تبليغاتX
هاله نورانی - ریکی - مدی تیشن - متافیزیک

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي ارغواني

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، مهندس محمد امین

 ذهن/ بدن

ارغواني ها ترجيح مي دهند در دنياي تخيلات خود زندگي کنند. افسونگري، افسانه، تعالي دروني، ابعاد وجودي و حور و پري، انديشه هايي است که قلب و ذهن ارغواني ها را پر ساخته است. آنها ساعات زيادي را صرف تصوراتشان مي کنند.

ارغواني ها با ذهن و عاطفه اي آزاد به مکاشفه ي انديشه ها و واقعيت هاي شدني مي پردازند. آنان مي توانند بي هيچ محدوديتي عمل کنند. هر آنچه را آنان تصور کنند، ممکن و واقعي است. اين توانايي منحصر به فرد، به آنان توانايي توليد و خلق چيزهايي تازه را مي دهد و معمولاً مرز ايده ها را مي شکند. ارغواني ها معتقدند که رؤياها به حقيقت خواهند پيوست.

ارغواني ها مي توانند انرژيها را از طريق احساس دروني قدرتمند و منحصر به فردشان ادراک کنند. بسياري از ارغواني ها توانايي ديدن يا احساس کردن دنياي ديگران و تجربه کردن واقعيت هاي متفاوت را دارند. در ارتباط با ابعاد برتر، آنان قادرند ايده ها و انديشه هايي را که وراي ادراک است، دريافت کنند. آنها انرژيهاي نافذ و امکانات روحي درمانگري را دارا هستند. اين شخصيت هاي رويا محور از لطافت موسيقي هاي عميق، نواخت باد، شمع، بخور، ژرف انديشي و نواهاي خوش، مسرور مي شوند. آنها از هر رنگ و نوايي که الهام بخش تصورات آنها باشد، لذت مي برند.آنها دوست دارند در مديتيشن، براي خودشناسي، بدن هايشان را ترک کنند.

ارغواني ها معلماني مفرّح هستند. آنان با تصاوير رنگي درون و ادراک مسرت انگيزشان، به سوي سرزمين افسانه و رويا راهي مي سازند. وقتي قدرتمند هستند ، قصه گو، نويسنده و هنرمندانی شگفتند. آنها استعداد دروني خوبي براي تجسم سازي عوالم عرفاني دارند؛ آنجا که ارواح و ملايک سکني مي گزينند.

ارغواني ها ما را به فراسوي واقعیت ها و محدوديت هاي خشن زندگي، به جايي سرشار از شايد هاي باور نکردني مي برند. ارغواني ها باید فارغ از بندهاي جسماني، عاطفي و فيزيکي باشند. آنها پر پرواز مي خواهند، تا بدانجا پر بکشند. آنها ناگزير به تجربه ي اين ابعاد دروني هستند که به همراه شهود يا فرشته ي حامي شان انجام مي دهند. ارغواني ها، زندگي را همچون دنيايي جادويي مي بينند که سرشار از ماجراهاست، آنها اينجايند تا قوه تخيل ديگران را برانگيزانند، تا الهام بخش حس عجيب و انديشه ي ماندگار جاودانگي باشند.

از آن جا که ارغواني ها بيشتر در دنياي دروني خويش زندگي مي کنند، رغبتي به مواجه با واقعيت زندگی ندارند. ارغواني ها نيز، واقعيت فيزيکي را همچون بسياري ديگر از افراد، خشن و ددمنشانه در مي يابند، بنابراين در جستجوي فضاها يا موقعيت هايي هستند که زندگي، سبک، راحت، زيبا و افسانه اي باشد. قوه ي تخيل، براي آنان، بُعدي واقعي از وجود است، جايي که رويا به حقيقت مي پيوندد. آنها مي دانند که افکار و اعتقادات، نقشي حياتي در خلق دنياي فيزيکي ما ايجاد مي کند. شخصيت هاي ارغواني، قادرند از تخيلات و افکارشان براي تغيير واقعيت ها استفاده کنند.

وقتي آنها قوي هستند، استعداد آن را دارند که ممکن هاي نامحدود ديگر اقليم ها را به ديگران نشان دهند. آنها توانايي آن را دارند که بصيرتشان را عملي کنند، تا جايي که زندگي دوستدارانشان را ارتقاء بخشند. آنها نياز دارند که با افراد بصري باشند؛ کساني که توانايي هاي بالقوه ي آنان را مي بينند و قادرند روياهاي آنان را به تجلي برسانند. ارغواني ها قادرند ملهم و متحرک ديگران براي خلق و توليد آينده و انديشه اي تازه باشند.

آنها بيشتر با احساسات و فطرتشان زندگي مي کنند، تا با هوش شان. تفکر آنها بسيار شهودي و خلاقانه است. آنها با تحليل مرحله به مرحله و افکار و انديشه هاي خشک و ساختاري مشکل دارند.

ارغواني ها مي خواهند آزادانه واقعيت هاي تازه را تجسم و تجربه کنند. بدن جسماني آنها معمولاً حساس و شکننده است. آنها ممکن است استخوانهايي کوچک و ريز ساخت داشته باشد. ارغواني ها همچنين چندان رغبتي به فعاليت هاي جسماني و ورزش ندارند.

ارغواني ها مخلوقاتي فوق العاده حساس هستند که ادراکات حساس آنها موجب شده است که سيستم عصبي آنها بار سنگيني را به دوش بکشد. براي آنها محيطي سرشار از صلح و صفا و هماهنگي، بنيادين است. هنگامي که ارغواني ها در اتصال به بدن فيزيکي شان، در زمين مي مانند، افرادي روحي و قوي مي شوند که از قدرت تخيلشان براي روشنگري ابناء بشر استفاده مي کنند.

ارغواني هاي ضعيف براي گريز از واقعيت ها، به روياهاي روزانه پناه مي برند. آنها به سختي بين واقعيت و رويا را تشخيص مي دهند. آنها بيش از اندازه در دنياي ديگر زندگي مي کنند و بيان تصورات و همچنين در ميان گذاشتن روياهاشان با ديگران، کاري دشوار است. ارغواني هاي غير متعادل، پريشان حال و فراموش کارند. افکار و بصيرت آنان در اين دنياي مادي به نظر غيرواقعي، افسانه اي و غير ممکن است.

بيشتر ارغواني هاي ضعيف، در عملکردشان با دنياي سه بعدي، مشکلات عمده اي دارند. آنها دوست ندارند با فعاليت هاي روزانه ي زندگي همچون پرداخت صورتحساب خريد و تعامل با ديگران مواجه شوند. وظيفه ي آنان اين است که تعادل بين واقعيت فيزيکي را که همان قوانين علمي خشک است، همان که به نظر مي رسد با قدرت تخيل غير قابل تغيير است، با قوانين مشابه دنياي تخيل (آنجا که قوانين به امکانات نامحدود تغيير مي يابد) دريابند.

تصورات بيشتر ارغواني ها آنقدر وسيع است که مي توانند خدا را در تخيلات داشته باشند.آنها راه به ابعاد متعالي دارند، آنجا که واقعيت اَشکال متفاوتي دارد. اگر آنها بياموزند که زميني بمانند و متمرکز شوند، در همين دنياي جسماني اتحاد با خدا را تجربه خواهند کرد. آنها گنجايش آن را دارند که پلی بين ارض و سماوات باشند.

ارغواني ها معلماني بي نظيرند، آنان قادرند ديگران را در تعالي روحي شخصي شان حمايت کنند. وقتي ارغواني ها نيروي راستين درونشان را تشخيص دهند، تراپيست و مشاوراني مافوق طبيعي مي شوند. ارغواني ها روح هايي آزاده اند که ما را جاودانه، به سوي مکاشفه ي دنياي تخيلات تطميع مي دهند.

