‌ي كرليان» پيرامون هاله مطالعه كرده‌اند، اثبات شده است.

هاله‌ي اطراف انسان، تا حدي متشكل از امواج الكترومغناطيس است، كه طيف امواج ميكروويو، از مادون قرمز تا فرابنفش را در بر مي‌گيرد. به نظر مي‌رسد كه امواج ميكروويو، با فركانس پايين و بخش مادون قرمز طيف (حرارت بدن)، مربوط به سطوح پايين فعاليت بدن ما هستند (ساختمان DNA ، متابوليسم، جريان خون و غيره). در حالي كه بخش فركانس بالا (فرابنفش)، بيشتر مربوط به فعاليت آگاهانه‌ي ما است، مانند: تفكر، خلاقيت، اراده، منش، و عواطف. دانشمندان روسي كه در زمينه‌ي مطالعه‌ي هاله، سه دهه جلوتر از هر كس ديگر هستند، كشف كردند كه با تأثير بر هاله‌ي ميكروويو   DNA، مي‌توان DNA  انسان را تغيير داد. بخش فركانس بالا (فرابنفش)، بسيار مهم و جالب و در عين حال بسيار ناشناخته است. اين قسمت با چشم غير مسلح قابل مشاهده است.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:36 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura (Introduction)

Dr Motaleb Barazandeh

 

هـالة نورانـي انسان (مقدمه) - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

در جهان هيچ چيز غيرطبيعي وجود ندارد، مگر درك محدود ما از طبيعت. آنچه فكر مي‌كنيم مي‌دانيم، تنها قطره‌اي ناچيز از اقيانوس دانش است.

در گذشته‌هاي دور، مردم به آنچه برايشان قابل توصيف نبود احترام مي‌گذاشتند و آنها را معجزه مي‌ناميدند. مدتها قبل، مردم مي‌توانستند هاله را ببينند. انسانهاي بسيار مقدس مانند بودا، مسيح و شاگردان بلافصل آنها با هاله‌هايي طلايي در اطراف سرهايشان نقاشي مي‌شدند، زيرا بعضي از هنرمندان عملاً قادر به ديدن هاله‌ها بودند. در استراليا (كيمبرلي غربي) مي‌توانيد در غارها نقاشي‌هاي ما قبل تاريخي با قدمت هزاران سال پيش پيدا كنيد، كه انسانها را با هاله‌هايي طلايي تصوير كرده‌اند.

طبيعت، همه‌ي آن چيزي را كه ما براي ديدن هاله نياز داريم، به ما داده است. همه‌ي آنچه نياز داريم، اين است كه بدانيم چگونه از حواس و آگاهي خود استفاده كنيم. اگر تلاش نكنيد، هرگز قادر به ديدن هاله نخواهيد شد. وقتي خودتان چيزي را مي‌بينيد، ديگر لازم نيست چشم بسته به ديگري اطمينان كنيد. شما خواهيد دانست، و دانشتان را براي يادگيري بيشتر بكار خواهيد برد. بسياري از انسانهاي بزرگ، از اين موضوع گله داشته‌اند كه: ما چشم داريم، اما نمي‌بينيم. بعداً در اين متن به منظور آنها پي خواهيد برد.

هر كس تا حدي توانايي ديدن هاله را دارد. به جاي قرار دادن اين توانايي در هاله‌اي از رمز و راز، تلاش ما در اين جهت است كه به همه نشان دهيم كه چشمهايشان قادر به چه كارهايي هستند. از آنجا كه همه از جمله كودكان، هاله را به يك گونه مي‌بينند، ما معتقديم، كه اين توانايي بخشي از طبيعت ما است، و ارزش توجه ما را دارد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 8:34 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Chakra

Dr Motaleb Barazandeh

 

چاكراها- دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

در بدن انسان صدها نقطه‌ي تمركز و تجمع انرژي وجود دارند. نقاطي كه از طريق آنها انرژي به بدن وارد يا خارج مي‌شود، چاكرا نام دارند.چاكرا يك واژه‌ي سانسكريت به معناي «چرخ گردنده» يا «ديسك چرخنده» است. اين ديسكهاي نور، گردابهايي از انرژي ضربان‌دار هستند كه درون كالبد فيزيكي و كالبدهاي نامرئي هاله نفوذ مي‌كنند و انرژي حياتي را به آنها انتقال مي‌دهند (انرژي اتري كيهان و انرژي زميني براي تغذيه و نگهداري كالبد فيزيكي). اين گردابهاي انرژي چرخنده، جايگاه شعور، آگاهي روحي، شهود و تكامل معنوي هستند.

اگرچه هاله انسان حاوي صدها چاكراي فرعي و حداقل 12 چاكراي اصلي است، تمركز ما بيشتر روي 7 چاكرا از 12 چاكراي اصلي است: چاكراي ريشه، چاكراي طحال، شبكه‌ي خورشيدي، چاكراي قلب، چاكراي گلو، چشم سوم، و چاكراي تاج. علت توجه به اين چاكراها اين است كه اينها اساساً با وضعيت فيزيكي ما و سطوح بالاتر آگاهي در ارتباطند. هفت چاكراي اصلي در راستاي نخاع قرار گرفته‌اند. اين گردابهاي انرژي با يك خط انرژي به نام ساشومنا كه از مركزنخاع مي‌گذرد، اتصال دارند. در راستاي خط ساشومنا، دو كانال انرژي به نام آيدا (زنانه) و پينگالا (مردانه) قرار دارند، كه در هم تابيده شده، مانند شكل  8  چاكراها را در برگرفته‌اند و در بدن از ناحيه‌ي پرينه تا فرق سر امتداد دارند.

در سطح فيزيولوژيك، هرچاكرا با قسمتي از عقده‌هاي عصبي و غدد سيسم درون ريز در ارتباط است. چاكراها، جريان انرژي كيهاني و زميني را به داخل و خارج هاله تنظيم مي‌كنند و انرژي حياتي را براي حفظ و نگهداري كالبد فيزيكي تغيير و انتقال مي‌دهند.

در سطحي نامحسوس‌تر چاكراها به عنوان گذرگاههاي انرژي، به بعد متفاوتي از آگاهي عمل مي‌كنند، بعدي كه وراي دنياي سه بعدي ما است. هر چاكرا به عنوان يك مركز مستقل آگاهي عمل مي‌كند و بخشي ضروري براي تكامل معنوي ما است. همه‌ي احساسهايي كه در زندگي تجربه مي‌كنيم، همه‌ي افكار و همه‌ي احساسات ما، از جمله تلخ‌ترين خاطراتمان، در جايگاههاي ويژه‌اي در چاكراها و سيستم هاله‌اي يافت مي‌شوند. اين موضوع شامل همه‌ي تجربيات متافيزيك

ما در سطوح اختري در حين رؤياهايمان نيز هست. اگرچه هر چاكرا به عنوان يك مركز مستقل آگاهي عمل مي‌كند، همه‌ي چاكراها به هم مربوطند و سيستم يكپارچه‌اي را تشكيل مي‌دهند كه ذهن، بدن و روح را به هم ارتباط مي‌دهد. هدف اصلي از شناخت و كار با چاكراها كسب تكامل و يكپارچگي دروني است. به اين ترتيب ما بين جنبه‌هاي مختلف آگاهي خود، از فيزيكي تا معنوي، يك همبستگي هارمونيك برقرار مي‌كنيم. در نهايت ما در مي‌يابيم كه جنبه‌هاي مختلف وجود ما (فيزيكي، عاطفي، ذهني و روحي) همه با هم كار مي‌كنند و هر جنبه بخشي از يك مجموعه كامل است.

موضوع مهمي كه بايد درك كنيم، اين است كه چاكراها گذرگاههاي آگاهي ما هستند. چاكراها گذرگاههايي هستند كه از طريق آنها نيروهاي عاطفي، ذهني و روحي جريان يافته، به صورت فيزيكي بيان مي‌شوند.

انرژي ايجاد شده بوسيله‌ي افكار و عواطف ما، از سيستم چاكراها عبور كرده، در سلولها، بافتها و ارگانها توزيع مي‌شود. درك اين فرآيند به ما بصيرتي مي‌دهد كه دريابيم چگونه خود ما بر وضعيت جسم، ذهن و شرايط زندگيمان تأثير مي‌گذاريم.

چاكراي اول مركز پايه

واژه‌ي سانسكريت براي چاكراي ريشه، مولادهارا به معني «ريشه» است. چاكراي پايه در انتهاي نخاع قرار گرفته و رنگ آن قرمز است. اين چاكرا بوسيله‌ي عنصر زمين كنترل مي‌شود. آگاهي همراه با اين چاكرا در ارتباط با موضوعات بقا، اصول و ارتباطهاي فيزيكي، الگوها، مادي‌گرايي و واكنش‌هاي ابتدايي جنگ و گريز است. اين چاكرا با الگوهاي زندگي جمعي نيز ارتباط دارد. چاكراي ريشه وظيفه‌ي تنظيم جريان انرژي حياتي (انرژي كيهاني و زميني) را نيز براي تغذيه و حيات كالبد فيزيكي به عهده دارد. اندامها و ارگانهايي كه با اين چاكرا در ارتباطند عبارتند از: پاها، روده‌ي بزرگ، ستون فقرات، راست روده، استخوانها و سيستم ايمني.

دكتر گربر عقيده دارد كه «چاكراي ريشه با غده‌هاي جنسي در ارتباط است ممكن است غده‌هاي جنسي با هر دو چاكراي يك و دو مربوط باشند.‌»

چاكراي دوم مركز طحال

واژه‌ي سانسكريت براي چاكراي دوم، سواديست‌هانا به معني «شيرين و مطبوع كردن» است. اين چاكرا حدوداً نزديك ناف قرار گرفته و رنگ آن نارنجي است. اين چاكرا بوسيله‌ي عنصر آب كنترل مي‌شود. آگاهي همراه با اين چاكرا در ارتباط با نمادگرايي (سمبوليسم)، دوگانه گرايي (تعادل قطب‌ها)، و ارتباطها (چگونگي ارتباط ما با ديگران، عملكرد ما در رابطه با آنها و چگونگي برقراري و حفظ ارتباطهاي شخصي) است. اين چاكرا بر ديدگاه شخصي و ارتباطهاي ما مؤثر است، زيرا نياز به رشد و تغيير را ايجاد مي‌كند. در سطح ناخودآگاه، چاكراي طحال (خاجي) با اميال جنسي، احساسات سركوب شده و ضربه‌ها در ارتباط است. اين چاكرا همچنين در بيان عواطف، لذت، حركت، احساس و توانايي پرورش دادن، نقش دارد. اغلب اين بيان، بوسيلة ترسها و ضربه‌هاي نهفته كه در دوران كودكي شكل گرفته‌اند سركوب مي‌شود. بعضي از اين ترسها و ضربه‌ها ريشه در خاطرات گذشته زندگي دارد. اين چاكرا كنترل كننده‌ي ارگانهاي جنسي، لگن، قسمت پايين كمر، سيستم ادراري و تناسلي، كولون، روده‌ي كوچك و سيستم ايمني است. چاكراي طحال با غده‌هاي جنسي نيز مربوط است.

