تبليغاتX
هاله نورانی - ریکی - مدی تیشن - متافیزیک

 

روح

- هسته‌ي مركزي وجودت -

 اسير اين فناكده‌ي خاك است؛ روحي كه در قفس تن گرفتار آمده،

كاسه‌ي صبرش لبريز شده‌است و مي‌خواهد به سوي خانه باز گردد.

پس اجازه ده تا اين پرنده‌ي دربند به پرواز درآيد و بگذار آزاد و رها به سير آفاق بپردازد. مسافر بي‌قرار!

 جسم و ذهن را آماده كن و عازم سفر شو و به‌سوي وطن بال بگشا.

 

 

+ نوشته شده در  2007/4/2ساعت 2:6 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

 

Soul Travel (Technique 3)

Dr Motaleb Barazandeh

 

سفر روح (تكنيك سوم) - دکتر مطلب برازنده

در اين تكنيك از آگاهي به‌عنوان محور اصلي تمرين استفاده مي‌شود. منظور از آگاهي در اينجا جمع نمودن تمام حواس بر يك سوژه‌ي خاص و داشتن حضور ذهن بر آن مي‌باشد. اين كار شبيه رهاسازي جسم با حركت آگاهي در بخش‌هاي مختلف بدن مي‌باشد كه در «بند پنجم شرايط لازم براي سفر روح» به آن اشاره شده است. قابل ذكر است، همان طور كه آگاهي‌مان را در جسم خودمان به حركت درمي‌آوريم، مي‌توانيم آن را بر سوژه‌هاي بيرون از جسم خودمان نيز متمركز كرده، يا در محيط بيروني به حركت درآوريم.

فرافكني و سفر به بيرون از جسم، هم به‌صورت فردي و هم به‌صورت جمعي قابل انجام است. در مباحث قبل نمونه‌هايي از تكنيك‌هاي بسيار مؤثر فردي ارائه گرديد. در اين بحث قصد ارائه يك تكنيك جمعي و گروهي داريم. براي اين منظور لازم است يك گروه هفت نفره تشكيل دهيد، البته تعداد افراد مي‌تواند بيشتر و يا كمتر از اين مقدار نيز باشد. افراد گروه بايد همگون و از جنبه‌هاي مختلف احساسي و عاطفي به يكديگر شبيه و نزديك باشند. همه‌ي افراد بايد علاقمند و مشتاق براي فرافكني باشند و افراد مخالف با اين پديده نبايد در اين گروه قرار بگيرند. اينگونه افراد با انرژي‌هاي منفي خود كه حاصل مخالفت‌ها و ناباوري‌هاي فكري‌شان مي‌باشد، ايجاد اختلال در تمرين مي‌كنند. همچنين باعث كاهش ميزان موفقيت ساير افراد نيز مي‌گردند.

براي انجام اين تمرين، به تعداد افراد گروه مبل راحتي فراهم نماييد. وضعيت مبل‌ها بايد به گونه‌اي باشد كه به‌راحتي سر، گردن و پشت خود را بر پشتي آن رها كنيد و بدون هيچ‌گونه انقباض و فشاري بتوانيد براي مدت طولاني به‌راحتي روي آن بنشينيد و خود را رها كنيد. مبل‌ها را به‌صورت يك دايره منظم كنار هم قرار دهيد، مبل‌ها بايد در تماس با يكديگر باشند، به‌گونه‌اي كه بين هر مبل و مبل‌هاي دو طرف آن تماس فيزيكي برقرار باشد. پس از آرايش مبل‌ها به‌صورت دايره‌اي، بر روي آنها بنشينيد، به‌گونه‌اي كه كف هر دو پا كاملاً روي زمين قرار گيرد. لبه‌ي پاي راست بايد با لبه‌ي پاي فردي كه در سمت راست شما قرار گرفته در تماس باشد، همچنين لبه‌ي پاي چپ بايد با لبه‌ي پاي فردي كه در سمت چپ شما قرار گرفته در تماس باشد. بدين صورت در اين دايره پاي تمام افراد با همديگر در تماس فيزيكي قرار مي‌گيرد. دستان خود را نيز به همديگر وصل كنيد، به‌طوري كه تمام افراد حاضر در دايره با دست‌هايشان در تماس با هم باشند. بدين ترتيب يك تماس فيزيكي كامل از طريق دست‌ها و پاها بين تمام افراد برقرار مي‌شود.

بدون شك افراد حاضر در اين گروه همگي بايد مرد يا زن بوده، يا همه با هم محرم باشند. تشكيل اين حلقه يك امتياز بزرگ از ديدگاه متافيزيك به دنبال خواهد داشت. چون هاله‌هاي افراد در هم فرو رفته، در تماس با هم قرار مي‌گيرد، يك هاله‌ي حلقه‌اي واحد تشكيل مي‌شود. در نتيجه سطوح انرژي همه‌ي افراد حاضر در گروه يكسان مي‌شود. به‌عبارت ديگر تمام اين برنامه‌ها (تشكيل حلقه، تماس فيزيكي افراد و) براي همسان و همتراز نمودن سطح انرژي افراد گروه مي‌باشد. اين پديده يك موضوع علمي با توجيهات قوي ماورائي مي‌باشد. با هم‌سطح شدن انرژي‌ها، امكان موفقيت افزايش پيدا مي‌كند. همچنين نتايج حاصل براي همه‌ي افراد تقريباً يكسان خواهد بود. به‌عبارت بهتر همه افراد به درجات بالايي از موفقيت به طور يكسان مي‌رسند. در صورت عدم انجام اين كار، به دليل اختلاف در سطوح انرژي افراد، ميزان موفقيت جمع كاهش پيدا مي‌كند، همچنين بازده‌ موفقيت بين افراد اختلاف زيادي خواهد داشت. تشكيل اين حلقه براساس همان توجيهات علمي و متافيزيك مذكور مي‌باشد و هيچ‌گونه ارتباطي با حلقه‌هاي تصوف ندارد.

پس از قرار گرفتن روي صندلي‌ها براساس همان اصول شش‌گانه (با در نظر گرفتن شرايط مكاني، زماني و وضعيت جسمي) تمرين‌هاي تنفسي، رهاسازي جسم و ذهن را به‌صورت گروهي انجام دهيد. در اين حالت بهتر است يك نفر در جمع به‌عنوان مسؤول، مراحل كار را با صداي بلند بيان كند تا همه همزمان با هم انجام دهند و پيش بروند. پس از طي نكات اصولي شش‌گانه و رها شدن جسم و ذهن به‌صورت زير عمل كنيد.

آگاهي خود را در ناحيه سر جمع كنيد توجه خود را در چشم سوم متمركز كنيد براي لحظاتي خود را درون چشم سوم احساس كنيد آگاهي شما همچنان در ناحيه سر متمركز است توجه شما همچنان بر چشم سوم است آگاهي خود را به سمت فرق سر حركت دهيد آگاهي را از طريق چاكراي شماره‌ي هفت خارج كنيد اين كار به‌راحتي قابل انجام است آگاهي خود را در فضاي بالاي سر معلق نگه داريد به فضاي بالاي سر خود اشراف و آگاهي كامل داشته باشيد آگاهي را در راستاي محور سر تا سقف اتاق حركت دهيد آگاهي را در اين فضا به سمت بالا و پايين حركت دهيد آن را به گوشه‌ي مشخصي از اتاق ببريد آن را نزديك يك شيء خاص در اتاق ببريد .

آگاهي شما به‌راحتي مي‌تواند در تمام فضاي اتاق حركت كند، حتي مي‌تواند فضاي اتاق را ترك كرده، در اتاق‌هاي مجاور به حركت درآيد. آگاهي شما مي‌تواند در فضاي بيرون ساختمان، در كوچه و خيابان نيز حركت نمايد. آگاهي را ابتدا در مكان‌هاي آشنا حركت دهيد؛ مكان‌هايي كه بارها ديده‌ايد و تداعي و تجسم آن براي شما آسان است. مي‌توانيد آگاهي خود را به سمت شهرهاي ديگر و يا حتي كشورهاي ديگر به پرواز درآوريد.

پس از موفقيت در مراحل فوق، آگاهي خود را به سمت آسمان ببريد و به ستارگان مختلف و سيارات متفاوت سر بزنيد. به‌ياد داشته باشيد جايگاه آگاهي شما در وراي ابعاد مكان و زمان است. پس براي انتقال از يك مكان به مكان ديگر (نزديك يا دور) به زمان با مفهوم فيزيكي نياز نداريد. با آگاهي خود در آسمان زيبا به سير آفاق مشغول هستيد و عظمت خالق يگانه را تحسين مي‌كنيد. يك احساس بسيار خوب، لذت‌بخش و شيرين در وجود شما جاري مي‌شود. احساس سبكي، رهايي و آزادي مي‌كنيد.

هر وقت كه بخواهيد مي‌توانيد اراده كنيد و به كالبد فيزيكي خود كه بر روي مبل در اتاق قرار دارد برگرديد. اين كار به آساني و با خواست شما در يك لحظه انجام مي‌شود. تلقينات مثبتي پيرامون نتايج موفق اين تمرين و موفقيت در تمرين‌هاي بعدي به خود بدهيد. از شماره يك تا پنج شمرده، با يك احساس خوب و مثبت چشمانتان را باز كنيد. به زندگي لبخند بزنيد، خداوند را شكر نماييد.

برای کسب اطلاعات لازم پیرامون شناخت روح به کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، چاپ انتشارات نوید مراجعه نمادید.

 

+ نوشته شده در  2007/4/2ساعت 2:3 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

 

Soul Travel (Technique 2)

Dr Motaleb Barazandeh

 

سفر روح (تكنيك دوم) - دکتر مطلب برازنده

در اين تكنيك قدرت تجسم بسيار مورد استفاده قرار خواهد گرفت و كمك فراواني خواهد نمود. تجسم عبارت است از خلق يك پديده در ذهن، كه به اعتقاد برخي از متافيزيسين‌ها به‌صورت همزمان در عالم ذهن نيز اتفاق مي‌افتد. ذهن بُعدي از ابعاد ماورائي وجود انسان مي‌باشد كه جايگاه آن در حد واسط كالبد فيزيكي و روح قرار گرفته است. به‌ياد داشته باشيد كه ذهن و مغز يكي نمي‌باشد، مغز بخش كوچك و مهمي از كالبد فيزيكي ما است كه درون جمجمه قرار گرفته است. به‌عبارت ديگر مي‌توان گفت ذهن از چند بخش تشكيل شده كه يك بخش آن مغز است. هرچند كه مغز و ذهن با يكديگر در ارتباط مي‌باشند ولي ماهيت آنها تفاوت دارد. مغز يك ارگان فيزيكي و ذهن يك بُعد متافيزيكي مي‌باشد. عالم ذهن يكي از عوالم هفت‌گانه جهان هستي است، كه در ارتباط با ذهن تمام انسان‌ها مي‌باشد. همان طور كه كالبد فيزيكي انسان در عالم فيزيكي زندگي مي‌كند و در انطباق با آن مي‌باشد، بُعد ذهن نيز در عالم ذهن سير مي‌كند و در انطباق با آن است.