+ نوشته شده در  2008/12/13ساعت 6:34 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

نارنجي درهاله

     نارنجي نشانه­ي انرژيهاي عاطفي و مبتکرانه است. به ياد داشته باشيد که نارنجي ترکيب قرمز و زرد است. قرمز، انرژي تحرک و پويايي است در حالي که زرد هوشمندي و تمرکز شفاف است. نارنجي روشن، رنگ خلاقيت و اعتماد به نفس بوده و بيانگر شخصيت قوي است. شما براي ديگران جذاب هستيد و قلبي گرم و دلسوز داريد. نارنجي تيره و کدر به اين مفهوم است که ممکن است شما انزواي عاطفي يا انسداد در خلاقيت داشته باشيد. نارنجي رنگ چاکراي دو يا چاکراي جنسي، اندام هاي توليد مثل، روده ها، اَدرنال، طحال و کليه هاست. دکتر مطلب برازنده - مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/12/12ساعت 4:20 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

زرد در هاله

          زرد، رنگ نور خورشيد و طبع آسان گير است. زرد روشن شفاف نشان دهنده ي هوش و خود آگاهي است. اين رنگ، رنگ ادراک منطقي و تفکر علمي است. زرد تيره و کدر نشان دهنده ي حالت عصبي با تفکر غير روشن است. اين خصوصيات، به تنهايي و خود محوری يا وسواس منتهي مي شود. رنگ زرد، رنگ چاکراي سوم يا شبکه خورشيدي، معده، کبد، روده ی کوچک و دستگاه گوارش است. دکتر مطلب برازنده - مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/12/11ساعت 1:57 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

سبز در هاله

     سبز رنگ رشد است و نشان دهنده ی قلبي عاشق، طبيعتي دلسوز و صداقت زياد براي زندگي با لذت است. سبز روشن شفاف اشتياق شخص برای کمک به ديگران و اتصال به مادر طبيعت را نشان مي دهد. سبز زمردين نشانه ي توانايي شفاگري و عشق به مردم همراه با طبيعتي مشفق است. سبز تيره و کدر نشان مي دهد که شخص به درمان نياز دارد و شخصيتي زميني و انعطاف ناپذير دارد. رنگ سبز، رنگ چاکراي چهارم يا چاکراي قلب، شش ها، سيستم ايمني، سيستم لنفاوي و سيستم تنفسي است. دکتر مطلب برازنده - مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/12/9ساعت 2:49 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي بنفش

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، مهندس محمد امین

 ذهن/ بدن

بنفش ها، پويا، فرمند، اهل بصيرت و قدرتمند هستند. مأموريت آنها در زندگي الهام بخشی و هدايت گري بشريت است، تا او را به سوي عصر جديد اتحاد، فراواني نعمت و کل نگري، هدايت نمايد. بيشتر بنفش ها نيرويي دروني دارند که آنان را به سوي اهم مسايل در زندگي مي راند.

بنفش ها داراي خرد و شهودي قدرتمند هستند. آنان همچنين قدرت جسماني و منابع لازم را براي اعمال تغييرات در زندگي خود و ديگران دارند. بنفش ترکيب ويژگيهاي آبي و قرمز است و سطح جديدي از وجود و ارتعاش را به وجود مي آورد.

بنفش ها بصري و آينده شناس هستند و اميدها و ايده هاي متعالي براي آينده دارند. آنها معمولاً مي توانند "کل" تصوير يک موقعيت را بدون درگيري با جزئيات، ببينند و تشخيص دهند. آنها معمولاً مي توانند آينده را ببيند.

آنها عمدتاً زندگي را از طريق چشم سوم يا بصيرت درون ادراک مي کنند. از آن جا که آنها، گرايش ها و وقايع آينده را تجسم سازي مي کنند، در زمان خود، سرآمد هستند. بنفش ها نيازي به دانستن جزئيات، حقايق و اطلاعات براي حصول و دستيابي به اهداف ندارند.

آنها به کل مطلب و نيروي رانشي علاقه مندند. ايده هاي بديع غيرمتداول آنها و ادراکات اسرار آميزشان اغلب اوقات از ديدگاه ديگران غيرواقعي و همچنين غيرمعمول است. به بيان ديگر، بنفش ها تئورسين ها هستند. براي آنها بسيار مهم است که پروژه هاشان متجلي شود. بصيرت آنها به آنها اين امکان را مي دهد که علت يا اساس پنهان يک تکنولوژي، موقعيت يا واقعه را ببينند. بنفش ها به آساني قوانين و علل مربوطه را مي يابند و از طريق شهودشان مراحل کار را مي فهمند.

انگيزش آنها ابراز و زندگي با بصيرت به واسطه ي خلاقيت هنري و ابداعانه است. هر چه بيشتر بصيرت درونشان را اغنا کنند، بيشتر خرسند و قانع مي شوند. شخصيت انعطاف پذير بنفش، زندگي را همچون يک جادو تجربه مي کند و دوست دارد دائماً در حال دگرديسي و تحول باشد و نيز به سرعت و به آساني سازش مي يابد.

از آن جا که شخصيت هاي بنفش ويژگيهاي آبي و قرمز را توأماً دارند، براي آنها زندگي با جنبه هاي مختلف بسيار مهم است. جنبه هاي پويايي ذاتي آگاهي، شهود، احتياط، عشق بلاشرط و شفقت آبي با تحرک جسماني، قدرت، شور و شوق و توان قرمز، با هم درآميخته مي شوند. غالباً بنفش ها بدن فيزيکي قوي و پرانرژي دارند. آنها نياز به رهايش قدرت جسماني شان از طريق ورزش يا ديگر تمرين ها دارند. چون آنها ذهن قدرتمندي نيز دارند، ريلکسيشن فعال معمولاً راه مناسبي براي آزاد سازي انرژي در تمامي سطوح است. بنفش ها تشعشعاتي تأثير گذار و گيرا دارند. آنها داراي عمق عاطفي هستند و ديگران را شيفته ي خود مي سازند. آنها خوب مي دانند که چگونه رؤياها را به واقعيت تبديل کنند. ذهن آنها مکاني جادويي است. جايي که آرزوها حقيقي مي شوند. جايي که اتحادي عرفاني بين خالق و مخلوق وجود دارد. برخي از آنها، اکثراً در آينده زندگي مي کنند. آنها مي توانند ذهن شهودي شان را بسط دهند و احساس کنند که در آينده چه پيش مي آيد يا آنکه چه آرزوهايي به تحقق خواهد پيوست. آنها قادرند با جريان انرژي، خود را تنظيم کنند و از طريق شهودشان حس کنند که چه چيز را در پيش رو دارند. علاوه بر اين، آنها توانايي آن را دارند که بصيرت هايشان را رفعت مثبت و آگاهانه ببخشند، تا به بشريت و گذر او به عصر روشنگرانه ي صلح و صفا و قدرت، ياري دهند.

آنها عاشق موسيقي هستند. آنها ارتعاش و قدرت، انرژي زايي افزاينده موسیقی، و ملودي هاي آرام و هماهنگ آن را احساس مي کنند. موسيقي منفي و مخرب، بنفش ها را منزجر، برافروخته و ناراحت مي سازد. براي بنفش ها موسيقي يک زبان جهاني است که انسان ها را با جهان هستي به هم مرتبط مي سازد.

بنفش ها مستقل هستند و نياز به فضايي بسيار، براي خودشان دارند. آنها نياز به خانه اي بزرگ با فضاهاي باز دارند. بعضي اوقات يک قصر نيز براي ميدان انرژي وسيع آنها بسيار کوچک است. آنها نياز به فضايي هوشمند عاطفي و فيزيکي دارند. اگر آنها در يک شهر يا جامعه ي کوچک باشند، ناصبور مي شوند، چراکه تجسم هايشان را بايد در بُعد جهاني بيان کنند.

بنفش ها ممکن است از بيرون به نظر سرد و پرده نشين آيند، اما در درون بسيار عاطفي احساساتي و سرشار از اشتياقند. آنها مراقب عواطفشان هستند، زيرا عمق احساسات و حساسيت هاي آبي و شور و اشتياق قرمز را دارا هستند. آنها به راحتي صدمه مي بينند و در نتيجه ممکن است چهره اي سرد به خود بگيرند، تا بدين وسيله تاکتيک حفاظتي، اتخاذ کرده باشند. اعمال فشار بر ديگران مبني بر داشتن عزت نفس، قدرت و اعتماد به نفس بدين معني نيست که خود داراي اين ويژگيها هستند. بنفش ها معمولاً شکي همراه با احساس تزلزل دارند. بزرگترين چالش بنفش ها اعتماد به شهود و بصيرت دروني شان است. گرايش قوي آنها به سمت خود انتقادي و کمال، آنها را دچار احساس گناه و بي ارزشی مي کند. بخشي از ذهن بنفش ممکن است فکر کند که مي توانسته است همه چيز را بهتر، سريعتر و مؤثر انجام دهد. حتي بعد از اتمام موفقيت آميز يک پروژه، ممکن است اشتباهاتي جزئي را ببينند که پيش از آن متوجه نشده بوده اند. اين امر، باعث به وجود آمدن احساس پشيماني مي شود.