چاكراي سوم شبكة خورشيدي

واژه‌ي سانسكريت اين چاكرا، ماني‌ پورا به معني «‌گوهردرخشان» است، زيرا اين چاكرا روشن و درخشان است. اين چاكرا كه در شبكة خورشيدي واقع شده و محل آن بالاي غده‌هاي آدرنال (فوق كليوي) و درست زير جناغ است، نوساني با فركانس رنگ زرد دارد و توسط عنصر آتش  كنترل مي‌شود. در سطح فيزيكي اين چاكرا كنترل كننده‌ي سيستم متابوليك (سوخت و ساز) است و مسؤوليت تنظيم و توزيع انرژي متابوليك در بدن را به عهده دارد، مثل احتراق مواد غذايي براي توليد انرژي. چاكراي سوم با ماهيچه‌ها، غده‌هاي آدرنال، كبد، طحال، كيسه‌ي صفرا، مهره‌هاي كمري و لوزالمعده ارتباط دارد. آگاهي همراه با شبكه‌ي خورشيدي در رابطه با اختيارات شخصي است. درباره‌ي توانايي شخصي خود چه احساسي داريد؟ آيا قادريد جهت زندگي خود را كنترل كنيد يا احساس مي‌كنيد كه در اين زمينه ناتوانيد؟ چگونگي بيان خواسته‌هاي شما تعيين كننده‌ي ميزان كنترل شما بر زندگيتان است.

چاكراي چهارم مركز قلب

نام چاكراي قلب در زبان سانسكريت آناهاتا است. به معني «صدايي كه بدون برخورد دو چيز ايجاد مي‌شود». اين معني نشان دهنده‌ي ارتباط انرژي بين شخص و ديگران است. چاكراي قلب كه در ناحيه‌ي قلب قرار گرفته است، بازتاب دهنده‌ي توانايي ما براي ابراز عشق است (هم عشق به خود و هم عشق به ساير انسانها).اين عشق مي‌تواند به روشهاي گوناگون بيان شود، مثلاً از طريق همدردي، توجه به افراد تيره بخت، رابطه‌ي عاشقانه بين اعضاي خانواده، يا يك ارتباط صميمي و دوستانه. اين چاكرا همچنين منعكس كننده‌ي توانايي و ظرفيت ما براي رسيدن از خودپرستي به عشق بي قيد و شرط است. چاكراي قلب به خاطر ارتباط متقابلي كه با عواطف و ادراكهاي ما دارد مهمترين چاكرا است. اين چاكرا انرژي‌هاي والا (معنوي) را با انرژي‌هاي سطح پايين (فيزيكي) متحد مي‌سازد. هماهنگي ذهن و بدن از طريق مركز قلب برقرار مي‌شود. از طريق تمايلات دروني قلب است كه ما قادريم نيازهاي دروني خود را درك كنيم. اين انرژي عشق نيازهاي روحي ما را با تكاپوي دنياي مادي تركيب مي‌كند تا ما واقعيت‌هاي سرنوشت خود را تجربه كنيم. رنگ اين چاكرا سبز (و گاهي صورتي) است، و كنترل آن توسط عنصر هوا صورت مي‌گيرد. چاكراي قلب كنترل كننده قلب، غده‌ي تيموس، سيستم ايمني درون ريز و سيستم گردش خون است.

چاكراي پنجم مركز گلو

چاكراي گلو در زبان سانسكريت ويشودهي، ناميده مي‌شود كه به معني «تصفيه و پالايش» است. اين چاكرا در گلو قرار دارد و از لحاظ درك در سطح ناخودآگاه، يكي از آسانترين چاكراهاست.

انسداد اين چاكرا مستقيماً بر طنابهاي صوتي، دهان و ناحيه اطراف گردن اثر مي‌گذارد. چاكراي گلو بر حيطه‌ي ارتباطات و سطوح بالاي خلاقيت تأثير دارد. منظور از ارتباطات چگونگي ابراز وجود ما، تمايلات ما و چگونگي ارتباط ما با ديگران است. نوسان چاكراي گلو هم فركانس با رنگ آبي است و كنترل آن توسط عنصر اتر (و صوت) صورت مي‌گيرد. چاكراي گلو كنترل كننده‌ي گلو، طنابهاي صوتي، ناحيه‌ي گردن، غده‌هاي تيروئيد و پاراتيروئيد و همه‌ي اشكال ابراز وجود است.

چاكراي ششم چشم سوم

نام چاكراي ششم در زبان سانسكريت آجنا است. واژه‌ي آجنا اصولاً به معني «درك كردن» يا «بطور كامل فهميدن» است، از طريق اين چاكرا ادراك و پيش بيني امكان پذير است. نوسان اين چاكرا به رنگ نيلي است. چاكراي چشم سوم داراي تقابل و قطبيت است. اين چاكرا توسط آكاشا كنترل مي‌شود. چشم سوم، مركز نور، رنگ، بينش، آينده‌نگري، روشن بيني و واقعيت‌هاي مكتوب است.چشم سوم همچنين بزرگترين آموزگار ما در زمينه‌ي ترس و عشق است. اين چاكرا با توانايي ما براي ديدن دنياي اطراف و درك واقعيت‌ها بدون پيش داوري، ارتباط دارد. چشم سوم يك گذرگاه ورودي است. اين چاكرا ما را با جهان بي‌كران كيهاني ارتباط مي‌دهد. اين گذرگاه پلي بين سطح فيزيكي و سطوح معنوي است. با باز كردن چشم سوم، راهي به سوي واقعيت‌ها و توانائي‌هاي يك دنياي چند بعدي گشوده مي‌شود. بنابراين چشم سوم مركز بينش است. اين چاكرا بوسيله‌ي عنصر نور كنترل مي‌شود، رنگ آن نيلي است، و كنترل غده‌ي پينه‌آل را بر عهده دارد. «در سطح فيزيكي، چاكراي پيشاني (چشم سوم) با غده‌ي پينه‌آل، غده‌ي هيپوفيز، نخاع، چشمها، گوشها، بيني، و سينوسها در ارتباط است.»  (دكتر گربر) . در متون خاص، عملكرد غده‌ي هيپوفيز و غده‌ي پينه آل اغلب مبادله مي‌شود. بعضي مؤلفان معتقدند كه غده‌ي هيپوفيز كنترل چشم سوم و غده‌ي پينه‌آل كنترل چاكراي تاج را بر عهده دارد چون چشم سوم بوسيله‌ي عنصر نور و آكاشا كنترل مي‌شود، ما غده‌ي پينه آل را به چشم سوم ارتباط مي‌دهيم.

چاكراي هفتم مركز تاج

نام اين چاكرا در زبان سانسكريت ساهاسرارا  به معني «هزار گانه» است. اين چاكرا در فرق سر واقع شده، رنگ آن بنفش است و توسط عنصر فوهات كنترل مي‌شود. در سطح فيزيكي اين چاكرا با ذهن و مغز در ارتباط است. چاكراي هفتم نماينده‌ي اجزاي تفكر آگاهانه و ناخودآگاه ما، نحوه‌ي برخورد ما با عقايدمان در سطح كيهاني و توانايي ما براي دستيابي به شعور جمعي است. آگاهي همراه با چاكراي تاج مربوط به معنويت ما يا درك ارتباطي است كه ما به عنوان موجوداتي معنوي در دنياي فيزيكي داريم. چاكراي تاج، دروازه‌اي به سطوح بالاي آگاهي يا اراده‌ي الهي است. رنگ اين چاكرا بنفش است و كنترل قشر مخ، سيستم عصبي مركزي و غده‌ي هيپوفيز را بر عهده دارد. غده‌ي هيپوفيز يك غده‌ي اصلي است و به همين دليل است كه ما غده‌ي هيپوفيز را با چاكراي تاج ارتباط مي‌دهيم.

هفت چاكرا نماينده‌ي هفت مرحله ابتدايي تكامل متافيزيكي ما هستند. هر يك از مراحل، با عملكرد همان چاكرا مطابقت دارد.

سيستم چاكراها، عواطف و پاسخ‌هاي عاطفي ما را ذخيره و فعال مي‌كند. همه‌ي افكار، احساسات و عواطف ما كه همه روزه تجربه مي‌كنيم و همه‌ي خاطرات تجربه‌هاي گذشته ما، در سيستم انرژي ما ثبت و ذخيره مي‌شوند. هر لايه از كالبد هاله‌اي با يكي از چاكراها تطابق و همبستگي دارد. مثلاً سطح اول كالبد هاله‌اي (كالبد اتري( با چاكراي اول (چاكراي ريشه( همبستگي دارد. كالبد عاطفي با چاكراي طحال همبستگي دارد و به همين ترتيب تا كالبد كتري كه با چاكراي تاج همبستگي دارد. (به مبحث هاله مراجعه كنيد). هر گاه مي‌گوييم يك چاكرا دچار «عدم تعادل» شده است، به اين معني است كه در اين چاكرا انرژي كاهش يافته، يا مصرف انرژي بالا است. وضعيت اين چاكرا مي‌تواند بر وضعيت چاكراي بالا يا پايين آن تأثير بگذارد. دقيقاً همانطور كه هاله منعكس كننده‌ي وضعيت كلي سلامت ماست، چاكراها نيز همين حالت را دارند. چاكرا ها را مي‌توان به آيينه‌هاي كوچك تشبيه كرد، كه آنچه را كه در زندگي ما در زمينه‌ي شخصي يا معنوي در حال وقوع است نشان مي‌دهند. زيرا چاكراها نسبت به تحريكات داخلي(دورنماي ذهني و عاطفي ما) و خارجي واكنش نشان مي‌دهند. چاكراها همه روزه در پاسخ به آنچه ما تجربه مي‌كنيم و اينكه چگونه با اين تجربيات كنار مي‌آييم، تغيير مي‌كنند. به هر حال توانايي ما براي كنار آمدن با هر وضعيت، بستگي به وضعيت داخلي هر چاكرا دارد. اگر يك چاكرا در تعادل باشد (يعني باز باشد و انرژي در آن جريان داشته باشد) ما خواهيم توانست نسبت به آنچه تجربه مي‌كنيم، واكنشي مطلوب و مؤثر نشان دهيم. اما هنگامي كه يك چاكرا مسدود يا دچار عدم تعادل باشد، اين توانايي نيز دچار اختلال مي‌شود، زيرا وضعيت نامطلوب چاكرا، ابعاد وجود ما را محدود مي‌كند.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 6:37 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Aura Layers

Dr Motaleb Barazandeh

 

هفت سطح هاله نورانـي انسان - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

لايه‌ي اول: لايه‌ي اتري

كالبد اتري ( تشكيل شده از اتر كه حالتي بين ماده و انرژي است ) از خطوط ظريف انرژي تشكيل شده است، مانند يك شبكه‌ي درخشان از پرتوهاي نور سفيد آبي. ساختار شبكه مانند لايه‌ي اتري در حركت مداوم است. اين لايه تا فاصله حدود 5/0 تا 6 سانتيمتر از كالبد فيزيكي وسعت دارد. رنگ لايه اتري از آبي روشن تا آبي تيره متغيير است. ساختار اين لايه با كالبد فيزيكي يكسان بوده، تمام جزئيات آناتومي و ارگانها را در بر مي‌گيرد.