تجسم داراي يك نيرو و قدرت فوق‌العاده‌اي است كه مي‌تواند اثرات بسيار زيادي داشته باشد. بايد تجسم را شناخت و در جهات مثبت و براي تكامل و تعالي علمي و روحي از آن بهره گرفت. برخي از روانشناسان و متافيزيسين‌ها اعتقاد دارند كه وقتي انسان چيزي را در ذهن تجسم كند و بر آن تمركز بگيرد و آن تصوير ذهني را حفظ كند، آن چيز در عالم فيزيك نيز به‌وقوع خواهد پيوست. البته براي اين منظور حفظ مدت طولاني تصوير ذهني و يا تكرار آن به دفعات متعدد لازم است. براي مثال هر آنچه را كه ما درباره‌ي خودمان تفكر و تجسم نماييم و بر آن اصرار داشته باشيم در عالم فيزيكي به وقوع مي‌پيوندد. اين حالت در مورد ديگران نيز مصداق دارد. بدين معني كه هر آنچه كه براي ديگران تجسم كنيم همان خواهد شد. اين پديده به خصوص در والدين ديده مي‌شود كه مطالبي را درباره‌ي فرزندانشان تجسم مي‌كنند و به‌طور مرتب تكرار مي‌كنند و بر آن اصرار دارند، در نهايت نيز تجسم والدين درباره‌ي فرزندانشان عملي مي‌گردد. به همين دليل بزرگان گفته‌اند شما همان هستيد كه فكر مي‌كنيد. نبايد فراموش كرد كه تجسم با توهم متفاوت است. توهم يك وادي منفي است كه نه تنها مفيد نمي‌باشد، بلكه ممكن است تأثيرات سوء و منفي نيز داشته باشد. لذا بايد از پرداختن به توهم و سير در آن اجتناب نمود. همچنين پرداختن به تجسم نبايد به گونه‌اي باشد كه ما را از فعاليت‌هاي روزانه باز دارد. در واقع انسان بايد بخش محدود و معيني از وقت روزانه‌ي خود را صرف تجسم تصاوير ذهني مثبت براي خود و ديگران نمايد و مابقي وقت را به ساير امور مورد نياز بپردازد.

براي انجام اين تكنيك، مكان و زمان مناسب را انتخاب كنيد. به صورت مطلوب روي زمين يا تخت‌خواب دراز بكشيد. نفس عميق بكشيد. آگاهي خود را بر چشم سوم (مركز پيشاني‌) متمركز كنيد، جسم و ذهن خود را با شيوه‌ي مناسب رها كنيد. (اين مراحل در مباحث قبل به‌صورت كامل شرح داده شده است.)

پس از طي مراحل فوق به حالت خلسه فرو رويد. كالبد فيزيكي و حواس پنج‌گانه را به‌دست فراموشي بسپاريد. در وجود خود حالت ارتعاش و لرزش ايجاد كرده، آن را كنترل و هدايت كنيد. (اين مراحل به‌صورت كامل در تكنيك اول، مرحله‌ي اول تا پنجم به‌صورت مبسوط شرح داده شده است.)

حال مراحل مقدماتي را با موفقيت پشت سر گذاشته، آماده‌ي فرافكني مي‌باشيد. در اين مرحله درحالي‌كه جسم شما روي تخت يا زمين دراز كشيده، با سقف اتاق فاصله‌ي زيادي دارد، مجسم كنيد كه فاصله‌ي مابين «نوك بيني» شما و «سقف اتاق» كم مي‌شود اين تجسم را در ذهن تقويت كنيد فاصله باز هم كم مي‌شود همچنان با تمام احساس در اين تجسم بمانيد فاصله كمتر مي‌شود تمركز خود را بر اين موضوع حفظ كنيد فاصله بسيار كمتر مي‌شود احساس مي‌كنيد به سقف نزديك مي‌شويد به زودي اين فاصله از بين خواهد رفت به زودي با نوك بيني سقف را احساس خواهيد كرد شادي و هيجان تمام وجود شما را خواهد گرفت شجاع باشيد و احساسات خود را كنترل كنيد به‌ياد داشته باشيد كه اين كالبد اثيري شماست كه از كالبد فيزيكي خارج شده، به سقف اتاق نزديك شده است.

در ابتدا، اين كار در ذهن شما و با تجسم صورت مي‌گيرد؛ يعني همه چيز درون شما و با يك تصوير ذهني اتفاق مي‌افتد. با تمرين و تكرار، اين ذهنيت به عينيت تبديل مي‌گردد. به‌زودي شما آن را عملاً احساس و تجربه خواهيد كرد. اين پديده وجود خارجي دارد و شما آن را لمس خواهيد كرد. هنگام وقوع آن بر خود مسلط باشيد. وقايع جالب و شگفت‌انگيزي در انتظار شماست. از اين وقايع لذت ببريد و آزادي پرنده‌ي روح را از قفس تن، جشن بگيريد. اين يك نقطه‌ي عطف در زندگي شما مي‌باشد. خداوند كريم را براي اين نعمت شكر نماييد.

پس از اينكه با نوك بيني سقف اتاق را احساس كرديد، خوشحال و شادمان به كالبد فيزيكي خود باز گرديد. براي بازگشت كافي است كه اراده كنيد و بخواهيد اين اتفاق بيفتد. بلافاصله ليز خورده، وارد كالبد فيزيكي مي‌گرديد. شما در كالبد فيزيكي هستيد. براي اينكه پايان و فرود خوبي داشته باشيد قبل از بازگشت به خود بگوييد: «مي‌خواهم به اين تمرين پايان دهم و از اين حالت خارج شوم تا لحظاتي ديگر با سه نفس عميق چشمانم را باز مي‌كنم و به‌حالت عادي و طبيعي برمي‌گردم امروز من يك تمرين خوب و زيبا را تجربه كردم ياد و خاطره‌ي اين تجربه‌ي رؤيايي براي هميشه با من خواهد ماند در تمرين‌هاي آتي سريع‌تر و آسان‌تر به نتيجه مي‌رسم نتايج تمرين‌هاي بعدي جالب‌تر و دل‌انگيزتر خواهد بود تجربه‌ي بسيار موفقي در انتظار من است درحاليكه خوشحال، شاداب، سلامت و پر‌انرژي هستم با سه نفس عميق چشمانم را باز مي‌كنم .» حال با سه نفس عميق چشمان خود را باز كنيد و به‌حالت طبيعي برگرديد. چند دقيقه طول مي‌كشد تا جسم شما كاملاً به‌حالت عادي باز گردد. لذا بلافاصله بلند نشويد و كمي تأمل نماييد. آرام آرام جسم خود را حركت دهيد تا كاملاً بيدار شويد.

با تكرار تمرين‌ها به‌طور قطع اين پديده را به‌طور كاملاً محسوس و ملموس تجربه خواهيد كرد. در تمرين‌هاي بعدي پس از جدا شدن از كالبد فيزيكي و رسيدن به سقف مي‌توانيد به سمت پايين نگاه كنيد و كالبد فيزيكي خود را بر روي تخت يا زمين ببينيد. با ديدن كالبد فيزيكي خودتان حيرت زده خواهيد شد. شايد هم دچار دوگانگي شويد. شجاع باشيد و هيجانهاي خود را كنترل كنيد. در تمرين‌هاي ديگر مي‌توانيد پس از طي مراحل فوق و جدا شدن از بدن، در فضاي اتاق چرخي بزنيد و به هر كجاي آن كه مي‌خواهيد برويد. به‌ياد داشته باشيد كه براي رفتن به مرحله‌ي بعدي بايد مرحله‌‌ي قبل را با موفقيت طي كنيد، اگر هنوز در يك مرحله موفق نشده‌ايد هرگز به سراغ مرحله‌ي بعد نرويد.

در جلسه‌هاي بعدي تمرين و پس از طي مراحل مذكور با موفقيت و جدا شدن از بدن مي‌توانيد از اتاق خارج شده، از ساير مكانهاي مجاور ديدن كنيد. براي خروج از اتاق نيازي نيست كه از در خارج شويد. شما مي‌توانيد در اين حالت به‌راحتي از ديوار عبور كنيد. چون شما در كالبد اثيري مي‌باشيد كه ماهيت آن غيرمادي است، براي اين منظور با دست خود امتحان كنيد. يك دست را به سمت ديوار ببريد، دست خود را از ديوار عبور دهيد. دست شما به نرمي و لطافت وارد ديوار مي‌شود و از آن عبور مي‌كند، درست مانند زماني كه دست فيزيكي‌تان را وارد آب مي‌كنيد. به همان راحتي كه جسم فيزيكي شما بدون هيچ مشكل و مقاومتي از بين هوا عبور مي‌كند، كالبد اثيري شما نيز از بين اجسام مادي عبور خواهد كرد از در يا ديوار اتاق خارج شويد. از اتاق‌هاي مجاور ديدن كنيد.

پس از موفقيت در مراحل فوق، در تمرين‌هاي جديد، با جدا شدن از كالبد فيزيكي به بيرون از محل زندگي خود برويد. به كوچه و خيابان‌هاي اطراف سر بزنيد. در شهر به گشت و گذار بپردازيد. فراموش نكنيد كالبد اثيري شما معلق در هوا حركت مي‌كند و نياز ندارد كه مانند كالبد فيزيكي روي زمين راه برود. هرچند كه اين كار را نيز مي‌تواند انجام دهد. از موفقيت‌هاي خود شادمان باشيد. به تمرين‌هاي خود ادامه دهيد. خالق خود را حمد و سپاس كنيد. به ياد داشته باشيد كه شما با اين توانايي‌هاي ظريف و پيچيده، يكي از ميليارد‌ها مخلوق خالقي بس بزرگ و عظيم مي‌باشيد.

با پشتكار، تكرار و تمرين به مرحله‌اي مي‌رسيد كه مي‌توانيد كالبد فيزيكي خود را بر روي تخت رها كرده، اين پوشش سخت و ضمخت را از خود جدا كنيد و مانند پرنده‌اي آزاد و سبك‌بال، ساعت‌ها در اين كره خاكي به سير و سياحت بپردازيد، به هر كجاي آن كه مي‌خواهيد سفر كنيد و با سير در طبيعت، بر معرفت خود نسبت به خداي عزوجل بيفزاييد.