بنفش هاي غيرمتعادل معمولاً از خود مي پرسند که چرا چنين احساس قوي براي انجام چنين کار مهمي دارند. برخي، متحريند که چرا آنها همچون ديگران نيستند و وجودي مشتعل براي خلق آثار ويژه دارند. برخي اوقات احساس مي کنند که براي انجام اين کار ناسزاوارند. شخصيت هاي موفق و معروف، کساني که اهداف و تجسماتشان را محقق مي سازند، معمولاً با چنين تزلزلاتي در طي راه مواجه مي شوند.

بنفش هاي بي قدرت، خود بزرگ بين، پرطمطراق و خود شيفته مي شوند. آنها فکر مي کنند از بقيه بهترند. يک بنفش خود خواه خصلت هاي ديکتاتورها را به خود مي گيرد و در پرستش و ستايش خويش، مي آرامد. بسياري از بنفش هاي ضعيف به ايده ها و بصيرت هاي خود اعتماد نمي کنند. آنها امکانات متعددي را مي بينند اما سردرگم و مبهوت مي شوند. يک چالش رايج براي بنفش هاي ضعيف اين است که پروژه هاي متعددي را يکجا متقبل مي شوند، و آنگاه بهانه تراشي مي کنند. آنها غيرواقع گرا و بسيار دور از واقعيت هستند و همين باعث مي شود که مغلوب، شکسته و بي توان شوند.

اگر بنفش ها بصيرتشان را درنيابند و با شهودشان در اتصال نباشند، از تأثير گذاريشان براي کسب ثروت يا موقعيت برتر اجتماعي استفاده مي کنند. آنها ممکن است با دست يازيدن به قدرت موفقيت و ثروت، فقدان روحانيتشان را جبران کنند.

روحانيت براي بنفش ها حياتي است. آنها خدا را در هر چيزي که وجود دارد، من جمله خودشان، مي بينند. ديدگاه آنها از روحانيت، آگاهي جهانی يا کيهاني است که مستقيماً به آنها و نيز به درون وجود آنها متصل است. بنفش ها مي فهمند که خدا درون همه چيز هست و ما به عنوان ابناء بشر، باز خودمان را توسط واقعيت مان خلق مي سازيم. ما مخلوقات قدرتمند الهي هستيم. سرنوشت مطلوب آنها زندگي در روحانيت است.

آنها در اين وضعيت جادويي ذهن، راضي و خرسند، زندگي مي کنند، جايي که جهان هستي آنان را در برمي گيرد و تمام آنچه مورد نياز آنهاست، را برايشان مهيا مي سازد.

+ نوشته شده در  2008/11/27ساعت 7:24 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي نيلي

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، مهندس محمد امین

ذهن/ بدن

شخصيت هاي نيلي زندگي را از طريق احساسات دروني عميق و شهودشان تجربه مي کنند. اين شخصيت هاي آرام و عميق، با خود دروني شان در ارتباطند. جستجوي به دنبال حقيقت و آگاهي درتمام طول زندگي به  آنها اصالت و درخششي تابانيده است که در هيچ يک از رنگ های ديگر پيدا نمي شود.

نيلي ها ميل شديدي به بيان روحياتشان دارند. آنها احساسات و ادراکات بسيار عميقي از زندگي دارند. نيلي ها با آگاهي قدرتمندي زاده شده اند و حتي در کودکي مي  دانند، که هستند و چه خواهند بود. به نيلي ها نمي شود گفت، چه کنند، چگونه فکر کنند، چه احساسي داشته باشند، يا اين که حقيقت چيست. آنها خود مي دانند. رهنمود درون، تمام اطلاعات دروني مورد نياز را به آنان مي دهد.

هدف نيلي ها، تجربه زندگي به عنوان يک وجود جهاني آسماني، توام با اشتياق و عشق بلاشرط است. زندگي براي آنها همچون يک اقيانوس بي کران است که لبريز از نيروي عشق الهي، زمينه هاي باور نکردني و ماجراهاي بزرگ است. نيلي ها اگر بتوانند احساسات روحاني و عاشقانه شان را بيان کنند و بدانند که جهان پيرامون آنها پيام هاي الهي را قدر مي داند، آنگاه راضي مي شوند.

نيلي ها از ارزش هاي شخصي و سيستم اعتقادي شان بسيار احساس افتخار مي کنند. آنها، ايده ها، اعتقادات و انديشه هاي استاندارد ديگران را نمي پذيرند. قدرت و نيروي دروني آنها، محصول اتصال با خدا يا عشق است. براي آنان عشق جهاني، نيروي متصل به هستي است. نيلي ها مي دانند که تمام ابناء بشر وجودي آسماني دارند. بشر نه تنها وجودي جسماني، عاطفي يا ذهني دارد، بلکه وصل به قدرتي برتر است که خدا، روح يا ذات مطلق ناميده می شود.

نيلي ها همچنين مي دانند که همه چيز در جهان هستي، از درون به هم متصل اند. هيچ چيز منفصل نيست. همه ما يکي هستيم. اين دانش، براي آنان چالشي بزرگ براي فهم و پذيرش شيوه ها و راههايي که برخي افراد بشر در مورد خود و مادر زمين اتخاذ مي کنند، ايجاد مي کند. براي آنها سخت است که ببيند در جهان چه مي گذرد و آنان مبهوت، غمگين و عصباني نشوند.

نيلي ها رهبران آينده هستند. به نظر مي رسد که آنها فهم و آگاهي ذاتي را از زندگي بشر و درگيريهاي حياتي دارند. آنها نيازي به حقايق، آمار يا اطلاعاتي که ثابت کند که سياره ما نياز عمده اي به دگرگوني دارد، ندارند. آنها همچنين نياز به دليل، براي کمک به بشريت در جهت ارتقاي روحي، ندارند. نیلی ها به ما نشان مي دهند که ما مخلوقاتي قدرتمند و روحاني هستيم که براي حقيقت وجودمان برخاسته ايم؛ و آنها خود اين ادراک را به سادگي انجام مي دهند؛ آنها خودشان هستند.

نيلي هاي متمرکز، انرژي و قدرت هدايت بشر را به سوي عصر روشنگري و برتريت بشري دارند. ایشان در گذشته، معمولاً در گروهها و تشکل هاي مذهبي يافت مي شدند. اين راه، تنها شيوه ي پرداختن به روحانيت و کشف خداي درون بود. امروزه، شخصيت هاي نيلي، آزادي زندگي در احساسات دروني را دارند و نيازشان را به ارتباط با خدا با رهايي بيشتري، در جهاني که به راستي براي حقيقت به پا گرديده است، پاسخ مي دهند.

ظاهر نيلي ها، ملايم،حساس و گاهي همچون موجودي است که هم خصوصيات مردانه و هم خصوصيات زنانه را دارد. آنها در درون خود جنبه هاي مردانه و زنانه را يکپارچه ساخته اند. آنها روحانيتي پيشرفته دارند و از آنجا که ظاهري غيرمعمول دارند به نظر ديگران، درون گرا يا خيره سر مي آيند.

وقتي نيلي ها قوي هستند، آگاه، درخشان، خلاق و مستقل و داراي احساسات عميق و شهودي قوي هستند. آنها از رهنمودهاي دروني تبعيت مي کنند و با حقايق متعالي پايدار مي مانند، چراکه مي دانند که زندگي سرشار از وحدت، شفقت و عشق است. آنها انديشه هاي روحاني بسي والا را از شخصيت هاي فيزيکي مي فهمند. نيلي ها به قوانين متعالي علاقه ي بيشتري دارند، تا اعتقادات اجتماعي يا واقعيت هاي فيزيکي. هيچ فشار اجتماعي آنها را مجبور به تبعيت يا مدارا به چيزي نمي کند، که آنها موافقش نيستند.

