Ajna & Aura
Dr Motaleb Barazandeh
چشم سوم و رویت هاله نورانی - دکتر مطلب برازنده مآخذ: کتاب هاله نورانی ، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر چشم سوم با اسامي مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصيرت، چشم دل، چشم درون، تيسراتيل و آجنا خوانده ميشود و جايگاه آن در كالبد اثيري و منطبق بر پيشاني در جسم فيزيكي است. برخي دانشمندان اعتقاد دارند كه چشم سوم محلي براي دريافت ادراكات فراحسي، الهام و اشراق و وسيلهاي براي ارتباط موجودات با يكديگر در جهان هستي ميباشد. از طريق آجنا ميتوان با عوالم و موجودات ماورائي و همچنين با وراي ابعاد مكاني و زماني ارتباط برقرار ساخت. همچنين با كمك آجنا ميتوان هالهها را ديد. براي رؤيت هاله، لازم است كه تمرينات باز كردن چشم سوم را انجام دهيد، تا چشم سوم خود را تحريك كرده، قدرت گيرندگي آن را افزايش دهيد. اين كار شما را قادر ميسازد كه انرژي اطراف سوژه را دريافت كنيد. البته بدون انجام اين كار هم ديدن هالهي تكرنگها ممكن است، اما اگر چشم سوم شما تحريك و باز نشده باشد، ديدن هالهي يك موجود زنده بسيار مشكل خواهد بود. به ياد بياوريد كه وقتي خيلي خيلي خسته و كاملاً فرسودهايد چه حالي داريد؟ به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي براي روزها نخوابيدهايد و به سختي ميتوانيد چشمهايتان را باز نگه داريد؟ به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي چشمهايتان دست از تلاش براي بسته شدن بر نميدارند؟ به ياد بياوريد كه چه حالي داريد وقتي كه با چشمهايتان ميجنگيد تا آنها را باز نگه داريد؟ تجسم اين حالتها با تمركز و توجه كامل، در شما احساسي برميانگيزد، مانند اينكه تلاش ميكنيد يك پردهي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند كنيد. در چنين حالتي ماهيچههاي چشمهايتان خوب پاسخ نميدهند، بنابراين كار شما تقريباً بطور كامل ذهني است. چند لحظه صبر كنيد تا اين حالت را به خوبي مجسم كنيد. كوشش براي باز نگهداشتن چشمان خسته، يك تحريك ذهني قوي در چشم سوم ايجاد ميكند و به تدريج باعث باز شدن آن ميشود. اما چگونه؟ اين فعاليت گشايشي ذهن ، آگاهي جسمي شما را در محل چشم سوم متمركز ميكند. هنگامي كه آگاهي جسمي شما در يك قسمت از بدنتان متمركز ميشود و شما آن ناحيه را تحت نفوذ ذهني خود قرار ميدهيد، كالبد انرژي خود را در آن ناحيه به نحوي پويا تحريك ميكنيد. اگر اين فعاليت ذهني به اندازه كافي ادامه پيدا كند و تلاش ذهني كافي صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد كرد. اگر شما فعاليت گشايشي ذهن را هنگامي كه در حالت آرامش هستيد و موضوعي در ميدان ديد شما قرار دارد (و بطور مستقيم در حال نگاه كردن به آن نيستيد) انجام دهيد، ديد هالهاي خودبخود ايجاد خواهد شد. فعاليت گشايشي ذهن كه در اينجا شرح داده شد، شبيه تكنيكهاي ديداري باز كردن چاكرا است كه توسط اكثر استادان كار با انرژي و پيشرفت قواي ذهني تدريس ميشود. فقط به مراتب قويتر و مؤثرتر است. تمرينهاي ديداري كار با انرژي به تنهايي ضعيف و كند هستند و يادگيري و استفاده از آنها مشكل است. توصيه: مركز بين دو چشم (روي پيشاني) را به نرمي با ناخن بخارانيد. اين كار به شما كمك خواهد كرد كه اين نقطه را با آگاهي جسماني خود به دقت هدف بگيريد. آگاهي جسماني خود را به ناحيه بين چشمهاي خود منتقل كنيد. با تمركز كامل از اين ناحيه آگاه شويد. اين ناحيه را به صورت ذهني بالا بكشيد. چنان كه گويي تلاش ميكنيد پلكهايتان را به زور باز كنيد. اما به ماهيچههايتان در اين ناحيه اجازه ندهيد كه منقبض شوند يا به هر صورت ديگر پاسخ بدهند (اين تلاش كاملاً ذهني است). احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهيد. تصور كنيد كه چشمهايتان خيلي سنگين شدهاند؛ به آنها اجازه دهيد كه بسته شوند، و چند بار پلكهايتان را بههم بزنيد. توجه كنيد كه براي اين كار از كدام ماهيچهها استفاده ميكنيد. همين فرمان عضلاني را از طريق آگاهي جسماني ذهن خود در آن ناحيه به كار ببريد، اما ديگر به ماهيچههاي پلكهايتان اجازه ندهيد كه از فرمان اطاعت كنند. اين كار را دوباره و دوباره تكرار كنيد ( بالا بكشيد، بالا بكشيد، بالا بكشيد...) چنان كه گويي يك وزنهي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند ميكنيد. اين كار را بارها تكرار كنيد، اما به خودتان ( يا هيچ يك از ماهيچههايتان) اجازهي انقباض يا پاسخ ندهيد. اين كار در آغاز كمي دشوار است، اما با كمي تمرين به راحتي در انجام آن مهارت و تسلط پيدا ميكنيد. اين فعاليت گشايشي ذهني خيلي مهم است. اگر ميخواهيد به روشنبيني و ساير تواناييهاي روحي دست پيدا كنيد، اين تمرين اولين قدم براي يادگيري كنترل چشم سوم است. در مراحل اوليه ممكن است احساس كنيد كه ناحيه وسيعي از بالاي ابروهايتان را بالا ميكشيد، حتي تمام پيشاني خود را. اين مورد اشكالي ندارد و باز هم ميتواند تأثير لازم را براي باز كردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرين بيشتر خواهيد توانست حوزهي تمركز فعاليت ذهني خود را كاهش دهيد و آن را به ناحيهي بين ابروها (چشم سوم) محدود كنيد. اگر اين فعاليت گشايشي ذهني را ادامه دهيد، چشم سوم خود را تحريك كرده ، آن را فعال خواهيد ساخت. تمركز يكنواخت و آرام شما روي يك شيئ، چشم سوم شما را با انرژي ساطع شونده از آن شيئ هماهنگ خواهد كرد. اين انرژي به مركز بينايي مغز شما ارسال ميشود و در آنجا بعنوان يك تصوير ( يك نوار روشن از نور رنگي) تفسير ميشود. توصيه: هر گاه در انجام اين عملكرد گشايشي ذهني، تمركز و تسلط كافي كسب كرده، آنرا بصورت ذهني اجرا كنيد، متوجه خواهيد شد كه وزنهي خيالي پشت چشمهاي شما در يك سمت آسانتر از سمت ديگر بالا كشيده ميشود،كه معمولاً سمت راست آسانتر است. اصولاً اين احساس ناشي از تفاوت بين دو نيمكرهي مغز شما است كه استفاده از يكي به مراتب آسانتر از ديگري است ( نيمكرهي غالب). اگر اين مورد براي شما ايجاد اشكال ميكند، با يك فعاليت چرخشي ذهني، در جهت چرخش عقربههاي ساعت در ناحيهي بين ابروها، چشم سوم خود را تحريك كنيد. منظور از جهت چرخش عقربههاي ساعت اين است كه صورت خود را به عنوان صفحهي ساعت در نظر بگيريد و جهت صحيح چرخش را با آن بسنجيد. براي اين فعاليت چرخشي نيز از همان فرمان ذهني عضلاني استفاده كنيد كه قبلاً براي باز كردن چشمهاي خسته به كار ميبرديد. اما اكنون آنرا براي چرخش به كار ببريد، چنان كه گويي با حركت چرخشي يك مداد، اين ناحيه را تحريك ميكنيد. بهترين روش اين است كه براي فعال كردن چشم سوم خود تمرين گشايشي اصلي و اين تمرين چرخشي را يك در ميان انجام دهيد. فعاليت گشايشي ذهني به هر حال براي هماهنگ كردن چشم سوم شما با هاله لازم است. توجه: به ياد داشته باشيد كه همهي اين تمرينهاي محرك انرژي، به آگاهي جسماني موضعي خصوصاً آگاهي موضعي در سطح پوست وابستهاند. براي اينكه اين تمرينها مؤثر باشند، بايد احساس كنيد كه آنها واقعاً اتفاق ميافتند. Ajna; A Good Note
Dr Motaleb Barazandeh
چشم سوم (ختم کلام) - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
خداوند متعال در شب معراج فرمود:
« اي احمد! آيا ميداني چه عيشي گواراتر و چه زندگياي ماندگارتر است؟ عرض كرد: خداوندا نميدانم. فرمود: آن زندگياي گواراتر است كه صاحبش از ذكر من غافل نگردد و نعمت مرا در بوتة فراموشي نگذارد و جاهل به حقّ من نباشد و شب و روز به دنبال كسب رضا و خشنودي من باشد.
اما زندگي جاودان و ماندگارتر آن است كه صاحبش آن چنان روشي نسبت به نفس خود به كار گيرد كه دنيا در نظرش پست و در چشمش كوچك و آخرت در ديدگان او بزرگ گردد و خواستة مرا بر خواستة خودش مقّدم بدارد و رضايت و خشنودي مرا بطلبد و حق نعمت مرا بزرگ بداند و رفتار مرا نسبت به خودش به خاطر بسپارد و در شب و روز كه ميخواهد نافرماني و گناه نمايد مرا در نظر بگيرد و مراقب باشد و دل خود را از آنچه ناخوش دارم، دور سازد و شيطان و وسوسههاي او را دشمن بدارد و نگذارد بر دلش راه يابد، پس اگر چنين بود، من نيز محبّت خود را در دلش اسكان ميدهم تا اينكه دل او را كاملاً از آن ِ خود سازم و دلش را از دنيا فارغ و به آخرت مشغول نمايم و او را چون محبّان ديگرم، از نعمتهاي تازه بهرهمند سازم و چشم و گوش و دلش را باز كنم تا اينكه با دلش بشنود و با آن به جلالت و عظمت من نگاه نمايد بهطوري كه دنيا را بر او تنگ سازم و لذّتهاي دنيوي را دشمن او قرار دهم و او را از دنيا و آنچه كه در دنياست بترسانم همانطور كه چوپان گوسفندان خود را از چراگاههاي خطرناك ميترساند و دور مينمايد، او را از گناهان دور سازم و چون بندهاي به اين مقام دست يافت، از مردم ميگريزد و گوشهگيري اختيار مينمايد و از دنياي فاني به دنياي باقي منتقل ميشود، از خانة شيطان به خانه خداوند رحمان پناه ميآورد.
اي احمد! چنين بندهاي را به هيبت و عظمت زينت ميدهم، اين است عيش گوارا و زندگي جاويدان و اين است مقام اهل رضا و خشنودي؛ پس هر كس طبق رضا و خشنودي من رفتار نمايد، سه خصلت را ملازم او ميسازم: با سپاسگزارئي او را آشنا ميكنم كه جهل به آن آميخته نيست و ذكري به او ميدهم كه با فراموشي مخلوط نشود و محبّتي به او ارزاني ميدارم كه محبّت مرا بر محبّت آفريدگانم مقّدم بدارد؛ پس چون مرا دوست بدارد من نيز او را دوست خواهم داشت و چشم دلش را به شكوه و جلال خود باز خواهم نمود و بندگان مخصوص خود را از او پنهان نخواهم ساخت؛ پس در تاريكي شب و روشنايي روز با او سخن گويم تا اينكه سخن گفتن او با آفريدگانم قطع شود و با ايشان مجالست ننمايد و سخنان خود و فرشتگانم را به گوشش برسانم و رازي را كه از مردم پنهان كردهام در اختيارش قرار دهم و لباسي از حيا و شرم بر او بپوشانم تا همة مردم از او شرم نمايند و بر روي زمين راه ميرود در حالي كه آمرزيده شده است و دل او را شنوا و بينا سازم و چيزي از بهشت و دوزخ براي او پنهان نميكنم. و او را به آنچه در قيامت بر مردم ميگذرد از قبيل ترس و وحشت، آگاه نمايم و او را بر حسابرسي كه از ثروتمندان و فقيران و نادانان و عالمان به عمل خواهد آمد مطّلع كنم و قبر او را نوراني نمايم تا اينكه نكير و منكر را براي سئوال و جواب نزد او بفرستم، اما اندوه مرگ و تاريكي قبر و لَحد و بيم روز قيامت را نبيند، پس براي او ميزانش را نصب نمايم و نامة عملش را بگشايم، آنگاه نامة عملش را در دست راست او بگذارم و او آن منشور را ميخواند و آن هنگام ديگر مترجمي بين من و او نيست و من با او بدون واسطه سخن گويم؛ پس اينهاست صفات مُحبّان و دوستان.» (طريق عرفان، ص139 تا 141)
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Protection
Dr Motaleb Barazandeh
حفاظت از چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
هنگامي كه دو نفر انرژيهاي چاكراي چشم سومشان را مخلوط كنند، قدرت روشنبيني آنها افزايش مييابد. اگر هر دو همزمان انرژيهايشان را خالصانه ادغام كنند و واقعاً در مركز چشم سوم قرار بگيرند، فهم آنها براي درك پديدههاي مختلف بسيار افزايش پيدا ميكند. در اين حالت يك نور بسيار زيبا و درخشان سبز رنگ در اطراف آنها ديده ميشود، اين بيشتر در مردمان پاك و خوب اتفاق ميافتد. تركيب انرژيهاي چشم سوم از طريق ارتباط فيزيكي، عاطفي و يا فكري صورت ميگيرد. ارتباط عاطفي و فكري از راه دور نيز امكان پذير ميباشد، به همين دليل افراد از راه دور نيز ميتوانند بر چشم سوم يكديگر اثر بگذارند.
در اين ارتباطات اگر يكي از آن دو نفر، يا هر دو نفرشان داراي چشم سوم ناپاك باشند، آن رنگ سبز درخشان، كدر، مات و تيره ميشود. اين افراد اشرافشان به ابعاد ماورائي كاهش پيدا ميكند و محدود ميشود. افرادي كه با هم ارتباط نزديك فيزيكي و متافيزيكي دارند و يا آنهايي كه با هم ازدواج ميكنند، بايد خيلي مواظب اين پديده باشند. در اين حالتها اگر فقط چشم سوم يكي از دو نفر داراي مشكل است، نفر مقابل بايد خيلي مواظب باشد. اين بدان معنا نيست كه مردم از هم جدا شده يا جداي از هم زندگي كنند، بلكه بايد مواظب چشم سومشان باشند و از آن محافظت كنند. اين كار بسيار آسان است، ما ميتوانيم يك حلقهي محافظ كامل و هميشگي براي چشم سوم خود ايجاد كنيم. در بعضي افراد نيز چشم سوم به محافظت اختصاصي نياز دارد.
آسانترين و مطمئنترين راه براي حفاظت از ابعاد فيزيكي و متافيزيكي خود ـ حفاظت از هاله، چاكراها و چشم سوم ـ توسل به حضرت حقتعالي ميباشد. همچنين به نظر ميرسد كه غسل و وضو با ايجاد حصاري از نور ماورايي پيرامون هالهي انسان، از هاله، چاكراها و چشم سوم مواظبت ميكنند و از ورود عوامل منفي و مخرب به هاله و اثرگذاري آن بر چشم سوم جلوگيري ميكنند. اين فرضيه نيز از طرف نويسنده اين كتاب ارائه شده است و به نظر ميرسد با مطالب ديني هماهنگي داشته باشد. حضرت امام خميني (قدس سره)، وضو و غسل را نور ميدانند و ميفرمايند: «وضو نور محدود و غسل نور مطلق است» (آداب نماز، ص77)
در احاديث وضو را نور، و وضو روي وضو را نور روي نور معرفي نمودهاند. پيامبر گرامي اسلام ـ عليه آلاف التحيّه و الثناء ـ فرمودهاند: « (روز قيامت) بر اثر وضو، با پيشاني و دست و پاي سفيد بر من وارد ميشويد و هيچ كس جز شما اين خصوصيّت را نخواهد داشت.» حضرت امام رضا عليهالسلام نيز وضو را باعث پاك ساختن دل براي ايستادن در حضور خداي جبّار ميدانند. (ترجمه ميزان الحكمه، ح21915 و 21912)
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Meditation - 2
Dr Motaleb Barazandeh
مراقبهي چشم سوم (تمريني از علامه طباطبايي) - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
«... شناخت خداوند يك امر بديهي و روشن و از بديهيترين بديهيّات است و آنچه كه مانع شناخت خداوند است جهل نيست بلكه غفلت است و اين غفلت نيز در اثر مشغول شدن به امور بيارزش و پست دنيا ايجاد ميشود؛ پس خداوند براي هيچ كس دوتا ((دل)) قرار نداده است.
پس همين دل است كه اگر اشتغال به دنيا پيدا كند موجب محبّت آن ميگردد و تمام همّت و تلاش انسان به آن تعلّق ميگيرد؛ پس همين امر تمام دل را به اشتغال خود در ميآورد و ديگر جايي از اين آينه دل صاف نميماند تا جمال خداوند سبحان در آن منعكس شود و معرفت حاصل شود؛ پس همانا مسأله، مسأله دل است.