برای کسب اطلاعات لازم پیرامون شناخت روح به کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، چاپ انتشارات نوید مراجعه نمادید.

 

+ نوشته شده در  2007/4/2ساعت 2:2 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

 

Soul Travel (Technique 1)

Dr Motaleb Barazandeh

 

سفر روح (تكنيك اول) - دکتر مطلب برازنده

اين تكنيك از هفت مرحله تشكيل شده است كه با طي اين مراحل مي‌توانيد به فرافكني دست پيدا كنيد. البته انتظار حصول نتيجه در اولين جلسه‌ي تمرين، انتظار به جايي نمي‌باشد. هر چند كه ممكن است برخي افراد در جلسه اول نيز به موفقيت برسند. در هر حال موفقيت در تكنيكهاي فرافكني به (توجه، توجه، توجه) و (تمرين، تمرين، تمرين) نياز دارد. اين دو كلمه (توجه و تمرين) توصيه تمام استادان متافيزيك به معرفت‌جويان مي‌باشد. با عنايت به اين موارد به شرح تكنيك مي‌پردازيم.

مرحله‌ي اول:

با رعايت موارد يك تا شش از بحث قبل و براساس دستورات ارائه شده در آن با همان نظم و ترتيب جسم و ذهنتان را رها كنيد. رها سازي جسم و ذهن براساس نظر بيشتر استادان و به استناد تجربيات مؤلف كتاب، اولين و مهمترين قدم در تمرينات فرافكني است.

مرحله‌ي دوم:

در اين مرحله بايد به حالت خلسه‌ي مثبت فرو رويد. خلسه يك حالت بين خواب و بيداري مي‌‌باشد. به عبارت ديگر يك حالت شبه خواب است كه در آن حركات ارادي بدن متوقف مي‌گردد. خلسه به دو نوع مثبت و منفي تقسيم مي‌شود. خلسه‌ي منفي با آشفتگي، اضطراب، تند و سطحي شدن تنفس، افزايش ضربان قلب، كاهش بزاق دهان و انقباض مثانه همراه است. اين نوع خلسه به دنبال ترس، شوك، رؤيت صحنه‌هاي دلخراش، دعوا و نزاع و خستگي و بي‌خوابي مفرط به‌وجود مي‌آيد. خلسه‌ي مثبت با آرامش، رهايي، راحتي، نفس‌هاي عميق و شمرده، ضربان قلب آرام، و طبيعي بودن ساير فعاليت‌هاي بدن همراه است. اين نوع خلسه با رعايت موارد يك تا شش فصل گذشته و انجام يكي از شيوه‌هاي زير حاصل مي‌شود.

يك راه رسيدن به خلسه اين است كه ساعد دست را به سمت بالا نگاه داريد. درحاليكه بازو روي زمين يا تخت مي‌باشد. دست شما رها شده، آرام آرام به سمت تخت يا زمين فرو مي‌افتد. در همين حال شما به يك حالت شبه خواب فرو مي‌رويد. در همين حال مي‌توانيد به خود تلقين كنيد كه: «من احساس آرامش و راحتي مي‌كنم جسم و ذهن من كاملاً رها شده است دست من آرام آرام رها شده فرو مي‌افتد در همين حال من به حالت خلسه فرو مي‌روم خلسه‌ي مـن يك خلسه‌ي مثبت است ».

روش ديگر براي فرو رفتن در خلسه شمارش اعداد به صورت معكوس مي‌باشد. براي اين منظور شروع به شمارش معكوس از شماره صد كنيد. در اين حال به خود تلقين كنيد كه: «من احساس آرامش و راحتي مي‌كنم جسم و ذهن من كاملاً رها شده است از شماره صد معكوس مي‌شمارم تا به عدد يك برسم با هر شمارش معكوس به حالت خلسه فرو مي‌روم خلسه‌ي من يك خلسه‌ي مثبت است .» به ياد داشته باشيد كه براي شمارش معكوس اعداد، دقت زياد به خرج ندهيد. اگر احتمالاً شمارش، اشتباه يا جابه‌جا شود اشكالي ندارد. همچنين لزومي ندارد كه شمارش را تا عدد يك ادامه دهيد. اگر در اواسط شمارش و يا در هر جاي ديگر آن به حالت خلسه فرو رفتيد، شمارش مي‌تواند متوقف گردد.

يك روش ديگر براي حصول خلسه تجسم گوي بلورين است. براي اين منظور يك گوي سفيد را مجسم كنيد كه در فضاي بالاي سرتان معلق است. در ذهنتان روي گوي سفيد تمركز بگيريد و به خودتان بگوييد:« من شماره 3 را روي گوي بلورين مي‌نويسم، آنرا مي‌بينم و به خلسه فرو مي‌روم. سپس به جاي آن عدد 2 را مي‌نويسم و به آن نگاه مي‌كنم و خلسه‌ام عميق‌تر مي‌شود. در آخر عدد يك را مي‌نويسم و به آن نگاه مي‌كنم تا خلسه‌ام كاملاً عميق شود.» حال اين كار را انجام دهيد. اعداد را به هر رنگي كه بخواهيد مي‌توانيد روي گوي بلور بنويسيد. با اين كار آرامش و رهايي شما عميق و عميق‌تر مي‌شود. براي عميق‌تر شدن خلسه مي‌توانيد همين كار را دوباره تكرار كنيد.

مرحله‌ي سوم:

در اين مرحله بايد كالبد فيزيكي و حواس پنج‌گانه‌ي خود را فراموش كنيد. براي رسيدن به اين منظور بايد آرامش و خلسه‌ي شما عميق‌تر گردد. براي اين كار مي‌توانيد درحاليكه چشمانتـان بسته است به‌صورت مستقيم به فضاي تاريـك پشت پلك چشمانتان نگاه كنيد. يك فضاي تاريك و خالي مي‌بينيد. در اين فضا مستقيم به سمت جلو برويد. در اين حال ممكن است الگوها و حالت‌هاي مختلفي از نور را ببينيد. از كنار آنها بگذريد و همچنان به سمت جلو برويد. در اين حال كالبد فيزيكي خود را از ياد خواهيد برد و ديگر آن را احساس نمي‌كنيد. حواس پنج‌گانه شما مسدود شده، ديگر محرك‌هاي مختلف را دريافت نمي‌كنيد. شما در يك خلاء قرار گرفته‌ايد كه فقط محرك‌هاي فكري براي شما قابل دريافت است. شما براي فرافكني آماده هستيد.

مرحله‌ي چهارم:

به حالت ارتعاش و لرزش وارد شويد. اين حالت ارتعاش مهمترين و همچنين مبهم‌ترين بخش تكنيك مي‌باشد. بسياري از آنهايي كه تمرين‌هاي فرافكني را انجام مي‌دهند ارتعاش و لرزش را در اولين تجربه فرافكني خوب به‌ياد مي‌آورند.

ارتعاش‌ها مي‌تواند شبيه تجربه‌ي برق گرفتگي با ولتاژ كم در زمان كوتاه باشد. اين ارتعاش‌ها به دليل تلاش كالبد اختري براي ترك كالبد فيزيكي مي‌باشد.

به خودتان تلقين‌هاي ذهني بدهيد كه كالبد اختريتان در حال بلند شدن و بالا آمدن است. اين تلقين‌ها را تكرار كنيد. بيان تلقين‌ها مي‌تواند به زبان و يا به دل و در ذهن باشد. به‌‌‌‌‌طور كلي براي تلقين‌ها از جملات كوتاه مختصر و مفيد استفاده كنيد. براي مثال مي‌توانيد به خودتان بگوييد: «كالبد اختري من در حال ارتعاش است كالبد اختري من در حال جدا شدن از كالبد فيزيكي است كالبد اختري من جدا شده و به سمت بالا مي‌‌رود ».

يك نقطه به فاصله 30 سانتيمتر در بالاي پيشاني‌تان مجسم كنيد. سپس اين نقطه را به‌صورت ذهني به فاصله 180 سانتيمتري ببريد. نقطه مورد نظر را به اندازه 90 درجه بچرخانيد و بالا ببريد. اين كار را با ترسيم يك خط، موازي محور بدن در بالاي سر انجام دهيد. روي آن نقطه تمركز كنيد. ارتعاشات خود را از سر خارج كنيد و به آن نقطه ببريد و دوباره از آن نقطه به سر برگردانيد. اگر نمي‌توانيد اين كار را انجام دهيد حداقل در ذهنتان مجسم كنيد كه اين كار را انجام مي‌دهيد. به‌زودي و با تكرار تمرين به‌راحتي اين كار براي شما قابل انجام مي‌گردد. اين تمرين شما را براي فرافكني آماده مي‌كند.

مرحله‌ي پنجم:

ياد بگيريد كه اين حالت ارتعاش را كنترل كنيد. براي اين منظور تمام ارتعاشات را از سراسر بدن جمع كنيد و در سر متمركز نماييد. آنگاه اين ارتعاشات را به‌صورت يك موج از سر به سمت پاها ببريد. براي افزايش تأثير اين تمرين بر روي ارتعاش‌ها تمركز گرفته، در ذهنتان آن را تقويت كنيد. حال يك موج ارتعاش قوي را از سر به سمت پا هدايت كنيد و دوباره آن را به سر باز گردانيد. آنقدر تمرين كنيد تا اين امواج به‌راحتي تحت كنترل شما قرار گيرد. زماني كه شما توانستيد اين كنترل را به‌دست آوريد، براي خروج روح از بدن آماده مي‌باشيد.

مرحله‌ي ششم:

فرافكني را با يك جدايي نسبي شروع كنيد. كليد اين كار كنترل افكار است. ذهنتان را به‌طور كامل روي برنامه‌ي خروج از بدن متمركز كنيد و اجازه ندهيد كه اين فكر از ذهنتان بيرون رود. سرگرداني افكار ممكن است باعث از دست رفتن اين حالت كنترل گردد.

ارتعاش‌هاي شما قوي‌تر مي‌شود. تجربه‌ي خروج از بدن را با جدا كردن يك دست يا يك پا از كالبد اثيري شروع كنيد. براي مثال احساس كنيد كه يك دست از كالبد اثيري شما از كالبد فيزيكي جدا شده و ديوار نزديك شما را لمس مي‌كند. دست را از وسط ديوار عبور داده سپس آن را به سمت عقب بكشيد و به موقعيت فيزيكي خود برگردانيد. همين تمرين را با دست ديگر انجام داده، هدف ديگري را لمس كنيد.