لايه‌ي دوم: لايه‌ي عاطفي

لايه‌ي احساسات، ساختار آن سيال تر از لايه‌ي اتري است و با كالبد فيزيكي يكسان نيست. اين لايه به صورت ابرهايي رنگين، از جنسي ظريف با حركت سيال و مداوم، ديده مي‌شود، كه نشان دهنده‌ي طيف كامل عواطف ما است. فاصله‌ي حاشيه‌ي اين لايه از كالبد فيزيكي 5/2 تا 5/7 سانتيمتر است.

لايه‌ي سوم: لايه‌ي ذهني

جنسي ظريفتر از كالبد عاطفي دارد. اين لايه به صورت نوري به رنگ زرد روشن كه اطراف سر و شانه مي‌تابد و اطراف كل بدن وسعت پيدا مي‌كند، ديده مي‌شود. حاشيه اين لايه 5/7 تا 20 سانتيمتر از كالبد فيزيكي فاصله دارد. كالبد ذهني، يك كالبد ساختاري نيز هست. اين كالبد حاوي ساختار انديشه‌هاي ما است شكلهاي افكار در اين لايه قابل مشاهده‌اند.

لايه‌ي چهارم: لايه‌ي اثيري

كالبد اثيري فاقد شكل ثابت است و از ابرهايي از رنگ تشكيل شده است. وسعت آن تا فاصله‌ي حدود 15 تا 30 سانتيمتر از كالبد فيزيكي است. اين كالبد ما را با بعدهاي بالاتري از واقعيت ارتباط مي‌دهد. اين سطح، راه ورودي سطح اختري است.

لايه‌ي پنجم: لايه‌ي كليشه‌اي اتري

اين لايه حاوي طرح كليشه‌اي تمام اشكال موجود در سطح فيزيكي است. اين لايه الگوي كاملي براي لايه اتري است. وسعت آن تا فاصله 45 تا 60 سانتيمتر از كالبد فيزيكي است.اين سطحي است كه صوت تبديل به ماده مي‌شود. لايه‌ي كليشه‌اي اتري هاله، فضايي خالي يا منفي ايجاد مي‌كند، كه منشأ ساختار شبكه‌اي است كه كالبد فيزيكي در آن رشد مي‌كند.

لايه‌ي ششم: لايه‌ي آسماني

سطح ششم، كالبد آسماني نام دارد. وسعت آن حدود 60 تا 105 سانتيمتر از جسم فيزيكي است. در اين سطح است كه ما وجد و شعف معنوي را تجربه مي‌كنيم. از طريق كالبد آسماني است كه ما عشق بي قيد و شرط را مي‌آموزيم. كالبد آسماني به صورت نوري ديده مي‌شود كه از رنگهاي روشن و ملايم تشكيل شده است و درخشش زيبايي دارد. اين نور، درخشش طلايي نقره‌اي و كيفيت رنگ به رنگ شونده دارد.

لايه‌ي هفتم: لايه‌ي كليشه‌اي كتري كالبد علّي

كالبد كتري حدود 75 تا 105 سانتيمتر از كالبد فيزيكي وسعت دارد، و در برگيرنده همه كالبدهاي هاله‌اي همراه باكالبد فيزيكي است. كالبدكتري از رشته‌هاي ظريف نور طلايي نقره‌اي تشكيل شده كه فرم كلي هاله را حفظ مي‌كنند. كالبد كتري، حاوي يك ساختار شبكه‌اي طلايي از كالبد فيزيكي و همه‌ي چاكراها است.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:42 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Metaphysical Bodies in Aura

Dr Motaleb Barazandeh

 

چهار كالبد نامرئي هاله نورانـي انسان - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

کالبد اول: كالبد علّي / كالبد معنوي

كالبد معنوي، كالبد آگاهي همراه با مسير واقعي معنوي و خط مشي زندگي ما است. كالبد معنوي والاترين سطح توانايي بالقوه و بازتاب توانايي ما براي آشكار ساختن استعدادهاي بالقوه روحي در زمين است. اصل و بنياد واقعيت وجود ما، ابراز « وجود » است، واين علت نهايي هستي ما است.     كالبد معنوي كه كالبد علّي نيز ناميده مي‌شود، بالاترين نوسان را در بين كالبدهاي هاله‌اي دارد. بسته به ميزان تكامل روحي ما، اين كالبد مي‌تواند تا فاصله 90 سانتيمتري از كالبد فيزيكي وسعت داشته باشد. كالبد معنوي، سفيد رنگ و درخشان است و حاوي ماهيت واقعي روحي ما است. « آگاهي علّي در رابطه با ماهيت موضوع است، در حالي كه آگاهي ذهني جزئيات موضوع را مطالعه مي‌كند. كالبد علّي نشانگر ماهيت ماده و علل واقعي نهفته در پس توهم ظاهر است سطح علّي دنياي واقعيت‌ها است و با ماهيت و طبيعت بنيادي چيزها در ارتباط است. شفابخشي در اين سطح قويتر از كالبد ذهني است. »

کالبد دوم: كالبد ذهني

كالبد ذهني يك نقشه‌ي كلي از پتانسيل روحي ما است. به هر حال اين پتانسيل ( توان بالقوه ) براي بروز و به مرحله‌ي تجربه در آمدن، نياز به طرح‌هاي انرژي دارد. اين طرح‌هاي انرژي به صورت افكار ( آگاهانه و ناخودآگاه ) در كالبد ذهني ذخيره شده‌اند. طرح‌هاي ذخيره شده در كالبد ذهني، چارچوب مشخصي را براي بروز شخصيت دروني ايجاد مي‌كنند. « خود »، انديشه‌هاي واقعي را از طريق كالبد ذهني بيان مي‌كند و آشكار مي‌سازد. كالبد ذهني به صورت يك نور زرد طلايي ديده مي‌شود كه از ناحيه سر و شانه‌ها مي‌تابد و اطراف تمام بدن گسترش مي‌يابد. وقتي فرد روي يك فرآيند ذهني تمركز مي‌كند، كالبد ذهني بزرگتر و روشن‌تر مي‌شود. كالبد ذهني كه تا فاصله حدود 30 سانتيمتر از بدن امتداد دارد، افكار را به كالبد عاطفي انتقال مي‌دهد، كه نسبت به افكار، واكنشهاي عاطفي نشان مي‌دهد، مانند عشق، ترس، شادي، خشم و غيره. يك كالبد ذهني متعادل براي انسان، روشني و هدايت به ارمغان مي‌آورد.

کالبد سوم: كالبد عاطفي / اثيري

كالبد عاطفي نسبت به كالبد اتري سيال تر و داراي نوسان بالاتري است. كالبد عاطفي كه بازتاب كيفيت و شدت عواطف است، به صورت ابرهايي رنگين و متحرك ديده مي‌شود. در هنگام ضربه و شوك به نظر مي‌رسد كه اين بخش ناگهان از وجود ما بيرون مي‌پرد، و نوعي « بي حسي عاطفي » ايجاد مي‌كند، كه به ما فرصت مي‌دهد تا به تدريج خود را با حادثه تطبيق دهيم. كالبد عاطفي كه كالبد اثيري نيز ناميده مي‌شود، جايگاه عواطف ما است. كالبد عاطفي پل بين ذهن و كالبد فيزيكي است. انرژي عاطفي ما بر ترسها، اميدها، عشقها و دردهاي ما حاكميت دارد. كالبد عاطفي، شدت و طبيعت بروز شخصيت فرد را در سطح فيزيكي كنترل مي‌كند. كالبد عاطفي ( كالبد اثيري ) نمايشگر آرزوها، خلقيات،‌احساسات، تمايلات و ترسهاي ما است. « خود » عاطفي، بيان « خود » ذهني ما است. كالبد عاطفي بيان كالبد ذهني است. گرفتگي عاطفي مانع آشكار شدن و شفافيت افكار و خط مشي در كالبد فيزيكي مي‌شود.

انرژي كالبد عاطفي بر كالبد اتري تأثير مي‌گذارد، كه آن هم به نوبه‌ي خود بر كالبد فيزيكي تأثير دارد.

کالبد چهارم: كالبد اتري

كالبد اتري به صورت رنگ يا ساية آبي خاكستري ديده مي‌‌شود و تقريباً به فاصله 5/2 سانتي متر از كالبد فيزيكي وسعت دارد. كالبد اتري مسؤول انتقال انرژي حياتي از ميدان انرژي كيهاني به كالبد فيزيكي است. كالبد اتري از ماده‌ي اتري يا نامرئي تشكيل شده است و طرح بنيادي كالبد فيزيكي را تشكيل مي‌دهد. هر سلول كالبد فيزيكي، يك قرينه‌ي اتري دارد. كالبد اتري به عنوان يك فيلتر نيز عمل مي‌كند. انرژي كيهاني از طريق كالبد معنوي، ذهني،‌عاطفي و اتري به جسم فيزيكي مي‌رسد. كالبد اتري، سطح حد واسط بين كالبد فيزيكي و ساير كالبدهاي نامرئي هاله است. هرگاه جريان انرژي قطع شود، كالبد فيزيكي دچار اشكال مي‌شود و اگر اين عدم تعادل تصحيح نشود، بيماري در كالبد فيزيكي نمودار مي‌شود.  هر يك از كالبدهاي نامرئي هاله، با ساير كالبدها در ارتباط است.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

 

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:36 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Human Energy Field

Dr Motaleb Barazandeh

 

هـالة نورانـي انسان - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

ميدان ظريف انرژي اطراف انسان هاله نام دارد. اين انرژي حياتي تجلي چند بعدي انرژي درخشان كيهاني است، كه كالبد فيزيكي را در برگرفته، در آن نفوذ مي‌كند و به آن حيات و معنا مي‌بخشد.