و اگر ميخواهي درستي سخن ما را بيازمايي، مكان خلوتي را انتخاب كن كه هيچ مشغول كنندهاي از قبيل نور و صدا و اثاث منزل و غيره در آنجا نباشد، سپس طوري بنشين كه مشغول به كاري نشوي و حواست پرت نگردد و چشمانت را بسته نگهداري، آنگاه صورتي را مثلاً صورت ((1)) را در خيال خود مجسم نمايي كه كاملاً توجّهات به آن معطوف گردد و هشيار باشي كه هيچ صورت خيالي وارد محوطه صورت ((1)) نشود؛ پس در اين هنگام كه ابتداي كار است درمييابي كه صورتهاي خيالي ديگر مزاحم تو شده و ذهن تو را ميخواهند تاريك و مشوّش نمايند، صورتهايي كه بسياري از آنها قابل تشخيص و شناسايي از يكديگر نيست، صورتهايي كه از افكار روزانه و شبانه و مقاصد و خواستههاي توست، حتّي اين افكار چه بسا دربارة اين باشد كه يك ساعت بعد از بيداري در فلان جا خواهي بود يا با فلان شخص ملاقات خواهي كرد يا فلان عمل را انجام خواهي داد؛ اين در حالي است كه تو در خيال خود فقط به صورت ((1)) نظر داري و به آن توجه ميكني و اين تشويش ذهن مدّتي با تو خواهد بود و تداوم خواهد داشت. پس اگر چند روزي به تخليه و پاكسازي اين خيالات مزاحم اقدام نمايي، بعد از مدّتي مشاهده ميكني كه آن خيالات و خواطر روبه كاهش گذاشته و هر روز كم ميشود و خيال نيز نوراني ميگردد تا اينكه احساس ميكني هر چه به دل و ذهن تو خطور ميكند، چنان روشن است كه گويا آن را با چشم حّس خود مشاهده ميكني آنگاه اين خواطر به طور تدريجي روز به روز كمتر ميشود تا اينكه هيچ صورتي با صورت ((1)) باقي نميماند. اين مطلب را خوب تحويل بگير! و از اينجاست كه صحّت ادّعاي ما را قبول ميكني كه همانا سرگرم شدن به امور دنيوي عامل اصلي خود فراموشي و غفلت از ماوراي ماده ميگردد و همانا حركت به سوي باطن، با روگرداندن از ظاهر و روآوردن به ماوراي ماده، صورت ميپذيرد، پس اگر خواستي مثلاً از همان طريق مذكور نفس خود را مشاهده نمايي، آن خواطر و موانع را كه همان هواهاي نفساني و مقاصد دنيوي است، چند برابر خواهي يافت؛ پس طريق منحصر به فرد براي دستيابي به معرفت، تصفيه دل از دنيا و زرق و برق آن و هر حجابي كه مانع ديدار خداوند سبحان ميگردد، ميباشد؛ پس تمام اسباب و دستوراتي كه گفته شده از قبيل مراقبه، خلوت و غيره، فقط براي دستيابي به اين حالت قلبي است، سپس توجّه كامل قلب تو به سوي خداوند سبحان و تشرّف به حضرتش ـ عزّاسمه ـ ميباشد و اين همان ذكر خدا و تشرّف به محضر حضرت حقّ است و آن آخرين كليد است و خداوند هدايتگر انسان است.» (طريق عرفان، ص109 تا 111)
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Meditation - 1
Dr Motaleb Barazandeh
مراقبهي چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
بهتر است اين تمرين را زماني انجام دهيد كه بتوانيد به مدت 30 تا 60 دقيقه تنها باشيد. يا اگر اين تمرين را به صورت گروهي انجام ميدهيد، بايد همه ساكت باشند. در مكان تمرين نبايد منبعي از نور وجود داشته باشد. البته شما ميتوانيد يك شمع روشن در اتاق داشته باشيد، به شرط آنكه در پشت سر شما قرار گيرد و مزاحم شما نباشد.
روي يك صندلي راحت بنشينيد و در حالت آرامش قرار بگيريد. ميتوانيد در حين تمرين از موسيقي دلخواه خود استفاده كنيد، البته موسيقي بايد ملايم و آرام بخش باشد، مانند صداي فلوت يا اصوات طبيعت. اگر با استفاده از بخور ملايم احساس بهتري پيدا ميكنيد، اين كار را انجام دهيد.
با تمركز بر ديد چشم سوم خود، به تصويري نگاه كنيد يا تصويري را در ذهن مجسم نماييد. (براي حالت اول يك تصوير مناسب، زيبا و رويايي انتخاب كنيد) توجه خود را به سوي مركز تصوير جاري كنيد، در اين حالت به آرامي از عدد 1تا 144 بشماريد. سپس چشمانتان را ببنديد و دوباره تا 144 بشماريد. ممكن است با بستن چشمها، تصويري با رنگهاي متضاد مشاهده كنيد، همچنان توجه خود را روي مركز پيشاني متمركز كنيد. حتي اگر هنوز چيزي نميبينيد، نااميد نشويد، شما با تمركزِ توجه خود روي جايگاه چشمسوم، بدون مشاهده آن نيز ميتوانيد به نتيجه برسيد. پس از اينكه تا 144 شمرديد، چشمانتان را باز كنيد و دوباره به تصوير نگاه كنيد. درحاليكه ديد شما بر مركز تصوير متمركز است، تا 144 بشماريد. سپس چشمانتان را ببنديد و در حال نگريستن به نور دروني تا 144 بشماريد. در اين هنگام است كه ميتوانيد آنچه را كه ميخواهيد طلب كنيد.
اجازه ندهيد كه در حين تمرين هيچ چيز حواس شما را منحرف كند. ممكن است ببينيد كه تصوير حركت ميكند. بعدها خواهيد فهميد كه چشم سوم عملكردهاي بسيار عجيب و اسرارآميزي دارد. حتي ممكن است روزي بتوانيد هواي بين خود و تصوير را ببينيد. اما در هر شرايطي با تمركز كامل به مراقبهي خود همراه با بسته و باز كردن چشمها ادامه دهيد.
در پايان تمرين چشمانتان را ببنديد و براي هر مدت كه دوست داريد در سكوت و آرامش باقي بمانيد. هرگز به چشمانتان فشار نياوريد. اگر هر زمان در حين تمرين در چشمانتان فشار يا خستگي احساس كرديد تمرين را قطع كنيد.
زماني خواهد رسيد كه بتوانيد بدون آنكه ابتدا به تصوير نگاه كنيد، نور را در سر خود مشاهده كنيد. به هر حال با كمك يا بدون كمك حس بينايي، شما خواهيد توانست نتايج سودمندي كسب كنيد. آنگاه كه نور درون را ميبينيد، وقت آن رسيده است كه آنچه را ميخواهيد طلب كنيد. در اين حالت خواستن، واقعاً توانستن است.
بعد از مدتي تمرين، شما خواهيد توانست آنچنان آرامشي در خود ايجاد كنيد، كه كاملاً بر موضوع ديداري تمركز داشته باشيد و بتوانيد جسم خود را در حالت خواب ترك كرده، از طريق چشم سوم به سفر بپردازيد. كساني كه از حلقهي طلايي عبور ميكنند و تونل مربوطه را پشت سر ميگذارند وارد عالم اختري ميشوند. اينكه از اينجا به كجا سفر كنيد، به آگاهي شما بستگي دارد. زيرا اين آگاهي شما است كه هر چه در اين سطح ميبينيد به وجود ميآورد. بهتر است قبل از سفر مقصدي براي خود در نظر بگيريد. شما ميتوانيد به بخشهاي مختلف عالم اختري سفر كنيد و موجودات اختري را ملاقات نماييد. در اين سفر حتي ميتوانيد از عالم اختري بگذريد و به عالم بعدي برويد.
با تمرين مداوم شما خواهيد توانست وضوح و قدرت نور را افزايش دهيد، تا اينكه هيچ چيز ديگري به جز نور نبينيد. در اين هنگام است كه شما ميتوانيد به اين نور بپيونديد و با آن يكي شويد. اين نور يك توهم نيست، بلكه پاسخي است كه از سوي ديگر به شما داده ميشود. اين پاسخ در زندگي روزانه شما به تدريج به صورت سلامت بيشتر، روشني انديشه و شادماني نمايان ميشود.
در تمرينهاي اول انتظار زيادي نداشته باشيد. اين تكنيك به تمرين زياد نياز دارد، اما انجام يك بار در روز براي حدود يك ماه حتماً نتايج خوبي خواهد داشت.
بهترين زمانها براي انجام مراقبهي چشم سوم، ساعت شش صبح، دوازده ظهر، شش عصر و دوازده نيمهشب است. در اين ساعتها نوسانهاي مغناطيسي مفيد در اطراف زمين جريان دارد. البته همهي افراد نميتوانند در اين ساعتها به مراقبه بپردازند. اما زماني كه تعداد زيادي از مردم بهطور همزمان و گروهي به مراقبه ميپردازند، ميتوان نيروي عظيمي از مراقبه كسب كرد. از آنجا كه شما هنگام مراقبه مرزهاي زمان و مكان را پشت سر ميگذاريد، هيچ فاصلهاي بين شما و كساني كه در ساير نقاط كره زمين به مراقبه ميپردازند، وجود ندارد. ما به سادگي ميتوانيم در تمام دنيا مراقبهي گروهي انجام دهيم.
يكي از جالبترين واقعيتها دربارهي چشم سوم اين است كه وقتي نور در چشم سوم ديده ميشود، ميتوان آن را به درون بدن انتقال داد. اين جريان ميتواند به خواست شما، به قسمتهاي مختلف بدنتان جريان پيدا كند. به سادگي از ارادهي خود استفاده كنيد و قسمتي از بدنتان را كه ميخواهيد اين نور در آن جريان يابد، مجسم كنيد؛ جريان نور از ارادهي شما پيروي خواهد كرد و برابر تجسم شما به حركت در خواهد آمد. ابتدا جريان را به قلب بفرستيد، تا احساس دلپذيري پيدا كنيد. به اين احساس اجازه دهيد كه رشد كند و تمام بدن شما را به نوسان در آورد و همه جاي آن را فراگيرد. اين پديده فرآيند شفابخشي و نيرودادن است.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Activation Techniques
Dr Motaleb Barazandeh
تكنيكهاي فعالسازي چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
فعال نمودن آجنا به علم، آگاهي و ظرفيت احتياج دارد. بديهي است كه فعال شدن چشم سوم قبل از حصول اين موارد، ميتواند فاجعه ايجاد كند. برخي از جويندگان و طالبان به دنبال شيوههاي فوري و آني براي فعال سازي چشم سوم ميباشند. اينان غافلاند كه در صورت دستيابي به اين شيوهها، بزرگترين ضررها و آسيبها را به خود وارد خواهند نمود.
انجام تمرينهاي منظم و مستمر، زير نظر مربي آگاه و ورزيده، ميتواند آجنا را بيدار نمايد. دقت نماييد انجام تمرين بدون داشتن و نظارت مربي عالم و عامل، تبعات و مشكلات فراوان به دنبال خواهد داشت. با عنايت به موارد مذكور، در ادامه بحث به بعضي از تمرينهاي مفيد براي تحريك آجنا اشاره ميگردد:
1 ـ شستوشوي حفرات و سينوسهاي بيني كه بايد زير نظر استاد و طبق اصول خاصي انجام گردد. اين عمل باعث تحريك اعصاب اطراف آجنا ميشود. سينوسها و سلامت آنها با عملكرد چشم سوم ارتباط دارد.
2 ـ تنفس سايشي كه بايد در حضور استاد انجام شود. در اين حالت انتهاي گلو و كام نرم توسط هواي دم و بازدم به ارتعاش درميآيد و اين خود باعث ارتعاش غدهي صنوبري و غدهي هيپوفيز ميگردد. در تنفس سايشي با تنگ كردن مجراي حلق، دم و بازدم انجام ميشود، بهطوري كه هوا به سختي وارد و خارج شده و ضمن ايجاد صدا، ديوارهي حلق را به ارتعاش درميآورد. اين حالت مانند خرخر كردن در خواب ميباشد و در افرادي كه خوابشان سنگين است ديده ميشود. در تنفس سايشي دم از طريق بيني و بازدم از راه دهان انجام ميشود. اين تمرين بسيار حساس و خطرناك است.
3 ـ ماساژ دادن و ضربه زدن به پيشاني در حالت آرامش و خلسه باعث تحريك چشم سوم ميشود. اين كار بايد با توجه و تمركز كامل صورت گيرد. با عنايت به ارتباط كالبد فيزيكي با كالبد اثيري، اثرات ماساژ و ضربه بر پيشاني به چشم سوم منتقل ميشود. اين تمرين ابتدا به صورت فيزيكي و سپس به شكل ذهني انجام ميشود.
4 ـ حركت كره چشم به سمت بالا، پايين، چپ و راست به صورت فيزيكي و ذهني بر تحريك آجنا مؤثر است. اين تمرين نيز در حالت آرامش و خلسه با تمركز و آگاهي كامل انجام ميشود.
5 ـ بالا كشيدن پلكها، ابروها و پوست پيشاني به صورت فيزيكي و ذهني، در حالت آرامش و خلسه، با توجه و تمركز نيز تمرين ديگر ميباشد.
6 ـ برداشتن پردهي خيالي از جلوي چشمان در حالت مراقبه كه به صورت تجسم در ذهن صورت ميگيرد، هم بر فعال سازي آجنا مؤثر است.
7 ـ تجسم يك نقطه بر پيشاني، تبديل آن به يك دايرهي كوچك و سپس بزرگ نمودن اين دايره تا زماني كه تبديل به يك دايره با قطر حدود بيست سانتيمتر شود، هم به عنوان يك تمرين توصيه ميگردد. اين تمرين نيز در حالت آرامش و خلسه انجام ميشود.
8 ـ پالايش بيروني و دروني هم براي تحريك آجنا لازم و ضروري است. پالايش بيروني به معناي حذف وسايل و چيزهاي زايد و اضافي از محيط كار و سكونت ميباشد. پالايش دروني نيز به معناي حذف افكار زايد و اضافي از مغز و ذهن است.
9 ـ ذكر گفتن به خصوص در حالتهاي خاص، براي مثال ذكر گفتن در حال سجده و يا ذكر گفتن در حال مراقبه بسيار مفيد و مؤثر است. آرام بودن جسم و ذهن، تمركز داشتن بر آجنا و انتخاب ذكر مناسب از جمله عوامل مهم در اين شيوه است. لاالهالاالله يكي از بهترين ذكرها براي اين كار ميباشد و در منابع ديني نيز توصيه شده است.
10 ـ سجده با آگاهي كامل به آداب ظاهري و باطني آن و رعايت اين آداب، بر فعال شدن چشم دل اثرات بسيار خوبي دارد. در سجده ميتوان همان ذكر معروف سجدهي نماز و يا ذكر يونسيه (لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين) را تكرار نمود.
11 ـ گريه كردن به خصوص به بهانهها و نيّات معنوي بر چشم سوم اثرات بسيار عالي ميگذارد. ميتوان ذكر، سجده و گريه را با هم توأم نمود. اين تركيب يكي از بهترين و قويترين تمرينهاي مؤثر بر چشم سوم ميباشد.
12 ـ تجسم آسمان در شب در حالت مراقبه و يا مراقبهي ديداري بر آسمان و قرص كامل ماه در شب نيز از جمله تمرينهاي مفيد است. همچنين تجسم چاكراي شمارهي شش به صورت ايدهآل و مراقبه بر آن نيز مؤثر ميباشد. در اين حالت بايد فرم، اندازه، رنگ و چرخش اين چاكرا به صورت طبيعي و ايدهآل تجسم گردد.
13 ـ تجسم نهري از نور طلايي كه از ناحيهي پسين لگن به سمت نخاع و مغز ميآيد و نهري از نور صورتي كه از ناحيهي پيشين لگن به سمت نخاع و مغز در حركت است، بهطوري كه اين دو نهر در بالا به همديگر رسيده، به صورت قوس يكديگر را قطع ميكنند. اين تمرين نيز بايد در حالت مراقبه انجام شود.
14 ـ صرف مراقبه بر چشم سوم نيز مفيد است. در اين حالت سطح آگاهي تا منطقهي چشم سوم گسترش مييابد. براي اين منظور پس از آرام نمودن جسم و ذهن، چشمها را بسته، در اين حالت بهطور طبيعي در مركز چشم سوم قرار ميگيريد، به شرط آنكه توجهتان فقط بر تاريكي پشت چشمها باشد.
15 ـ براي فعال سازي آجنا ميتوان طالب را به حالت خلسه فروبرد و پيشاني بر پيشاني او گذاشت. (چشم سوم استاد بر روي چشم سوم سوژه قرار ميگيرد)، در اين حالت با ارسال مستقيم انرژي از آجناي خود به آجناي سوژه، به فعال سازي چشم سوم كمك ميشود. براي اين تكنيك سوژه روي تخت يا روي زمين در جهت شمال ـ جنوب دراز كشيده و استاد به گونهاي بالاي سر وي مينشيند، كه به راحتي بتواند پيشاني بر پيشاني او بگذارد. در اين تمرين لازم است استاد و معرفتجو هر دو مرد و يا هر دو زن باشند. اين تمرين ابداع نويسنده اين كتاب ميباشد.
بديهي است موارد مذكور فقط ليستي از تمرينهاي چشم سوم ميباشد، و هر يك از موارد فوق براي اجرا به دستورالعمل خاص اجرايي احتياج دارد. «باربارا برنن» در كتاب معروف خود (هاله درماني با دستان شفابخش) نيز تمرينهايي براي اين منظور ارائه كرده است. «لوبسانگ» رامپا در كتاب چشم سوم از شيوههاي فيزيكي خشن براي باز كردن چشم سوم كه براي وي اتفاق افتاده است، ياد ميكند.
حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي در تفسير ارزشمند نمونه ميفرمايند: «ايمان و عمل صالح چشم دل را بينا ميكند.» (تفسير نمونه، ج20، ص141). علامه طباطبايي ـ مفسر كبير قرآن ـ نيز معتقد است كه: «آن مانعي كه ميان مردم و خدا حائل شده همانا تيرگي گناهان است كه مرتكب شدهاند و اين تيرگيها است كه ديده دلهاي ايشان را پوشانده و نميگذارد كه به مشاهده پروردگار خود تشرف يابند، پس معلوم ميشود كه اگر گناهان نباشد جانها خدا را ميبيند نه چشمها.» (ترجمه الميزان، ج8 ، ص308)
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Activation
Dr Motaleb Barazandeh
فعال سازي چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
اكثر كساني كه روي چشم سوم كار ميكنند و آن را فعال مينمايند، ديد تازهاي نسبت به زندگي پيدا ميكنند. كساني كه با اين چاكرا هماهنگ شده باشند، بر خود تسلط پيدا ميكنند و منشاء انرژي معنوي، شهود، خرد، ادراك و زيركي قابل توجهي خواهند شد.
به خاطر بسپاريد كه فعال سازي چشم سوم، يك شبه محقق نميشود، بلكه اين روند به سالها وقت، صبر، حوصله و همت فراوان احتياج دارد. گاهي اوقات باز شدن كامل آجنا ممكن است تا چهل سال طول بكشد. فعال شدن چشم سوم يك روند تدريجي است. چشم سوم بسته مانند يك سد ميماند كه بايد ابتدا در آن يك روزنهي كوچك ايجاد كرد، سپس اين روزنه را به يك سوراخ تبديل نمود، بعد از آن اين سوراخ را بزرگ كرد، آنگاه با توسعه سوراخ يك سوراخ قطور به وجود آورد و در نهايت اين سوراخ عظيم در اين سد ميتواند به تخريب كامل سد منتهي گردد.