مرحله‌ي هفتم:

در اين مرحله مي‌توانيد به‌طور كامل از بدن جدا شويد. براي اين كار يكي از روش‌هاي زير را مورد استفاده قرار دهيد.

روش اول: بيرون و بالا آمدن از بدن است. براي اين منظور مجسم كنيد كه وجود شما نوراني و روشن مي‌شود. در همين حـال ارتعاش‌هاي شمـا قوي‌تر مي‌گردد. حـال فكر كنيد، كه شنـاور شدن در فضا چقدر زيبـاست اين فكر را در ذهنتان حفظ كنيد و اجازه ندهيد كه فكر ديگري جايگزين آن شود. در اين حالت به‌شرط آنكه مراحل قبلي را با دقت پشت سر گذاشته باشيد، فرافكني خودبه‌خود اتفاق مي‌افتد.

روش دوم: چرخيدن و خروج از بدن است. بدين ترتيب كه وقتي به حالت ارتعاش رسيديد اراده كنيد كه در ذهن، بدنتان را بچرخانيد. درست مانند زماني كه در بستر خوابيده و مي‌چرخيد. دقت كنيد، چرخش بدن فقط در فكر به‌صورت تجسم ذهني انجام مي‌شود و كالبد فيزيكي هيچ‌گونه چرخش يا حركتي ندارد. سعي كنيد بدنتان را به‌صورت ذهني از بالا بچرخانيد؛ در اين حالت كالبد اختري شما واقعاً خواهد چرخيد و از كالبد فيزيكي جدا خواهد شد. در اين لحظه شما خارج از بدن خواهيد بود. خود را معلق در بالاي كالبد فيزيكي‌تان ببينيد.

شور، هيجان و شعف فراوان تمام وجود شما را خواهد گرفت. بر خود مسلط باشيد. براي چند دقيقه در اين تجربه‌ي خروج از بدن بمانيد و سپس به نرمي و لطافت به كالبد فيزيكي‌تان بازگرديد.

تلقين‌هايي پيرامون تأثيرات خوب و مثبت اين تجربه‌ي موفق به خود بدهيد. تلقين‌هايي نيز درباره سلامت، نشاط و شادابي به خود بدهيد، در نهايت تلقين‌هايي در باب تجارب زيبا و موفق آينده كه در انتظار شما است بگوييد. حال با سه نفس عميق از اين حالت خارج شده، به حالت طبيعي و معمولي باز گرديد. چشمان خود را باز كنيد، خداوند را شكر گفته و به زندگي لبخند بزنيد.

برای کسب اطلاعات لازم پیرامون شناخت روح به کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، چاپ انتشارات نوید مراجعه نمادید.

 

+ نوشته شده در  2007/4/2ساعت 1:59 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

 

Soul Travel (Introduction)

Dr Motaleb Barazandeh

 

شرايط لازم براي سفر روح - دکتر مطلب برازنده

مكان:

مكان بايد ساكت و آرام باشد. تمام مزاحمت‌هاي صوتي را حذف كنيد. راديو و تلويزيون را خاموش كنيد. تلفن را قطع نماييد. به ديگران در مورد تمرين خود توضيح داده، از آنها بخواهيد با سكوت خود، با شما همكاري كنند.

يك موزيك ملايم و بدون كلام پخش كنيد، تا مزاحمت‌هاي صوتي جزيي در آن گم شود. اين موزيك به آرامش شما نيز كمك مي‌كند و زمان تمرين شما را تنظيم مي‌نمايد. همچنين بعد از چند جلسه، شما با صداي موزيك شرطي مي‌شويد. اين باعث مي‌شود در تمرينات بعد راحت‌تر و سريع‌تر به نتيجه مطلوب برسيد و نتايج موفق‌تري كسب نماييد. در و پنجره‌ها را ببنديد تا مزاحمت‌هاي صوتي از بيرون وارد نشود. خود را براي پذيرش مزاحمت‌هاي صوتي ناگهاني آماده كنيد. بدين ترتيب كه به خود بگوييد: مزاحمت‌هاي صوتي ناگهاني و احتمالي براي من به راحتي قابل تحمل است.

مكان بهتر است كه نيمه تاريك و يا تاريك باشد. وجود نور، خود نوعي محرك و عامل مزاحم مي‌باشد. تمام لامپ‌ها را خاموش كنيد. پرده‌ها را كامل بكشيد و اجازه دهيد مكان تمرين در تاريكي فرو رود. اگر تاريكي كامل را نمي‌پسنديد، يك لامپ كم‌نور روشن كنيد و طوري قرار بگيريد كه نور آن مستقيم به چشمان شما نتابد. اگر اين لامپ كم‌نور به رنگ سبز يا آبي باشد بهتر است.

دماي محيط بايد متعادل و مطلوب باشد. اگر دماي محيط گرم يا سرد باشد، باعث اختلال در تمركز شما خواهد شد. هيچگونه بوي محرك، مهيج يا مزاحمي در محيط نباشد. البته برخي از انواع عطرها مي‌تواند تأثير مفيد داشته باشد. براي مثال روشن كردن عود مفيد است. اين سنت در هندوستان بسيار رايج است. ممكن است شما به صورت ذاتي از يك عطر خوشتان بيايد و بوي آن به شما آرامش بدهد. مي‌توانيد از اين عطر در هنگام تمرين استفاده كنيد. وجود بوهاي نامطبوع و مشمئز كننده مي‌تواند مضر باشد.

زمان:

بهترين زمان براي تمرين سحرگاه و يا اول صبح مي‌باشد، به شرط آنكه قبل از آن به اندازه كافي و لازم خوابيده و استراحت كرده باشيد. انجام تمرين‌ها، شب قبل از خواب مشروط بر آنكه خستگي مفرط در وجود شما نباشد نيز امكان‌پذير است. البته در صورت فراهم بودن ساير شرايط شما مي‌توانيد در هر زمان كه تمايل داشته باشيد تمرين كنيد. مدت زمان تمرين براي مبتديان به طور متوسط نيم ساعت مي‌باشد. البته چند دقيقه كم يا زياد شدن آن اشكالي ندارد. ولي تمرين‌هاي طولاني  براي اينگونه افراد به هيچ عنوان توصيه نمي‌شود. نتيجه‌ي تمرين هر چه كه باشد (موفق يا ناموفق) نبايد زمان تمرين بيشتر از مقدار ذكر شده باشد.

وضعيت جسم:

جواهرات، ساعت و امثال آن را كه در تماس با پوست بدن هستند، از خود دور كنيد. وجود يا عدم وجود عينك روي چشمان شما بستگي به عادت و راحتي شما دارد، هر طور كه راحت هستيد همان طور عمل كنيد. لباس‌هاي تنگ و ضمخت را از تن خارج نموده، به جاي آن لباس راحت و گشاد بپوشيد، تا هيچگونه فشاري توسط لباس به جسم شما وارد نشود. نيازي به برهنه بودن نيست و بهتر است كه لباس و پوشش به همان صورت مذكور داشته باشيد.

بهتر است قبل از تمرين دوش بگيريد يا حداقل دست و پا و صورت خود را بشوييد. حتماً قبل از تمرين روده و مثانه خود را تخليه نماييد.

براي تمرين مي‌توانيد روي صندلي نشسته و يا روي زمين دراز بكشيد. اگر از حالت اول استفاده مي‌كنيد، يك مبل راحت و پشت بلند انتخاب كنيد. روي آن بنشينيد، كف هر دو پا را به طور كامل روي زمين بگذاريد و سر و گردن را بر روي پشتي صندلي رها كنيد؛ طوري كه سر معلق در هوا نباشد. در مجموع وضعيت بدن شما روي صندلي به گونه‌اي باشد كه در تمام بدن احساس راحتي كنيد و هيچ يك از عضلات تحت فشار و يا انقباض نباشد. در صورتي كه براي تمرين روي زمين دراز مي‌كشيد، حتماً يك زيرانداز نرم و مناسب (پتو يا تشك) پهن نماييد. روي تخت و خوشخواب نيز مي‌توانيد تمرين كنيد. استفاده يا عدم استفاده از بالش به خود شما بستگي دارد. هرطور كه راحت هستيد همان طور عمل كنيد. براي تمرين به روش خوابيده بايد به پشت دراز بكشيد، پاها را به اندازه عرض شانه‌ها باز نماييد، دست‌ها را با كمي فاصله در كنار بدن قرار دهيد.

در هنگام تمرين‌هاي فرافكني بهتر است كه چشم، بسته باشد. با بسته شدن چشم، ارتباط با دنياي فيزيكي قطع مي‌شود و مي‌توانيد تمركز بهتري داشته باشيد. انسان از طريق حواس پنج‌گانه ادراكات محيط فيزيكي را دريافت كرده، با اطراف ارتباط مي‌گيرد. بخش اعظم ارتباط ما با محيط اطراف از طريق چشم‌ها مي‌باشد. همچنين بيشترين تحريكات فيزيكي نيز از طريق حس بينايي وارد مي‌شود. پس با بستن چشم‌ها بخش عمده‌ي ارتباطهاي ما با عالم فيزيك قطع مي‌گردد و جلو ورود بسياري از تحريكات فيزيكي كه عامل مزاحم مي‌باشد، گرفته مي‌‌شود.

تنفس:

در شروع تمرينات انجام تنفس عميق و شكمي همراه با حضور آگاهي مي‌تواند بسيار مفيد باشد. اينگونه تنفس‌ها سريعاً انسان را به آرامش مي‌رساند. تنفس عميق شكمي طي چهار مرحله انجام مي‌شود. مرحله اول، دم عميق است كه طي آن با يك دم عميق، ريه را به‌طور كامل پر از هوا مي‌كنيد. مرحله دوم، حبس و نگه‌داشتن هواي ورودي به منظور تبادل كامل اكسيژن و دي‌اكسيدكربن مي‌باشد. در صورتي كه هواي ورودي را چند لحظه در ريه حبس كنيد، از اكسيژن آن به طور كامل و بهينه استفاده مي‌شود. مرحله سوم، بازدم عميق است كه طي آن تمام هواي ريه تا آنجا كه مقدور باشد، تخليه مي‌گردد. البته تخليه‌ي كامل ريه از لحاظ فيزيولوژيك امكان‌پذير نمي‌باشد. در مرحله چهارم، چند لحظه به ريه استراحت ‌دهيد و سپس تنفس بعدي آغاز شود. در حالت معمولي عموماً نفس كشيدنهاي انسان سطحي مي‌باشد، در نتيجه هواي قابل توجهي وارد ريه نمي‌شود. از آنجا كه همان مقدار كم هواي ورودي نيز سريعاً تخليه مي‌گردد، اكسيژن موجود در آن به طور كامل مورد استفاده قرار نمي‌گيرد.