هاله، تصوير كامل زندگي ما است. هاله در برگيرنده‌ي آگاهي ما است، همه‌ي افكار و احساسات و آگاهي ما از آن منشأ مي‌گيرند. هاله شامل تمام تجربيات زندگي ما از لحظه‌ي تولد تا لحظه‌ي مرگ است. همچنين هاله شامل همه‌ي خاطرات گذشته زندگي ما است، كه از طريق سرنوشت )كارما ) پيشاپيش معين شده است.

هاله، كالبد زنده و چند بعدي آگاهي ما است، كه افكار و احساسات واقعي را نشان مي‌دهد، زيرا همواره به واقعيت دروني ما پاسخ مي‌دهد. در واقع، وضعيت كالبدهاي نامرئي، لايه‌هاي هاله‌اي و چاكراها مي‌تواند به واسطه‌ي تجربيات ماو نحوه پاسخ ما به‌آنها، هر روز با روز پيش‌متفاوت باشد. با مشاهده‌ي ساختار و رنگهاي هاله مي‌توانيم اطلاعات مهمي درباره‌ي سلامت جسمي، عاطفي، ذهني و روحي فرد كسب كنيم. رنگها بازتاب سلامت كلي هاله هستند. يك هاله‌ي سالم داراي رنگهايي شفاف، روشن و درخشان است. رنگهاي كدر در هاله نشان دهنده‌ي مشكل يا بيماري هستند. محل و شدت گرفتگي و عدم كارآيي انرژي مي‌تواند شدت و مرحله‌ي بيماري را نشان دهد.

رنگها همچنين بازتاب وضعيت ذهني و عاطفي ما هستند. مثلاً رنگ غالب زرد در هاله، يا تابش رنگ زرد قوي در كالبد ذهني، نشان دهندة تمايل به زندگي، تجربه و تفكر است. هاله از كالبدهاي جداگانه و در عين حال مرتبط با آگاهي و لايه‌هاي انرژي اتري تشكيل شده است. چهار كالبد نامرئي آگاهي كه مشخص كننده‌ي شخصيت، ادراك،‌روش زندگي و عواطف روحي ما هستند عبارتند از:

كالبد اتري، كالبد عاطفي، كالبد ذهني و كالبد معنوي

همچنين هاله داراي هفت لايه‌ي مجزاي انرژي است، كه به نحو بنيادي با آنچه سيستم چاكرا مي‌ناميم و در طول نخاع قرار گرفته است در ارتباطند. اصولاً تفاوت بين لايه‌ي هاله‌اي و يك كالبد هاله‌اي اين است:

« يك كالبد هاله‌اي، كالبدي از شعور و آگاهي است. يك لايه‌ي هاله‌اي نمود فعاليت چاكرا در هاله است.»

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:34 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Ajna & Chakras

Dr Motaleb Barazandeh

 

چاکراها در هاله نورانی - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

در هاله‌ي انسان ساختار‌هايي تحت عنوان چاكرا (كانون انرژي) وجود دارد. اين مراكز مسؤول تبادل انرژي بين هاله‌ي انسان و هاله‌ي كيهان (ارسال و دريافت انرژي) و همچنين مسؤول متعادل كردن انرژي در سطوح مختلف هاله مي‌باشند. چـاكراهـا به دو نـوع اصلـي و فـرعي تـقسيم مي‌شوند، تعداد چاكراهاي اصلي هفت و فرعي بيست‌و‌يك مي‌باشد. چاكراها شبيه قيف هستند، انتهاي باريك چاكراهاي اصلي به سمت مغز يا نخاع و قسمت پهن آنها به سمت خارجي‌ترين لايه‌ي هاله قرار گرفته است.

چاكراهاي اصلي در طول ستون فقرات تا مغز قرار گرفته‌اند و با شماره‌هاي يك تا هفت نام‌گذاري مي‌شوند. اين چاكراها به ترتيب شماره (از يك تا هفت) در انتهاي ستون فقرات، راستاي ناف، انتهاي جناغ سينه، راستاي قلب، گودي گردن، پيشاني و فرق سر قرار دارند. رنگ اين چاكراها به ترتيب (از يك تا هفت) قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش است.

هريك از اين چاكراها با گروهي از عملكردهاي جسمي، رواني و روحي در ارتباط است. سالم، باز و فعال بودن هر چاكرا باعث مي‌شود عملكردهاي مربوطه نيز ايده‌آل باشد. براي فعال سازي چاكراها از تكنيك‌هاي مختلف جسمي و ذهني استفاده مي‌شود . در ادامه نمونه‌اي از تكنيك‌هاي ذهني آمده است.

اين تمرين را مي‌توان  با هر روشي انجام داد (خوابيده به پشت طوري كه دستها و بازوها در كنار بدن باشد و يا نشسته روي صندلي راحتي) انتخاب روش به شما بستگي دارد كه با كداميك راحت‌تر باشيد. بعد از اينكه نشسته يا خوابيديد يك نفس عميق از راه بيني بكشيد (دم عميق)، آنرا حبس كنيد، سپس آرام از طريق دهان بيرون بدهيد (بازدم عميق)، چند ثانيه به ريه استراحت بدهيد. (اين كار را سه مرتبه تكرار كنيد)

حالا چشمان خود را ببنديد، تصور كنيد كه مي‌خواهيد براي قدم زدن به جنگل برويد، دري مقابل ديده‌گان شما قرار دارد، جلو برويد و در را باز كنيد و به بيرون قدم بگذاريد. راهي باريك و روشن كه از ميان درختان مي‌گذرد به چشم مي‌خورد ، شما در اين راه قدم بگذاريد و جلو برويد

شما در پايين جاده در سمت راست درختان بلندي را مي‌بينيد ، در اين ميان درخشندگي سيب‌هاي قرمز توجه شما را جلب مي‌كند، از ميان سيب‌هاي بي‌شمار  سيبي قرمز را انتخاب كنيد. سيب را در دست داريد و جريان رنگ قرمز را در خود احساس مي‌كنيد. اين سيب قرمز اولين چاكراي شما را (چاكراي ريشه) شارژ مي‌سازد. مي‌توانيد سيب قرمز را بخوريد. به راه رفتن ادامه دهيد، در حالي كه آگاهي كامل بر قدم زدن داريد. شما تا نزديكي گلهاي نارنجي زيبايي كه همه يك اندازه و يك شكلند پيش مي‌رويد. دسته گلي را از اين گلهاي نارنجي انتخاب كنيد و جريان ملايم رنگ نارنجي را در خود حس كنيد. رنگ گلهاي نارنجي دومين چاكراي شما را (چاكراي خاجي) شارژ مي‌سازد. شما مي‌توانيد اين دسته گل نارنجي زيبا را براي خودتان داشته باشيد.

جلوتر برويد تا به كنار پرنده‌هاي زرد خوش رنگ، خوش آواز و زيبا برسيد. دست خود را آرام روي بالهاي يك پرنده بكشيد و به آوازش گوش دهيد. جريان رنگ زرد پرنده را كاملاً در خود احساس كنيد. چاكراي سوم شما (شبكه‌ي خورشيدي) بوسيله‌ي رنگ زرد پرهاي زيباي پرنده شارژ مي‌شود. شما سبك پريدن پرنده زرد را مشاهده مي‌كنيد تا پرنده محو شود. و هميشه شيريني آواز پرنده‌اي زرد را به خاطر خواهيد داشت.

به آرامي به سمت راست برويد. چمن زار سر‌سبز و وسيعي را در مقابل خود ببينيد و روي فرش سبزي از علف‌ها بنشينيد. دست خود را در علفهاي سبز فرو ببريد و آنرا لمس كنيد و اين جريان رنگ سبز را احساس كنيد. اين رنگ سبز علفها چاكراي چهارم شما را (چاكراي قلب) شارژ مي‌كند. شما مي‌توانيد از تازگي علفها لذت ببريد.

كمي جلوتر در نزديكي شما صداي آبشاري به گوش مي‌رسد، به راه خود ادامه دهيد تا آبشار را مشاهده كنيد و از پايين آمدن قطرات آب شاداب شويد. در درياچه‌ي پايين آبشار، رنگ آبي آب را ببينيد. دستهاي خود را به آرامي در سردي و خنكاي آبي آب فرو ببريد و جريان اين رنگ آبي را با تمام وجود حس كنيد. اين رنگ آبي آب پنجمين چاكراي شما را (چاكراي گلو) شارژ مي‌سازد. مقداري از اين آب بنوشيد و لذت ببريد.

به راه خود ادامه دهيد و حركت و جنبش پروانه‌اي نيلي رنگ را ببينيد. با انگشت آنرا لمس كنيد. از نوسان و جريان اين رنگ نيلي آگاه باشيد و آنرا حس كنيد. پروانه نيلي رنگ كه روي انگشتان شما نشسته چاكراي ششم شما را (چشم سوم) شارژ مي‌سازد. بعد پريدن آرام و محو شدن پروانه را مي بينيد.

به آخر راه كه رسيديد دره‌ي عميقي پوشيده با گلهاي بنفشه را مشاهده مي‌كنيد. دسته‌اي از گلها را انتخاب كنيد. جريان رنگ بنفش گلهاي بنفشه را حس كنيد و اجازه دهيد تا چاكراي هفتم شما را (چاكراي تاج) شارژ سازد.

به آرامي به عقب برگرديد و رقص رنگين كماني را در پهنه‌ي آسمان مشاهده كنيد. شما نيز داراي يك رنگين كمان هستيد، كه در روشنايي، خوشي، خنده و آشتي با عشق آنرا در هاله‌ي خود داريد. جريان تمامي رنگهاي رنگين كمان را ( بنفش، نيلي، آبي، سبز، زرد، نارنجي و قرمز ) در خود احساس كنيد و سرشار از اين رنگ‌ها باشيد.

در پايان اين سفر رويايي، رنگين كمان كمرنگ و كمرنگ‌تر مي‌شود، برگرديد و پشت در بايستيد، در را بازكنيد و به داخل قدم بگذاريد. حال داخل اتاق هستيد، چشمان خود را باز كنيد.