بديهي است ترك محرمات و مكروهات و عمل نمودن به واجبات و مستحبات، بهترين و مطمئنترين اثرات مثبت را بر چشم دل اعمال كرده، موجب تحريك و فعال نمودن آن ميشود ، مشروط برآنكه به ظاهر و باطن اعمال مذكور توجه گردد.
چشم سوم در بدو تولد در نوزادان باز و فعال است ولي به تدريج بسته و غير فعال ميشود. ظاهراً روند بسته شدن آجنا همزمان با بسته شدن ملاج سر اتفاق ميافتد. البته اين بسته شدن به صورت كامل و مطلق نميباشد. علت اصلي اين انسداد تعلّقات دنيايي ميباشد، كه در كودكان به گونهاي و در بزرگسالان به گونهاي ديگر جلوه ميكند. در عدهي كمي از كودكان، چشم سوم، همچنان تا سنين بالا باز ميماند.
خانمها به نسبت آقايان به مسايل معنوي و امور ماورايي علاقهي بيشتري نشان ميدهند. همچنين فعاليت چشم سوم بهطور كلي در خانمها بيشتر از آقايان ميباشد. خانمهايي كه تمرينهاي فعال سازي آجنا را انجام ميدهند، خيلي سريعتر از آقاياني كه همان تمرينها را انجام ميدهند، به نتيجه ميرسند. اين پديده طي سالهاي زياد تدريس نويسنده اين كتاب در كلاسهاي تئوري و عملي نيز تجربه شده است. به نظر ميرسد كه چشم سوم در بيشتر زنان هنگام زايمان طبيعي به صورت موقت باز ميشود.
در روند فعال سازي چشم سوم ممكن است در تماس با آگاهي ذهن، نور جلوهگر شود. اين نور ابتدا به صورت دايرهاي و گاهي مانند شعله شمع ديده ميشود. ظهور اين نور در چاكراي آجنا، نشانهي پيشرفت يك رهرو در مسير اوست. مردم اغلب احساس نور در چاكراي آجنا را با عبارات مختلفي تعبير ميكنند. نور اصلي و واقعي در مرحلهي سامادهي رؤيت ميشود. سامادهي بالاترين مرحلهي روحي است، در اين مرتبه هيچ آغاز يا پاياني وجود ندارد و آنچه هست، حقيقت، آگاهي و سعادت بيپايان ميباشد. نورِ آجنا، تجربهاي است كه آغاز حيات معنوي را نشان ميدهد، اما نور سامادهي تجربهاي بيبازگشت ميباشد. هنگامي كه نور آجنا پديدار ميگردد، توصيه ميشود كه به تمرينهاي مراقبهاي پرداخته، آگاهي روي چشم سوم متمركز گردد، تا اينكه آگاهي با نور آميخته شود.
وقتي نور آجنا بيدار ميشود، درخششي فزآينده پيدا ميكند، تا حدي كه درخششي برابر با هزاران خورشيد مييابد. نور سفيد چاكراي آجنا بينهايت قدرتمند است. انسان ميتواند با قدرت اراده، آگاهي خود را به جاهاي دور بفرستد و اطلاعاتي كسب كند. به واسطهي همين نور الهي است كه جويندگان معنويت نسبت به خداي خود بصيرت پيدا ميكنند. صادق آل محمد عليهالسلام ميفرمايند: «نور را جستم، آن را در گريه و سجده يافتم.»
نورِ نورِ چشم، خود نورِ دل است نور چشم از نور دلها، حاصل است
باز نورِ نور دل، نور خداست كو زرنگ و عقل و حس، پاك و جداست
«در كتاب ـ اثبات الوصيه مسعودي ـ خطبهاي از اميرالمؤمنين عليهالسلام نقل شده كه قسمتي از آن، اين است: اي خداوندي كه سبحان و پاكي، كدام چشم توانايي مشاهده روشنائي نورت را دارد و صعود به سوي نور تابناك قدرتت را مييابد و كدام فهم و درك را چه امكاني است جز چشماني كه تو خود از آنها پردهبرداري فرمودهاي و حجابهاي كوري را از آنها برگرفتهاي؛ پس ارواح آنها در حال صعود به اطراف بالهاي آن ارواح هستند؛ پس آنها تو را در اركان وجودت ميخوانند و در انوار عظمتت فرورفتهاند و از اين عالم خاكي بالا آمده و به كبرياي تو نگريستهاند...» (طريق عرفان، ص135)
گر نكشم به چشم تو، نور زكحل خويشتن
چشم تو درك كي كند، حضرت كبرياي من
با بيدار كردن چاكراي آجنا، ميتوان شكل واقعي كالبد اختري را درك كرد. با مراقبه روي چشم سوم ميتوان قدرت بهدست آوردن همهي خواستهها را كسب نمود، چون فرماني كه از آجنا صادر شود، بايد به اجرا درآيد، به همين دليل است كه اين چاكرا را آجنا به معني «دستور» ناميدهاند.
نوري كه ضمن مراقبه از چاكراي آجنا ساطع ميشود، از نيروي ذهن منشاء ميگيرد و از طريق آجنا متمركز ميشود. خواستههاي ذهن از طريق آجنا عمل ميكنند، بنابراين كساني كه با بيدار كردن آجنا، اين گذرگاه را گشودهاند، انسانهاي بزرگي هستند كه ميتوانند كارهاي بزرگ انجام دهند. آجنا مجراي قدرت اراده انسان است. از اين مجرا ميتوان دعاي خير خود را نثار بشريت كرد و پيامهايي براي اهداف خيرخواهانه و برقراري صلح در جهان فرستاد. پس آجناي فعال مجرايي براي عملكرد اراده در جهان ميسازد، اين قدرت ميتواند به دو گونه سازنده يا مخرب به كار گرفته شود. فرم مخرب آن همان جادوي سياه است، كه افراد شيطاني از آن استفاده ميكنند.
با آرامش و تحمل سختيها، با قدرت رياضت و با كار سخت ميتوان چشم سوم را بيدار كرد و سطوح و ابعاد جديدي از آگاهي را در برابر خود گشود. توجه نماييد كه رياضات به دو نوع شرعي و باطله تقسيم ميشوند. رياضات شرعي آنهايي است كه با فرهنگ اسلامي سازگار بوده و عرفاي شيعي نيز بدان عمل مينمودهاند. رياضات باطله با احكام شريعت تضاد داشته و از طرف بزرگان ديني مردود شمرده شدهاند.
يگانه فيلسوف عصر، عارف بالله، علامه، آيت الله سيد محمد حسين طباطبايي در كتاب «رساله الولايه» ـ كه به تعبير آيت الله جوادي آملي بهترين اثر علامه است ـ دست برداشتن از رياضتهاي شرعي و روي آوردن به رياضتهاي سختِ غيرشرعي را يك نوع فرار از سختتر به آسانتر ميدانند. از نظر ايشان تبعيّت و فرمانبرداري از شرع، نفس كُشي دايمي و تدريجي است و مادام كه نفس موجود باشد، رياضتهاي شرعي نيز بايد انجام گيرد. اما رياضتهاي سختِ غيرشرعي، قتل دفعي و غير تدريجي نفس به شمار ميآيد و براي همين اين رياضتهاي سختِِ غيرشرعي در اصل آسانتر و كمايثارتر است. (طريق عرفان، ص80)
تا چشم بر ندوزي از آنچه در جهان است
در چشم دل نيايد چيزي كه مغز جان است
هنگامي كه دستهايتان را در برابر چشمهايتان نگه ميداريد يا به سادگي چشمهايتان را ميبنديد و از ناحيه اطراف مركز پيشاني آگاه ميشويد، جرقههايي از نور مانند چشمك زدن ستارگان ميبينيد، يا شايد نوري سفيد و ضرباندار يا حلقهاي از نور رنگين ببينيد. همان طور كه در حالت خواب، رؤيا ميبينيد در حالت مراقبه نيز ميتوانيد به چنين بصيرتي دست پيدا كنيد.
گاهي شگفت انگيزترين اشعار، ناگهان در ذهن جاري ميشود يا وقتي كه روي مسئلهاي بهطور مداوم كار ميكنيد تا كاملاً خسته ميشويد و عقب نشيني ميكنيد، در يك چشم برهم زدن راه حل مانند جرقهاي خورشيدسان در ذهن شما پديدار ميشود. همهي اين پديدهها مربوط به فعاليت نامحسوس ذهن در سطح ناخودآگاه است. ارتباط بين ضمير آگاه و اين گونه پديدهها از طريق آجنا برقرار ميشود.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna; Effective factors - 2
Dr Motaleb Barazandeh
عوامل اثرگذار بر چشم سوم - 2 - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
عبادات از جمله قرائت قرآن، تفكّر و تدبّر در آيات قرآن ، نماز و بهخصوص نماز شب، ذكر و گريه كردن به بهانههاي معنوي نيز تأثيرات بسيار عالي بر چشم دل ميگذارند. پيامبر گرامي اسلام نماز را نور ديدهي خود معرفي مينمايند: «خداوند جلّ ثناؤه نور ديدة مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانيد، همچنان كه غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه. گرسنه هرگاه غذا بخورد سير ميشود و تشنه هرگاه آب بنوشد سيراب ميشود، اما من از نماز سير نميشوم.» (ترجمه ميزان الحكمه، ح 10535)
قرآن كريم به تعبير حضرت امام راحل ـ كه از عارفترينِ عارفان به قرآن بود ـ بزرگترين نسخهي نجات دهندهي بشر از جميع قيودي كه بر پاي و دست و قلب و عقل او پيچيده است، ميباشد. ايشان همچنين قرآن كريم را كتاب تحرّك از طبيعت به غيب و تحرّك از ماديّت به معنويّت ميدانند. حضرت امام قرآن كريم را مركز همهي عرفانها و مبداء همهي معرفتها ميدانند و معتقدند كه اگر قرآن نبود باب معرفت الله، اليالابد بسته ميبود. ايشان در بيان زيبايي ميفرمايند: «بدان كه اين كتاب شريف چنانچه خود بدان تصريح فرموده كتاب هدايت و راهنماي سلوك انسانيت و مربّي نفوس و شفاي امراض قلبيه و نوربخش سير الي الله است.» (قرآن باب معرفت الله، ص10، ص 20، ص 33 و ص 49)
قرائت قرآن كريم و گوش سپردن به تلاوت آيات اين لطيفهي الهي از بهترين و عاليترين و مطمئنترين عواملي است كه بر چشم دل اثرات مثبت فراوان اعمال ميكند. در كتاب «قرآن باب معرفت الله» از حضرت امام راحل چنين نقل شده است: «و چون شخص قاري مقصد را يافت در تحصيل آن بينا شود و راه استفاده از قرآن شريف بر او گشوده و ابواب رحمت حق بر او مفتوح گردد و عمر كوتاه عزيز خود و سرمايه تحصيل سعادت خويش را صرف در اموري كه مقصود به رسالت نيست نكند و از فضول بحث و كلام در چنين امر مهمي خودداري كند و چون مدتي چشم دل را بر اين مقصود افكند و از ديگر امور صرف نظر كرد چشم دل بينا گردد و حديد شود و تفكر در قرآن براي نفس عادي شود و طريق استفاده باز گردد و ابوابي بر او مفتوح شود كه تا كنون نبوده و مطالب و معارفي از قرآن استفاده كند كه تا كنون به هيچ وجه نميكرد، آن وقت شفا بودن قرآن را براي امراض قلبيه ميفهد.» (قرآن باب معرفت الله، ص 78)
صد چو عالم در نظر پيدا كند چون كه چشمت را به خود بينا كند
تدبّر و تفكّر در آيات قرآن كريم نيز بهترين اثرات مثبت را بر چشم دل اعمال مينمايد. چنانچه در كتاب شريف كافي از صادق آل محمد عليهالسلام نقل شده است كه فرمودند: «اين قرآن راهنماي هدايت و چراغ شب تاريك است، پس جولان دهد صاحبنظر چشم خود را در آن و بگشايد نظر خود را براي استفاده از نور آن، زيرا كه تفكّر در آن زندگانيِ دلِ بيننده است، چنانچه در ظلمات و تاريكيها به نور استعانت كنند، در ظلمات جهل و تاريكيهاي ضلالت به نور هدايت قرآن بايد هدايت جست.» (قرآن باب معرفت الله، ص 65)
سجدههاي طولاني نيز اثرات بسيار خوبي بر تحريك و متعادل نمودن چشم دل ميگذارد. براي اين منظور انسان بايد به دستوراتي كه پيرامون ظاهر و باطن سجده آمده آگاه باشد و آنها را رعايت نمايد. براي اثرگذاري بهتر سجده به اين موارد توجه فرماييد: از مهر بزرگ (حدوداً به اندازهي كف دست) استفاده نماييد، مهر تربت كربلا باشد، هنگام سجده توجه و تمركز بر پيشاني باشد، هر دو چشم (سمت نگاه) به نوك بيني باشد، فقط هفت موضع (پيشاني، كف دو دست، دو زانو، دو انگشت شصت پا) بر زمين باشد، (از انداختن شكم، سينه، ساعد دستها و ساير قسمتهاي بدن بر روي زمين خودداري شود)، در بانوان دستها به بدن چسبيده باشد، در آقايان دستها از بدن جدا باشد، در سجده از ذكر يونسيه استفاده شود، سجده به نيّت رضاي حقتعالي باشد. در شروع، سجدهها كوتاه مدت بوده، سپس به تدريج بر زمان آن افزوده شود. ترجيحاً بين الطلوعين (فاصلهي اذان صبح تا طلوع آفتاب) را براي سجده در نظر بگيريد. توجه فرماييد اين سجده غير از سجده نماز ميباشد.
عارف كامل، مرحوم آيتالله حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي ميفرمايند: «مرا شيخي بود جليلالقدر، عارف، كامل، قدسالله تربته كه نظير او در اين مراتب كسي را نديدم، از او از عملي كه در اصلاح دل، و جلب معارف مؤثر باشد و به تجربه هم اثر آن ثابت شده باشد سؤال نمودم، او گفت عملي مؤثرتر از اين دو كه ميگويم نديدم، يكي مداومت بر سجدة طولاني در هر شب و روز يك مرتبه، كه در آن گفته شود: لااله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين
اين ذكر را بر زبان آورد در حاليكه خود را در زندان طبيعت زنداني بيند، و قيد و بند اخلاق رذيله را بر خود مشاهده كند، و با اين حقيقت كه او خود اين قيد و بند را براي خود فراهم آورده و در اين زندان خود را محبوس نموده اعتراف كند و خود را نسبت به خود ظالم و ستمكار بداند نه خدا را، و ديگر صد مرتبه قرائت سورة قدر در هر شب جمعه و عصر جمعه ...» (اسرار الصلوه، ص 428 و 429)
گريستن از ترس خدا، از اهم سفارشات بزرگان ديني است كه براي آن ثواب فراوان وعده داده شده است. پيامبر گرامي اسلام ـ كه سلام و صلوات بر او و خاندانش باد ـ به حضرت علي عليهالسلام سفارش فرمودند كه: «در برابر هر قطره اشكي كه ميريزي خانهاي در بهشت براي تو ساخته ميشود.» ايشان همچنين در خطبهي حجهالوداع فرمودند: «هركس چشمانش از ترس خدا اشك ريزد براي هر قطره اشك او به اندازه كوه احد در ترازوي اعمالش پاداش نهند». حضرت علي عليهالسلام نيز در اين باب ميفرمايند: «گريستن از ترس خدا دل را نوراني ميكند و از خو گرفتن به گناه مصون ميدارد.» حضرت امام سجاد عليهالسلام قطرهي اشك را با قطرهي خوني كه در راه خدا ريخته شود كنار هم قرار داده و آنها را محبوبترين چيزها ميشمارد. (ترجمه ميزان الحكمه، ح1829، ح1831، ح1837 و ح1839)
همنشين و دوست نيز ميتواند بر چشم سوم اثرات مثبت يا منفي بگذارد. شايد به همين دليل باشد كه در دين نيز به اين مقوله توجه فراوان شده و بزرگان ديني تاكيد بر همنشيني با مؤمنان، فرزانگان و دانشمندان را دارند. مولاي متقيان حضرت علي عليهالسلام ميفرمايند: «همنشيني با فرزانگان خردها را زنده ميكند و جانها را شفا ميبخشد.» ايشان همچنين ميفرمايند: «با فرزانگان همنشيني كن تا خردت كمال يابد و شرافت نفس يابي و ناداني از تو رخت بربندد.» اين كلام زيبا نيز از اين امام بزرگوار ميباشد: «با دانشمندان بنشين تا بر دانشت افزوده گردد، تربيت و ادبت نيكو شود و روانت پاكيزگي گيرد.» (ترجمه ميزان الحكمه، ح2412، ح2410 و ح2409)
عوامل اثرگذار منفي:
عوامل مختلفي بر هاله، چاكراها و به خصوص چشم سوم تأثيرات منفي اعمال ميكنند. خستگي و كوفتگي، زيادهروي در ميل و عمل جنسي، زيادهروي در خوردن به خصوص خوردن گوشت، زيادهروي در خوابيدن به خصوص در سحرگاهان، زيادهروي در صحبت كردن به خصوص صحبتهاي لغو از جمله عواملياند كه بر چشم سوم تأثير منفي ميگذارند. همچنين تفكرات منفي و منحرف، احساسات منفي و منحرف، عدم تعادل در احساسات، رفتارهاي منفي يا منحرف، عدم تعادل در رفتارها، قطع رابطهي احساسي با ديگر افراد، گسستگي رابطه با طبيعت و گسستگي رابطهي احساسي با خالق يكتا نيز تأثيرات منفي بر چشم سوم ميگذارد.