تنفس‌هاي عميق شكمي به شرط همراه بودن با حضور آگاهي اثرات آرامش‌بخش خواهد داشت. بدين ترتيب كه در هنگام تنفس عميق بايد آگاهي، توجه و حضور ذهن بر يكي از اين موارد باشد: عمل دم و بازدم (هواي ورودي و خروجي)، داخل حفره‌هاي بيني، نوك بيني، پيشاني (چشم سوم) ، پشت حلق (زير مغز)، پنج تا هشت سانتي‌متر زير ناف (روي شكم) و شمارش دم و بازدم.

حضور آگاهي بر عمل تنفس علاوه بر آرام كردن بدن باعث سكون بخشيدن به ذهن، ايجاد حالت دروني مناسب و افزايش كارايي تمرين‌ها مي‌گردد. نفس‌هاي عميق باعث افـزايش انرژي بدن، افـزايش سطح سلامت، تمدد اعصاب، تسلـط بر افكار و احساسات، بالا رفتن قدرت تمركز و ايجاد نيروي روحي مي‌گردد. براي استفاده بهتر از نيروي تنفس و آرامش حاصل از آن مي‌توانيد همزمان با نفس‌هاي عميق يك توده‌ي ابرمانند انرژي‌زا و نوراني را در چند سانتي‌متري صورت خود مجسم كنيد و با هر عمل دم بخشي از آن را وارد وجودتان كنيد. اين تجسم نيز بسيار آرام‌بخش خواهد بود و سبب رهايي شما خواهد شد.

رها‌سازي جسم:

رها سازي جسم به معناي ايجاد انبساط در عضله‌ها و رها شدن آنها از انقباض‌ها و تنش‌ها مي‌باشد. براي اين منظور مي‌توانيد به ترتيب با بخش‌هاي مختلف بدن خود و عضله‌هاي مربوطه به آن بخش صحبت نموده، از آنها بخواهيد كه آرام شوند. شايد اين موضوع به نظر شما عجيب بيايد، ولي مطمئن باشيد كه سيستم عصبي، پيام شما را به آن بخش از بدن مي‌رساند و آن بخش آرام و رها مي‌شود. براي مثال مي‌توانيد بگوييد: كف پاي راست من! لطفاً آرام و رها باش.

روش ديگر براي رهاسازي اين است كه اول توجه خود را به پاها معطوف مي‌كنيد. اگر در اين اندام احساس گرفتگي، انقباض يا درد داريد، آن را با استفاده از قدرت تجسم به سمت زمين هدايت كرده و از كف پا به زمين منتقل نماييد. و بدين ترتيب آن را از خود دور كنيد. سپس توجه خود را به روي تنه (شكم، سينه، كمر و شانه‌ها) برده، در صورتي كه گرفتگي، درد و انقباضي دارد، با قدرت تجسم آن را به سمت پاها هدايت كنيد و سپس به زمين منتقل نماييد. در مرحله بعد همين كار را با دست‌ها و در مرحله‌ي آخر با سر و گردن انجام دهيد. بدين ترتيب تمام گرفتگي‌ها، انقباض‌ها، دردها، تنش‌ها و اضطراب‌ها از جسم شما به زمين منتقل مي‌گردد؛ زمين ظرفيت بالايي براي دريافت و هضم اين موارد دارد.

روش ديگر براي رهاسازي جسم حضور و حركت آگاهي در بخش‌هاي مختلف جسم مي‌باشد. صرف اين عمل باعث رهاسازي بدن مي‌گردد. در اين روش، وقتي آگاهي بر يك بخش از بدن متمركز مي‌شود به ساير بخش‌ها توجهي ندارد. براي مثال توجه خود را بر كف پاها متمركز كرده،  براي چند لحظه آگاهي خود را در اين بخش نگه‌ داريد. در اين حالت به ساير بخش‌هاي بدن توجهي نداشته باشيد. اين عمل باعث احساس آرامش در كف پا مي‌شود. سپس آگاهي و توجه را به روي پا ببريد و چند لحظه نگه ‌داريد. در اين حالت نيز از ساير بخش‌هاي بدن غافل ‌باشيد و بدين ترتيب در روي پا نيز احساس آرامش كنيد. همين كار را به ترتيب با تمام بدن تا فرق سر انجام دهيد تا تمام بدن ريلكس و رها گردد.

رهاسازي ذهن:

رهاسازي ذهن، پس از رهاسازي جسم صورت مي‌گيرد. براي اين منظور ابتدا تمام ورودي‌هاي ذهن را باز گذاريد و اجازه دهيد تا تمام افكار وارد شوند. در اين حالت پس از چند لحظه اين افكار خودشان ذهن را ترك خواهند كرد و شما نيز آنها را بدرقه كنيد. اگر ورودي‌هاي ذهن را ببنديد و بخواهيد با تلاش جلوي ورود افكار را بگيريد، نتيجه معكوس مي‌دهد. چون فشار زياد افكار پشت درهاي بسته‌ي ذهن سبب ايجاد مزاحمت و اختلال در رهاسازي ذهن و تمركز فكر مي‌گردد. در طول تمرين‌هاي اوليه، ذهن از مسير اصلي تمرين‌ها به كرات منحرف مي‌شود، ولي هر بار آن را با نرمي و لطافت بر موضوع تمرين باز گردانيد. هرگز براي اين كار از خشونت استفاده نكنيد.

شيوه‌ي ديگر براي رهاسازي ذهن يادآوري و يا تجسم يك منظره زيبا مي‌باشد. بدين ترتيب كه يكي از مناظر زيبايي را كه قبلاً ديده‌ايد در ذهن يادآوري ‌كنيد و يا با استفاده از قدرت تجسم خلاق تصوير يك منظره‌ي زيبا را در ذهن خود مجسم ‌كنيد. اين منظره مي‌تواند يك پارك، يك باغ، ساحل دريا، كوه، دشت، جنگل و باشد. در اين حالت تمام بخش‌هاي آن منظره را در ذهن خود ببينيد. رنگ‌هاي مختلف و اجزاي تصوير را به خوبي ببينيد. صداي آن محيط را بشنويد. بوي آن محيط را استشمام كنيد. با تمام وجود در آن محيط قرار ‌بگيريد و آن را احساس و ادراك كنيد. اجازه دهيد پرنده‌ي ذهن شما در اين محيط زيبا به پرواز درآيد و آرامش و رهايي را تجربه كند.

برای کسب اطلاعات لازم پیرامون شناخت روح به کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، چاپ انتشارات نوید مراجعه نمادید.

 

+ نوشته شده در  2007/4/2ساعت 1:57 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Metaphysics & Soul cycle

Dr Motaleb Barazandeh

 

 نزول و صعود روح - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

به اعتقاد برخي از بزرگان، روح  قبل از نـزول به عـالم دنيـا، عوالم «ارواح» و «ذر» را پشت‌سر گذاشته‌است. بعد از عالم دنيا نيز عوالم «برزخ» و «قيامت» را در پيش‌رو دارد، كه بايد به‌سمت آنها صعود كند. درواقع انسان در مدّت كوتاه حضور خود در عالم دنيا، بين دو بي‌نهايت قرار دارد.

علّامه سيد محمدحسين طباطبايي- صاحب تفسـير الميـزان- عوالم قبل از عالم دنيا را اين‌گونه معرفي مي‌نمايد: « عالم ماده از جهت وجود مسبوق به عالم ديگري است كه مادي نيست اگر چه احكام ماده در آن يافت مي‌شود، و در واقع اين عالم، علتِ عالم مادي است، و نيز عالم ماده مسبوق به عالم ديگري است كه از ماده و احكام آن هر دو مجرد است كه در حقيقت علتِ علتِ عالم مادي است.»

 

References: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384

+ نوشته شده در  2007/3/29ساعت 7:36 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Metaphysics & conection to Soul

Dr Motaleb Barazandeh

 

ارتباط با ارواح - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

ارتباط با ارواح از جمله مباحث مهمّ و حساس در متافيزيك است كه در جاي خود به تشريح آن خواهيم پرداخت، ولي ذكر اين نكته ضروري است كه هزاران نفر از دانشمندان، محققان و متافيزيسين‌ها در اين رابطه تحقيقات و پژوهش‌هاي علمي داشته‌اند و بر صحت آن اعتراف كرده‌اند.

حضرت آيت‌الله‌العظمي مكارم‌شيرازي ضمن تاييد وجود روح و عدم امكان انكار آن مي‌فرمايند: « همچنين امكان ارتباط با ارواح را از طريق صحيح علمي براي افراد ورزيده‌اي كه در اين راه حقيقتاً كار كرده و زحمت كشيده‌اند نيز نمي‌توان انكار نمود، و همان‌طور كه خواهيم ديد، از سخنان پيشوايان بزرگ اسلام نيز امكان اين موضوع مسلّم مي‌گردد.»

ويليام كروكس پس از سال‌ها تحقيق در اين رابطه مي‌گويد: « من نمي‌گويم كه ارتباط با ارواح امكان وقوع دارد ، بلكه مي‌گويم كه اين امر عملاً و بالفعل تحقق پذيرفته است. »

 

References: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384

+ نوشته شده در  2007/3/29ساعت 7:36 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Metaphysics & creation of Soul - Body

Dr Motaleb Barazandeh

 

 خلقت ارواح و اجسام - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

آيا خلقت ارواح و اجسـام هم‌زمان بوده است؟ در اين رابطـه سه نظريـه وجود دارد. اوّل، عده‌اي مي‌گويند، كه ارواح و اجسام هـم‌زمـان خلـق شده‌اند، يعني هـم‌زمـان با شكل گرفتن جسم جنين در رحم مادر، روح مربوطه نيز خلق شده است و به آن ملحق مي‌گردد. دوّم، بعضـي مي‌گويند اجسام قبل از ارواح خلق مي‌شوند، يعني مدتي بعد از پيدايش و حيات جسم در رحم مادر يا حتي مدتي پس از تولد نوزاد، روحِ مربوطه، خلق و به جسم اضافه مي‌گردد، اين عده اعتقاد دارندكه جسم تا مدتي (تا قبل از اضافه شدن روح) زندگي حيواني دارد. سوّم، برخي اعتقاد دارندكه ارواح قبل از اجسام خلق شده‌اند، يعني ابتدا ارواح خلق شده و در عالم قبل از عالم دنيا زيست مي‌كنند، سپس با خلق جسم در رحم، روح مربوطه به آن اضافه مي‌شود. نظـريـه‌ي ســوّم صحيح‌تر به نظر مي‌رسد و با وجود «عالم ذر» نيز تطبيـق دارد، در حالي‌كه دو نظريّه‌ي ديگر با وجود عالم ذر تضاد دارد و به‌گونه‌اي وجود اين عالم را منتفي مي‌داند. (هرچند كه برخي وجود عالم ذر را تاييد نمي‌كنند) بيشتر متافيزيسين‌ها، عرفا‌، علماء و دانشمندان اعتقاد دارند كه ارواح قبل از اجسام خلق شده‌اند. احاديث و روايات نيز اين مطلب را تأييد مي‌نمايند.