هر زمان كه شما بخواهيد و اراده كنيد مي‌توانيد اين سفر را به ياد بياوريد و تكرار كنيد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:33 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Ajna (Interpretation)

Dr Motaleb Barazandeh

 

هاله نورانی (تفسیر هاله) - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

در ابتدا ممكن است درخششي به رنگ سفيد مايل به آبي در اطراف سر و بدن سوژه مشاهده كنيد. آنچه مي‎بينيد كالبد اتري است. كالبد اختري (يك سطح خارج از كالبد اتري) جايي است كه درك رنگها آغاز مي‎شود. هر چه به طرف سطح خارج هاله مي‎رويم مهارت ما نيز بايد خالص‌تر شود، زيرا هر چه از كالبد اتري به طرف كالبد اختري / عاطفي، كالبد ذهني و بالاخره كالبدهاي معنوي مي‎رويم انرژي خالص‌تر و ظريف‌تر مي‎شود. رنگهايي كه در فاصله‌ي 30 سانتي‌متري از بدن ديده مي‌شوند مربوط به احساسات هستند، 30 سانتي‌متر دوم يا همين حدود مربوط به افكار، و بعد از آن مربوط به موضوعات معنوي است.

اطلاعات زير درباره‌ي رنگها و معاني آنها به عنوان راهنمايي‌هاي كلي براي شما بيان مي‎شود. به هر حال، در همه‌ي تجربيات شما مخصوصاً در موضوعات روحي / معنوي قضاوت نهايي به عهده قوه‌ي شهود شما است.

رنگمايه‎ها و رنگهاي خالص و ملايم نشانگر انرژي مثبت يا سالم و ناب هستند. هرچه رنگ روشن‎تر و خالص‌تر باشد، انرژي مثبت‌تر است. هر چه رنگ تيره‌تر يا سنگين‌تر باشد، انرژي بيشتر آلوده به منفي گرايي، عدم تعادل يا ترس است. هر رنگ داراي سايه‌هاي (توناليته‎هاي) بي‌شمار است، بنابراين فريب سادگي ظاهري ليست زير را نخوريد.

رنگ قرمز خالص و روشن در هاله بيانگر تمايل به ماديات است. شخصي كه اين رنگ در هاله‌ي او غالب است فردي ورزشكار يا شهواني، پرشور، با اراده و يا قوي است.

درخشش‌هاي قرمز رنگ اغلب نشانه‌ي خشم، قرمز تيره (متمايل به آلبالويي) احتمالاً نشانه‌ي شهوت، و قرمز مات اغلب نشانه‌ي رنجش و ناخشنودي است. در بررسي هاله از لحاظ بيماريهاي جسمي، قرمز اغلب نشانه‌ي تحريك بيش از حد يا التهاب در آن ناحيه است.

نارنجي خالص نشانگر خلاقيت و عاطفه است. اين رنگ اغلب شجاعت و شادي را نشان مي‎دهد. نارنجي كدر مي‎تواند نشانه‌ي تكبر و غرور باشد.

رنگ زرد خالص بطور خيلي شايع در اطراف سر مردم ديده مي‎شود. اين رنگ نشانگر تفكر و خرد است، و وفور رنگ زرد در هاله نشانه‌ي يك فرد انديشمند است. اين رنگ همچنين مي‎تواند نشانه‌ي شادي و سرزندگي، يا خلق و خوي شاد باشد. زرد ناخالص مي‎تواند نشان دهنده‌ي مشغله‌ي شديد ذهني و عدم تعادل فكري، يا شخصي با ذهن بسته، متعصب يا خرده گير باشد.

سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است، و اغلب مشخص كننده‌ي يك شفاگر است. بسياري از پرستاران و شفادهندگان طب جايگزين، اين رنگ را به صورت غالب در هاله‌ي خود دارند. پزشكان نيز ممكن است اين رنگ را در ها‎له‌ي خود داشته باشند، اما همچنين ممكن است هاله‌ي آنها بيشتر به رنگ زرد به نشانه تفكر تمايل داشته باشد. رنگ سبز نشانه‌ي مهرباني و دلسوزي نيز هست. سبز كدر نشانه‌ي حرص و طمع است.

ممكن است در هنگام مشاهده‌ي هاله‌ي يك سخنران سايه‎اي به رنگ زرد سبز كدر و بيمارگونه ببينيد. اين سايه نشان دهنده‌ي تفكري است كه در خدمت طمع و سودجويي قرار گرفته است و بطور كلي شخصي را نشان مي‎دهد كه از تفكر خود براي كسب منفعت و برآوردن نيازهاي خود استفاده مي‎كند. البته نمي‎خواهيم بگوييم كه همه‌ي سخنوران افرادي سودجو هستند، يا سخنوري پيشه‌ي افراد طماع است! به هر حال اگر در هاله‌ي يك سخنران چنين رنگي را مشاهده كرديد بهتر است درباره‌ي او بيشتر تحقيق كنيد.

توناليته‎هاي (سايه‌هاي) گوناگوني از رنگ آبي در هاله‌ها ديده مي‎شوند. رنگ آبي بطور كلي نشان دهنده‌ي آرامش، معنويت و پارسايي است، و در هاله‌ي جويندگان حقيقت قابل مشاهده است. رنگ آبي اغلب نشانه‌ي تكامل روحي / معنوي است. آبي فيروزه‎اي مي‎تواند نشانگر يك روح پرشور، جوان، ماجراجو و كنجكاو باشد. آبي سلطنتي روشن نشانه‌ي فرد صادق، درستكار و وفادار است. آبي روشن نشان دهنده‌ي قدرت بالاي تجسم و شهود است. رنگ آبي كدر نشانه‌ي افسردگي و تنهايي و همچنين دلهره و نگراني است.

رنگ بنفش و ارغواني در هاله نشانه‌ي روحيه‌ي معنوي يا مذهبي است. بنفش سلطنتي، قدرت رهبري و اراده را نشان مي‎دهد. بنفش مات نشانه‌ي خودپرستي، تكبر و عقده‌ي ديگر آزاري ( ستمگري ) است؛ چنين شخصي ديگران را به خاطر ضعف‌ها و خطاهاي ناخواسته‎شان مورد سرزنش قرار مي‎دهد.

رنگ صورتي در هاله بطور كلي نشانه‌ي عشق، عاطفه، مصاحبت و يگانگي و علاقه به زيبايي است. صورتي گرم يا سرخ فام ، عاطفه و ازخودگذشتگي واقعي را نشان مي‎دهد. صورتي كدر مي‎تواند نشانه‌ي ناپختگي، وابستگي و نيازمندي باشد.

رنگ طلايي نشان دهنده‌ي قدرت، پيشرفت معنوي، ازخودگذشتگي، الهام بخشي و هماهنگي (هارموني) است. طلايي رنگي الهي است.

خاكستري به طور كلي نشانه‌ي ترس است. رنگ خاكستري ساير رنگهاي هاله را نيز كدر مي‎كند و خلوص آنها را ضايع مي‎سازد. نقره‎اي جنبه‌ي مثبت اين رنگ است و نماينده‌ي انرژي‎هاي ايزد بانوها (الهه‌ها) است. رنگ نقره‎اي همچنين نشانه‌ي خوشبيني، شهود و بيداري معنوي است.

رنگ قهوه‎اي اگر زنده و خالص باشد نشانه‌ي تعادل فكري و استقامت است. اين رنگ داراي يك نوسان زميني است. رنگ قهوه‎اي كدر مي‎تواند علامت انسداد و اختلال در انرژي باشد.

رنگ سياه مي‎تواند نشانه‌ي ترس يا نفرت باشد، همچنين نشان دهنده‌ي مشكلات، عدم تعادل و اعتيادها است. البته سياه خالص و براق مي‎تواند نشان دهنده‌ي حفاظت، رمز و راز يا دانشي باشد كه به طرز عاقلانه حفظ شده است.

رنگ سفيد مي‎تواند علامت پاكي، خلوص و راستي باشد، اما اين رنگ اغلب تركيبي از رنگهاي متعدد است كه به خوبي درك و يا تفسير نشده‎اند. گوي‎هاي سفيد رنگ بالاي شانه‎هاي سوژه اغلب نشانه‌ي نگهبانان معنوي يا فرشتگان محافظ هستند كه در زندگي فرد، مهم و تأثيرگذار هستند.

تركيب رنگها نشان دهنده‌ي تركيب جنبه‎هاي گفته شده است. مثلاً تركيب آبي / سبز مي‎تواند نشان دهنده‌ي فردي باشد كه از طريق جستجوي معنوي براي حقيقت، در حال بهبود است.

در مشاهده‌ي هاله، گوش دادن به نداي شهود خود، براي تفسير آنچه مي‎بينيد مهم است. براي درك آنچه مي‎بينيد از آن سئوال كنيد و سيستم ادراك خود را بر پايه‌ي تجربيات خود تقويت كنيد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:32 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Ajna (Observation)

Dr Motaleb Barazandeh

 

هاله نورانی (مشاهده هاله) - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

اول، قبل از اينكه پا به اين ماجراجويي جديد بگذاريد، خواسته‌هاي خود را بررسي كنيد و به ياد داشته باشيد كه همواره مسؤولانه رفتار كنيد. همزمان با پيشرفت توانايي‌ها و مهارت‌هاي معنوي، كسب سطح بالايي از درستي و صداقت بسيار مهم است. هرچه ما قوي‌تر مي‎شويم، بازتاب اعمال ما نيز چه خوب و چه بد قوي‌تر و سريع‌تر مي‎شود. ما بايد همزمان با پيشرفت توانايي هايمان، تعهد و خرد بيشتري نيز كسب كنيم.

با در نظر گرفتن اين نكته، مشخص است كه اجازه گرفتن از ديگران قبل از بررسي هاله‌ي آنها مهم است. (نشستن در عقب يك سالن سخنراني و تماشاي درخشش اطراف سر اشخاص يك چيز است و بررسي هاله‌ي يك دوست براي كسب اطلاعاتي كه نمي‎خواهيم او بداند و به دنبال آن هستيم، چيز ديگر) همچنين تحميل بررسي‌ها يا توصيه‌هاي خود به ديگران كار خردمندانه‌اي نيست. اگر بخواهيم از ادراكات خود به ديگران بهره‌اي برسانيم، بهتر است به نداي شهود خود گوش فرا دهيم و با عشق و علاقه كار كنيم تا بتوانيم از كار خود به ديگران بهره و الهام ببخشيم. همچنين مهم است كه اگر معني چيزي را نمي‎دانيم، اين را با صداقت اعتراف كنيم. اين كه ما مي‎توانيم هاله ديگران را ببينيم به اين معني نيست كه جواب همه‌ي سئوالها را داريم. به ديگران و به پديده هاله احترام بگذاريد.