زنگ خودبيني زقلبت دور كن چشم دل از حرف حق پر نور كن
امروزه مشخص شده است افرادي كه تمايلات جنسي بالايي دارند، در فعال كردن چشم سوم و حفظ اين توانايي با مشكلات بيشتري روبهرو هستند. اين واقعيت كه رهروان معنويت به خوبي به آن پيبردهاند، با كشفيات اخير دربارهي اثر غدهي پينهآل در تنظيم فعاليتهاي جنسي هماهنگي دارد.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna; Effective factors - 1
Dr Motaleb Barazandeh
عوامل اثرگذار بر چشم سوم - 1 - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
عوامل زيادي از جنس طبيعي و يا فوقطبيعي ميتوانند بر چشم سوم اثر بگذارند. اين اثرات ميتوانند مثبت يا منفي، دايم يا موقت، مطلق يا نسبي و كمّي يا كيفي باشند. مهمترين عوامل اثر گذار بر چشم سوم عبارتند از: سن، جنسيت، سلامت و بيماريِ جسم، روان و روح، علم، ايمان، گناه و معصيت، عوامل محيطي مانند رنگ، نور، صوت و درجه حرارت، كار و شغل، موسيقي، دوست و همنشين، ارتباطاتِ فيزيكي، عاطفي و ذهني، تنفس، ورزش، دودِ ماشين، كارخانجات، سيگار و مواد مخدر، مشروبات الكلي، آب شرب، خوراكي و ميوهها، افكار، اعمال و گفتار انسان، خواب و استراحت، سنگها و بلورها، جواهرات، فلزات، عطرها، روغنها، استاد، مربي و معلم، ستارگان و سيارهها، زمين و ماه، امور فردي، اخلاقيات، تحريكات ذهني و عاطفي، امور هنري، تلقينات و ...
عوامل اثرگذار مثبت:
برخي عوامل بر چشم سوم اثرات مثبت داشته، باعث فعالسازي آن ميشوند و يا باعث ايجاد تعادل در آن ميگردند. برخي عوامل ديگر نيز بسته به شرايط و يا نحوهي استفاده ميتوانند اثرات مثبت بر آجنا اعمال كنند.
موسيقي ميتواند تيغ دو لبه باشد و بر هاله و چاكراها تأثيرات مثبت و يا منفي بگذارد. موسيقيهاي آرام، موسيقيهاي سنتي و در كُل موسيقيهايي كه با ريتم كيهان در هماهنگياند، بر چاكراها و چشم سوم تأثير مثبت ميگذارند. آنچه نويسنده اين كتاب به كرات آزمايش و تجربه كرده است، تأثيرات مثبت موسيقيهاي سنتي استاد عليرضا افتخاري، خوانندهي اهل دل ميباشد. برخي از آثار بتهوون و ياني نيز اين تأثيرات را دارد. «ريچارد وبستر» در كتاب «هاله نوراني» به برخي از موسيقيهايي كه اين اثر را دارند، اشاره ميكند. نُت موسيقي «لا» نيز باعث تحريك آجنا ميشود.
بلورها ميتوانند سبب برقراري تعادل در چاكراها شوند. بلورها قدرت زيادي براي جذب و انتقال سريع انرژيهاي مثبت و منفي دارند، همچنين در جذب و انتقال سريع احساسات نيز نقش دارند. پس هنگام استفاده از بلور بايد دقت نماييد، كه در محيطهاي داراي انرژي منفي و در كنار اشخاص با انرژي منفي قرار نگيرد، چون بلورها سريعاً انرژي منفي آنها را جذب كرده، به شما منتقل ميكنند. در صورتي كه از بلور براي برقراري تعادل در چاكراها استفاده ميكنيد، بايد در زير لباس و در تماس مستقيم با پوست بدن قرار گيرند.
رنگ بلور عامل مهمي براي انتخاب آن با توجه به چاكراي مورد نظر ميباشد. در اين راستا بهتر است رنگ بلور با رنگ چاكرا متناسب باشد. «بلور شفاف كوارتز» معروف به «دُرّ كوهي» براي تمام چاكراها مفيد است. براي چشم سوم علاوه بر كوارتز ميتوان از سنگهاي لاجورد، ياقوت آبي، ياقوت ارغواني، ياقوت كبود، چشم شاهين، سنگ ماه و يشم استفاده نمود. همچنين بلور فلوريت، سوداليت، سلينيت، آزوريت، سوگوليت و پريدوت از جمله بلورهاي مفيد براي چشم سوم ميباشند.
آجنا با ستارهي زهره در ارتباط است، همچنين با فلز مس تحريك ميشود. مس با متعادل كردن انرژيهاي چشم سوم، آرامش خاصي را در انسان ايجاد ميكند.
استفاده از عطر در اسلام بسيار توصيه شده است. در سيرهي عملي پيامبر گرامي اسلام و ائمه اطهار عليهمالسلام نيز ديده ميشود، كه به عطر علاقهي فراوان داشتهاند و از آن استفاده مينمودند. مولاي مؤمنان و عابدان و زاهدان و عارفان حضرت علي عليهالسلام از بوي خوش با نام افسون ياد فرمودهاند. همچنين نبي مكرم اسلام ـ كه سلام و صلوات بر او و خاندانش باد ـ بوي خوش را تقويت كنندهي قلب ميدانند. صادق آل محمد عليهالسلام ميفرمايند كه: «رسول خدا براي عطر بيشتر از غذا خرج مي كرد.» (ترجمه ميزان الحكمه، ح11317، 11322 و 11321)
شيخ جليل القدر، عارف بالله، حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي (قدس سره) در كتاب ارزشمند «اسرار الصلوه» ميفرمايند: «... فضيلتي كه براي بوي خوش بيان شده بهخاطر شرافت عقل است زيرا عطر مغر را تقويت ميكند و آن را از فساد حفظ مينمايد...» (ص 111). در بين مواد معطر، عود تأثير مثبت بر آجنا دارد. ساير تركيبات مفيد براي فعال سازي آجنا شامل ريحان، چوب سدر، كافور و اُكاليپتوس ميباشد.
در بين مواد غذايي نيز، خوراكيهايي به رنگ نيلي مانند انگور سياه، آلوسياه و شاه توت مفيد است. همچنين مصرف آبي كه به مدت چهار ساعت در ليوان نيلي رنگ در معرض آفتاب بوده و يا مصرف آبي كه به مدت چهار ساعت از پشت شيشه نيلي رنگ نور آفتاب به آن تابيده، مفيد و مؤثر است.
كم خوردن و نخوردن، كم خوابيدن و نخوابيدن، كم حرفزدن و سكوت و خلوت و تنهايي نيز اثرات بسيار خوبي بر تحريك و فعال سازي آجنا دارند، مشروط بر اينكه اين عوامل را به خوبي شناخته و زير نظر استاد عمل شود. مشروح موارد مذكور در فصل «متافيزيك و پرورش نيروهاي درون» از كتاب «رخنه در اسرار متافيزيك» آمده است. اين عبارت زيبا را بهخاطر بسپاريد: بخوريد تا زنده بمانيد نه زنده بمانيد تا بخوريد.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna; Balance & imbalance
Dr Motaleb Barazandeh
تعادل و عدم تعادل چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
اشخاصي كه چشم سوم فعال، باز، متعادل و هماهنگ داشته باشند، از تمامي «عملكردها، فعاليتها و وظايف» چشم سوم كه در بحثهاي قبلي ذكر شد بهرهمند خواهند گرديد. اين اشخاص همچنين داراي تجسم خلاق و قوهي تصور بسيار شگرف خواهند بود. چنين كساني ممكن است به چيزهايي دسترسي داشته باشند كه ساير مردم ندارند، يا قادر به ديدن رؤياهايي صادقانه يا پديدههايي از اين دست باشند. اشخاصي كه با چاكراي ششم، هماهنگ هستند جذاب و گيرا بوده، ميتوانند در طول زندگي خود تجربيات جالبي در سطوح مختلف داشته باشند. چنين افرادي آماده، مشتاق و قادر به دريافت رهنمودها، تجربهي شعور كيهاني، تلهپاتي و سفر اختري هستند.
اختلالات چشم سوم به صورتهاي انسداد، كاهش فعاليت، افزايش فعاليت، عدم تعادل و ... بروز مينمايد. هر يك از اين اختلالات داراي عوارض و عواقب فيزيكي و متافيزيكي ميباشد، كه در ساختار و عملكرد جسم، روان و روح، خود را نشان ميدهد.
نشانههاي فيزيكي عدم تعادل چاكراي آجنا ميتواند شامل سكته يا تومورهاي مغزي، نابينايي، ناشنوايي، ضايعات نخاعي، اختلالات عصبي، تشنج و اشكال در يادگيري باشد.
وقتي چشم سوم دچار كاهش فعاليت و عدم تعادل باشد ممكن است فرد دچار فراموشي و يا وسواس مرضي شود، اين شخص همچنين ممكن است به شدت خرافاتي شود، دچار حسادت شديد دربارهي ديگران و تواناييهايشان شود، بهطور كلي دربارهي همه چيز از جمله خود و تواناييهاي خود مشكوك و بدبين گردد. چنين كسي در نظر ديگران بيجرأت، بينظم و بيش از حد حساس به نظر ميرسد.
از سوي ديگر هر گاه آجنا، فعاليت بيش از حد داشته باشد، شخص ناشكيبا، مضطرب و بسيار حساس ميشود. حتي ممكن است گاهي به نظر برسد كه چنين افرادي در دنياي ديگري به سر ميبرند و به محيط اطراف خود توجهي ندارند. ساير خصوصيات اين افراد عبارت است از: خودپسندي، غرور، دغلكاري، تعصب، سلطهجويي، بيعاطفگي، خباثت، تنگ نظري، رفتار ناخوشايند و بيادبانه، بد اخلاقي و تلخي و تحقير ديگران.
وقتي چاكراي ششم دچار انسداد ميشود، شخص ممكن است دچار كابوسهاي شبانه و سردردهاي مداوم، ضعف بينايي، عدم تمركز و حتي گاهي حملههاي ميگرن شود. اندوه و سوگواري يا مشكلات شخصي ميتواند علت انسداد اين چاكرا باشد. تحريك بيش از حد آجنا باعث ايجاد هرج و مرج، خرابكاري به جاي كمك و انحصار طلبي ميشود. تحريك كمتر از حد آن باعث ايجاد بيثباتي، بُزدلي و درماندگي ميگردد. كنارهگيري از زندگي، شانه خالي كردن از زير بار مسؤوليت، فراموشي، بيدقتي، تحمل ناپذيري، پرمدعايي و فخرفروشي، از جمله نشانههاي تحريك كم چاكراي ششم ميباشد.
هر چاكرا در حالت طبيعي در جهت عقربههاي ساعت در حال چرخش است، اگر قسمت جلويي آجنا عكس حالت طبيعي بچرخد، باعث ايجاد تعبيرات مغشوش ذهني يا برداشتهاي غيرحقيقي در مورد واقعيتها ميشود. چرخش سريع آجنا بر خلاف عقربههاي ساعت، قابليت آفرينش افكار قدرتمند منفي را به دنبال خواهد داشت. در صورتي كه اين قدرت با قدرت قسمت پشتي آجنا همراه گردد، ميتواند باعث ايجاد فاجعه در زندگي انسان شود. به ياد داشته باشيد كه قدرت چشم سوم مانند آتش است؛ آتش زماني داراي ارزش است كه كنترل و مهار شده باشد.
ضعيف يا راكد بودن جريان انرژي در آجنا سبب متوقف شدن قدرت خلاقيت ميگردد. بسته بودن قسمت پشتي آجنا باعث شكست در اجراي طرحها و برنامهها شده، يا حداقل اجراي آنها را به تأخير مياندازد. اين گونه افراد براي به ثمر نشاندن طرحهايشان بايد تلاش فراواني در مدت طولاني داشته باشند.
ريشهي برخي از ترسهاي وجود ما، به اشكالات موجود در چاكراي آجنا برميگردد، از جمله ترس از حقيقت، ترس از قضاوت واقع گرايانه و منطقي، ترس از اعتماد به مشورت با ديگران، ترس از انضباط و ترس از بُعد تاريك خويش. عدم تمايل به درون نگري و حفاري درون و تخليهي ترسهاي دروني نيز به چشم سوم مربوط است.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna, Colour & Element
Dr Motaleb Barazandeh
عنصر و رنگ چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
در مباحث هاله شناسي هر يك از چاكراهاي اصلي با يك عنصر خاص در ارتباط بوده، نوساناتي با فركانسهاي مشخص بروز ميدهند، اين فركانسها بسته به نوع چاكرا، يكي از رنگهاي اصلي طيف هفت رنگ را در ذهن ما يادآور ميشود. چشم سوم توسط عنصر نور كنترل ميشود و رنگ آن نيلي است. نور داراي دو وجه فيزيكي و متافيزيكي است. وجه فيزيكي نور همان نور خورشيد، ساير ستارگان و نورهاي مصنوعي مانند نور لامپ ميباشد. وجه متافيزيكي نور، خود نيز داراي مراتب و درجات مختلفي است. ميتوان گفت كه نور در هر يك از بخشهاي هفتگانه جهان داراي نمود و تجلي خاص آن بخش ميباشد.
تأثيرات رنگ نيلي مانند رنگ آبي اما تا حدي شديدتر است. رنگ نيلي غدهي پاراتيروئيد را تحريك كرده، غدهي تيروئيد را مهار ميكند. در نتيجه با تأثيرات نور نيلي بر غدهي تيروئيد و مهار آن، توليد هورمون تيروكسين نيز كاهش يافته و اين خود باعث كاهش متابوليسم و در نهايت كاهش توليد انرژي در سلولهاي بدن ميشود.
رنگ نيلي در بهبود احتقان چشمها، گوشها، بيني، ريه و معده ارزشمند است. رنگ نيلي باعث كاهش خونريزي، التهاب، خشونت و تحريك پذيري ميشود. همچنين برخي معتقدند اين رنگ در كار جنگيري مفيد و با ارزش است. نور سفيد و نور نيلي در درمان جنزدگي بهكار مي رود.
رنگ نيلي با غدهي هيپوفيز ارتباط دارد و بر سيستم عصبي تأثير ميگذارد. اين رنگ باعث بازسازي سلولها و التيام كالبد اثيري ميشود. رنگ نيلي يا بنفش در هنگام شب براي خواباندن بچهها مفيد است و ميتواند كابوسهاي شبانه و سردرد را بهبود بخشد.
رنگ نيلي روشن اغلب در مداواي شب ادراري كمك كننده است. اين رنگ همچنين ميتواند در اين موارد مفيد واقع شود: بهبود درد، ضعف بينايي، عدم تمركز، اسهال، مشكلات ذهني، تحريك پذيري رودهها، خستگي روحي، رهايي از الگوهاي منفي، تحريك تنفس، ذاتالريه، برونشيت، آسم، تشنج كودكان، وسواس، ناراحتيهاي ذهني و ...
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna & Nadi
Dr Motaleb Barazandeh
ناديها و چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
انسان چيزي بيشتر از تودهاي عصب، ماهيچه، استخوان و خون است. در بدن ما مراكز نامريي انرژي و مجاري متافيزيكي انرژي وجود دارند، كه به ترتيب «چاكرا» و «نادي» گفته ميشوند. ناديها ساختارهايي در بُعد ماورايي انسان ميباشند كه در حد واسط چاكراها و سيستم عصبي قرار گرفتهاند. بدين معني كه انرژيهاي ماورايي ورودي به چاكراها، توسط ناديها به گونهاي تغيير و تبديل مييابد، تا بتواند به سيستم عصبي منتقل شود. در واقع ناديها با تغيير طول موج و فركانسِ انرژيهاي مذكور، آنها را به بُعد فيزيكي نزديك ميكنند، تا سيستم عصبي بتواند آنها را دريافت كند. به اعتقاد برخي از متافيزيسينها در بدن انسان هفتاد و دو هزار نادي وجود دارد كه چهاردهتاي آنها اصلي هستند.
مهمترين ناديهاي بدن انسان، سه نادي «آيدا»، «پينگالا» و «ساشومنا» هستند. اين سه نادي از انتهاي ستون فقرات تا ساقه مغز امتداد دارند. ساشومنا در مركز ستون فقرات مستقيماً به طرف بالا امتداد دارد. اين نادي بر كانال مركزي نخاع منطبق است. آيدا و پينگالا در اطراف نخاع در جهتهاي مخالف با هم تقاطع دارند و به همين حالت در هم تنيده شده، تا بـالاترين قسمت ستون فقرات ادامـه مييابند. در نقـاط تقاطع آيدا و پينگالا چـاكراهاي اصلي قرار دارند. همهي سيستمهـاي روحي داراي جنبههاي فيزيكي در جسم ما هستند، اين ناديها معادلهاي روحي سيستمهاي عصبي سمپاتيك و پاراسمپاتيك ميباشند. اين اعصاب فعاليتهاي غيرارادي كالبد فيزيكي مانند ضربان قلب، هضم غذا، ترشح غدد و حركات دودي را كنترل ميكند. بهطور كلي سيستم پاراسمپاتيك بر اين فعاليتها اثر بازدارنده دارد و متابوليسم را كُند ميكند. درحاليكه سيستم سمپاتيك بر اين فعاليتها اثر تحريكي داشته، سرعت آنها را بالا ميبرد. به عبارت بهتر سمپاتيك در شرايط غير طبيعي، در بحرانها و استرسها، بدن را براي مقابله با آن بحران آماده ميكند، در اين حالت وضعيت بدن به گونهاي تغيير ميكند، تا بتواند آن بحران را تحمل كند. بعد از برطرف شدن بحران پاراسمپاتيك بدن را به حالت عادي و معمولي برميگرداند. براي مثال در هنگام استرس با فعال شدن سمپاتيك ضربان قلب، سرعت تنفس، گردش خون و فعاليت سيستم عصبي افزايش مييابد. اما در همين حال فعاليت دستگاه گوارش از جمله حركات معده و روده و ترشح بزاق كاهش پيدا ميكند. نادي آيدا در ارتباط با سيستم عصبي پاراسمپاتيك عمل ميكند و عملكرد نادي پينگالا در ارتباط با سيستم عصبي سمپاتيك است.
اين سه نادي مهم از طريق سوراخهاي بيني با تنفس (دم و بازدم) در ارتباط هستند. هنگامي كه تنفس از طريق سوراخ سمت چپ بيني انجام ميگيرد، نادي آيدا فعال است، در اين حالت انسان براي كارهاي فكري و ذهني آمادگي دارد. وقتي نادي آيدا فعالتر است با كاهش سرعت متابوليسم، اثر سرد كننده بر بدن ميگذارد. هنگامي كه تنفس از طريق سوراخ سمت راست بيني انجام ميگيرد نادي پينگالا فعال است، در اين حالت انسان سرشار از نيروي فيزيكي است و براي فعاليت جسماني آمادگي دارد. در اين حالت با بالا رفتن متابوليسم، بر بدن اثر گرم كنندهاي اعمال ميشود. پس پينگالا با جنبهي فيزيكي و آيدا با جنبهي ذهني وجود انسان در ارتباط است. آيدا اثر خنك كننده و پينگالا اثر گرم كننده دارد.