 

References: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384

+ نوشته شده در  2007/3/29ساعت 7:35 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Metaphysics & Soul – Body relationship

Dr Motaleb Barazandeh

 

 نسبت روح و جسم - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

روح و جسم علي‌رغم تمام تفاوت‌ها و اختلاف در كيفيت‌شان (تفاوت از زمين تا آسمان) ارتباط تنگاتنگ، نزديك و متقابل دارند. حضرت امام خميني (ره) در اين رابطه مي‌فرمايند: « روح و جسم، با هم وحدت دارند. جسم، ظل روح است، روح باطن جسم است. جسم ظاهر روح است، اينها با هم يك هستند، جدايي از هم ندارند.»(آيين انقلاب اسلامي، ص 192) بزرگان ديگر معتقدند كه روح در بدن سير دارد. شيخ مفيد-كه مايه مباهات و افتخار مسلمين است- سير روح در بدن را به سير آب در گل و چربي در روغن  تشبيه مي‌نمايد. برخي بزرگان ديگر نسبت روح به جسم را مانند نسبت گلاب به گل و گرما به آتش دانسته‌اند.

ابن‌سينا- كه خدايش رحمت كند- نسبت روح به جسم را مانند نسبت مرغ به آشيانه و يا نسبت كارگر به ابزار مي‌داند. ارتباط روح و جسم را مي‌توان به ارتباط روشنايي لامپ به اتاق تشبيه نمود، چون يك لامپ، اتاق را روشن مي‌كند، روح هم در جسم همين نقش را دارد. روح به جسم نور، روشني، انرژي و حيات مي‌بخشد. فراموش نشود كه وقتي يك لامپ، اتاقي را روشن مي‌كند، تمام فضاي اتاق نوراني مي‌گردد و نور درهمه جا حضور دارد. در اين اتاق نمي‌توان براي نور جاي خاصي مشخص كرد، هرچند كه در مركزِ قرارگرفتن لامپ، تراكم نور و غلظت آن بيشتر است. روح هم در جسم مانند نوري است كه همه جاي جسم را روشن مي‌كند و نمي‌توان براي آن جايگاه خاصي مشخص نمود، به گونه‌اي كه در ساير قسمت‌هاي جسم حضور نداشته باشد.

برخي نيز جسم را لباس زمين نوردي روح مي‌دانند، بدين معني كه همان‌گونه كه يك فضانورد هنگام رفتن به فضا به لباس فضانوردي نياز دارد، روح نيز هنگام آمدن به زمين براي آن‌كه بتواند در عالم ماده و كره‌ي زمين فعاليت و تجربه نمايد، به لباس زمين‌نوردي (جسم فيزيكي) نياز دارد.

همان‌طور كه ذكر شد، روح و جسم ارتباط بسيار نزديك با هم دارند و بر يكديگر اثر مي‌گذارند. اثرگذاري روح و جسم بر يكديگر مورد اتفاق نظر تمام متافيزيسين‌ها و عرفـا بوده و هست و امري اجتناب ناپذير است. پس انسان نمي‌تواند هركاري كه خواست با جسم انجام دهد و بگويد كه جسم مادي، موقت و گذرا است، چرا كه هر كاري كه در جسم صورت گيرد، اثرات آن به روح نيز منتقل مي‌شود. حتّي شكل ظاهري جسم نيز، بر روح اثرگذار است. براي مثال فرم و اندازه موي سر و محاسن در آقايان كه به ظاهر جسم مربوط است و يا مصرف سيگار و الكل كه ظاهراً به جسم آسيب مي‌زند و ساير موارد مشابه، بر روح نيز اثر مي‌گذارد. البته اين اثرگذاري متقابل است و هر آنچه كه در روح مي‌گذرد هم، بر جسم اثر مي‌گذارد، پس بين روح و جسم ارتباط متقابل و تنگاتنگ وجود دارد.

عده‌اي روح و جسم را كاملاً از هم جدا مي‌دانند و به اين بهانه هركاري كه بخواهند بر سر جسم خود مي‌آورند. متأسفانه برخي از اين افراد داعيه متافيزيك نيز دارند. وقتي به اين‌گونه افراد اعتراض مي‌شود، مي‌گويند كه جسم فاني و گذرا است، چه فرقي مي‌كند كه من سيگار بكشم يا نكشم، چه فرقي مي‌كند مشروب بخورم يا نخورم، چه فرقي مي‌كندكه جسم و بدنم كثيف باشد يا تميز و . در جواب اين‌گونه افراد بايد گفت كه شما در اشتباه هستيد و اشتباه شما نيز از كمي اطلاعات شما سرچشمه مي‌گيرد. با اوصاف مذكور متوجه مي‌شويد كه چرا دين مبين اسلام انجام برخي اعمال كه ظاهراً به جسم مربوط است را حرام دانسته است.

پس بين جسم و روح تعلّقات و روابـط متقابـل زياد و عميقـي برقرار مي‌باشد، كه اجتناب از آنها امكان‌پذير نمي‌باشد. ارتباط و پيوند بسيار عميق اين دو بخـش سـبب شده است كه حضرت امام خميني- او كه روح خدا بود در كـالبد زمان- نسـبت آنها را نسـبت «ظاهريّت و باطنيّت» و «جلوه و متجلّي» بدانند. ايشان مي‌فرمايند: « آثار و خواص و انفعالات هر مرتبه به مرتبة ديگر سرايت مي‌كند، چنان‌چه اگر مثلاً حاسّه‌ي بصري، چيزي را ادراك كند، از آن اثري در حس بصر برزخي واقع شود به مناسبت آن نشئه، و از آن اثري در بصر قلبي باطني واقع شود به مناسبت آن نشئه، و همين طور آثار قلبيّه در دو نشئه ديگر ظاهر گردد. »

جناب مولانـا - آن شمسـي كه در پرتـو شـمس در وادي عرفـان اظهر مِنَ شمس شد- در بيان تفاوت جسم و روح مي‌فرمايند:

حد جسمت يك دو گز خود بيش نيست       جان تو تا آسمان جولان كني است

جان همه نور است و تن رنگ است و بو      رنــگ و بــو بگذار ديگر آن مـگو

پس ملاحظه مي‌فرماييد كه روح و جسم هم قرابت‌هاي فراوان و هم تفاوت‌هاي بسيار باهم دارند، به‌گونه‌اي كه گاهي اوقات انسان با مراجعه به منابع و مأخذ ممكن است احساس تضاد بكند. در هر حال چون جسم زميني و روح آسماني و تفاوت آنها به‌معناي واقعي از زمين تا آسمان است، لذا با اين همه تفاوت به‌راحتي نمي‌توانند كنار هم قرار گيرند، مگر آن‌كه چيز سومي به‌عنوان حد واسط بين آنها قرار گيرد كه همان روان مي‌باشد. برخي نيز اعتقاد دارند كه روان، حاصل روابط و تأثيرات متقابل جسم و روح است.

حضرت امام صادق عليه‌السلام مي‌فرمايند: « ارواح با بدن آميخته نمي‌شوند و به آن متكي نيستند، بلكه بدن را در ميان گرفته و بر آن احاطه دارند.» (ميزان الحكمه، ج 5 ، ص 2155 )

 

References: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384

+ نوشته شده در  2007/3/29ساعت 7:34 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Metaphysics & Soul recognition in Qoran

Dr Motaleb Barazandeh

 

 روح شناسي در قرآن - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

قرآن كريم، نامه‌ي عاشقانه‌ي خالق به مخلوقات، روح را از امر پروردگار مي‌داند، و مي‌فرمايد: « قل الروح من امر ربي». « ابو بصير مي‌گويد از امام باقر (عليه‌السلام) يا امام صادق (عليه‌السلام) دربارة آية « و از تو دربارة روح مي‌پرسند، بگو روح از امر پروردگار من است» سوال كردم، فرمود: روح آن چيزي است كه در وجود جنبندگان و مردمان است. عرض كردم: آن چيست؟ فرمود: آن از (عالم) ملكوت و از (عالم)قدرت است.» (ميزان الحكمه، ج 5 ، ص 2155)

« امر» از « عالم امر» مي‌آيد، عالم امر فاقد زمان و مكان، به مفهوم عام رايج آن است؛ آفريدن در عالم امر آني است و تدريجي نمي‌باشد. در اين عالم، وجود هر موجودي به صورت  مستقيم، تنها مستند به خداي تعالي است. نقطه مقابل عالم امر، عالم خلق است كه مقيد به قيود زمان و مكان بوده، از انرژي و ماده تشكيل شده است؛ خلق در عالم خلق تدريجي است. در اين عالم، وجود هر موجودي به صورت غير مستقيم و با وساطت علل و اسباب، مستند به خداي تعالي است.