نيلي ها هوششان را با فهم و آگاهي متعالي شان يکپارچه ساخته اند. آنها ادراکي روشن از بشريت دارند و توسط شهودشان هدايت مي شوند. آنها اساساً مي دانند چه کسي هستند و در زندگي چه هدفي دارند. بينش و خرد آنها از جايي متفاوت از منبع رايج، محدود و دانش هوشمندانه نشأت مي گيرد.

نيلي ها، نيازي به فهم انديشه هاي ذهني ندارند. آنها زندگي را از طريق ذهن هوشمند يا عقلاني، پردازش نمي کنند. آنها متفکراني شفاف و روشن هستند. اما زندگي را بيشتر از طريق شهود و احساسات ادراک مي کنند. نیلی ها بيشتر انديشه هايي غير سنتي دارند، که شايد از نظر ديگران فوق طبيعي باشد.

نيلي ها، بدن هايي حساس دارند. براي بيشتر آنان، فعاليت هاي فيزيکي شديد، بيش از حد خشن و آزاردهنده است. آنها فعاليت هاي فيزيکي ملايم و متعادل را به ورزش هاي پرتنش و رقابتي ترجيح مي دهند. فعاليت هاي مورد علاقه ي آنها، شامل پياده روي، دويدن يا تمرين هاي مديتيشن مي باشد. ممکن است آنها خلاقيت خود را از طريق رقصيدن، نقاشي کردن، نوشتن يا ديگر فعاليت هاي هنري ابراز دارند.

نيلي ها سيستمی پيشرفته و متعالي و آگاهی غير متداول دارند. آنها قادرند انرژيهاي عواطف، احساسات يا حتي ارواح، هاله ها و ديگر ابعاد را حس کنند. ارتعاش بالاي آنها به آنها اجازه مي دهد که به ديگر ابعاد وجود حرکت کنند. نیلی ها همچنين، بسيار به خدا نزديکتر هستند. چيزي که بارها، تنها با وجودشان انرژيهاي الهي را بروز داده اند.

نیلی ها بسيار معصوم و درستکارند. آنها بايد در مطابقت با قوانين متعالي زندگي کنند. آنها مي دانند که ما همه مخلوقاتي الهي در يک سياره بزرگتر هستيم. زندگي هدف مند است و ما به عنوان ابناء بشر در حال خلق واقعيت وجودي مان هستيم. در حالي که بسيار صادق و مستقل هستيم، در همان حال بسيار دلسوز و پذيرا هستيم.

نيلي ها نياز دارند محل زندگي و کارشان آرام و متعادل باشد. آنها به خاطر حساسيتشان نياز به آرامشی فراگير دارند تا آنها را متعادل نگه دارد.

اگر نيلي ها از مشی خودشان تبعيت نکنند، خشمگين و خود آزار مي شوند. آنها همچنين ممکن است از لحاظ عاطفي، منقبض و درون گرا شوند و از دوستان و جامعه منزوي گردند. تفکر محتاطانه و خشک و عدم توانايي بيان احساسات و حقايق دروني باعث مي شود، آنها احساس اضطراب و تنهايي کنند. وقتي نيلي ها ضعيف مي شوند، ممکن است هراسان و سردرگم شوند، به مواد مخدر و الکل روي آورند، تا بدین ترتیب از گيجي فرار کنند و صداهاي درونشان را ساکت نمايند. وضعيت اخير سياره، چيزي است که آنها نمي توانند تصور آن را بکنند و آن را بفهمند. حيرت آنان اين است که چگونه انسان مي تواند تا اين حد ناآگاه و غيرروحاني باشد؟

براي آنان سخت است که به صداهاي درون اعتماد کنند و در قدرت خود باقي بمانند. آنها بايد فعالانه زندگي کنند؛ بدين مفهوم که با خدا و جهان هستي متصل باشند. و اين حقيقتي است که آنها خود، از آن نشأت گرفته و آن را در دل مي دانند. آنها مي توانند به ما طرحي بزرگتر از زندگي را بفهمانند، همان زندگي که ما همه بخشي از آن هستيم.

+ نوشته شده در  2008/11/27ساعت 7:16 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

تماس با ما

 

دبی: ص پ ۱۴۱۴۵

 

drmotaleb@hotmail.com

 

drmotaleb@gmail.com

 

+ نوشته شده در  2008/11/27ساعت 7:8 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

۰۰۹۷۱۵۰۹۴۹۰۳۷۶

+ نوشته شده در  2008/11/27ساعت 7:5 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي زرد

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

ذهن/ بدن

زردها درخشنده ترين، شادترين و کودکانه ترين شخصيت هاي طيف رنگي هستند. اين ارواح آسان گير به شدت اهل شوخي هستند. آنا دوست دارند بخندند و قادرند از همه چيز زندگي لذت ببرند. اگرچه ممکن است تمرکز حواس برايشان کاري دشوار باشد، اما از فوايد ريلکسيشن، لذت خالص زندگي و زندگي خودانگيزانه آگاه هستند. آنان کساني هستند که در کنار ما زندگي را سخت و جدي نمي گيرند و هميشه به سوي روشني ها مي نگرند. خوش بيني کليد قدرت آنهاست و اين مطلب مي تواند به راحتي به اطرافيان آنان سرايت کند.

زردها از تمام تفريح و خلاقيت ها لذت مي برند و هميشه دوست دارند هوششان را بروز دهند. ميزان آنها براي زندگي، شادي و سرور است و در پي شادي متعادل در زندگي و کار هستند.

زردها باهوش و درخشنده هستند. آنها به راحتي ياد مي گيرند و اطلاعات را بدون نياز به ارتباط عميق تر يا دليل بيشتر، مي توانند پردازش نمايند. آنها دوست دارند با ذهنشان کار کنند و معمولاً خود را با فلسفه، ايده هاي ذهني و انديشه هاي روانشناسي پُر مي کنند. آنها از مباحثه در تمام موارد زندگي از اقتصاد تا روحانيت، لذت مي برند.

زردها نسبت به ايده هاي هنري و خلاقانه، خودانگيز و خود جوش هستند. به هرحال، آنها بيش از اتمام کار به لذت کار متمرکز هستند. آنها ابتکار را به خاطر نشاط و لذت انجام مي دهند، نه به خاطر حصول يا رسيدن به اهداف رفيع. يادگيري زردها پوياست و از طريق عملکرد ياد مي گيرند آنها سرشار از انرژي هستند که به آساني از فعاليت جسماني و ذهني شان تشخيص داده مي شود. براي آنان مشکل است که براي مدتي طولاني يک جا بشينند؛ آنها احتياج دارند که دائماً دستهايشان را تکان دهند. ممکن است آنها را در حالی ببينند که ناخودآگاه مشغول بازي با چيزي هستند، يا شکلي فکاهي مي سازند. سلامت براي آنها بسيار مهم است. اگر خسته يا منزجر شوند، نياز به آرامش و تسکين انرژيهاي بيش فعال شان از طريق کالبد جسماني، يا ذهن هوشمند و پرانرژي شان، پيدا مي کنند.

زردها در حالت تعادل، بسيار خلاق هستند. آنها از نوشتن و نقاشي کردن و کار با دستهاشان بسيار لذت مي برند. آنها مي دانند چگونه انرژيهاي نشاطشان را از طريق واقعيت ذهني و جسماني شان با تمام دگرگوني هاي آن جاري سازند.

در حالت تعادل، زردها بسيار خوشحال و راضي هستند. آنها به طور ذاتي هرآنچه را که در زندگي شان پيش مي آيد، مي پذيرند. زردها بازيگوش ترين شخصيت هاي طيف رنگي هستند و هيچ گاه نمي خواهند بزرگ شوند. در نتيجه، آنها معمولاً جوان تر از آنچه هستند، به نظر مي رسند. آنها دوست دارند مسافرت کنند، تا دنيا را ببينند و در يک ساحل اعجاب انگيز استراحت نمايند، يا تمام شب را با شادي به رقص و پايکوبي بپردازند.