خوابيدن به پهلوي راست سبب ميشود كه با تغيير تدريجي در وضعيت تنفس، مجراي سمت راست بيني تقريباً مسدود شده و تنفس از مجراي سمت چپ صورت گيرد. بدينترتيب با تنفس از مجراي چپ، نيروهاي ذهني و ماورايي انسان تحريك و فعال ميشود. خوابيدن به پهلوي چپ باعث شده كه مجراي سمت چپ تقريباً مسدود شده و تنفس از مجراي راست انجام شود، در اين حالت نيروهاي فيزيكي و جسمي انسان تحريك و فعال ميشود. به ياد بياوريد كه انسان داراي دو بخش فيزيكي و متافيزيكي است كه بخش ماورايي او بزرگتر و مهمتر است و نياز به توجه بيشتري دارد. پس خوابيدن به پهلوي راست با فعال كردن بخش ماورايي انسان ، فوايد و محاسن عديدهاي خواهد داشت. حتماً اطلاع داريد كه در دين مبين اسلام خوابيدن به پهلوي راست مستحب و خوابيدن به پهلوي چپ مكروه است. اين دستور ديني داراي اسرار فراواني است كه با يكي از موارد آن در بالا آشنا شديد. موارد مذكور در بالا از كشفيات مؤلف اين كتاب ميباشد كه در مرحلهي تئوري است.
در اكثر افراد يك چرخهي روزانهي فعاليت متناوب آيدا و پينگالا وجود دارد و هر چرخه بين يك تا چهار ساعت ادامه دارد. در افراد متعادل در طول شبانهروز جرياني برابر از هر دو برقرار است. تغييرات چرخهي روزانهي فعاليت متناوب آيدا و پينگالا به عملكرد جسمي، رواني و روحي مربوط است. در افراد بيمار يا دچار آشفتگيهاي ذهني اين سيستم به كلي فاقد تعادل است، در افراد عصبي و مضطرب سوراخ طرف راست بيني هميشه بازتر است، و در افراد به شدت افسرده در سوراخ طرف چپ بيني جريان هواي بيشتري برقرار است.
ارتباط بين تنفس، ذهن و كالبد روحي توسط پياز بويايي و سيستم ليمبيك در مغز كه با غدهي پينهآل در ارتباط است، برقرار ميشود. پياز بويايي كه ارگان مربوط به حس بويايي نيز است، حس ميكند كه در كدام سوراخ بيني جريان برقرار است و اين اطلاعات را به بقيهي مغز نيز منتقل ميكند. پياز بويايي، ارگان بسيار پيچيدهاي با هزاران ارتباط عصبي است كه با همهي قسمتهاي سيستم عصبي در ارتباط ميباشد و عصب شناسان هنوز نتوانستهاند كاربردي براي آنها بيابند. پياز بويايي داراي دو لُب است كه هر يك مستقيماً بالاي يكي از دو مجراي بيني قرار دارد.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna & Brain
Dr Motaleb Barazandeh
امواج مغزی و چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
بسياري از متافيزيسينها معتقدند كه غدهي پينهآل و سيستم پيچيدهي عصبي مربوط به آن پس از مدتهاي طولاني تمرين مراقبه دچار تغيير عملي ميشود. اين موضوع توسط بسياري از دانشمندان كه روي فعاليت الكتريكي مغز تحقيق كردهاند، اثبات شده است. آنها دريافتهاند كه وقتي انسان در حالت بيداري و هوشياري معمولي به سر ميبرد، امواج الكتريكي مغز كه در اين حالت امواج بتا نام دارند و توسط قشر مخ توليد ميشوند، داراي طول موج كم و فركانس زياد هستند. وقتي فرد چشمانش را ميبندد و ذهن او در حالت آرامش و در عين حال هوشياري قرار دارد، تغيير ناگهاني در شكل امواج مغز به وجود ميآيد، طول موج امواج بيشتر شده، فركانس آنها كاهش مييابد. اين امواج را امواج آلفا مينامند، كه وجود آنها هم در دانشجويان مبتدي و هم در استادان متافيزيك نشان داده شده است.
ديده شده كه مراقبه كنندگان با تجربه و استادان پيشرفتهي متافيزيك داراي يك موج مغزي ديگري به نام تتا ميباشند، امواج تتا نسبت به امواج آلفا داراي طول موج بيشتر و فركانس كمتر ميباشند. نكته جالب توجه اين است كه اين امواج تتا بهطور طبيعي تنها در مبتلايان به بيماري صرع در زمان حملههاي صرع ماژور ديده ميشود. يك توضيح ممكن براي اين موضوع اين است كه در زمان حملههاي صرع، سطوح پايين سيستم عصبي كنترل كامل بدن را بهدست ميگيرد و ذهن برتر در حالت آرامش كامل به سر ميبرد. چنانكه در حالت مراقبه عميق اتفاق ميافتد.
حالت مراقبه باعث تغييرات فيزيولوژيك ديگري نيز ميشود كه همزمان با ثبت امواج مغزي بررسي ميشود. در حالت آگاهي مراقبهاي با امواج مغزي آلفا، تعداد ضربان قلب، مصرف اكسيژن توسط سلولهاي بدن و دفع دياكسيد كربن كاهش مييابد، متابوليسم بدن آهستهتر ميشود و فعاليت سيستم عصبي سمپاتيك نيز كاهش مييابد. كاهش سطح لاكتات خون به مراتب محسوستر است. درحاليكه سطح اين ماده در خون افراد دچار تنشهاي عصبي و اضطراب بهطور مشخص بالا است. در حالت مراقبه يعني زماني كه مغز امواج آلفا ساطع ميكند، فرآيندي مخالف با فعاليت سيستم ترشح كنندهي آدرنالين اتفاق ميافتد. اين فرآيند بدن را قادر ميسازد كه در حالتي آسودهتر و رهاتر عمل كند.
گروه ديگري از پژوهشگران پيرامون پديدههاي روحي انسان مخصوصاً ارتباط بين ادراكات فراحسي و فعاليت امواج آلفا تحقيق كردهاند. در يك بررسي از تعداد زيادي افراد خواسته شد كه حدس بزنند درون يك جعبهي در بسته چه كارتي وجود دارد. با استفاده از تستهاي آماري مشخص شد، هنگامي كه فرد چشمانش را ميبندد و روي موضوعي تمركز ميكند امواج آلفاي مغز او افزايش مييابد و كساني كه امواج آلفاي بيشتري توليد ميكردند، اغلب ميتوانستند كارتهاي داخل جعبه را به درستي تشخيص دهند. در مواردي كه توليد امواج آلفا در حد پايين قرار داشت، (همان طور كه در حالت طبيعي در بسياري از مردم يا هنگام باز بودن چشمها مشاهده ميشود) حدس زدن كارتها تنها براساس شانس صورت ميگرفت. افراد مورد آزمايش همچنين وضعيت ذهني خود را در هنگام فعاليت غالب امواج آلفا توصيف كردند، همه آنها اتفاق نظر داشتند كه آن حالت رهايي ذهن و جدايي از اطراف، تجربهاي لذت بخش بود. هنگامي كه افراد در اين حالت چشمان خود را باز ميكردند، ميتوانستند جدايي خود را از اشياء محيط مشاهده كنند. افزايش تواناييهاي روحي در اين شرايط با تواناييهاي فردي كه چاكراي آجناي خود را فعال كرده و ميتواند اشياء دور را با چشم بصيرت ببيند، مطابقت دارد.
نوش داروي اكثر بيماريهاي دنياي مدرن، امواج مغزي آلفا است كه بدن و ذهن را در وضعيتي آرام و آزاد قرار ميدهد و با واكنشهاي ناهنجاري كه از ابتداي خلقت انسان در جسم او رخ داده مقابله ميكند. در دنياي مدرن زندگي انسان ديگر توسط حيوانات وحشي يا قبايل آدم خوار تهديد نميشود، اما سيستم قديمي ترشح كنندهي آدرنالين كه بدن انسـان را در برابر چنان تهديدهايي محافظت ميكرده است، در برابر تهديـدهاي مـدرن نيز به همان روش قـديمي واكنش نشان ميدهد. امروزه تهديدهاي زندگي انسان معمولاً به صورت ترس از بحران مالي يا از دست دادن موقعيت شغلي و يا مشكلات خانوادگي و امثال آن جلوهگر ميشود. اگرچه اين قبيل تنشهاي جامعهي مدرن خطرات غير واقعي هستند، ذهنِ نگران و مضطرب آنها را واقعي تلقي ميكند. از آنجا كه بحرانهاي دنياي مدرن حد و مرزي ندارد و هرگز پايان نميپذيرد، بدن بسياري از مردم بهطور مداوم نسبت به آنها واكنش نشان ميدهد. اين حالت تنش و اتلاف مداوم انرژي، منجر به بيماريهاي جسمي و روحي ميشود. علاوه بر اين بزرگترين مكانيسم دفاعي بدن انسان به دليل استفادهي بيش از حد فرسوده ميشود و به اين ترتيب بسياري از مردم خود را در مقابل خطرهاي واقعي ناتوان ميبينند. افزايش روزافزون تعداد قربانيان شوك ناشي از مواجههي ناگهاني با موقعيتهاي خطرناك واقعي تأييد كنندهي اين مطلب است. پزشكان و دانشمندان معتقدند كه مراقبه يكي از بهترين شيوهها براي درمان اين عارضه است. مراقبه باعث آرامش ذهن ميشود و همواره با كاوش در زواياي روح انسان همراه است.
همانطوري كه گفته شد حد فيزيكي آجنا، غدهي پينهآل است كه با مغز در ارتباط ميباشد. برخي از متافيزيسينها معتقدند كه غدهي پينهآل گيرنده و فرستندهي نوسانهاي نامحسوسي است كه افكار و پديدههاي روحي را در كيهان انتقال ميدهد. غدهي پينهآل امواج مغزي را به امواج الكتريكي تبديل ميكند، كه با سرعتي بالاتر از سرعت نور حركت ميكنند، اين امواج در مغز انسان ذخيره ميشوند. كساني كه داراي تواناييهايي مانند بينايي و شنوايي متافيزيكي هستند، اين كار را از طريق همين امتياز چاكراي آجنا يعني تغيير ماهيت امواج آلفا انجام ميدهند.
انسان مدرن، داراي تفكري منطقي است و ترجيح ميدهد زندگي خود را براساس واقعيتهاي علمي پايهگذاري كند. امروزه بيشتر، واقعيتهاي علمي مورد پذيرش قرار ميگيرند و تجربيات علمي ثابت كردهاند، بعضي از مردم كه تفكر مراقبهاي دارند و امواج مغزي آنها بهطور عمده از نوع آلفاست، ميتوانند وقايع را پيشبيني كنند و از وقايع دروني و بيروني كه خارج از دسترس حواس پنجگانه است آگاهي داشته باشند. اين تواناييهاي روحي كه بسياري از مردم براي كسب آنها تلاش ميكنند، ابتداييترين نشانههاي قدم گذاشتن در مسير معنويت هستند. اگرچه رهروان واقعي، داشتن اين تواناييها را انكار ميكنند تا مبادا آشكار ساختن تواناييهايشان باعث زوال و شكست آنها شود. حقيقت اين است كه قدرتهاي دروني در همهي ما وجود دارد، ما فقط بايد براي بيدار كردن مراكز عالي مغز كه با چاكراي آجنا در ارتباط هستند، تمرين كنيم تا بتوانيم راهي به سوي تجربههاي جديد و روزنهاي به سوي نور و روشنايي بگشاييم.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Organs connected to Ajna
Dr Motaleb Barazandeh
ارگانهاي مرتبط با چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
هر يك از چاكراها از لحاظ فيزيكي و متافيزيكي با بخشهاي مختلف و عملكردهاي متفاوتي از وجود انسان در ارتباط هستند. به عبارت دقيقتر، هر يك از چاكراهاي اصلي با ساختار و عملكرد تمام كالبدهاي هفتگانه انسان در ارتباط است. چشم سوم نيز با آناتومي و فيزيولوژيِ جسم و پاراآناتومي و پارافيزيولوژيِ روان و روح در ارتباط است. ارتباط آجنا با جسم فيزيكي را از نظر اهميت ميتوان به سه بخش تقسيم نمود: اول غدد درونريز، دوم سيستم عصبي، سوم ساير ارگانها. در بخش اول، چشم دل بهطور مشخص با غدهي پينهآل و غدهي هيپوفيز در ارتباط است. در بخش دوم با سيستم عصبي مركزي و بهطور دقيق با مغز و بخش گردني نخاع ارتباط دارد. حواس پنجگانه نيز با آجنا مرتبط است. در بخش سوم ميتوان از چشمها، گوشها، بيني و سينوسهاي پيشاني، گونه و بيني نام برد. برخي اعتقاد دارند كه چشم سوم با سيستم ايمني نيز در ارتباط است. عدهاي ديگر معتقدند كه سيستم ايمني به چاكراي شمارهي يك مربوط ميشود. به ياد داشته باشيد كه اعصاب و غدد درونريز از مهمترين بخشهاي جسم فيزيكي ميباشند، چون تمام عملكردهاي فيزيكي از بُعد مادي در نهايت به اين دو بخش برميگردد، در اصل اين دو بخش رهبر و مسؤول كنترل و هدايت تمام اعمال فيزيكي در جسم ميباشند. تمام فعل و انفعالات فيزيكي توسط اعصاب و غدد درونريز تنظيم ميشوند. اين دو بخش مكمل يكديگر ميباشند.
همانطور كه گفتيم در سطح آناتوميك وفيزيولوژيك هر چاكرا با قسمتي از سيستم عصبي و غدد درونريز در ارتباط است. هرچند كه چـاكراها به تناسب محل قـرار گـرفتنشان با بخشهاي مختلفي از جسم فيزيـكي در ارتباطـند، ولـي ارتباطشان با غدد درونريز بسيار حايز اهميت است. بهطوري كه بين چاكراها و غدد درونريز ارتباطات و تأثيرات متقابل وجود دارد. به عبارت ديگر هر چاكرا داراي يك معادل فيزيكي مشخص در كالبد فيزيكي است. معادل فيزيكي چاكراي آجنا غدهي پينهآل (غدهي صنوبري) است. البته برخي اعتقاد دارند كه معادل اين چاكرا غدهي هيپوفيز است و غدهي پينهآل را به چاكراي شمارهي هفت ارتباط ميدهند. از آنجا كه چشم سوم به وسيلهي عنصر نور كنترل ميشود و با توجه به ساختار و عملكرد غدهي پينهآل به نظر ميرسد كه چشم سوم در ارتباط با اين غده باشد.
غدهي پينهآل براي بيش از دو هزار سال موضوع مطالعات فلسفي بوده است. همچنين پزشكان و دانشمندان تا مدتها دربارهي عملكرد دقيق آن سردرگم بودهاند. به هرحال امروزه آخرين مطالعات پزشكي نشان ميدهد كه غدهي پينهآل در تواناييهاي روحي انسان نقش مهمي دارد. از بين ارگانهاي بدنِ انسان هيچ ارگان ديگري به اندازهي غدهي پينهآل در جهت تكامل دچار تغيير و تحول نشده است.
تحقيقاتي كه روي فسيلهاي به جا مانده از اعصار گذشته انجام شده، نشان داده است كه غدهي پينهآل مانند يك چشم فيزيكي سوم عمل ميكرده، كه به نور و تاريكي حساس بوده است. اين واقعيت دربارهي گونههاي منقرض شدهاي مانند «برونتوساراس» و ساير مهرهداران دوزيست ابتدايي اثبات شده است. حتي امروزه در حيوانات پستتر مانند قورباغه، غدهي پينهآل، نور را حس ميكند. در جريان تكامل گونهها از خزندگان تا پرندگان، حيوانات و سرانجام انسان، سلولهاي حسگر غدهي پينهآل، به وسيله سلولهاي ديگر جايگزين شدهاند و در تكامل يافتهترين مهرهداران مانند انسان ديگر اثري از سلولهاي گيرندهي نور در غدهي پينهآل به جا نمانده است.
در پستانداران غدهي پينهآل تقريباً در وسط مغز قرار گرفته است. اين غده به رنگ سفيد و به شكل ميوهي كاج است. در انسان اين غده به نسبت بلندتر است و حدود 100 ميليگرم وزن دارد. بعد از بلوغ، اين غده با فرآيند رسوب كلسيم سفت ميشود اما عملكرد آن تغييري نميكند. سالها پيش دانشمندان كشف كردهاند كه در پسران جوان دچار تومورهاي اطراف غدهي پينهآل، رشد زودرس اندامهاي تناسلي روي ميدهد، درحاليكه در پسران دچار تومورهاي غدهي پينهآل، تكامل صفات ثانويه جنسي به تأخير ميافتد. علت اين است كه تومورهاي اطراف غدهي پينهآل عملكرد آن را مهار ميكنند. درحاليكه وقتي خود غده دچار تومور شده است، فعاليت آن بيشتر از حد عادي است و بنابراين رشد جنسي را به تأخير مياندازد.
يكي از فيزيولوژيستهاي مشهور در آزمايشگاه نشان داده است كه غدهي پينهآل يك ساعت بيولوژيك حساس است كه با استفاده از ريتم روزانهي انرژي عصبي، ترشح غدد درونريز را تحريك ميكند. اين فعاليت عصبي تحريك كننده توسط نور ايجاد ميشود. او همچنين كشف كرده است كه غدهي پينهآل هورمون ملاتونين توليد ميكند، اين هورمون در هيچ ارگان فيزيكي ديگري توليد نميشود. ملاتونين علاوه بر تأثيراتش بر رنگدانه ملانين در پوست، در زنان باعث كاهش اندازه تخمدانها و افزايش مدت سيكل قاعدگي ماهانه ميشود. بهطور كلي اين هورمون عملكرد جنسي انسان را كاهش ميدهد.
غدهي پينهآل فقط در هنگام تاريكي، هورمون ملاتونين توليد ميكند، پس از گذشت شش ساعت از تاريكي اندازهي غدهي پينهآل افزايش مييابد و براي توليد ملاتونين فعال ميشود. وقتي روشنايي دوباره پديدار ميشود توليد ملاتونين كاهش مييابد. اين پديده، مشابه عملكرد غدهي هيپوفيز است كه هورمون آدرنوكورتيكوتروپ را بين ساعت سه تا شش صبح توليد ميكند. اين هورمون فعال كنندهي غدد آدرنال (فوق كليوي) است. غدهي پينهآل كه در دنياي مدرن، عملكرد خود را به عنوان يك ارگان حسگر نور از دست داده است، با دريافت نور توسط چشمها كنترل ميشود، به اين ترتيب كه چشمها بر سيستم عصبي سمپاتيك تأثير گذاشته، سيستم سمپاتيك هم به نوبهي خود غدهي پينهآل را فعال يا غيرفعال ميكند.