صاحب الميزان مي‌نويسد: « امر عبارت است از وجود هر موجود از اين نقطه نظر كه تنها مستند به خداي تعالي است، و خلق عبارت است از وجود همان موجود از جهت اينكه مستند به خداي تعالي است با وساطت علل و اسباب.» ايشان همچنين معتقد است كه: « امر خدا عبارت از كلمه ايجاد او است و كلمه ايجاد او همان فعل مخصوص به او است  بدون اينكه اسباب وجودي و مادي در آن دخالت داشته و با تاثيرات تدريجي خود در آن اثر بگذارند، اين همان وجود مافوق نشأه مادي و ظرف زمان است و روح به حسب وجودش از همين باب است يعني از سنخ امر و ملكوت است.» (ترجمه الميزان، ج 13 ، ص 273)

در تفسير شريف الميزان آمده است: « امر خدا -كه روح هم يكي از مصاديق آن است- از جنس موجودات جسماني و مادي نيست، چون اگر بود محكوم به احكام ماده بود و يكي از احكام عمومي ماده اين است كه به تدريج موجود شود، وجودش مقيد به زمان و مكان باشد، پس روحي كه در انسان هست، مادي و جسماني نيست هرچند كه با ماده تعلق و ارتباط دارد.» نويسنده‌ي اين كتاب ارزشمند، همچنين در رساله‌ي انسان قبل از دنيا مي‌نويسد: «فوق عالم اجسام كه مشتمل بر نظام تدريجي است، عالم ديگري است مشتمل بر موجودات غير تدريجي (يعني غير زماني)، و هرموجود زماني از نظام تدريجي، قائم و متفرّع بر موجودات امريّه آن عالم است و به عبارت ديگر موجودات امري با موجودات نظام تدريجي همراه و بدانها محيطند. »

برخي مفسرين اعتقاد دارند كه « قل الروح من امر ربّي » دلالت بر استنكاف حضرت حق‌تعالي از جواب به سؤال حضرت رسول گرامي اسلام در مورد روح دارد. در حالي‌كه علامه طباطبايي و جناب ملاصدرا اعتقاد دارند كه حضرت حق‌تعالي در اين آيه واقعاً حقيقت روح را بيان كرده، آن را از امر مي‌داند و امر را در جاي ديگر قرآن تشريح مي‌كند. جناب آقاي صادق لاريجاني در تعليقات خود بر كتاب « انسان از آغاز تا انجام » چنين مي‌نويسد:«بعضي از مفسرين تعبير قل الروح من امر ربّي را اعراض از جواب به سؤال يسئلونك عن الروح دانسته‌اند: خداوند به پيغمبر دستور مي‌دهدكه با گفتن اين‌كه « روح از امر پروردگار من است » از جواب حقيقي به سؤال سرباز زنداما جمعي ديگر از مفسرين تعبير فوق را پاسخي حقيقي به سؤال مذكور مي‌دانند. حقيقت روح از عالم امر است و همين مطلب هم در آيه شريفه ذكر شده است، پس متضمّن هيچ‌گونه اعراض از جواب نيست. مرحوم صدر‌المتألهين در اسرارالآيات (ص105) به همين نظر تصريح مي‌كند، مرحوم علامه هم همين نظر را اختيار نموده‌اند.»

در ادامه آيه‌ي مذكور نيز مي‌فرمايند كه « از علم به شما نداديم مگر اندكي» عده‌اي نيز اين بخش را به عنوان دليل مطرح مي‌كنند، كه چون خداوند فرموده: اندكي از علم به شما داديم، پس نبايد بيش از اين اندك به دنبال آن علم (شناخت روح) رفت. در اينجا اين سؤال مطرح است كه اندك از چه مقدار؟ خيلي مهم است كه اصل و كل چقدر بوده، چون اندكي آب از يك ليوان آب با اندكي آب از يك اقيانوس آب متفاوت مي‌باشد. پس اندك از يك اقيانوس، براي ما انسان‌ها بسيار زياد مي‌باشد. به ياد داشته باشيد كه اين نيز دليل بر ممنوعيت رفتن به سمت روح‌شناسي نمي‌باشد.

دانشمند فرزانه و مفسر كبير حضرت علامه طباطبايي در تفسير الميزان مي‌فرمايند « قرآن كريم همواره اصرار و تاكيد دارد در اين‌كه بندگان خدا نظر خود را منحصر در محسوسات و ماديات نكنند»

 

References: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384

+ نوشته شده در  2007/3/29ساعت 7:31 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Metaphysics & substantiation of Soul

Dr Motaleb Barazandeh

 

اثبات وجود روح - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

وجود روح به اشكال مختلف و توسط دانشمندان متعدد اثبات شده است، و ديگر جاي هيچ‌گونه ترديد و ابهامي  در اين زمينه نمانده است. با وجود اين هنوز برخي افراد نا آگاه در اين مورد مبتلا به ناباوري هستند، لذا در اين بحث به نظرات چند تن از بزرگان در باب اثبات وجود روح توجه مي‌نماييم.

حضرت امام خميني- كه خداوند ما را با او محشور گرداند- ضمن بيان محجوب بودن يك طرف از يك شئي از طرف ديگر آن، و آگاه بودن انسان و حيوان از همه‌ي اطراف خود، چنين نتيجه مي‌گيرند: « پس در حيوان و انسان چيز ديگري هست كه فوق ماده است و از عالم ماده جداست و با مردن نمي‌ميرد و باقي است. » اين امام بزرگوار، انسان مجرد از اين عالم طبيعت را يك حقيقت مي‌دانند و از اين امر براي اثبات وجود بُعد ماورايي انسان بهره مي‌گيرند. ايشان همچنين در جاي ديگر فرموده‌اند: « انسان اگر به همين حدّ طبيعت بود و بيشتر از اين چيزي نبود، ديگر احتياج به اين‌كه يك چيزي از عالم غيب براي انسان فرستاده بشود، تا انسان را تربيت بكند (نداشت)،... لكن چون انسان مجرد از اين عالم طبيعت (و) يك حقيقتي است، همين خود خصوصياتي كه در انسان هست، دال بر اين است كه يك ماورايي از براي اين طبيعت هست، چون انسان يك ماورايي دارد و به حسب براهيني كه در فلسفه ثابت است، ماوراي اين طبيت در انسان هست و انسان داراي يك عقل بالامكان مجرد و بعد هم مجرد تام خواهد شد.»

حضرت آيت‌العظمي ناصر مكارم شيرازي كه از علماء آگاه به مسايل روز و علوم متافيزيك است در كتاب « ارتباط با ارواح » مي‌نويسند: « به عقيدة ما يادآوري يك نكته لازم است كه نه ما و نه هيچ‌كس ديگر نمي‌خواهيم و نمي‌توانيم وجود روح را انكار نماييم، زيرا دلائل فلسفي و حسي و تجربي كه براي اثبات وجود روح اقامه شده، بيش از آن است كه بتوان همه را ناديده گرفت»

جناب ابن سينا- فيلسوف مسلمان نيز در بحث نفس از كتاب شفا چنين مي‌نگارد: « ما اجسامي را مي‌بينيم كه تغذيه و توليد مثل و حركت و اراده دارند و اين امور براي اين اجسام، از جهت جسم بودنشان نيست، پس بايد در ذات اين اجسام، مبادي غير از جسميّت آن‌ها براي اين كارها باشد تا اين كارها از آن صادر شود، مبادي آن‌چه مبداء صدور كارهايي است كه پيوسته بر يك نهج واقع نمي‌شود و از روي اراده است آن را نفس(روح) مي‌ناميم. »

دكتر رئوف عبيد در مقدمه كتاب خود مي‌نويسد كه « باور داشتن روح، باوري كهن به قدمت انسان است، از جمله باورها، اعتقاد به جاودان بودن روح و اعتقاد به ثواب و عقاب است.»

 

References: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384

+ نوشته شده در  2007/3/29ساعت 7:30 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Metaphysics & Soul recognition

Dr Motaleb Barazandeh

 

آشنايي با روح - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

كلـمه روح از لغت رَوْح و يا رُوْح آمــده اسـت. رَوْح به معنـي سرور، شادي، آسايش و نجات از غم و اندوه است. رُوْح به معني نفس كشيدن و دميدن است و از ريح مشتق شده، كه به معني باد و نسيم مي‌باشد. پس به ياد داشته باشيد كه روح بايد مانند نسيم، به‌نرمـي و لطافت به‌طور مرتّب و دائم در حركت باشـد؛ روحـي كه درجـا بزنـد، ساكن و بي‌حركت باشـد، ديـگر روح نيسـت. روان را نيز به اين دليـل روان مي‌گوييم، كه بايد روان و جاري باشد و دائم در حركت باشد، روان نيز اگر ساكن و راكد شد، مانند آب راكد مي‌گندد. بايد گفـت در دنياي امروز، با كـمال تأسف روان و روح بسياري از انسانها، در اثـر سـنگيني تعلّقات دنيايي، ساكن و راكد شده، درجا زده و گنديده است، ايشان نيز بي‌خبرند و يا خويش را به بي‌خبري زده‌اند.

علامه‌ي طباطبائي در تفسير شريف الميزان مي‌نويسد: « كلمة روح به‌طوري كه در لغت معرفي شده به‌معناي مبداء حيات است كه جاندار به‌وسيله آن قادر بر احساس و حركت مي‌شود.» ( ترجمه‌ي الميزان، ج 13 ، ص 270 )

روح يك كيفيت لطيف، مجرد، مؤثّر و نافذ است، كه حقيقـت انسان را به‌وجود مي‌آورد. روح حقيقتي وسيع است كه ماوراي جسم فيزيكي و ماوراي مكان و زمان بوده، فاقد خصوصيات اجسام فيزيكي و مادّي است. حضرت امام صادق عليه‌السلام مي‌فرمايند: « روح جسم لطيفي است كه كالبد ستبري بر آن پوشانده شده است.» ( ميزان الحكمه، ج 5 ، ص 2155 )

روح فاقد جـرم، وزن، طول، عرض و ارتفاع است و مرگ به آن راه ندارد. روح مبداء حيات و عامل آگاهي است و آثاري در عالم وجود بروز مي‌دهد، كه بسيار بديع و عجيب مي‌باشد. روح فاقد شكل و فرم است، ولي فقط براي اين‌كه به ذهن نزديك شود، مي‌توان آن را به يك توده نور تشبيه كرد.

ابونصر محمد فارابي كه از بزرگترين فيلسوفان مسـلمان به شمار مي‌رود، معتقد است كه روح حقيقت وجود آدمي است و بعد از فناي جسم باقي مي‌ماند. وي همچنين مي‌گويد: « روح انسان از جوهري آگاه به امور است، كه در عالم ملكوت بوده و در آن عالم شكل دارد ولي زمان و مكان ندارد.» خواجه نصيرالدّين طوسي روح انسـان را جـوهر بسيط مي‌داند.

عقيده‌ي بيشتر عالمان و دانشمندان بر اين است كه روح، جسمي نوراني، زنده و متحرك است، كه از جهان برتر بوده، سرشتش با اين پيكر مادّي متفاوت است. آلن كارداك- پزشك و روح‌شناس معروف فرانسوي- روح را اصل هوشمند هستي و يا موجود هوشمند آفرينش معرفي مي‌نمايد.

شيخ مفيد-كه به‌حق براي اسلام و مسلمين مفيد بود- معتقد است: «روح جسم لطيف و شفافي مانند هوا است كه در بدن سير مي‌كند.» شيخ‌الرئيس- ابوعلي سينا- روح انسان را يك ذات معنوي و منبع نيروهاي بي‌شماري مي‌داند كه از تركيب عناصر به‌وجود نيامده است. از نظر ايشـان روح نمـي‌تواند دسـتخوش فسـاد گردد و پس از جدايي از بـدن، در هنگام مرگ، درعالم معقولات براي خود قدرت و مقامي حاصل مي‌كند، كه از جايگاه او در زمين به مراتب بالاتر است.