بدن هاي زردها بسيار حساس است. آنها همچون يک آنتن، احساس مي کنند که ديگر افراد چه حسي دارند يا در يک اتاق چه نوع ارتعاشی را مي تابانند. بدن و ذهن آنها حجم اطلاعات توليد شده، توسط تکنولوژي پيشرفته جامعه را آگاهانه دريافت مي دارد. در نتيجه، آنها متمايلند تا از آن با سرعت زيادي استفاده وافر نمايند. آنها معمولاً نمي دانند چرا بدنشان به تأثيرات خارجي اين قدر به شدت واکنش نشان مي دهد. بيوسيستم جسماني دروني آنها محرک ها را احساس مي کند و سپس تلاش مي کند، تا آنچه را اتفاق افتاده است، تغيير کند. دشواري آنها تشخيص اين به اصطلاح علامت ها يا پيام و يکپارچه کردن آنها به صورتي است که آنها را راهنمايي نمايد و به شکل مثبت و خلاق قابل بيان باشد.

شما فوراً مي فهميد که چه موقع زرد خوشحال است يا چه موقع غمگين يا ناراحت، زيرا زبان بدن آنها قوياً احوال آنها را بيان مي دارد. بدن زرد هيچ گاه دروغ نمي گويد و هميشه حقيقت را نشان مي دهد. حساسيت و شهود آنها به خاطر بدن هاي فيزيکي و همچنين لامسه ي آنهاست.

بنابراين، زردها معمولاً در مشاغلی همچون درمان يا ماساژ مشغول به کارمي شوند. آنها دوست دارند با مردم باشند و از کمک به ديگران لذت مي برند. آنها دست هاي شفا بخش و انديشه اي روشن نسبت به زندگي دارند. تمام اين ويژگي ها از آنها دکتر، تراپيست يا متخصص حاذق در تمام زمينه ها مي سازد.

اگر زردها به انرژي جوشان دروني شان وصل نباشند، يا اگر نياموخته باشند که چگونه اين انرژي را به صورت مبتکرانه و مثبت جاري سازند، هيچ انگيزه اي نخواهند داشت و ممکن است مبتلا به اعتيادهاي متفاوت شوند. زردها در صورتي که قوي نباشند، در زندگي تنبل و بي انگيزه مي شوند و هيچ انرژي براي زندگي مبتکرانه و لذت بخش نخواهند داشت. آنها بالغ نمي شوند و دائماً از قبول مسؤوليت سر باز مي زنند.

شخصيت هاي زرد ممکن است از خويشاوندي، تعهدات و الزامات بترسند و از آن فرار کنند، و به سادگي از آن غافل شوند. دائماً براي خودشان عذر تراشي مي کنند و با خمودگي از يک موقعيت به موقعيت ديگر بروند. برخي از زردها خيلي وقت شناس نيستند.

بعضي زردها درد و حتي تجربه آن را دوست ندارند. آنها تقريباً هرکاري انجام مي دهند تا از اين مطلب پرهيز کرده باشند. زردها دوست دارند که حالت متعالي جسماني يا وضعيت طرب و شادي ذهني را تجربه کنند. اگر آنها روي فعاليت هاي مثبت متمرکز شوند، پرانرژي، مسرور و مبتکر باقي مي مانند.

آنها احساس روشنی را با شرکت در فعاليت هايي همچون بودن در ساحل، شدن در مقابل آفتاب، دويدن، دوچرخه سواري، خلق هنر، نوشتن شعر يا عاشق شدن، دريافت مي دارند. زردها از تحرک جنسي، ورزش و مبتکرانه لذت مي برند.

زردها خارج - از- قدرت به وجوه منفي، همچون مواد مخدر، الکل، سيگار، کافئين، نيروبخش (مثل دوپينگ)، سکس، فلسفه هاي غيرواقعي يا تشکل هاي افراطي و تندرو کشيده مي شوند. در آغاز احساس تسکين مي کنند، اما بعد از مدتي اضطراب، خمودگي، بي توجهي و سردرگمي به سراغشان مي آيد. براي شادابي، بايد تمرکزشان را از عادت هاي منفي به سمت فعاليت ها و افکار مثبت تغيير دهند. از آنجا که بدن هايشان بسيار حساس و آگاه است، تأثيرات اعتياد طولاني مدت را متوجه خواهند شد.

زردها درکي جسماني و ذهني از روحانيت دارند. آنها خدا را در همه چيز مي بينند. آنها بايد تأثيرات هوشمندانه ي خدائيشان را با قلبشان يکپارچه سازند. اين به عميق ترين تجربه ي روحي منتهي خواهد شد، جايي حداکثر لذت را خواهند داشت. شادي و عشق نشانه ي اتصال آنها با قدرت برترشان است. شخصيت هاي نارنجي از تفکرات فلسفي، اعتقادات و انديشه هاي روحي لذت مي برند. آنها دوست دارند ياد بگيرند و ذهنشان برانگيخته شود. آنها خواهان ادراک خدا به صورت کل هستند، اما به ندرت به مشي خاص يا سيستم اعتقادي براي مدت طولاني، متعهد باقي مي ماند.

+ نوشته شده در  2008/11/26ساعت 5:24 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

استفاده از مطالب این وبلاگ

 

و سایر مطالب دکتر برازنده

 

با ذکر منبع و ماحذ بلامانع است.

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 8:51 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي نارنجي- زرد

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

       نارنجي زردها شخصيت هاي منطقي، تحليل گر، جزء نگر و خلاق هستند. شيوه ي تفکري آنها زنجيروار است و با دقت هرگامي را پردازش مي کنند. نياز اساسي آنها اين است که هر گام جداگانه اي را پيش از مراحل بعدي بفهمند.

       قويترین خصوصيت نارنجي زردها، ويژگي تحليل گرايانه و هوشمندانه ي شفاف آنهاست. آنها دوست دارند که شالوده اي محکم را توليد نمايند و سپس آجر روي آجر بنا نهند، تا جايي که به طور قطع اهدافشان را بدست آوردند. هر چيزي را که انجام مي دهند، واقعاً شامل منطق و متدولوژي است. آنها دائماً طرح و برنامه ريزي دارند و تلاش مي کنند تا محاسبه کنند که چگونه به الزامات هدفشان برسند.

       انگيزه ي اساسی آنان اين است که زندگي را تحليل گرايانه و هوشمندانه بفهمند، در حاليکه با ديگر افراد نيز در تعامل هستند. آنان معمولاً زندگي را همچون يک کامپيوتر مي بينند، هر برنامه اي که وارد آن کنيد، همان را از آن دريافت خواهيد کرد.

       فعاليت هاي فيزيکي براي آنها چندان مهم نيست. آنها فقط در صورتي بدنشان را حرکت مي دهند که دليلي خوب، قانع کننده و مفيد در آن بيايند.

       اگر نارنجي زردها در هماهنگي شخصيتي باشند، ثبات، امنيت و مسؤوليت را به اطرافيانشان مي تابانند. آنها قابل اعتمادترين مردم دنيا هستند، که مي توانند تمام وظايف محوله را با تمام جزئيات با کفايت تمام به انجام برسانند. آنها به واسطه ي توانايي هاي عقلاني و واقع گرايانه اي که دارند،مي توانند ايده هاي بصري تمام شخصيت ها را تشخيص داده، آنها را به واقعيت تبديل کنند. نارنجي، زردها تأثيري هموار و تثبيت کننده روي ديگر افراد دارند. آنها صادق، قابل اعتماد و زميني هستند، و همچنين ديگران، آنان را واقع گرا مي انگارند.

       نارنجي زردها هر آنچه را انجام مي دهند، تمام جزئيات آن را بررسي مي کنند. وقتي روي يک پروژه کار مي کنند، نياز دارند که پيش از شرکت در آن، ابتدا احساس امنيت و آرامش کنند، سپس تمام محتواي مطلب را بفهمند. برخي از آنها ممکن است که تمام تصوير را دريافت نکنند، زيرا به شدت به جزئيات مي پردازند. اما براي آنها اصلاً مهم نيست. صبر و حوصله ي باورنکردني آنها، به آنها اجازه مي دهد که ساعت ها روي يک ايده يا پروژه وقت بگذارند.