اگر هنوز هم مشتاق ديدن هاله‎ها هستيد، اراده كنيد كه اين فرآيند يا مهارت را فوراً، از هم اكنون آغاز كنيد. (البته اگر هاله را نديديد نا اميد نشويد،‌ زيرا يادگيري اين مهارت زياد مشكل نيست و نياز به ماهها مراقبه و تمرين ندارد) . اگر باور داشته باشيد كه مي‎توانيد هاله‌ها را ببينيد، خواهيد توانست. اكنون تصميم بگيريد، و بدانيد كه خواهيد توانست اين مهارت را كسب كنيد.

ما طي سالها افراد بسياري را ديده يا آموزش داده‎ايم كه قادر به ديدن هاله‌ها شده‌اند، و ما در اينجا موفق‌ترين تكنيك‎ها را توضيح خواهيم داد.

يك اتاق كم نور براي ديدن هاله‎ها مناسب است. هنگام طلوع يا غروب آفتاب بهترين زمان براي ديدن هاله است، زيرا در اين زمان نور داخل خانه مناسب است و شما نيز احتمالاً در حالت آرامش و كمي خسته هستيد. ديوار پشت سوژه بايد ساده و به رنگ روشن باشد. در سمت ديگر اتاق بنشينيد، بهتر است به ديوار مقابل تكيه دهيد يا چهار زانو كف اتاق بنشينيد. هم سوژه و هم مشاهده كننده (يا مشاهده كنندگان) بايد در وضعيتي راحت قرار داشته باشند.

سوژه مي‎تواند به سادگي بنشيند، يا با تمركز روي تجسم جريان انرژي در طول ستون فقرات و خروج آن از فرق سر، هاله‌ي خود را تقويت كند. مشاهده كننده بايد در حالت آرامش قرار گيرد، نفس‌هايي عميق و يكنواخت بكشد، براي چند دقيقه روي سوژه تمركز كند، و سپس به فضاي اطراف سر سوژه خيره شود. خيرگي بايد آرام و بدون تمركز باشد. وقتي بيننده توانست نور اطراف سر سوژه را مشاهده كند، سوژه و بيننده مي‎توانند به بازي بپردازند، به اين صورت كه سوژه هاله‌ي خود را بالا بفرستد، يا به درون بكشد و بيننده آنچه را كه مي‎بيند توصيف كند.

اين روش ديدن هاله با چشم فيزيكي است، اگرچه ما اغلب احساس مي‎كنيم كه براي ديدن هاله، تركيبي از چشمهاي فيزيكي و چشمهاي كالبد اختري خود را به كار مي‎بريم. روش قابل قبول ديگر براي ديدن هاله، اين است كه چشمهايتان را ببنديد، هاله‌ي شخص را مجسم كنيد، و به آنچه مي‎بينيد اعتماد كنيد. شما همچنين مي‎توانيد يك طرح كلي از بدن سوژه را روي كاغذ رسم كنيد و به قوه‌ي شهود خود اجازه دهيد كه شما را در ترسيم هاله راهنمايي كند. نتايج اين روش در مقايسه با روش چشم فيزيكي بطور كلي يكسان است، و پايه و اساس آن اعتماد و اتكاي شخص به قوه‌ي شهود خود است.

اگر تمرينهاي بالا را امتحان كرده، هنوز موفق نشده‎ايد، ممكن است به دليل قوي‌تر بودن حس لامسه يا شنوايي شما در اين زمينه باشد. بعضي از مردم پديده‌ها را به روشي متفاوت با ديگران مي‎بينند، و اين هيچ اشكالي ندارد. افراد «لامسه‎اي» مي‎توانند با حركت دادن دست خود در اطراف بدن سوژه، هاله را احساس كنند. بسياري از شفادهندگان ذاتي حس لامسه‎ي بسيار قوي دارند و انرژي را با دستهايشان احساس مي‎كنند، و به همين ترتيب بيماري و عدم تعادل را تشخيص مي‎دهند. آنها مي‎توانند رنگها و حتي مهم‌تر از آن معاني نهفته در پس رنگهاي هاله را احساس كنند. افراد  «شنيداري» مي‎توانند خصوصيات هاله را بشنوند. اين افراد مي‎توانند با گوش دادن به مكالمه‌ي ذهن خود توصيفي درباره‌ي هاله بنويسند.

كليد موفقيت اين است كه به آنچه درك مي‎كنيد اطمينان كنيد، به هر حال اين ادراك شما است.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:31 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Ajna (Generalities)

Dr Motaleb Barazandeh

 

هاله نورانی (کلیات) - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

هاله، ميداني از انرژي است (انرژي الكترومغناطيسي و ساير انرژي‌هاي عالي‌تر) كه همه‌ي موجودات زنده را احاطه كرده است، و به عقيده‌ي بعضي در اطراف همه‌ي ذرات اتمي و موجودات زنده و غير زنده وجود دارد. براي اطلاع افراد شكاك يا علم‌گرا بايد گفت كه ما خوش شانسيم كه در زماني زندگي مي‎كنيم كه جديدترين تكنولوژي، ما را قادر به مشاهده و اندازه گيري اين ميدانهاي انرژي مي‎سازد. تكنولوژي ما آنچه را كه عرفا براي قرنها تعليم مي‎داده‌اند اثبات مي‎كند. ما مي‌توانيم هاله‌ي انسانها را از طريق بينايي يا به روشهاي ديگر درك و تفسير كنيم.

هاله‌هاي ما همواره در حال تعامل با يكديگر و محيط اطراف هستند. هر چه اين تعامل طولاني‌تر يا كامل‌تر باشد، تأثير آن بر هاله‌ها بيشتر خواهد بود. به همين علت هاله‌هاي اعضاي خانواده، دوستان قديمي و زوجهاي چندين ساله بسيار مشابه به نظر مي‎رسد.

انرژي باقيمانده از تعامل‌هاي هاله‌اي بر اشياء و مكانها نيز تأثير مي‎كند و اين تأثير بر آنها نقش مي‎بندد. مثلاً توجه كنيد كه خانه‎هاي مختلف چه احساسات متفاوتي را در ما بر مي‎انگيزند. هر خانه‌اي بسته به اينكه چه كساني در آن زندگي مي‎كنند، هاله‌اي مخصوص به خود دارد، و در هر خانه هر اتاقي بسته به اينكه چه كسي در آن زندگي مي‎كند و مي‎خوابد، احساس منحصر به فرد دارد. خانه‎اي كه بيشتر وقتها خالي از سكنه است، خالي‎تر از خانه‎اي كه سرشار از زندگي روزانه است به نظر مي‎رسد، حتي اگر در حال حاضر در خانه دوم هيچ كس نباشد. چنين خانه‌اي را با اتاق يك هتل مقايسه كنيد.

چنين اتاقي به طور مداوم تحت تأثير تعامل متغير و سطحي انرژي‌هاي متعدد و متفاوت است. ما باقي مانده‌ي انرژي خود را در همه‌ي مكانها به جا مي‎گذاريم. چيزهايي كه ما با آنها تعامل بيشتر يا عميق‌تري داريم (مانند لباسها، جواهرات، ماشين، تخت خواب، صندلي مورد علاقه، حيوان خانگي، يا اشياء مورد علاقه) بيشتر و عميق‌تر تحت تأثير انرژي‌هاي ما قرار مي‎گيرند و اين تأثير بر آنها عميق‌تر نقش مي‎بندد. آنچه افراد در هنگام انجام سايكومتري (روان‌نگري و روان‌سنجي اشياء) تفسير مي‎كنند، همين انرژي باقيمانده است. همچنين انرژي باقيمانده از حوادث بسيار سخت و دلخراش است كه باعث مي‎شود مكاني حالت “ روح زده ” پيدا كند، كه نوعي پارگي در ساختار زمان و مكان، يا دريچه‌اي به گذشته است.

ما نوعي آگاهي قبلي نسبت به هاله‎هاي ديگران داريم، اگرچه بيشتر اين آگاهي در سطح ناخودآگاه شكل مي‎گيرد. ما بر اثر مجاورت با بعضي افراد دچار احساس تخليه و فقدان انرژي مي‎شويم، در حالي كه بعضي ديگر به ما انرژي مي‎دهند. ما با بعضي افراد احساس سازگاري و هماهنگي مي‎كنيم، در حالي كه با بعضي ديگر احساس ناسازگاري داريم. هرگاه نوسان انرژي شخصي با ما مشابه يا يكسان باشد، نسبت به او احساس جاذبه مي‎كنيم، اما با كسي كه روي طول موجي كاملاً متفاوت است، راحت نيستيم. زبان ما انعكاس آگاهي ناخودآگاه ما از تعامل انرژي نهفته در پس اين تجربه‌ها است.

وقتي احساس مي‎كنيم كه كسي به ما نگاه مي‎كند ، در واقع از انرژي او كه با ما تعامل انجام مي‎دهد آگاه مي‎شويم. اين پديده براي يك روشن‌بين قابل ديدن است.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                       يكي از اساتيد متافيزيك نقل مي‌كند كه: من سالها پيش هنگامي كه براي ديدن هاله‎ها شروع به تمرين كرده بودم، نمونه جالبي از اين پديده را تجربه كردم. من منتظر يكي از دوستانم بودم تا با او در يك خانه‌ي بزرگ اشتراكي كه او با حدود يك دوجين دانشجوي ديگر در آن شريك بودند شام بخوريم. در حالي كه با آرامش در آنجا نشسته بودم و اطراف را نگاه مي‎كردم، متوجه مرد جواني شدم كه وارد اتاق ناهارخوري شد. او به دوست من نگاه كرد كه رويش به سمتي ديگر بود و بشقابش را آماده مي‎كرد. در اين هنگام من رشته‌اي از انرژي به رنگ قرمز تيره را مشاهده كردم كه از شبكه‌ي خورشيدي آن مرد خارج شد، عرض اتاق را طي كرد و ميدان انرژي دوست من را كاملاً احاطه كرد. همين كه اين رشته با هاله‌ي او تماس پيدا كرد، او از حركت باز ايستاد، سپس برگشت و مستقيماً به مرد نگاه كرد، در حالي كه آثار رنجش در چهره‎اش ديده مي‎شد. در اين لحظه رشته‌ي انرژي ناپديد شد. بعداً كه من آنچه را ديده بودم به دوستم گفتم، او توضيح داد كه آن مرد كسي بود كه به شدت باعث ناراحتي او بود، زيرا همواره او را آزار ميداد. در آن هنگام بود كه من توانستم آنچه را كه شاهد بودم آگاهانه جمع بندي كنم. آن مرد در حال خيال پردازي درباره‌ي دوست من بود، و من اين خيال پردازي و واكنش دوستم را در سطح ناخودآگاه مشاهده كرده بودم. او به سادگي احساس كرده بود كه كسي به او نگاه مي‎كند و احساس ناراحتي كرده بود، در حالي كه علت آن را آگاهانه نمي‎دانست، تا وقتي كه برگشته، آن مرد را ديده بود.