غدهي پينهآل هورمون ديگري به نام اسكوروتونين هم توليد ميكند. اين هورمون در هنگام روشنايي توليد ميشود. در شرايط روشنايي پايدار غدهي پينهآل توليد ملاتونين را متوقف ميكند و بهطور مداوم به توليد مقادير بالاي اسكوروتونين ميپردازد. از سوي ديگر در تاريكي پايدار توليد اسكوروتونين ادامه مييابد. توليد اين هورمون هنگام روز در بالاترين حد و هنگام شب در پايينترين حد است، حتي اگر محيط بهطور مداوم تاريك باشد. همچنين مشخص شده است كه برداشتن چشمها يا قطع كردن سيستم سمپاتيك موشها اثري مشابه قرار دادن آنها در تاريكي مداوم دارد. به هر حال در اين شرايط ريتم روزانهي توليد اسكوروتونين بهطور طبيعي ادامه پيدا ميكند.
چرخه روزانهي روشنايي، در چرخههاي فعاليت غدد بسياري از حيوانات پستتر نيز نقش مهمي دارد. افزايش نور خورشيد در فصل بهار باعث رشد غدد جنسي و آغاز چرخهي توليد مثل و جفتگيري در بسياري از پرندگان و پستانداراني كه توليد مثل سالانه دارند، ميشود. چرخهي روزانهي روشنايي و تاريكي با انواع ريتمهاي روزانهي پستانداران مانند چرخهي ترشح هورمونهاي جنسيِ غدد فوق كليوي همزماني دارد.
در قورباغهها غدهي پينهآل ارگاني است كه از سلولهاي ويژه چشم تشكيل يافته، اين چشم سوم در قورباغهها يك ارگان حسگر نور است. در استراليا گونهاي از مار وجود دارد كه نحوهي قرار گيري فلسهاي روي سر او نشان دهندهي يك چشم سوم است. با برداشتن فلسها ميتوان يك چشم فيزيكي كامل را مشاهده كرد. همچنين تحقيقات اوليه روي غدهي پينهآل نشان داده است كه سلولهاي اين غده ذاتاً سلولهاي چشمي بودهاند، با تكامل بشر چشم سوم عملكرد خود را به عنوان يك چشم فيزيكي از دست داده، مغز اطراف آن را فراگرفته و آنچه ما اكنون غدهي پينهآل ميناميم، بر جاي مانده است.
انسان اوليه از لحاظ عقلاني پيشرفته نبوده، حيات او عمدتاً به غريزه و شهود وابسته بوده است، كه هر دو از طريق چاكراي آجنا عمل ميكنند. چاكراي آجنا با غدهي پينهآل و اين غده با سيستم عصبي سمپاتيك در ارتباط است. اكثر اعمال انسان اوليه را سيستم عصبي سمپاتيك كنترل ميكرده، زيرا سيستم عصبي مركزي انسانِ اوليه (مغز و نخاع) به حد كافي تكامل يافته نبوده است. بنابراين زندگي انسان اوليه و عملكرد سيستم عصبي سمپاتيك او بهطور عمده به تكانههاي كالبد اختري وابسته بوده است. با تكامل بشر، سيستم عصبي سمپاتيك مهار شده و سيستم عصبي مركزي به ميزان قابل توجهي تكامل پيدا كرده است. به اين ترتيب كالبد اختري نيز مهار شده، هر چند هنوز با ارسال پيام به پايانه فيزيكيِ چاكراي آجنا يعني غدهي پينهآل در مغز به فعاليت خود ادامه ميدهد. انسان امروزي با اين مغز تكامل يافته ميتواند از دانش اختري سود ببرد. از آنجا كه در انسان مدرن فرآيندهاي عقلاني و فعاليت سيستم عصبي مركزي غالب شدهاند، فعاليت معنوي انسان دچار مشكل و نقصان شده است.
دانش كسب شده در سطوح فرامادي در مغز اختري يا ذهن پديدار ميشود و از طريق كالبد اختري به مغز فيزيكي ميرسد. غدهي پينهآل با چاكراي آجنا ارتباط دارد وآجنا نيز به نوبهي خود با كالبد ذهني در ارتباط است. غدهي پينهآل به عنوان يك ارگان فيزيكي انتقال دهندهي افكار از يك مغز به مغز ديگر يا از سطح بالاتر به مغز فيزيكي عمل ميكند. اما انسان اغلب از ماهيت اين دانش يا نحوهي ارتباط با آن آگاهي ندارد، زيرا اكثر مردم از سطوح بالاتر، آگاهي ندارند و تواناييهاي معنوي آنها درگير تكانهها و فرآيندهاي ذهني است. بسياري از مردم نسبت به فرآيندهاي سطح بالا حساسند، اما عدم آگاهي آنها ناشي از فقدان ارتباط با سيستم عصبي سمپاتيك است. ممكن است فردي در سطح اختري آگاه و فعال باشد، اما به علت عدم ارتباط بين سيستمهاي فيزيكي و اختري در آگاهي او وقفه وجود داشته باشد. هر چقدر كه آگاهي در سطح اختري زنده و فعال باشد، نميتواند خاطرهي تجربيات آگاهي برتر را به مغز فيزيكي انتقال دهد، مگر اينكه ارتباطهاي مذكور فعال باشند.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Applications - 2
Dr Motaleb Barazandeh
عملكردها، فعاليتها و وظايف چشم سوم - 2 - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
آجنا وسيلهاي براي پيشبيني، پيشگويي، آيندهنگري و روشنبيني است. آينده نگري شامل كسب اطلاعات و اخبار در مورد آينده ميباشد. روشنبيني به معني دريافت و رؤيت اطلاعات بدون استفاده از چشم معمولي است.
هم برق دم خنجر او سانحه سوز است هم چشم دل روشن او حادثه بين است
تجارب زيادي در طول تاريخ اثبات كردهاند كه مقولات فوق واقعيت داشته، انسان ميتواند به آنها دست يابد. ولي هر كس در اين زمينه ادعا كند، نميتوان گفت كه ادعايش درست است و چه بسا ادعايي بيش نباشد. البته پر واضح است، آنهايي كه در اين زمينهها به تواناييهاي مثبت دست پيدا كردهاند، هيچ گونه ادعايي ندارند.
پيشگويي از جمله مقولات بسيار داغ و حساس در متافيزيك است، كه با شك، شبهه، اوهام و خرافات آميخته شده است، و از لحاظ علمي جاي سوال و از نظر شرعي محل تأمل است. در اين مورد بايد گفت كه اصل مطلب پيشگويي صحيح است و برخي انسانها ميتوانند به طرق مختلف از آينده با خبر شوند. حضرت امام خميني سلام الله عليه در كتاب «كشف الاسرار» با استفاده از نظرات فلاسفه و حكماي اسلامي و متافيزيسينها و دانشمندان غربي وجود و صحت پيشگويي را به اثبات ميرسانند.
متافيزسينها براي پيشگويي شيوههاي مختلفي دارند كه يكي از مهمترين و معتبرترين آن استفاده از آجنا ميباشد. البته دست يافتن به قدرت پيشگويي و فعال نمودن اين توانايي نهفته در وجود انسان كار سخت و دشواري است، كه نياز به زمان طولاني و زحمت فراوان دارد.
چشم سوم به خاطر نقش حياتياش در ادراك روح، اهميت ويژهاي دارد. اين چاكرا مجراي ارتباطي ما با ضمير ناخودآگاه و مركز نيروي درونيمان ميباشد، يعني جايي كه بدن ما ميتواند خود را شفا دهد، يا جايي كه ما ميتوانيم ديگران را شفا دهيم. آجنا مركز ارتعاش انرژيهاي روحي و نيروهاي رواني خودآگاه و ناخودآگاه ما ميباشد. به عبارت بهتر، چشم سوم مركز فرماندهي روح در جسم فيزيكي است.
از لحاظ عاطفي، چشم سوم پلي به سوي شناخت و ارزيابي «خود» است. علاوه بر جنبهي روحي، آجنا در زمينهي تواناييهاي عقلاني نيز به ما كمك ميكند. اين چاكرا همچنين به ما كمك ميكند كه در برابر عقايد ديگران ـ به خصوص عقايد مخالف ـ ذهني باز داشته باشيم. بسياري از انسانها تحمل و ظرفيت شنيدن و يا پذيرش عقايد مخالف با ميل و علاقهي خودشان را ندارند، كه اين در بسياري از موارد شغلي، خانوادگي و اجتماعي باعث بروز مشكلات عديده ميشود. بسياري از دعواها و درگيريها در همين مطلب ريشه دارد. خيلي از انسانها فرهنگ گفتمانشان بسيار ضعيف است. ضعف فرهنگ گفتمان به خاطر عدم فعاليت مناسب آجنا است.
آجنا ما را قادر ميسازد كه از تجربهها درس بگيريم. چشم سوم مركز هوش عاطفي و استدلال شهودي ما است و بصيرت دروني ما را تا زماني كه مانعي در برابر آن وجود نداشته باشد، افزايش ميدهد.
حتماً براي شما اتفاق افتاده كه فكري به ذهنتان خطور كند و دقيقاً به همان صورت اتفاق بيفتد! مثلاً ممكن است قبل از رفتن به دانشگاه ، به فكرتان برسد كه امروز در كلاس اتفاق عجيبي رخ خواهد داد و پس از حضور در كلاس در كمال تعجب ميبينيد كه آن فكر به وقوع ميپيوندد. اين پديده در بعضي افراد به ندرت و در برخي ديگر به كرات پيش ميآيد. اين گونه امور از مجراي چشم سوم عمل كرده، اين اطلاعات به كمك آجنا به شخص ميرسد.
چشم سوم مانند مجرايي عمل ميكند كه از طريق آن نوسانهاي فرامادي به سوي كيهان فرستاده ميشود. پس اين ساختار عامل ارتباطي ما با كيهان و گذرگاه ورود به كيهان ميباشد. كساني كه به اين مرحله از رشد متافيزيك برسند، ديگر ترسي از مرگ نخواهند داشت و حتي مشتاق آن ميباشند. ترس از مرگ يكي از معضلات تمام اقشار بشر ميباشد. البته حقيقت آن است كه جسم انسان از مرگ ميهراسد ولي روح نه تنها هراسي از مرگ ندارد بلكه مشتاق آن است.
تيسراتيل محل رؤيت و ارتباط با «استاد درون» يا «گورو» است. گورو، استاد و معلم متافيزيك و يا عرفان است كه ميتواند در قالب روحي ظاهر شده و آموزش دهد. از نظر لغوي، گورو به معني شخص سنگين، موقر و محترم است. اين شخص داراي روحي والا و رفيع است و ميتواند در هر دو جهان فيزيكي و ماورائي حضور داشته باشد. بسياري از رازهاي هستي و خلقت براي گورو آشكار شده است. استاد درون به گذشته و آينده اشراف دارد. با ارواح در ارتباط است و هالهي نوراني را ميبيند. آنگاه كه معرفتجو آمادگي و ظرفيت لازم را داشته باشد، استاد درون به سراغ او ميآيد. به ياد داشته باشيد كه اين استاد درون است كه شما را انتخاب مي كند. اگر معرفتجو براي رسيدن به استاد درون تلاش فعال نمايد، نتيجهي معكوس ميدهد، به عبارت ديگر اگر معرفتجو مدام طلب ديدار استاد درون را داشته باشد، به نتيجه نخواهد رسيد. صدا زدن گورو و يا فرا خواندن او امري گستاخانه است. براي ارتباط با استاد درون بايد متواضع و فروتن بود. گاهي اوقات جوينده در خواب، رويا و خلسه، ستارهي آبي ميبيند كه بيانگر ارتباط قريب الوقوع با استاد درون ميباشد.
آموزشهاي متافيزيك در دو بُعد ظاهري و باطني انجام ميشود. شروع آموزشها عموماً با آموزشهاي فيزيكي يا ظاهري است، كه شاگرد و استاد در بُعد فيزيكي همديگر را ملاقات كرده، آموزشها را آغاز ميكنند. پس از مدتي كه شاگرد توانايي و ظرفيت لازم را كسب كند، استاد به شكل روحي و از درون در زمان خواب، رؤيا و يا خلسه بر او ظاهر ميشود و آموزشهاي لازم را ارائه ميكند؛ به اين شخص استاد درون گفته ميشود. استاد درون ميتواند همان استاد ظاهري و فيزيكي باشد و يا ميتواند فرد ديگري باشد. استاد درون ميتواند در قيد حيات باشد و يا اين جهان خاكي را ترك نموده باشد. ممكن است براي شاگرد، استاد درون يك چهرهي آشنا و يا چهرهي جديد باشد. در هر شكل استاد درون در محل چشم سوم بر شاگرد ظاهر شده و او را آموزش ميدهد. شاگرد نيز از طريق آجنا ميتواند با استاد درون در ارتباط باشد.
قدرت ذهن، خرد، عقل، استدلال و بينش در چاكراي آجنا نهفته است. توانايي دست زدن به خلاقيتهاي بزرگ، توانايي آموختن و درس گرفتن از تجربهها، توانايي ارزشيابي اعتقادات و نگرشها و احترام گذاشتن به نظرات ديگران از جمله مسائل ديگري هستند كه به چشم سوم مربوط ميشوند. هر چند كه عشق مربوط به چاكراي قلب (چاكراي اصلي شمارهي4) است ولي عشقهاي عرفاني و ماورايي به تيسراتيل ارتباط دارد. چشم سوم منشاء علم مطلق است.
از چشم سوم ميتوان مانند يك دوربين استفاده كرد و با آن ميتوان به سفر پرداخت؛ چشم سوم ميتواند شخص را به هر كجا مجسم كند، ببرد، زيرا توسط تجسم راهنمايي ميشود. همهي افكار و احساساتي كه ما به چشم سوم ميفرستيم، انرژي جذب ميكنند تا در نهايت به واقعيت تبديل شوند. ممكن است اين فرآيند چند روز تا چند هفته طول بكشد و با واسطههاي متعدد به دست شخص برسد، اما اگر ثبات و پشتكار باشد، سرانجام به هدف خواهد رسيد. به عبارت ديگر چشم سوم جايگاه يك فرآيند برهم كنش است؛ همه افكار و احساساتي كه شما وارد آن ميكنيد، به طرز شگرفي فزوني يافته، دوباره پديدار ميشوند.
از آنجا كه چشم سوم هر چه را كه شخص بخواهد برآورده ميسازد، مهم است كه هميشه چيزهاي خوب آرزو شود. هرگز براي كسي آسيب و زيان نخواهيد. همواره براي همهي نوع بشر و همهي نژادها در سراسر جهان هستي بهترين را بخواهيد، هميشه كساني را كه به شما آزار رساندهاند، ببخشيد و براي آنها دعاي خير كنيد. اين توصيه براي حفاظت از خود شماست. زيرا مانع از اين ميشود كه احساس رنجش و ناخشنودي شما ادامه پيدا كند و شما را تا سطح شخصي كه دربارهي او فكر ميكنيد تنزل دهد. همچنين خواستههاي خود را با چيزهاي آسان شروع كنيد. سعي نكنيد كه از آسمان سكههاي طلا ببارانيد، اين كار ممكن است ولي نه براي مبتديان. اگر مشكل مالي داريد، بهتر است كه براي افزايش درك و فهم خود دعا كنيد.
چشم سوم پل برقراري ارتباط فكري با ديگران است. وقتي به هر دليل خوشايند و يا ناخوشايند به فرد ديگري فكر كنيم، يك پل انرژي بين چشم سوم ما و او برقرار ميشود كه ما را به هم وصل مينمايد. عوامل زيادي باعث ميشود كه ما به ديگران فكر نمائيم، از جمله: دوست داشتن، تنفر داشتن، طلب كار بودن، بدهكار بودن، ظلم كردن، مظلوم واقع شدن و ... تمام اينها باعث شده كه به فرد ديگري فكر نموده، از طريق پل انرژي چشم سوم با او ارتباط برقرار نماييم. در اين حالت اگر آن فرد از نظر علم و ايمان از ما بالاتر باشد، ما تا مرتبهي او صعود ميكنيم، ولي اگر پايينتر باشد، ما نيز تا مرتبهي او نزول خواهيم كرد. اگر فكر كردن به شخصي و در نتيجه ارتباط با او از طريق چشم سوم موقت و گذرا باشد، اين صعود و نزول نيز موقت و گذرا است. ولي در مواردي كه به صورت دايم به فردي فكر نماييم، اتصال ما نيز دايمي بوده، صعود و يا نزول به مرتبهي آن شخص نيز دايمي ميشود.
كينه به دل گرفتن سبب شده كه انسان دايم به شخص مقابل فكر نموده، با مكانسيمهايي كه ذكر شد، به مرتبهي آن شخص نزول نمايد. براي همين توصيه شده كه در اين موارد اشخاص را ببخشيد و از گناه آنها درگذريد و كينهي آنها را به دل نگيريد. اين در درجهي اول به نفع خود شما است.
چشم سوم عامل بهره گرفتن از جادوي سياه نيز ميباشد. جادوي سياه به معني استفادههاي منفي از تواناييهاي متافيزيكي و نيروهاي ماورائي بر عليه ديگران ميباشد. هدف از اين كار آسيب رساندن به ديگران و اذيت نمودن آنها است. جادوي سياه در فرهنگها و ملل مختلف به شيوههاي متفاوتي بهكار ميرود. در جادوي سياه با اعمال فيزيكي و ماورائي كه انجام ميشود، حجم زيادي انرژي منفي از چشم سوم عامل به سمت فرد مورد نظر ارسال ميگردد، اين انرژيهاي منفي با نمود فيزيكي و ماورائي خود تاثيرات منفي بر جسم و روان سوژه ميگذارد.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Applications - 1
Dr Motaleb Barazandeh
عملكردها، فعاليتها و وظايف چشم سوم - 1 - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
چشم سوم پل ارتباطي فيزيك و متافيزيك، ظاهر و باطن، جسم و روح، تن و روان، مغز و ذهن و خودآگاه و ناخودآگاه است.