       نارنجي زردها دوست دارند با وسايل الکتريکي، ماشين، موتور سيکلت و غيره بازي کنند. اگر آنها مشغول کاري شوند، به تمام جزئيات راه پيدا مي کنند و در بيشتر موارد، در هر کاري متخصص مي شوند. نارنجي زردها به خاطر صبر، مداومت و علاقه اي که به جزئيات دارند، کامپيوتر، راديو و ديگر لوازم تکنيکي را ساخته اند.

       نارنجي زردها در بيان و ارتباطاتشان هم تأني و اسلوبي هستند. آنها هر موقعيتي را با تمام جزئيات، تقسيم و توصيف مي کنند. نارنجي زردها، همچنين بسيار مراقب هستند که با چه کسي عميق ترين احساسات و عواطفشان را در ميان مي گذارند. آنها عميق ترين احساساتشان را فقط با تعداد کمي که مي دانند به آنها صدمه اي وارد نمي سازند، يا از آن اطلاعات عليه آنان استفاده نمي کنند، در ميان مي گذارند.

       نارنجي زردها دوستدار تدريس و يادگيري هستند. آنها دانشجويان کاملي را تربيت مي کنند، زيرا مشتاقند که وقت، تلاش و انرژي بگذارند تا تمام جزئيات، جنبه ها و مطالب را بفهمند. تلاش آنان بر اين است که به فراسوي وجودي منظم و ساختاري بروند، تا خود را تا کشف سرزمين هاي قلب و شهودي شان بسط و گسترش دهند.

       زرد نارنجي ها از چيزهاي غيرمعمولي، فوق العاده، غيرطبيعي يا بي نظم خوششان نمي آيد. آنها به راحتي به الگوهاي تکراري خانوادگي و زندگي خو مي گيرند. روزمرگی آنها تکراري و توأم با الگوها و موقعيت هاي منظم است.

       براي آنها اتخاذ راه جديد، پذيرفتن ايده ها و الگوهاي نو يا مواجه با هرچيز غير منتظره، کاري صعب است. سبک مطمئن زندگي آنها جذاب است و ويژگيها و کاراکتر پايدار آنها در جهان تجارت  به همان اندازه در جامعه مورد سپاس قرار مي گيرد. هنگامي که شخصيت هاي نارنجي زرد ضعيف مي شوند، لجوج، مغرور، خُرد انديش و کاملاً شکاک مي شوند. ممکن است به طور افراطي تحليل گري کنند، به طوري که مي خواهند همه چيز را بدانند و با ذهن همه چيز را کنترل نمايند. هرآنچه را نتوانند ثابت کنند، يا نفهمند و نتوانند از عهده ي آن برآيند، آن را نامطمئن و ناپايدار مي انگارند. شکاکيت آنها به نظرات و ديدگاههاي ديگر ميدان نمي دهد. گاهي اوقات حتي وقتي اثبات مطلب، آنها را بهت زده مي کند، نيز، لجاجت مي ورزند و حاضر نيستند موقعيت يا اعتقاد خود را تغيير دهند.

       نارنجي زردها افرادي هستند که عمدتاً درباره ي احساسات درونشان نامتعادل فکر و صحبت مي کنند. تا جایی که حتي احساسات خود را هم به سختي احساس مي کنند. حتي متخصصان دانش آموخته اي همچون روان شناسان يا تراپيست هايي که انديشه هاي عاطفي را به طور ذهني مي فهمند، در مورد عواطف و احساسات خودشان در عمل مشکل دارند. آنها در موقعيت هاي پر اضطراب، عقب نشيني عاطفي مي کنند و سپس تلاش مي کنند تا موقعيت، تجلي ذهني نمايند.

       براي اين شخصيت ها، برقراري ارتباط با عواطف و احساساتشان اولين مشکل است. آنها بايد بياموزند که برخي چيزها قابل آناليز و محاسبه نيست و بايد آن را حس کنند. برخي از آنها حاضر نيستند با عواطف و احساساتشان مواجه شوند، زيرا فکر مي کنند همه چيز بايد با ذهن، منطق و هوش مورد ارزيابي قرار گيرد. بنابراين بسياری از مشکلاتشان را با شيوه هاي شناخته شده، مطمئن و آزموده شده حل مي کنند. آنها با اين راه حل ها احساس امنيت مي کنند.

       از آنجا که نارنجي زردها نمي دانند چگونه از عهده ي عواطفشان برآيند، آنچنان آن را سرکوب مي کنند که گويي اصلاً وجود ندارد. آنها ممکن است واقعاً تلاش کنند، تا عاطفه ها را از زندگي حذف کنند که در اين صورت در مواجه با ديگران بي اعتنا، بي توجه و سرد برخورد مي کنند. اگر نارنجي زردها، خشم، غضب يا غم دروني شان را نگه دارند، مضطرب و خموده مي شوند. راه حل این معضل، ابراز احساسات است.

       آنها بايد بياموزند که آرام باشند. براي آنان افکار را از ذهن راندن و ذهن را متوقف کردن، کاري دشوار است. آنها خودشان را به عنوان ذهن و انديشه دريافت کرده اند و مي ترسند که اگر ذهن متوقف شود، آنها ديگر وجود نداشته باشند.

       وقتي نارنجي زردها مي فهمند که عواطف و احساسات بخش مهمي از سيستم بشر است، به مرکز قدرت تازه ای تغییر موضع می یابند. بدون اعتقادات و عقايد روحاني، بشر تنها يک ماده يا حداقل يک کامپيوتر است. ايجاد وضعيتي ذهني که عواطف و شهود را يکپارچه می سازد، اولين قدم براي رشد و وسعت ابعاد وجودشان است.

       براي آنان روحانيت به چنگ آوردن و فهميدن قوانين برتر و انديشه هاي زندگي است. آنها گنجايش فهم دانش روحي و خرد را دارند. چراکه ذهن حرفه اي، تحليل گر و دقيقی دارند. براي نارنجي زردها، کارهاي جهان درون قوانين معين و منظمي است که به طور منطقي قابل توضيح و قابل فهم است. آنها تنها هنگامي نظرات خارق العاده و عرفان يا پديده هاي روحاني را مي پذيرند که با دقت آن را بيازمايند و همچنين قانع شوند که اين نظرات و پديده ها اعتبار دارند. براي آنان اعتقادادت بر پايه ي اثبات عملي استوار است. "شنيدن کي بود مانند ديدن".

       نارنجي زردها، کارهاي روحاني را که قوانين خاص، مقررات و چارچوبهايي مطمئن را ارائه مي دهد، ترجيح مي دهند. براي آنها، روحانيت ارزش هاي اخلاقي برتر، عدالت، قوانين و تکامل است. خدا انديشه اي ذهني باقي مي ماند - نهايت انديشه. آنها مي توانند بفهمند خدا يا روحانيت واقعاًچيست، اما مشکل آنها در احساس کردن مطلب است. مشکل اصلی براي نارنجي زردها اين است که به احساساتشان ميدان دهند و شهودشان را به انديشه هاي ذهن شان در زندگي وارد سازند.

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 8:24 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي آبي

    دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، مهندس محمد امین

 ذهن/ بدن

آبي ها مراقب ترين، تقويت کننده ترين و حمايت گرترين شخصيت ها هستند. آنها با قلب و عاطفه شان زندگي مي کنند. هدف زندگي آنها، کمک و دوست داشتن ديگران است. آنها به بشريت مي آموزند که بي عشق، هيچ چيز مفهوم ندارد. آبي ها در اين سياره، براي خدمتگزاري به بشريت آمده اند. آبي درستکار، به بشريت، سر سپردگي، ايثار، از خود گذشتگي و ارزش هاي والا عرضه مي دارد.

آبي ها دوستانه و مهربان هستند. آنها براي آرامش قلب گشاده شان احتياج دارند تا اوقات زيادي را براي خود داشته باشند. انگيزه آنان خدمت رساني و کمک به ديگران و ابراز عشق و محبت است. آنها ايده ها و انديشه هاشان را بيشتر بر اساس احساس و فطرت پردازش مي کنند، تا از ديدگاه ذهنشان. بنابراين ممکن است در مباحث هوشمندانه، احساس کنند که در آن موضع حاضر نيستند.