همچنين او نقل مي‌كند كه: اولين هاله‌اي كه مشاهده كردم، هاله‌ي يكي از استاتيدم در دانشگاه ميشيگان بود. من براي ديدن هاله‌ها سعي نكردم، بلكه اين پديده به صورت اتفاقي برايم رخ داد. من در حالي كه خيلي خسته بودم در يك سالن كنفرانس بزرگ نشسته بودم، روبرويم چند نفر از دانشجويان ظاهراً در خوابي راحت بودند. من در حالت نيمه خلسه بودم، آرام و سبكبال. همچنان كه توجهم بين درون و بيرون سرگردان بود، درخششي به رنگ زرد طلايي در اطراف سر استادم شروع به پديد آمدن كرد. هنگامي كه او به طرف جلو به سوي ميكروفون حركت مي‌كرد و در نور اتاق قرار مي‎گرفت، ديدن اين درخشش مشكل‌تر مي‎شد، اما وقتي او به طرف عقب حركت مي‎كرد و از روشنايي خارج مي‎شد درخشش باز پديدار مي‎شد. وقتي كمي تمركز بينائيم را تغيير دادم، درخشش، روشن‌تر، بزرگتر و واضح‌تر شد. شگفت زده شده بودم.

من كه آن زمان اطلاعات چنداني درباره‌ي هاله نداشتم، نمي‎دانستم كه آيا آنچه مي‎ديدم هاله بود يا نه. سپس شروع به نگاه كردن به اطراف سالن كم نور كردم، و از مشاهده‌ي هاله‌هاي اطراف سرهاي دانشجويان متحير شدم.

اين تجربه را به اين دليل براي شما بازگو كردم كه بعضي از اجزاي كليدي شرايط ايده‌آل براي درك هاله‌ها را مشخص مي‎كند:

1-     من در حالت مدي‌تيشن (آرامش و سكوت كامل ذهن) قرار داشتم، و بسياري از تجربه‌هاي جالب روحي و معنوي در حالت مدي‌تيشن كسب شده‌اند. مدي‌تيشن تكنيك مهمي است كه در تمام جهان براي تكامل روحي و معنوي تجويز مي‎شود. هنگامي كه شخص گفتگوي بي وقفه‌ي ذهن آگاه را متوقف مي‎كند، زمزمه‌ها و انرژي‌هاي ظريف قابل درك مي‎شوند.

2-     استاد، موضوع اديان شرقي را تدريس مي‎كرد. نكته‎اي كه من در آن زمان به آن توجه نكرده بودم، اين است كه او بدون شك سالها وقت، صرف مدي‌تيشن و تمرين معنوي كرده بود. هر چه شخصي سالم‌تر و از لحاظ معنوي تكامل يافته‌تر باشد، هاله‌ي او بزرگتر و روشن‌تر خواهد بود. به همين دليل است كه تصوير مسيح، قديسان و ساير افراد پارسا در طول تاريخ با هاله‎هايي در اطراف سرشان نقاشي شده است. هاله‌هاي آنها چنان روشن بوده است كه به آساني توسط هنرمندان و احتمالاً همه‌ي مردم درك مي‎شده است.

3-     من در آرامشي عميق بودم. ذهن من خالي و آزاد بود و چشمانم روي نقطه‌ي خاصي متمركز نبودند. اين حالت نيمه خلسه بسيار مهم است، مخصوصاً در هنگام يادگيري مشاهده‌ي هاله‌ها.

4-     استاد من در حال صحبت براي گروه بزرگي از مردم بود. احساسي كه يك شخص هنگام صحبت كردن در برابر يك جمعيت شنونده تجربه مي‎كند (چه شادي بخش و چه وحشت زا) تا حدود زيادي از انرژي عظيم روحي / هاله‌اي منشاء مي‎گيرد، كه از طرف جمعيت به واسطه‌ي توجه آنها به طرف گوينده جريان پيدا مي‎كند. اين جريان انرژي، انرژي يا هاله‌ي گوينده را به شدت تقويت مي‎كند. آسان ترين هاله‎ها براي ديدن، هاله افرادي است كه در برابر يك گروه به تدريس، اجراي نقش يا صحبت مشغولند. اگر شخص در حال تدريس يك موضوع معنوي باشد مقدار انرژي قابل مشاهده، شگفت آور است.

جالب ترين جلوه‌هاي هاله‌اي را، من هنگام تماشاي ورود انرژي متافيزيك به بدن يك مديوم (فرد واسط بين زندگان و مردگان) مشاهده كرده‌ام. من عملاً وقوع اين پديده را ديده‌ام (هر چند در اين مورد كمي مشكوكم، زيرا تجربه‌هاي خود من در زمينه‌ي ارتباط روحي، متفاوت  بوده‌اند). من يك مديوم را هم ديده‎ام كه مي‎گويد اين پديده عملاً رخ مي‎دهد و او اطلاعات را از روحي خارج از بدن خود، يا از “ خود برتر ” خود دريافت مي‎كند. مشاهده‌ي چنين حالتي خيره كننده است.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:30 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Ajna Observation (Human)

Dr Motaleb Barazandeh

 

مشاهده‌ي هاله نورانی انسان - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

در اين مرحله، مي‌توانيد هالهي خود را مشاهده كنيد. اين كار را ميتوانيد در محيط بيرون، در حالي كه خورشيد پشت سر شما است، يا درون خانه در برابر يك زمينهي خنثي انجام دهيد. دست خود را دور از بدن نگهداريد و هالهي دست و ساعد را مطالعه كنيد. همچنين ميتوانيد دراز بكشيد و هالهي پاهاي خود را مشاهده كنيد.

مشاهدهي هالهي ديگران: در آغاز بهتر است هالهي افراد ديگر را در دو مرحله مشاهده كنيد:

مرحله‌ي اول: از سوژه ( فرد مورد نظر ) بخواهيد كه يك لباس رنگي بپوشد ( نوع لباس مهم نيست ). ميتوانيد از هر رنگي به جز آبي استفاده كنيد ( رنگ آبي را مورد استفاده قرار ندهيد، زيرا اين رنگ غالب مي‌شود و رنگ زرد تفكر را كه اغلب در  اطراف سر ديده مي‌شود محو و پنهان  مي‌كند. )

ناحيه‌ي گردن بايد برهنه باشد. ابتدا ناحيه‌ي شانه را به همان روشي كه در قسمت مشاهده‌ي هاله‌ي اشياء شرح داده شد مشاهده كنيد. خواهيد توانست هاله‌ي رنگ لباس را كه در اطراف شانه انباشته و تقويت مي‌شود به راحتي مشاهده كنيد.

يادتان نرود كه همراه با همه‌ي اين تمرينها ، انجام فعاليت گشايشي ذهني را نيز ادامه دهيد.

وقتي هاله‌ي پيراهن را در اطراف شانه به روشني مشاهده كرديد، نگاه خود را كمي بالاتر ببريد به طوري كه به فضاي پشت ناحيه‌ي برهنه گردن خيره شويد. هاله‌ي پيراهن را در ميدان ديد خود نگهداريد و ببينيد كه چه رنگهاي ديگري را مي‌توانيد اطراف گردن مشاهده كنيد.

اين تمرين شما را مطمئن مي‌كند كه چشمها و چشم سوم شما هماهنگ با هم عمل مي‌كنند، همانطور كه در مورد كتاب اين هماهنگي وجود داشت.

مستقيماً روي گردن سوژه خيره نشويد. هميشه بايد هاله‌ها با ديد محيطي مشاهده شوند. در اين مرحله بايد بتوانيد رنگي كمي متفاوت را بالاي هاله‌ي پيراهن، در اطراف سر و گردن مشاهده كنيد.

اكنون نگاه خود را كمي بالاتر ببريد بطوري كه خط نگاه شما همسطح با ناحيه‌ي سر باشد. همچنان با آرامش خيره شويد و چيزي را تغيير ندهيد. شما بايد بتوانيد در اطراف ناحيه‌ي سر مقداري رنگ زرد مشاهده كنيد.

وقتي هاله‌ي سر و گردن را مشاهده كرديد، از سوژه بخواهيد مقداري محاسبه‌ي ذهني رياضي انجام دهد يا سخت درباره‌ي چيزي فكر كند. دقت كنيد كه وقتي سوژه اين كار را انجام مي دهد، هاله‌اش درخشانتر مي‌شود.

مرحله‌ي دوم: از سوژه بخواهيد كه بعضي از لباسهاي رو را از تن درآورد. ناحيه‌ي برهنه‌اي از پوست را در برابر يك زمينه‌ي خنثي بررسي كنيد ( به همان روش مشاهده‌ي هاله‌ي كتاب ). ناحيه‌ي بالاي بازو و شانه بهترين نقطه براي شروع بررسي است.

در مشاهده‌ي پوست برهنه، اولين چيزي كه خواهيد ديد نوري ضعيف و لرزان و مبهم در هوا ، در فضاي كنار پوست است. سپس خواهيد ديد كه هاله‌ي اتري ، از پوست پديد مي آيد. اين هاله مانند دودي به رنگ آبي‌كمرنگ است كه به پوست متصل مي‌باشد. هاله‌اي كه مي بينيد كاملاً مشخص است و بطور طبيعي حدود نيم اينچ (3/1سانتي متر ) قطر دارد.

اگر تمركز خود را حفظ كنيد رنگهاي اصلي هاله، شروع به تشكيل و تمايز خواهند كرد. ابتدا يك نوار باريك رنگي را مي بينيد كه مرز هاله را مشخص مي‌كند. اين نوار رنگي تا مدت كمي پديدار و ناپديد يا بزرگ و كوچك مي‌شود. اين قسمت ممكن است نااميد كننده باشد، اما اگر به كار خود ادامه دهيد مشاهده‌ي آن آسانتر خواهد شد. نوار رنگي به تدريج بزرگتر ، پهن‌تر و مشخص‌تر خواهد شد. اگر تمركز خود را حفظ كنيد، پهناي آن به چند اينچ يا بيشترخواهد رسيد. در ضمن تشكيل رنگ، ممكن است هاله‌ي اصلي بارها ناپديد و دوباره پديدار شود. علت آن پلك زدن و تغييرات جزئي كانون بينايي است و قابل پيشگيري نيست.