چشم سوم پلي براي رفتن به فراسوي ابعاد مكان و زمان ميباشد. بُعد فيزيكي ما ـ جسم ـ مقيد به بُعد مكان و زمان ميباشد، به اين معني كه وقتي جسم ما در زمان حال است، ديگر نميتواند همزمان در گذشته و يا در آينده باشد. يا وقتي جسم ما در يك مكان است، نميتواند همزمان در مكان يا مكانهاي ديگر باشد. اين محدوديتها براي ابعاد متافيزيك وجود ما مصداق ندارد. پس انسان ميتواند از طريق چشم سوم به ماوراي بُعد مكان و زمان سفر كند. در اصل ميتوان با كمك آجنا به مكانها و زمانهاي ديگر در عالم فيزيكي و حتي در عوالم ديگر اشراف پيدا كرد. فخرالدين عراقي چنين بيان ميدارد كه:
گشت بيدار چشم دل، چو مرا عالم از پيش جسم و جان برخاست
آجنا دريچهي ورود به جهانهاي ماوراء و شاهراه حياتي براي رسيدن به جهانهاي ديگر ميباشد؛ به عبارت ديگر چشم سوم سرآغاز ارتباط انسان با جهانهاي معنوي است. چشم سوم مناسبترين مكان براي اين كار در افراد اهل علم و دانش ميباشد. پس ميتوان گفت، آجنا پلي بين سطح فيزيكي و سطوح معنوي است و راهي براي دستيافتن به واقعيتها و تواناييهاي جهانهاي ديگر ميباشد.
حضرت آيت الله جوادي آملي ـ كه خداوند ايشان را محفوظ نموده و بر توفيقات ايشان بيفزايد ـ در كتاب «حكمت عبادات» در بحث عالم مُلك و ملكوت ميفرمايند: «ملكوت يعني باطن و مُلك يعني ظاهر. آنجا كه سبحان است، جاي ملكوت است (فسبحان الّذي بيده ملكوت كلّ شيء) و آنجا كه سخن از مُلك است جاي تبارك، (تبارك الّذي بيده الملك). بين ملك و ملكوت مثل ظاهر و باطن فرق است. او همگان را دعوت كرده كه سري به باطن عالم بزنيد و خود را ارزان نفروشيد. نه به خود اعتماد كنيد و نه به ديگران. راه رسيدن به باطن عالم را راهيان و واصلان اين راه تبيين كردهاند.» در جاي ديگري از همين مبحث ايشان ميفرمايند: «كسي كه به عالم ملكوت آشنا شد از آنجايي كه ملكوت يقين آور است، ديگر مردّد نيست و در هيچ امري شك ندارد.» (حكمت عبادات، ص56) ايشان همچنين معتقد هستند كه از طريق عبادات ديني ميتوان به ملكوت راه يافت؛ «حكمت عبادتْ راه پيدا كردن به ملكوت است. و مشاهده ملكوت با يقين همراه است و چيزي در عالم گراميتر و گرانتر از يقين نيست. خدا اين يقين را به افراد خاصي اعطا ميكند نه همگان.»
حضرت امام خميني سلام الله عليه در شروع كتاب نفيس آداب نماز ميفرمايند: «... متحيّراني هستيم كه چون كرم ابريشم از سلسلههاي شهوات و آمال بر خود تنيده و يكسره از عالم غيب و محفل انس چشم بريده؛ جز آن كه از بارقة الهيّه چشم دل ما را روشني بخشي...» (آداب نماز، ص1)
تيسراتيل محلي براي دريافت ادراكات فراحسي، الهام، اشراق، كشف و شهود ميباشد. آيت الله ممدوحي در توضيح يكي از عبارات علامه طباطبايي مينويسد: «اگر كسي چشم باطنش باز شود امكان ندارد از شهود ظاهري پي به مشهود باطن نبرد» (طريق عرفان، ص44) هاتف اصفهاني با اشاره به همين مضامين ميگويد:
چشم دل باز كن كه جان بيني آنچه ناديدني است آن بيني
چشم سوم در مباحث عرفاني از جايگاه ويژهاي برخوردار است. آجنا در مباحث عرفاني به چشم دل معروف ميباشد و بسياري از تجارب عرفاني به وسيلهي چشم دل كسب ميگردد؛ به عبارت ديگر چشم دل محلي براي رؤيت تصاوير و كسب تجارب معنوي و عرفاني ميباشد. فخرالدين عراقي دراينباره چنين سروده است:
ديده ادراك او ناظر احكام لوح چشم دل پاك او مشرق امالكتاب
دانشمند بزرگ و عالم متقي، استاد شيخ حسين انصاريان ـ كه خداوند بر طول عمر و توفيقات ايشان بيفزايد ـ در كتاب ارزشمند و گرانبهاي «تفسير جامع صحيفة سجاديه» چنين مينويسند: «در صورتي كه ظاهر به آداب شريعت آراسته شود، و باطن به نور معرفت و اخلاق حسنه و ايمانِ كامل منور گردد، چشم دل براي ديدن حقايق باز ميگردد، و هر قلبي به تناسب قدرت و قوتش به تماشاي جلال و جمال و عظمت و جبروت موفق ميشود.» (ج1، ص133) ايشان همچنين متذكر ميشوند كه: «هر قلبي را در توجه به حضرت او و درك حقايق ايماني ظرفيتي است كه برابر آن ظرفيت، قبول كنندة نور جمال است؛ چنانچه بيش از قدرت طلب شود به آن طلب پاسخ ندهند، كه پاسخ به طلب خارج از توان و قوت قلب، مساوي به باد رفتن هستي است، چنآنكه درآية 143 سورة مباركه اعراف، به اين معنا بهطور صريح اشارت رفته است، و در اين زمينه مفسر بزرگ قرن و عارف عاليشأن در تفسير الميزان توضيحي عالمانه داده است.» (ج1، ص135)
مفسر كبير قرآن علامه سيد محمد حسين طباطبائي در تفسير شريف الميزان روايتي را نقل ميكنند كه حضرت امام صادق عليهالسلام در جواب سوال «ابي بصير» فرمودند كه: مومن در قبل از دنيا، در دنيا و در قيامت خدا را ميبيند، ابي بصير خطاب به امام عرض كرد آيا اجازه دارم اين مطلب را از قول شما براي ديگران نقل كنم؟ حضرت فرمودند: نه، براي اينكه هر كسي معناي اين گونه مطالب را نميفهمد آن وقت مردمِ جاهل گفتارت را شبيه به كفر ميپندارند، و نميفهمند رؤيت به قلب غير از رؤيت به چشم است. همچنين ايشان از نهجالبلاغه نقل قول ميكنند كه حضرت علي عليهالسلام فرمودند: «ديدگان او را (خدا) به رؤيت بصري نديده، وليكن دلهاست كه او را به حقيقت ايمان ديدار كرده است.» علامة طباطبائي همچنين به نقل از حضرت امام رضا عليهالسلام مينويسند كه: «رسول خدا هر وقت در مقام بر ميآمد كه با چشم دل پروردگار خود را ببيند خداوند او را در نوري نظير نور حجابها قرار ميداد و در نتيجه هر چه در آن حجابها بود برايش روشن ميشد.» ايشان همچنين مينويسند كه «محمد بن فضيل» از امام ابيالحسن عليهالسلام پرسيد آيا رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم) پروردگار خود را ميديد؟ امام فرمودند: آري با دل خود ميديد. (ترجمه الميزان، ج8 ، ص341، ص340 و ص343)
نگاه كردن به ذات پاك پروردگار، با چشم دل و از طريق شهود باطن امكان پذير است و انسان را مجذوب آن ذات بيمثال و آن كمال و جمال مطلق ميكند، در اثر اين نگاه لذتي روحاني و وصف ناپذير به انسان دست ميدهد، كه يك لحظهي آن از تمام دنيا و آنچه در دنيا است برتر و بالاتر ميباشد. پس اگر حجابها كنار رود و انسان خداوند را با چشم دل مشاهده كند، خواهد فهميد كه چيزي محبوبتر و لذتبخشتر از نگاه به پروردگار با چشم درون نيست.
حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي در تفسير نمونه ذيل بحث «لقاء الله چيست؟» توضيح ميدهند كه منظور از لقاء و ملاقات خداوند دو چيز ميتواند باشد. اول مشاهدهي آثار قدرت خداوند در صحنهي قيامت و پاداشها و كيفرها و نعمتها و عذابهاي او، دوم يك نوع شهود باطني و قلبي. ايشان در تكميل مطلب دوم ميفرمايند: «انسان گاه به جايي ميرسد كه گويي خدا را با چشم دل در برابر خود مشاهده ميكند، به طوري كه هيچگونه شك و ترديدي براي او باقي نميماند. اين حالت ممكن است بر اثر پاكي و تقوا و عبادت و تهذيب نفس در اين دنيا براي گروهي پيدا شود...» (تفسير نمونه، ج1، ص217)
ايشان همچنين در جاي ديگري ميفرمايند: «اگر در روايات اسلامي يا آيات قرآن تعبير لقاي پروردگار آمده است، منظور همان مشاهده با چشم دل و ديده خرد است»، اين استاد بزرگ در تفسير «فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا» ميفرمايند: «لقاي پروردگار كه همان مشاهده باطني ذات پاك او با چشم دل و بصيرت درون است گرچه در اين دنيا هم براي مؤمنان راستين امكان پذير است اما ... اين مسئله در قيامت به خاطر مشاهده آثار بيشتر و روشنتر و صريحتر جنبه همگاني و عمومي پيدا ميكند.» (تفسير نمونه، ج12، ص577)
اين مرجع تقليد عظيم الشأن در جاي ديگري از تفسير نمونه مينويسند: «مشاهده خداوند با چشم دل هم در اين جهان ممكن است و هم در جهان ديگر و مسلماً در قيامت كه ذات پاك او ظهور و بروز قويتري دارد اين مشاهده قويتر خواهد بود.» ايشان معتقدند كه «چشم سر آثار را ميبيند و چشم دل آفريننده آثار را». پس لقاي معنوي پروردگار در قيامت رخ ميدهد، هنگامي كه حجابهاي عالم دنيا كنار رود و غبارهاي شهوات و هوسها فرو نشيند، پردهها برداشته شود و انسان با چشم دل جمال دل آراي محبوب را ببيند، بر بساط قربش گام نهد و به حريم دوست راه يابد. (تفسير نمونه، ج2، ص88 و ج19، ص385)
روحاني گرانقدر جناب آقاي صادق حسنزاده، مترجم كتاب «رساله الولايهِ» علامه طباطبايي در پاورقي ترجمهي كتاب مذكور چنين آورده است: «از اين آيه شريفه (آيه 14 سوره مطفّفين) استفاده ميشود كه همانا مشاهدة آيات الهي كه از چشم غير اهل يقين، مستور است و پرده و حجاب بر آنها كشيده شده، به وسيله چشم دل است نه چشم ظاهري؛ پس براي دل چشم است همانطور كه داراي اعضاي حسي ديگر نيز هست. و در تأييد اين معنا، آيات زيادي در قرآن كريم است. (مانند آية 9 سورة ياسين، آية 171 سورة بقره و آية 46 سورة حج) » (طريق عرفان، ص123 و 124)
آجنا وسيلهاي براي تلهپاتي است. تلهپاتي به معني ايجاد ارتباط از طريق افكار و بدون استفاده از ابزار فيزيكي و حواس پنجگانه و كلام ميباشد. همهي انسانها بالقوه داراي استعداد تلهپاتي ميباشند. اين پديده در انسانهاي اوليه يك راه ارتباطي معمول بوده است. در صورتيكه چشم سوم فعال و باز باشد، انسانها ميتوانند به راحتي از طريق تلهپاتي با يكديگر در ارتباط باشند. همه ميدانند كه عاشقان چگونه هنگامي كه دور از هم به سر ميبرند، از طريق فكر با هم ارتباط برقرار ميكنند، در اين موارد، علت اين است كه عشق، امواج مغزي را با هم هماهنگ ميكند. مادران هر گاه فرزندانشان در خطر باشند، آگاه ميشوند، حتي اگر هزاران كيلومتر از آنها دور باشند.
با اوصاف فوق شما ميتوانيد از طريق چشم سوم براي هر كس كه بخواهيد پيام بفرستيد؛ براي اين منظور هنگامي كه روي چاكراي ششم تمركز ميكنيد، تصوير شخصي را كه ميخواهيد به او پيام بدهيد مجسم كنيد، او را در حال دريافت پيام ببينيد. ممكن است مدتي طول بكشد، اما به هر حال او دريافتي از شما خواهد داشت. اگر شما براي اين تمرين با كسي قرار بگذاريد، موفقيت بيشتري خواهيد داشت.
آجنا ميتواند عامل ارتباط ما با موجودات ديگر باشد. از طريق اين ساختار ميتوان با موجودات فيزيكي غير از انسان مانند گياهان و جانوران ارتباط برقرار ساخت. به عبارت ديگر، انسان ميتواند با كمك چشم سوم و تلهپاتي با جانوران و گياهان ارتباط گرفته، يا به اصطلاح با آنها صحبت كند. همچنين از طريق چشم سوم ميتوان با موجودات ماورائي ارتباط گرفت. در حال حاضر بر روي كرهي زمين كه بخش بسيار بسيار كوچكي از جهان فيزيكي ميباشد، بيش از يك ميليون و دويست هزار گونه موجود زنده شناسايي شده است. با وجود اين همه موجود در اين كرهي خاكي كوچك، آيا به نظر شما ساير كرات موجود در جهان فيزيكي، خالي از موجودات و مخلوقات ميباشد؟ و آيا ساير جهانها (بخشهاي ديگر جهان هستي به غير از جهان فيزيكي) از موجودات و مخلوقات تهي ميباشد؟ به استناد مطالب ديني و يافتههاي علمي، ميتوان ادعا نمود كه در ساير بخشهاي جهان هستي نيز مخلوقاتي زيست ميكنند. بخش زيادي از اين مخلوقات، موجودات ماورايياند، كه در حالت عادي و با حواس فيزيكي نميتوان آنها را رؤيت نمود ولي با كمك چشم سوم ميتوان اين موجودات را احساس، ادراك و رؤيت نمود و با آنها ارتباط برقرار كرد. فرشته و جن از جمله مشهورترين و معروفترين موجودات ماورايي ميباشند.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Importance
Dr Motaleb Barazandeh
اهمیت چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
چشم سوم مهمترين گيرنده در كالبد اثيري است و كاربردهاي فراوان دارد. اهميت و كاربردهاي آجنا در كالبد دوم مانند اهميت و كاربردهاي چشم فيزيكي در كالبد اول است. 90% ادراكات فيزيكي از طريق چشم فيزيكي به كالبد فيزيكي منتقل ميشود، و فقط 10% ادراكات از طريق چهار حس ديگر دريافت ميشود. پس اگر بينايي تعطيل شود، 90% ارتباط شخص با محيط نيز تعطيل ميگردد. به همين ترتيب بخش اعظم ارتباط انسان با عوالم ماوراء، موجودات ماوراء و پديدههاي ماورائي از طريق چشم سوم است، هر چند كه انسان علاوه بر بيناييِ باطني داراي گيرندههاي ماورائي ديگري نيز ميباشد، ولي اهميت گيرندههاي ديگر از چشم سوم كمتر است. حضرت علي عليهالسلام ميفرمايند: «هرگاه ديدة بصيرت كور باشد نگاه چشم سودي ندارد.» (ترجمه ميزان الحكمه، ح1730) همچنين پيامبر گرامي اسلام ـ كه سلام و صلوات بر او و خاندانش باد ـ ميفرمايند: «كور آن نيست كه چشمش نابينا باشد، بلكه كور آن است كه ديدة بصيرتش كور باشد.» (ترجمه ميزان الحكمه، ح1735)
حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي در تفسير نمونه مينويسند: «در حقيقت آنها كه چشم ظاهر خويش را از دست ميدهند، كور و نابينا نيستند و گاه روشندلاني هستند از همه آگاهتر، نابينايان واقعي كساني هستند كه چشم قلبشان كور شده و حقيقت را درك نميكنند.» ايشان همچنين از پيامبر گرامي اسلام نقل قول ميكنند كه فرمودهاند: «بدترين نابينايي، نابينايي دل است.» ويا فرمودهاند كه: «نابيناييترينِ نابيناييها، نابينايي دل است.» (تفسير نمونه، ج14، ص130)
علامه سيد محمد حسين طباطبايي ـ رحمه الله تعالي عليه ـ در تفسير شريف الميزان فرمودهاند: «حقيقت كوري همانا كوري قلب است نه كوري چشم، چون كسي كه از چشم كور ميشود باز مقداري از منافع فوت شدهي خود را با عصا يا عصاكش تامين ميكند، و اما كسي كه دلش كور شد، ديگر بهجاي چشم دل چيزي ندارد كه منافع فوت شده را تدارك نموده، خاطر را با آن تسليت دهد.» (ترجمه الميزان، ج14، ص549) ايشان همچنين در جاي ديگري از الميزان مينويسند: «مراد از كوري آخرت كوري چشم نيست، بلكه نداشتن بصيرت و ديده باطني است، و همچنين مقصود از كوري دنيا هم همين است.» (ترجمه الميزان، ج13، ص232)
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna History
Dr Motaleb Barazandeh
تاريخچهي چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
امروزه در اكثر اديان، مذاهب، فرهنگها و اقوام بر اهميت چاكراي آجنا تأكيد ميشود و اين اهميت به دوران ماقبل تاريخ برميگردد. در آن زمان آجنا نقش يك حسگر روحي و معنوي را داشته است. گفته ميشود كه چشم سوم در انسانهاي اوليه كارايي داشته است. امروزه در انسانهاي قرن جديد نيز شواهدي از عملكرد چشم سوم وجود دارد. عملكرد چشم سوم به عنوان يك چشم معنوي در اكثر فرهنگهاي جهان (قديم و جديد) ديده ميشود.
چشم سوم از جمله مقولاتي است كه از ابتدا بشر با آن آشنا بوده و از آن استفاده ميكرده است. از ديدگاه متافيزيك، انسانهاي نخستين، اطلاعات و عملكردي بهتر از انسانهاي امروزي داشتهاند.
بين كالبد فيزيكي و كالبد اثيري ارتباط وجود دارد و بر هم اثر ميگذارند، اين ارتباط در انسانهاي اوليه بيشتر بوده، ولي در انسانهاي امروزي كمتر است. امروزه تعداد افرادي كه كالبد اثيري را ميشناسند و وجود آن را مستقيم ادراك ميكنند، بسيار كم است. انسانهاي نخستين، كالبد اثيري را بهتر ميشناختند و بين كالبدهاي اثيري و فيزيكي آنها ارتباط تنگاتنگ برقرار بوده است. در انسانهاي اوليه، كالبد فيزيكي و عملكردهاي آن از طريق تكانهها و تحريكات كالبد اثيري كنترل ميگرديده است، در حالي كه امروزه بر اساس مغز و ذهن كنترل ميشود.