رفتارهاي شهودي و عاطفي، ممکن است به سرعت تفکرات هوشمندانه يا حقايق علمي پذيرفته شود. اما براي آبي ها، هيچ حقيقتي جز آنچه از قلب و روحشان نشأت مي گيرد وجود ندارد.

آبي ها دانش و خردي دروني و طبيعي دارند. آنها بدون نياز به حقايق يا اطلاعات براي اثبات مطلب، آنها را احساس مي کنند و مي دانند. آنها در دنياي درون خود با صداهايي که آنها را رهنمود مي شود، هماهنگ مي شوند. آنها بسيار با ديگران هم احساس مي شوند و عواطف و افکار ديگران را درک مي کنند. چالش آنها اين است که خودشان را محافظت کنند، تا از احساسات اطرافيان صدمه نبينند. آبي ها عاطفي ترين شخصيت ها در بين رنگها هستند و نياز دارند که دائماً خود را شفاف و متمرکز سازند. کارهاي مفيد آنان، صحبت با دوستان در مورد مشي دروني شان، نوشتن مطلب در يک مجله، يا حتي سکوت است. ایشان از اين طريق عواطف شديدشان را تسکين مي بخشند.

برخي آبي ها، ديگران را بيشتر از خودشان دوست دارند. آنها پرستار و مادر زاده شده اند. آنها تاريخ تولدها را به خاطر دارند، مراقب بيماران هستند و هميشه شانه ای گرم براي کساني هستند که مي خواهند گريه کنند. آنها ناصح، مشاور و شفاگرند. بسياري از افراد از بودن با آبي ها لذت مي برند، زيرا آنها عشق، اعتقاد و بخشايش را بروز مي دهند.

آبي ها به آساني مي گريند و عواطف قوي لذت، حزن، شفقت و فروتني را بدين ترتيب تسکين مي بخشند. ديگر رنگها غالباً به سختي عواطف شديد آبي ها را درک مي کنند. به هر تقدير، اين عمق عاطفي به آنان گرما، بخشندگي و حمايت گري را نسبت به ديگران بخشيده است.

موهبت عمده ي آبي ها، توانايي ابراز عشق بلاشرط، شهود قدرتمند و "دانش درونشان" مي باشد. مهم نيست چه مي شود، آنان همواره مي بخشند. آنها "بسيارنجيب" هستند و از آن ویژگی نيز بهره مند مي شوند. بنابراين بايد در تمام موفقيت ها مراقب خود باشند، تا کسي به آنها توهين نکند.

آبي ها، معمولاً حق ديگران را بدون کمترين مقاومت مي پذيرند. سازش و مدارا شعار آنان است. برای آنان، تشخيص و تميز صحیح، ماندن در موضع قدرت و "نه" گفتن در مواقع لزوم، مشکل است. درستکاری در راس همه ی امور قرار می گیرد، ولو در اغلب موارد آنان به ديگران اجازه مي دهند تا از آنها سودجويي کنند و آنها را منزجر، مضطرب و نا اميد سازند.

برخي از آبي ها بیش از هر چيز ديگر به علايق ديگران اهمیت می دهند. آنها از شنيدن مشکلات ديگران لذت مي برند، و نيز گنجايش آن را دارند که مشکلات آنان را درک کنند، بدون آن که بر وقايع، قضاوتي داشته باشند. از آن جا که وقت زيادي را صرف علايق ديگران مي کنند، بعضاً خودشان را فراموش مي کنند. آنچه براي آبي ها بيش از هرچيز اهميت دارد، اين است که بايد وقت بيشتري را براي رشد و تکامل خودشان اختصاص دهند، تا کمک به اطرافيان.

بعضي از آبي ها ترسي ریشه ای از اين دارند که اگر به زندگي خودشان ارجحيت دهند، ديگران آنان را طرد کنند، از خود برانند و ديگر دوستشان نداشته باشند. آنان از صدمه زدن به ديگران مي ترسند، چراکه خود از صدمه ديدن مي ترسند. آنها فوق العاده نيازمند اين هستند که عشق به خود را تشخيص دهند و بفهمند که "نه" گفتن به مفهوم "دوستت ندارم" نيست. آنها بايد مرزهاشان را با ديگران تعيين سازند، زيرا آمادگي اين را دارند که به دوستان و حتي غريبه ها اجازه دهند که وارد ميدان انرژي شان شوند که در این صورت ایشان ابزار محافظت لازم را در خود ندارند.

آبی ها بعضي اوقات تحت تأثير انرژيها و خصوصيات ديگران قرار مي گيرند. اين اتفاق به ويژه هنگامي مي افتد که در حال مراقبت،کمک و تقويت ديگري هستند. آنها از همان موضع بيماري يا مورد خاص صدمه مي بينند.

چالش آبي ها تشخيص و قبول اين مطلب است که آنها نیز مورد عشق هستند. آنها چون حساس هستند، به آساني صدمه مي بينند. آبی ها مي خواهند احساس کنند که مورد پذيرش هستند، پس براي کمترين توجه و محبت ممکن است هر کاري بکنند.

آبي ها در تفکراتشان بسيار موفق و شفاف هستند. آنها ذهني آرام و صلح جو دارند. آنها بيشتر از افکارشان، بر احساسات و عواطفشان متمرکز هستند. وظيفه ي آنها اين است که ادراکشان را به روابط آناليز جزيي، فرموله کنند.

آبي ها معمولاً کار و فعاليت جسماني را دوست ندارند. براي اين افراد حساس، دنياي فيزيکي پر سر و صدا، بي رحم و خشن است. آنها ترجيح مي هند در دنياي عواطف و روحانيت خود غرق شوند. آنها از ورزش هاي غيررسمي يا فعاليت هايي که بتوانند با دوستان و خانواده انجام دهند، لذت مي برند. از آن جا که از لحاظ جسماني خیلی پرتحرک نيستند، و از آن جا که آبي، رنگ بسط و گسترش است، ممکن است خيلي راحت افزايش وزن پيدا کنند.

اگر وجود آبي ها ناهماهنگ شوند، ممکن است رفتارهاي نمايشي و عارضي نشان دهند و د ائماً به دنبال کسي يا چيزي براي دوست داشتن بگردند. خودشان را مصدوماني فريب خورده مي بينند، که لبريز از ترحم جويي است. بعضي وقت ها ممکن است احساس کنند، به خاطر احساس ارزش مجبورند دوست بدارند، و آنگاه در عوض به خاطر اينکه مورد عشق قرار گرفته اند، شرايط را فداي آن عشق مي کنند.

آبي های نامتعادل فاقد اعتماد به نفس هستند و دچار احساس بي ارزشي مي شوند، و ارزش خود را زير سؤال مي برند. آنها براي اين دوست داشتن هاي مکرر مورد نکوهش قرار مي گيرند، و اين در خاطر آنها باقي مي ماند. آنها خود را مسؤول اشتباهاتي مي دانند که خود در آن دخيل نبوده اند، مسؤوليت آن را شخصاً به عهده مي گيرند و هزاران بار خود را سرزنش مي کنند.

آبي ها بسيار روحاني هستند. آنها به خدواند، به عنوان نيروي برتر در کل هستي، ايمان دارند. خداوند، نماز و مذهب، نقش بسيار مهمي را در زندگي آنان ايفا مي کند. آنها نمي توانند بدون روحانيت و عقايدي که با هدف زندگي آنان هم راستا است، وجود داشته باشند. روحانيت، براي آنان به مفهوم اتصال زندگي روزمره به رهنمودهاي درون و شهود است. اين حقيقت آنان است و اين حقیقت، دليل عشق و شفقت عظيم آنان است. آنها ايمان و توکلي بي اندازه به خداوند دارند. در موارد سختي و شدت، آنها قادرند به منابع دروني قدرتمندشان متصل شوند، و اين چنين است که مي توانند به کمک و حمايت ديگران ادامه دهند. 