دكتر رئوف عبيد استاد حقوق دانشگاه عين‌الشمس قاهره در كتاب خود چنين مي‌نويسد: « فيلسوف و پزشك معروف ابوعلي الحسين‌‌بن عبدالله‌بن سينا كه به‌عنوان پيش‌كسوت فلاسفه در بررسي روح شمرده مي‌شود، دلايل بسياري مبني بر وجود روح و جاودان بودن آن بعد از مرگ ارائه مي‌كند و مي‌گويد: اي خردمند بينديش كه تو امروز همراه با روح و نفس مي‌باشي كه در تمام عمر همراه تو بوده است.»

بوعلي سينا در جاي ديگر مي‌نويسد: « بدان كه آن جوهر اصلي كه در وجود انسان است پس از مرگ با نابود شدن جسم، نابود نمي‌شود و بعد از جدا شدن از بدن، پوسيده و نابود نمي‌گردد، بلكه همراه با پايداري آفرينندة خود، او نيز باقي و پايدار است، زيرا جوهر روح نيرومندتر از جوهر جسم است. »

اين دانشمند بزرگ قصيده‌اي نيز در باب روح سروده است كه به قصيده‌ي «عينيّه‌ي روحيّه» معروف گرديده است. در اين قصيده كه به زبان عربي مي‌باشد، كيفيت نزول روح و حلول آن در جسم و صعود آن به عالم بالا به زيبايي تشريح شده است.

آقاي محمّد شـاهوردي در فلسـفه‌ي ابــن‌سـينا از قـول ايـن فيلسوف شهير چنين نقل مي‌كنـد: « نفـس (روح) صـورت جـوهري جـسم است و تا زمانـي‌كه نفس متّصل به جسم باشـد، ممكـن نيسـت ذات خود را عقلاً ادراك كند، مگر به واسطه‌ي اعمال قواي خود امّـا معرفت نفس به ذات خويش كه براي او حاصـل مـي‌گـردد، از باب معرفت عقليه نيست، بلكه معرفت تجربي غامضه‌ايست كه شخص در خلال اعمال از ذات خود تحصيل مي‌نمايد و حقيقت آنست كه نفس انساني وجود خالص خود را به طريق نوعي از تأمل ذاتي كامل به تجربه ادراك مي‌كند، ولي در هرحال به جوهر خاص خود نمي‌رسد. »

با اوصاف مذكور مي‌توان نتيجه گرفت كه روح بخش اصلي وجود انسان است كه مي‌توان آن را به نرم‌افزار كامپيوتر تشبيه نمود و جسم فيزيكي نيز سخت‌افزار آن مي‌باشد. بدون شك يك سيستم كامپيوتر فاقد نرم‌افزار، هيچ‌گونه استفاده و كاربردي ندارد و نرم‌افزار نيز بدون در اختيار داشتن سخت‌افزار نمي‌تواند نمود و جلوه كند.

علامه سيد محمدحسين طباطبايي صاحب تفسير شريف الميزان مي‌فرمايند: «به‌طور كلي نفس آدمي موجودي است مجرد، موجودي است ماوراي بدن و احكامي دارد غير احكام بدن و هر مركب جسماني ديگر، بلكه با بدن ارتباط و علقه‌اي دارد و يا به عبارتي با آن متحد است و بوسيله شعور و اراده و ساير صفات ادراكي، بدن را اداره مي‌كند.»

ابن رشد- از بزرگترين فلاسفه مسلمان و از بزرگترين شارحان ارسطو- مي‌گويد:« ما روح و بسياري از چيزها را درك مي‌كنيم اما اندازه آنها را نمي‌دانيم، و كاش حد و اندازه وجودي آن را درك مي‌كرديم، با اين حال ما ضرورت وجودي آن را درك مي‌كنيم كه حضورش در جسم مايه حيات و تعادل جسم است و نبودش سبب سقوط و نابودي جسم مي‌گردد.»

ملا احمد نراقي نيز معتقد است كه «روح چون از جنس مجردات است، به حقيقت او رسيدن و او را به كُنه شناختن در اين عالم ميسر نيست»، وي همچنين بيان مي‌كند كه: حقيقت آدمي و آن‌چه كه به سبب آن به ساير حيوانات ترجيح دارد، همان روح است كه از جنس ملائكه مقدسه است. در نظر ايشان روح امري باقي است، كه اصلاً و مطلقاً از براي آن فنايي نيست، و بعد از مفارقت آن از اين بدن و خرابي تن، از براي آن خرابي و فنايي نيست و نخواهد بود.

 

References: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384

+ نوشته شده در  2007/3/29ساعت 7:29 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

Metaphysics & history of Soul recognition

Dr Motaleb Barazandeh

 

متافیزیک - تاريخچه‌ي علمي روح‌شناسي - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافیزیک و شناخت روح، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید

مثل مؤمن با بدنش، مانند گوهری است در صندوق، که چون گوهر خارج شود صندوق دور انداخته مي‌شود و صندوق از دور انداخته شدن خود ناراحت نيست.

حضرت امام صادق عليه السلام

كيفيت و چيستي روح، اثبات وجود روح، ارتباط با ارواح، فرافكني و سفر روح از جمله‌ي مباحث روح‌شناسي است، كه در طول تاريخ علم، توسط دانشمندان متعدّد مورد تحقيق، پژوهش و مطالعه قرار گرفتـه است. وجـود ايـن مقـولات به كرّات توسـط دانشـمندان تأييـد گرديده است. دكتر رئوف عبيد در كتاب « الانسان روح لاجسد » تاريخچه‌ي روح‌شناسي و توجه به روح را از نظر فراعنه، هندوها، يونان و روم، فيلسوفان مسيحي و فلاسفه‌ي اسلامي ارائه نموده است.

فلاسـفه و عرفـاي مسـلمان در اين زمينـه مطالعات و تحقيقات فراوان داشته‌اند و داراي نظرات بسيار ارزشمندي مي‌باشند. ابن‌سينا، ملاصدارا، شيخ مفيد، سهروردي، فارابي، مولوي، خواجه نصيرالدين طوسي، ابن عربي، ابن رشد، امام فخررازي، اقبال لاهوري، ملا احمد نراقي، حاج ملا هادي سبزواري، حضرت امام خميني(ره)، آيت‌الله حسن‌زاده آملي، علامه طباطبايي و حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي از جمله دانشمندان صاحب نظر در اين بحث مي‌باشند.

در ادامه‌ي اين بحث به ذكـر اسامي عـدّه‌ي كمـي از دانشمندان خارجي كه پيرامون شناخت روح و ساير مسائل مربوط به آن كار علمي كرده‌اند مي‌پردازيم.

دي مورگان: رئيس جمعيت رياضي‌دانان انگلستان، نويسنده

ويليام كروكس: از مشهورترين دانشمندان شيمي، رئيس انجمن سلطنتي بريتانيا، نويسنده، عضو برجسته انجمن تحقيقات روحي

آلفرد روسل والاس: بزرگترين فيزيولوژيست انگلستان در عصر خود، دوست نزديك داروين، نويسنده

اليور لودج: از مشهورترين دانشمندان قرن بيستم، نويسنده

ويليام جيمز: پزشك، روانشناس، فيلسوف بزرگ، استاد فلسفه‌ي دانشگاه هاروارد، عضو انجمن تحقيقات روحي انگلستان، روح‌شناس، رئيس دانشگاه هاروارد

ويليام مك دوگال: نويسنده

ادوين فردريك باورز: استاد دانشگاه ميناپوليس، نويسنده

اكسون: استاد دانشگاه آكسفورد

كاميل فلاماريون: دانشمند ستاره‌شناس، رياضي‌دان معروف فرانسه، رئيس انجمن نجوم فرانسه، نويسنده

ويكتور هوگو: نويسنده معروف و دانشمند فرانسوي

سزار لمبروزو: يكي از مشهورترين دانشمندان جُرم‌شناسي، استاد بيماري‌هاي رواني در دانشگاه‌هاي ايتاليا، استاد پزشكي قانوني

آلن كارداك: پزشك، دانشمند علوم تربيتي، روح‌شناس معروف فرانسوي، مؤسس انجمن روحي فرانسه، نويسنده

لورد بالفور: سياستمدار مشهور انگليسي

كارل ويكلاند: عضو انجمن پزشكي شيكاگو، عضو انجمن پيشرفت دانش، نويسنده

پروفسور هايسلوپ: رئيـس انجـمن تحقيقات روحــي در آمريكا

ويليام بارت: از دانشمندان علوم طبيعي انگلستان، نويسنده

لرد رايلي: دانشـمند علـوم طـبيعي، اسـتاد دانشـگاه كمبريج، برنده جايزه نوبل

فردريك مايرز: دانشــمند روانشـناس، عضـو فعـّال انجمن بحث‌هاي روحي، نويسنده

ادموند گرني: از دانشمندان مشهور روانشناس، استاد هيپنوتيزم، نويسنده

دكتر آلكساندر كانُن: دانشمند و محقّق برجسته، نويسنده

دكتر آرتوركونان دويل: پزشـك، اديـب معـروف، نويسنده داستان‌هاي شرلوك هلمز و دكتر واتسن

اسقف استانتون موزس: از برجسته‌ترين مردان مذهبي، استاد دانشگاه لندن، رئيس اتحاديّه روح‌شناسان لندن، نويسنده

اسقف چارلز تويدل: رئيس اسقف‌هاي يوركشاير، نويسنده

بالزاك: فيلسوف بزرگ

دكتر گوستاو جلي: رئيـس انسـتيتوي بيـن‌المللي ماوراي روح، از بزرگترين محققان روح‌شناسي، نويسنده

پروفسور شارل ريشه: رئيس افتخاري انستيتوي بين‌المللي ماوراي روح، نويسنده، دانشمند فيزيولوژيست

ماري كوري: كاشف عنصرراديوم، دانشمند

زولنر: دانشمند ستاره‌شناس، نويسنده

هانس دريچ: روانشناس و زيست‌شناس معروف آلماني و استاد فلسفه در دانشگاه ليپزيك

شرنك فون نوتزينگ: پزشك، زيست‌شناس معروف مونيخي، نويسنده

دامون دي لاساگا: از دانشمندان علوم طبيعي در اسپانيا

فيثاغورس، سقراط، افلاطون، و ارسطو نيز از جمله دانشمندان صاحب نظر در اين رابطه مي‌باشند.

 

References: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Soul recognition, Navid publications, 1384

+ نوشته شده در  2007/3/29ساعت 7:10 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  |