در انسانهاي قديم، چشم سوم بهطور طبيعي فعال بوده و از آن بهره ميگرفتند. به عبارت ديگر آجنا در آنها يك ارگان ماورائي فعال بوده كه بهطور روزمره از آن استفاده ميشده است. اين در حالي است كه در انسان مدرن هزارهي سوم، آجنا بهطور معمول يك ارگان غير فعال و خاموش است، و فعال كردن آن مستلزم شناخت و تمرين ميباشد.
به نظر ميرسد كه انسانهاي قديم از علم و دانش امروزي بيبهره بودهاند، ولي در عوضِ آن بهطور مستقيم از كالبد اثيري بهرهمند ميشدند. با گذر زمان ارتباط انسان با كالبد اثيري كمتر شده و بهجاي آن، ارتباط با دانش اثيري برقرار گرديده است. در عصر ما ارتباط انسان با كالبد اثيري بسيار كم ولي ارتباط او با دانش اثيري بسيار زياد شده است، و انسان تلاش فراوان براي كسب دانش از جهان اثيري دارد.
بنا بر نظر برخي از متافيزيسينها، بارزترين نمونه توجه به چشم سوم را ميتوان در بين هندوان مشاهده كرد. آنها حداقل يك بار در روز آداب مذهبي را انجام ميدهند، كه قرار دادن يك نقطه از پودر رنگي روي پيشاني (چشم سوم) نيز بخشي از آن ميباشد، اين عمل باعث تحريك و فعال شدن چشم سوم ميشود. در زنان هندي اين علامت بر روي پيشاني نشانه ازدواج ميباشد و وجه تمايز بين زنان و دختران در جامعه هند است. در كتابهاي مذهب هندو مطالب زيادي دربارهي آجنا نوشته شده است.
وقتي مسيحيان كاتوليك در برابر صليب زانو ميزنند، با انگشتان خود علامت صليب را بر روي سينه ترسيم ميكنند كه رأس اين صليب هميشه، پيشاني (چشم سوم) است. بودائيان احترام خود را نسبت به چاكراي آجنا با قرار دادن يك قطعه جواهر يا زيور گرانبها در مركز پيشاني مجسمه بودا نشان ميدهند.
آرايش پيچيدهي سربندي كه سرخپوستان استفاده ميكنند از پرهاي رنگارنگي تشكيل شده، كه به نواري تزيين شده وصل ميباشند. آرايش اين سربند در اطراف مركز پيشاني حالت قرينه دارد. افرادي كه داراي تواناييهاي روحي بيشتري هستند، سربندهاي بزرگتر با آرايش پرزرق و برقتر استفاده ميكنند. سربند مصريان قديم در محل پيشاني داراي شكل يك افعي با سري افراشته است. در فرهنگ مصريان، افعي يك سنبل معنوي است و حضور آن در محل آجنا بر اهميت اين نقطه تأكيد ميكند. سربندي كه برخي از سربازان در زمان جنگ به پيشاني ميبندند نيز جاي تأمل دارد.
مسلمانان در نمازهاي روزانهي خود به ازاي هر ركعت نماز دو بار سجده ميكنند و در هنگام سجده، پيشاني را بر مهر ميگذارند و ذكر ميگويند. علاوه بر اين در اسلام از سجده (گذاشتن پيشاني بر مهر) به عنوان نزديكترين حالت انسان به خداوند ياد شده است. همچنين از سجده در اين دين الهي به كرات به عنوان صفت مؤمنان ياد شده است. در احوال بزرگان و پيشوايان دين اسلام آمده است كه ساعتهاي طولاني را به سجده سپري ميكردند!
در اسلام، نماز، معراج مومن و سجده، محل عروج و صعود به عوالم معنا است. سجده مركز ثقل نماز، از بزرگترين عبادات و نزديكترين، جامعترين و بهترين راه وصول به معارف الهي ميباشد. سجده حجابهاي بين بنده و مولا را پاره ميكند. سجده نهايت خضوع و تذلّل، قلبِ عبادات، نهايت بندگي، اوج پرواز معنوي و تيز پروازي در آسمان ملكوت است. حضرت امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: «سجده منتهاي عبادت بني آدم است.» (مستدرك الوسائل، ج4، ص472) هشتمين نور الهي حضرت امام رضا عليهالسلام نيز ميفرمايند: «بيشترين نزديكي بنده با خدا در حال سجده است.» (وسائل الشيعه، ج4، ص979)
سجده اعلان بندگي و عبوديت، دليل تجلي وجود و ضامن بقاي هستي است. حضرت امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: «قسم به خدا از زيانكاران نخواهد بود، آن كس كه حقيقت سجده را دريابد، اگرچه در تمام مدت عمر خود يك مرتبه چنين سجده كند.» (بحار الانوار، ج85، ص136) حضرت امام خميني ـ كه هر چه داريم وام دار زحمات اوست ـ در كتاب بسيار ارزشمند «آداب نماز» در معرفي سجده چنين ميفرمايند: «و آن نزد اصحاب عرفان و ارباب قلوب، ترك خويشتن و چشم بستن از ماسوي، و به معراج يونسي ـ كه به فرو رفتن در بطن ماهي حاصل شد ـ متحقق شدن به توجه به اصل خويش بي رؤيت حجاب. و در سر بر تراب نهادن، اشارت به رؤيت جمال جميل است در باطن قلب خاك و اصل عالم طبيعت.» ايشان همچنين معتقدند كه: «سجده غشوه و صعق در نتيجة مشاهدة انوار عظمت حق است.» (آداب نماز، ص356 و 361)
سجده داراي فوايد عديدهي فيزيكي و ماورائي است كه ما از آن بيخبر و غافل هستيم ولي بر اساس شواهد و قرائن موجود به نظر ميرسد كه يكي از اين فوايد تحريك آجنا باشد. اگر اين گونه باشد، يك مسلمان حداقل 34 مرتبه در روز، چشم سوم را تحريك مينمايد. اين در حالي است كه اگر به غير از سجدههاي نمازهاي واجبِ يوميه، ساير سجدهها (سجدهي شكر بعد از نماز، سجدههاي نمازهاي مستحبي و ...) را نيز در نظر بگيريم، تحريك آجنا توسط يك مسلمان بيش از 34 مرتبه در شبانه روز خواهد بود.
انطباق محل سجده (پيشاني) با مكان چشم سوم (پيشاني)، ارتباط هر دو با مسائل ماورائي و معنوي، بيان «ذكر» در سجده و بيان «مانترا» براي تحريك آجنا، فشار فيزيكي بر پيشاني به هنگام سجده و اثرات ماساژ و فشار بر پيشاني براي تحريك چشم سوم، سجده بر مهر از جنس خاك و استفاده از خاك، به عنوان منبع انرژي براي تحريك آجنا، گذاردن كافور بر پيشاني مرده و استفاده از كافور براي تحريك چشم سوم در متافيزيك و ... همه نشان از ارتباط اين دو مقوله (سجده و چشم سوم) با يكديگر دارد.
با اوصافي كه پيرامون كميّت و كيفيّت سجده و ارتباط آن با چشم سوم گذشت، اثبات ميشود كه در بين تمام اديان و سيستمهاي معنوي، اسلام بيشترين توجه را به چشم دل داشته و تحريك آن به منظورهاي معنوي را مد نظر دارد. نويسنده اين كتاب افتخار دارد كه ضمن كشف مورد مذكور، با فخر و سربلندي اين مطلب را به جهانيان اعلام كند.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 What is Ajna ?
Dr Motaleb Barazandeh
تعریف چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
چشم سوم همان بخش پيشين چاكراي ششم است. چاكراها كانونهاي انرژي در حوزهي انرژيهاي ماورايي انسان (هالهي نوراني انسان) ميباشند. چاكراها مسؤول تبادل انرژي بين هالهي انسان و هالهي كيهان و همچنين مسؤول متعادل كردن انرژي در سطوح مختلف هاله ميباشند. هالهي نوراني انسان ميداني از انرژيهاي بسيار لطيف است كه دور تا دور بدن را به صورت يك تخم مرغ احاطه كرده است. هالهي نوراني در حالت معمولي احساس و ادراك نميشود ولي به كمك چشم سوم قابل رؤيت است.
چاكراها به دو نوع اصلي و فرعي تقسيم ميشوند. چاكراهاي اصلي هفت عدد ميباشند و در راستاي مغز و نخاع قرار ميگيرند. اين چاكراها به ترتيب از پايين به بالا با شمارههاي یک تاهفت نامگذاري ميشوند. چاكراهاي شمارهي یک و هفت يك قسمتي و چاكراهاي شمارهي دو تا شش دو قسمتي ميباشند، بهطوري كه يك قسمت آنها در جلوي بدن و قسمت ديگر آنها در پشت بدن قرار ميگيرد. به عبارت دقيقتر چشم سوم داراي دو قيف انرژي (در جلو و پشت) ميباشد، در هر يك از اين قيفهاي انرژي دو قيف فرعي وجود دارد، به همين دليل آجنا به «گل نيلوفر» تشبيه شده است. در ادبيات و عرفانِ شرق چاكرا به «گل نيلوفر آبي» تشبيه شده است، پس گل نيلوفر سنبل و نماد چاكرا است و تعداد گلبرگهاي آن بيانگر تعداد قيفهاي فرعي هر چاكرا ميباشد. چاكراي ششم (چشم سوم) مهمترين، شناخته شدهترين و مورد توجهترين چاكرا است.
چاكراي ششم، مركز فرماندهي ناظر بر چاكراهاي ديگر و مسؤول نظارت بر ذهن است. اين چاكرا، پل ارتباطي ابعاد فيزيك و متافيزيك انسان ميباشد. بخش جلويي چاكراي ششم مسوؤل تجسم فكري و توانايي تجسم و انديشه كردن است. به عبارت ديگر قابليت تصوير سازي و درك مفاهيم ذهني به اين بخش مربوط است. اين بخش همچنين فرمولبندي كردن ايدهها و ادراك نيازهاي روحي و رواني را بر عهده دارد. توانايي پيگيري و اجراي طرحها و توانايي به فعليت درآوردن افكار، به بخش پشتي چاكراي ششم مربوط ميشود. به عبارت ديگر، انجام اعمالي كه سبب تجلّي مادي انديشهها در جهان فيزيكي ميگردد، بر عهده بخش پشتي اين چاكرا ميباشد. بهطور خلاصه ميتوان گفت: بخش جلويي چاكراي ششم مسؤول طراحيِ افكار و بخش پشتي آن مسؤول اجراِ اعمال ميباشد.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Location
Dr Motaleb Barazandeh
مكان چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
چشم سوم ساختاري در كالبد اثيري ما ميباشد. دانشمندان معتقدند كه كالبد اثيري يك تودهي حاوي حدود (چهار ضربدر ده به توان بیست و یک) ذرهي اثير است و دورهي حيات آن بهطور متوسط حدود (ده به توان بیست و دو) سال است. كالبد اثيري با اسامي ديگري همچون كالبد لطيف، كالبد ظريف، كالبد نوراني، كالبد شفاف، كالبد ستارهاي، كالبد اختري، كالبد آسترال، همزاد، پرياسپيريت، روانپوش، بدن برزخي و بدن مثالي خوانده ميشود. اين كالبد در شكل ظاهري بسيار شبيه كالبد فيزيكي است. ولي نسبت به كالبد فيزيكي رقيقتر و لطيفتر ميباشد. كالبد اثيري از جنس ماده نيست، بلكه از جنس و ماهيت خاصي به نام «اثير» يا «اتر» ميباشد. اثير در لغت به معني عالي، برگزيده و مكرم آمده است. در متافيزيك اثير به معني ماهيت لطيف و غير مادي است كه بوجود آورندهي كالبد اثيري ميباشد. (گرمي تن را همي خواند اثير)
ماده داراي سه حالت جامد، مايع و گاز است. در حالت جامد مولكولها به شكل بسيار فشرده ومنقبض در كنار هم قرار ميگيرند. در حالت مايع فشردگي مولكولها كمتر ميشود و در حالت گاز اين فشردگي بسيار كاهش مييابد، بهطوري كه گازها در يك فضا پراكنده ميشوند و تمام آن فضا را در بر ميگيرند. به بيان سادهتر ميتوان گفت كه اثير، يك ماهيت فراتر از گاز ميباشد. به عبارت ديگر اثير رقيقتر و منبسطتر از گاز است، به همين دليل اثير تمام قسمتهاي جهان اثيري را در بر گرفته است، همان طور كه گازها تمام بخشهاي كرهي زمين را دربر گرفتهاند و در همه جاي آن نفوذ كردهاند. كالبد اثيري در حال حاضر با ما و در انطباق با كالبد فيزيكي ما قرار دارد، ولي افراد معمولي آن را احساس نميكنند. كالبد اثيري همان تصويري است كه در خواب از خودمان و يا ديگران ميبينيم.
چشم سوم يك ساختار فيزيكي نيست و نبايد در كالبد فيزيكي به دنبال آن باشيم، چرا كه در اين كالبد چيزي نخواهيم يافت. وقتي كالبد اثيري و كالبد فيزيكي بر هم منطبق ميشوند، محل قرار گرفتن چشم سوم در كالبد اثيري منطبق بر وسط پيشاني در جسم فيزيكي ميشود. البته براي رسيدن به محل دقيق چشم سوم بايد از وسط پيشاني حدود پنج سانتيمتر به داخل و عمق پيشاني و به زير مغز نفوذ كرد. چشم سوم ماوراي مكان و زمان در انديشه است.
پس چشم سوم، ساختاري است كه وجود خارجي دارد، داستان و افسانه نيست، اما وجود آن فيزيكي و مادي نميباشد، بلكه متافيزيكي و اثيري است. بعضي افراد به اشتباه فكر ميكنند فقط چيزهاي فيزيكي وجود خارجي دارند.
مر دلم را پنج حس ديگر است حس دل را هر دو عالم منظر است
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Ajna Names
Dr Motaleb Barazandeh
اسامی چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
چشم سوم با اسامي مختلف خوانده ميشود. از جمله: چشم دل، چشم درون، چشم دانش، چشم بصيرت، چشم شهود، چشم يگانه، چشم معرفت، چشم معرفت بين، چشم برزخي، چشم عقل، چشم فكر، چشم معنوي، چشم قلب، چشم دريا، چشم سرّ، چشم باطن، چشم باطن بين، چشم خرد، چشم برزخ ملكوتي، چشم بصيرت باطني، چشم بصيرت مثالي، چشم بصيرت ملكوتي، چشم بصيرت نفس، چشم غيبي ملكوتي، چشم ملكوت، چشم ملكوتي برزخي، ديدهي بصيرت، ديدهي دل، ديدهي دريا، ستارهي شرق، كبوتري از ملكوت، چاكراي ششم، چاكراي پيشاني، چاكراي گورو، چاكراي آگيا، دروازهي اثيري، مركز پيشاني، مركز ابرو، مركز فرمان، نقطه سياه، تيسراتيل، تري كوتي، تري وني، موكتا تري وني، جنانترا، شيوانترا، برومادهيا، براميريها، دودالكانوال، نوكتي ساودا، آجنا و ...
چشم سوم بدان سبب گويند كه چشمهاي فيزيكي راست و چپ را اول و دوم در نظر گرفته و دو تا حساب شدهاند، پس اين ساختار، چشم سوم نام گرفته است. در زبان انگليسي نيز براي آن معادل همين عنوان يعني Third eye بهكار ميرود.
چشم دل، عنواني است كه بيشتر در ادبيات و عرفان بهكار ميرود. معادل عربي آن «بصرِ قلب» است كه در احاديث و روايات نيز به آن اشاره شده است. نبي گرامي اسلام، حضرت ختمي مرتبت، سيد و سرور كائنات ـ كه سلام و صلوات بر او و خاندانش باد ـ ميفرمايند: «نيست بندهاي جز اينكه براي قلبش دو چشم است و آنها ديدني نيستند و با آنها عالم غيب مشاهده ميگردد. هر آنگاه خداوند اراده فرمود خير بندهاش را، ميگشايد چشم دلش را و ميبيند آنچه غايب است از اين چشمان»(عبادت عاشقانه، ص 77)، همچنين سيد ساجدين حضرت امام سجاد عليهالسلام ميفرمايند: «هر كس را دو چشم سرّ و باطن است كه با آن غيبها را ميبيند و چون خداوند به بندهاي اراده خير فرمايد، چشمهاي باطن او را ميگشايد.»(سوخته، ص 92)
آجنا يك كلمهي سانسكريت به معني فرمان، سركردگي، سامان، اطاعت كردن، درك كردن و بهطور كامل فهميدن است. دروازهي اثيري بدان سبب گفته ميشود كه چشم سوم راه و دروازهي ورود به جهان اثيري ـ بخش دوم جهان هستي ـ ميباشد.
چاكرا، مراكز ورود و خروج انرژي در هالهي نوراني انسان ميباشد. چاكراهاي اصلي 7 عدد ميباشند، كه با شمارههاي يك تا هفت مشخص ميشوند. چشم سوم منطبق بر چاكراي اصلي شمارهي شش است، بدين جهت به آن چاكراي ششم، چاكراي پيشاني و چاكراي گورو ميگويند. محل قرار گرفتن اين چاكرا در وسط پيشاني است. اين چاكرا پل ارتباطي با گورو (استاد درون) ميباشد.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 Metaphysics & Ajna
Dr Motaleb Barazandeh
متافیزیک و چشم سوم - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید
با نزديك شدن منظومهي شمسي به خورشيد مركزي، نيروي ادراك ذهني انسانها افزايش مييابد. از آنجا كه در آغاز يك عصر جديد قرار گرفتهايم، تصور ميشود كه بسياري از رازهايي كه تاكنون بر انسانها پنهان بوده است، در اين زمان بر همگان آشكار خواهد شد. اين امر مهم از طريق دستيابي به بُعد چهارم محقق ميگردد، كساني كه نسبت به بُعد چهارم نابينا باشند، از اين مقوله محروم خواهند ماند.
اشراف به ابعاد ديگر جهان هستي از طريق چشم سوم ميسر ميشود. افراد معمولي كه فقط از چشم سر براي رؤيت استفاده ميكنند، نسبت به متافيزيسينها كه از تواناييهاي چشم سوم بهره ميگيرند نابينا محسوب ميگردند. چشم سوم يك در، يك راه و يك روزنه به سوي نور و روشنايي است. بسياري هستند كه ميخواهند دربارهي چشم سوم بيشتر بدانند. اينان طالبان واقعي دانش حقيقي هستند.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383 |
|