توصيه: روشني هاله‌ي يك شخص تا حدود زيادي به خلق و احساس او بستگي دارد. اگر شخص احساس شادي و سر زندگي داشته باشد، هاله‌ي اوبسيار قوي‌تر، بزرگتر و روشن‌تر خواهد بود. سعي كنيد موسيقي مورد علاقه‌ي شخص داوطلب را پخش كنيد يا براي او چند لطيفه تعريف كنيد و او را به خنده بيندازيد. اين كار انرژي هاله را افزايش خواهد داد و ديدن آنرا براي شما ساده‌تر خواهد كرد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:28 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Ajna Observation (Animals)

Dr Motaleb Barazandeh

 

مشاهده‌ي هاله نورانی حیوانات - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

در اين تمرين، از يك حيوان استفاده كنيد: يك سگ، گربه، شتر، گاو، يا هر حيوان ديگري كه در دسترس شما است. حيوان را در هنگام استراحت، مورد مشاهده قرار دهيد. هالهي حيوان ازلحاظ تنوع رنگها مانند هالهي انسان نيست، اما به هر حال مطالعه‌ي هالهي حيوان نيز تمرين خوبي است. به ياد داشته باشيد كه رنگ پشم حيوانات بر رنگ هالهي آنها اثر ميگذارد.

در هالهي يك حيوان، بيماري قابل تشخيص است. همانطور كه هالهي انسان بيماري را نشان ميدهد. بنابراين مشاهدهي هالهي حيوانات، تمرين خوبي براي تشخيص نشانههاي اوليهي بيماري در يك هاله است.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:27 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Ajna Observation (Plants)

Dr Motaleb Barazandeh

 

مشاهده‌ي هاله نورانی گیاهان - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

يك گلدان گياه يا چند گل تازه را براي ديدن هالهي آنها مورد مطالعه قرار دهيد. هالهاي كه اطراف آنها ميبينيد يك هالهي زنده است. اثر رنگهاي هاله‌اي گلبرگها و برگها را بخاطر بسپاريد. سايه رنگ نارنجي كه در اطراف بخشهاي سبز گياهان مانند ساقه‌ها و برگها ميبينيد، مربوط به هالهي رنگ سبز است، همانطور كه در بررسي كتاب سبز، هالهاي به اين رنگ را مشاهده كرديد. رنگهاي گلبرگها، هاله‌اي به رنگهاي ديگر ايجاد خواهند كرد.

هاله‌هاي زنده، ظريفتر و مبهم‌ترند و بنابراين ديدن آنها كمي مشكل تر از ديدن يك هالهي تك رنگ است. اگرچه با تمرين مشاهدهي هالهي گياهان نيز آسانتر خواهد شد.

هالهي يك درخت را مشاهده كنيد. درختي با اندازهي مناسب انتخاب كنيد، كه بتوانيد آن را بطور مشخص و برجسته در زمينهي آسمان نگاه كنيد. بهترين روش مشاهدهي درخت، اين است كه در ساعات اول يا انتهاي روز در حالي كه خورشيد پشت سر شما است به آن نگاه كنيد. اگر نور خورشيد، يا هر بازتاب قوي ديگر به چشمان شما بتابد، ديدن هالهي درخت بسيار مشكل خواهد شد. هاله‌ي اطراف درخت به مراتب باشكوه‌تر و قوي‌تر از يك گياه كوچك است. رنگ هالهي يك درخت، نه تنها به رنگ برگها و پوستهي درخت، بلكه به رنگ آسمان نيز بستگي دارد. در يك روز آفتابي، هالهي يك درخت به صورت سايه‌اي از رنگ آبي به نظر ميرسد. در يك روز ابري هالهي درخت به رنگ خاكستري -كرم ديده ميشود.

فاصلهي مناسب براي ديدن هالهي درخت، بستگي به اندازهي آن درخت دارد. شما بايد بتوانيد تا نوك درخت را بطور كامل در ميدان ديد خود داشته باشيد. حداقل فاصلهي شما از درخت، بايد تقريباً سه برابر بلندي آن درخت باشد.

هالهي يك درخت، بسته به اندازه و قدرت آن درخت ميتواند عظيم باشد. گاهي ميتوانيد در بالاترين قسمت هالهي يك درخت، يك جلوهي فوارهاي مشاهده كنيد، مانند اينكه هالهي درخت، از نوك آن بيرون پاشيده ميشود. دقيقاً مشخص نيست كه چه چيزي اين پديده را ايجاد ميكند، و در مورد هر درختي هم مشاهده نمي‌شود. بعضي معتقدند كه روح درخت يا روح طبيعت كه درون درخت زندگي ميكند اين پديده را ايجاد ميكند. به نظر ميرسد كه بعضي از درختان داراي نوعي شعور و آگاهي هستند، بنابراين ممكن است اين عقيده صحيح باشد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:26 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Ajna Observation (Objects)

Dr Motaleb Barazandeh

 

مشاهده‌ي هاله نورانی اشیاء - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

مرحله‌ي اول:كتابي را در كاغذي به رنگ آبي يا قرمز روشن بپيچيد و آن را به عنوان موضوع تمرين به صورت عمودي روي يك ميز به فاصلة حدود 2 متر از خود قرار دهيد. سپس با عقب و جلو رفتن، فاصلهي خود را با موضوع چنان تنظيم كنيد كه آن را كاملاً راست ببينيد. البته حداقل فاصله، نبايد كمتر از 2/1 متر شود. زمينهي پشت موضوع بايد ساده و نسبتاً خنثي باشد. در برابر ديواري با رنگ روشن يا كاغذ ديواري زرق و برق دار به موضوع نگاه نكنيد. اگر رنگ ديوار مناسب كار شما نيست، يك تكه پارچه يا كاغذ با رنگ خنثي را به عنوان پرده روي ديوار آويزان كنيد. براي اين منظور ميتوان از يك ملحفه يا چند برگ كاغذ الگوي خياطي استفاده كرد.

توجه:

-         شما كتاب را فقط به عنوان يك پشتيبان و پايه براي كاغذ رنگي به كار ميبريد، يعني آنچه ميخواهيد ببينيد هالهي كاغذ رنگي است نه هالهي كتاب. ميتوانيد به جاي كتاب آجري را در كاغذ رنگي بپيچيد، يا يك تكه كاغذ رنگي را روي ديوار آويزان كنيد.

-         هالهي رنگهاي آبي و قرمز، روشن‌ترين و آسان‌ترين هاله‌ها براي ديدن هستند.

-         روشني و درجه رنگ هالهي يك رنگ، به سايه و درجه‌ي آن رنگ بستگي دارد. بنابراين تنها از رنگهاي خالص و روشن استفاده كنيد.

-         ميتوانيد از هر شيئ داراي رنگ روشن به عنوان موضوع استفاده كنيد: لباسها، قوطيهاي آشپزخانه، اسباب بازيها، يا حتي تكه‌اي كاغذ رنگي كه به ديوار وصل شود، همه براي اين منظور مناسبند.

مرحلهي دوم: چشمانتان را ببنديد، چند نفس عميق بكشيد و به خود آرامش بدهيد. وقتي كاملاً احساس آرامش كرديد، به طرف موضوع نگاه كنيد. چشمان خود را روي فضاي كنار و پشت موضوع متمركز كنيد و در عين حال روي چيز خاصي متمركز نشويد. به عبارت ديگر، شما به ديوار پشت موضوع خيره ميشويد، اما روي آن تمركز نميكنيد.

نكتهي اصلي اين است كه با آرامش كامل چشمانتان را متمركز كنيد و موضوع را با ديد محيطي خود ببينيد ( منظور از ديد محيطي، بخش محيطي يا كناري ميدان ديد شما است نه گوشهي چشمانتان ).

با ملايمت و آرامش چشمان خود را خيره كنيد. به اين تمركز آرام عادت كنيد، چنان كه در هنگام تمرين، چشمها يا پيشانيتان را منقبض نكنيد. توجه كنيد كه شما بايد با تمركز قوي و در عين حال بسيار آرام و يكنواخت خيره شويد، چنان كه انگار با چشمان باز در رؤيا به سر ميبريد.

هر گاه نياز به پلك زدن داريد اين كار را انجام دهيد، وگرنه چشمانتان دچار انقباض، سوزش و آب ريزش ميشوند. بدون تغيير دادن تمركزتان بطور طبيعي، پلك بزنيد و ذهنتان را مشغول آن نكنيد. پلك زدن تنها باعث خواهد شد كه هاله براي مدت يك يا دو ثانيه ناپديد شود، اما اگر آرامش خود را حفظ كنيد و به تمركز آرام خود ادامه دهيد، هاله دوباره به سرعت ظاهر خواهد شد. يادگيري حفظ تمركز در هنگام پلك زدن طبيعي، بخش مهمي از يادگيري مشاهدهي هاله است.

مرحلهي سوم: پس از اجراي كامل مراحل قبل، چند كتاب را در كاغذهاي رنگي با رنگهاي اصلي متفاوت بپيچيد. هر چه رنگ كاغذ روشن‌تر باشد، هاله نيز روشن‌تر و مشاهدهي آن آسانتر است.

هر يك از كتابها را جداگانه مشاهده كنيد و در هر مورد رنگي را كه ميبينيد بنويسيد. كتابها را دو تا دو تا مشاهده كنيد و ببينيد كه چگونه رنگهاي هالههاي آنها بر يكديگر اثر ميكنند. كتابها را جابجا كنيد، آنها را با هم مخلوط كنيد، آنها را روي هم، يا به صورت رديفي كنار هم قرار دهيد و مشاهده كنيد.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:25 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Ajna Observation

Dr Motaleb Barazandeh

 

مشاهده‌ي هاله نورانی - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

براي مشاهده‌ي هاله بايد آرامش و تمركز داشته باشيد و چشمان خود را به روش مخصوصي متمركز كنيد. بايد به هاله خيره شويد، نه اينكه به آن نگاه كنيد.

براي تمرين، به نور مطلوب و ملايم نياز داريد ( نه تاريكي ). اين نكته خيلي مهم است كه هيچ نور قوي مستقيماً به چشمان شما نتابد يا منعكس نشود. بهترين حالت اين است كه نور از پشت و بالاي سر شما بتابد. اگر در هنگام تمرين منبعي از نور ( مثلاً يك پنجره كه نور زيادي را وارد اتاق ميكند ) در ميدان ديد شما قرار داشته باشد، شما را گيج خواهد كرد و ديدن هاله را مشكل‌تر خواهد ساخت. نور يك لامپ صد وات كه از بالا و پشت سر شما بتابد براي تمرين مناسب است.

 

Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Aura, Kushamehr publications, 1381

+ نوشته شده در  2007/3/31ساعت 5:24 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  |