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 8:20 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي سبز پررنگ

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

شخصيت هاي سبز پررنگ، روشن، باهوش و پرانرژي هستند. آنها اهل برقراري ارتباط اسلولبي و با هميّت هستند و دوست دارند خودشان را محصور در آرام ها ، طبيعت، ثروت و تجملات کنند. آنها معتقدند که بشر بايد در وفور نعمت و دارايي زندگي کند. هماهنگي آنها با طبيعت در توانايي آنها در سازماندهي زندگي شان مشهود است. سبزها دوست دارند زندگي را کاملاً در تعادل ذهن، بدن و روح تجربه کنند.

سبزهاي پررنگ تقريباً تمام خصوصيات سبزها را يکپارچه دارا هستند. با اين تفاوت که آنها صريح تر و در عمل با شدت بيشتري هستند. سبزهاي پررنگ همچون سبزها، رابطين خوبي هستند، اما برقراري ارتباط را با قدرت و جوش و خروش بيشتري انجام مي دهند. تمام شخصيت هاي سبز، ذهني و همچنين تند- ذهن هستند، اما سبزها ي پررنگ در تفکر بسيار سريع تر، جزءنگرتر و پوياترند.

آنها هميّت لازم را براي حصول اهدافشان دارند. تمرکز بر تجارت و ديگر مسايل اجتماعي به تکامل آنان کمک مي کند. از آنجا که سبزهاي پررنگ نيازمند انگيزش و تعامل مداوم با مردم هستند، با آنها مي مانند. گفتگو با دوستان، انجمن هاي تجاري تبادل نظرات و افکار، براي آنان تجديد قوايي فوق العاده است. براي آنها تعامل بشري يعني دانستن اين که چگونه بايد خود را مطرح کرد، چراکه آنها بسيار خوب ارتباط برقرار مي کنند.

سبزهاي پررنگ دوست دارند مردم را نصيحت کنند و به آنان بگويند که چه کار کنند. آنها فکر مي کنند، همه چيز را بهتر مي دانند و گاهي هم اين گونه است. آنها معلمان کاملي هستند. توانايي برقراري ارتباط دقيق آنها، آنها را قارد مي سازد تا ايده هاشان را با قدرت و صراحت بيان کنند. بيشتر اوقات آنچه را فکر مي کنند، دقيقاً بيان مي کنند.

سبزهاي پررنگ قادرند با سرعت يک گفتگو را هدايت کنند. در حالي که ديگر رنگ هاي زندگي نياز به حداقل ده دقيقه يا بيشتر براي توضيح يک موقعيت يا يک انديشه دارند، سبزهاي پررنگ مي تواند در چند جمله مطلب را بيان کند. به بيان ديگر، اگر ناراحت يا خسته باشند، خستگي شان را به طور کلامي برطرف مي کنند. اين آغاز کلامي به قلب ديگران وارد مي شود. بحث عليه سبز پررنگ و پيروزي بر آنان کاري بسيار دشوار است.

سبزهاي پررنگ نياز دارند که دائماً برانگيخته شوند، يا اينکه ديگران را برانگيخته کنند. همچنين به راحتي خسته مي شوند. براي آنها لحظه اي خلاء و استراحت ذهن، سخت است. ذهن آنها بسيار فعال و پرکار است و به راحتي نمي تواند آرام شود. آنها برقراري ارتباط با ديگران، صحبت کردن، فيلم نگاه کردن يا مطالعه ي يک کتاب مهيج را نوعي تجديد قوا مي دانند.

سبزهاي پررنگ هميّت لازم را براي حصول اهدافشان دارند. آنها زندگي را از طريق ذهن پرسرعت و رقابتي شان و همچنين احساس شديد عاطفي شان، ادراک مي کنند. بزرگترين اهدافي که آنها مي توانند براي خود ترتيب دهند، اين است که بفهمند چگونه مي توانند در زندگي شان توليدگر و کامل باشند. آنها بعد از موفقيت در اهدافشان احساسی فوق العاده دارند. براي آنها، زندگي مي تواند همچون ليست بزرگي از کارهايي باشد که بايد انجام دهند. داشتن اين اهداف ويژه و همچنين داشتن هميّت لازم، زندگي آنها را بسيار خاصّ کرده است. به بيان ديگر، آنها بعد از موفقيت در اهداف، گاهي احساس خلاء مي کنند.

سبزهاي پررنگ به طور مشهود استوار، محکم، ثابت قدم و مقاوم هستند. اين شخصيت هاي قوي و جسور گاهي اوقات از تغيیر مي ترسند، چرا که نظرات و ديدگاههايي بسيار ويژه و دقيق دارند. از آنجا که قدرت اراده ي خوبي دارند، بسيار مستقل هستند و ترجيح مي دهند راه خودشان را بروند. آنها دوست ندارند از دستورات ديگران تبعيت کنند، زيرا احساس مي کنند، خودشان بهتر مي توانند کار را انجام دهند. برخي از سبزهاي پررنگ آنقدر قابل اعتماد هستند که به نوعي نسبت به ديگران حس برتري دارند.

سبزهاي پررنگ کمال گرا هستند. آنها براي خود و ديگران آرزوهايي بزرگ دارند. گرچه اهداف بزرگشان را ترتيب مي دهند و نيز با موفقيت به آنها مي رسند، اما باز هم راضي نمي شوند. بعضي اوقات اين آرزوهاي بزرگي که آنها براي دوستان يا همکاران مي خواهند، فشار زيادي را بر ديگران وارد مي سازد.

اين ايده هاي باورنکردني براي اطرافيان آنان فشار زيادي را ايجاد مي کند. حتي در هنگامي که ايده هايشان عملي شده و با موفقيت به اتمام مي رسد، باز فکر مي کنند که بهتر هم مي شد انجام شود.

سبزهاي پررنگ بايد بفهمند که اين آرزوهاي بزرگ غيرمعمول هم براي خودشان و هم براي ديگران باعث خستگي و انزجار مي شود. تعيين اهداف براي سبزهاي پررنگ بسيار مهم است، اما مشکل آنها اين است که تعادل بين چيره دستي و بهترين عملکرد را بيابند. درگيري با طرح عظيم تر و قدرت برتر در تمام سطوح زندگي، در نهايت به حس راستين رضايت ختم مي شود.

شخصيت های سبز پررنگ متفکراني سريع، انتزاعي و تحليل گر هستند و مي توانند به آساني از يک مرحله به مرحله بعدي جهش کنند. آنها علاقه اي به کار با جزئيات ندارند و ترجيح مي دهند ايده ها را ارتقاء بخشند، برنامه ها را مديريت کنند و کارها را براي اجرا به انحصار ديگران درآورند. آنها الگوها و راه حل ها را تشخيص مي دهند، تا به سرعت با آن روبرو شوند و اهدافي را که مي توانند در مدتي کوتاه به دست آورند بنا مي نهند. سبزهاي پررنگ با هميّت و رقابتي هستند و از سختي هاي کار با دست لذت مي برند. آنها دوست دارند وقتشان را صرف پردازش هاي ذهني کنند و سپس ديگران را به کارهاي جسماني وادارند.

هنگامي که سبزهاي پررنگ ضعيف مي شوند، از شکست شخصي و بي اهميت بودن مي ترسند. آنها تلاش مي کنند تا اين ترس را با کنترل تمام جنبه هاي زندگي و نمايش قدرت، جبران کنند. قدرت طلبي آنها در واقع انعکاس عزت نفس پايين آنهاست.

سبزهاي پررنگ بايد از لحاظ ذهني، در کنترل زندگي شان باشند. اگر خودشان را در موقعيتي بيابند که خارج از کنترل باشند، ممکن است خسته، هراسان و مضطرب شوند. براي آنها سخت است که کالبد عاطفی شان را به حال خود بگذارند و بفهمند که بسياري از جنبه هاي زندگي با تلاش هاي انساني قابل کنترل نيست. لذت از مراحل زندگي و آنچه در خلال آن وجود دارد، درسي است که سبزهاي پررنگ بايد بياموزند.

آنها هرچيزي را فوري مي خواهند. وقتي با سرعت مورد نظر آنها کار پيش نرود، آنها متهاجم، ناصبور و ايرادگير مي شوند. گرايش آنان به تند خويي در کارها باعث مي شود ديگران صدمه پذير شوند. اين کمال گراها، در آرزوهاي بزرگشان غرق مي شوند و همين امر باعث مي شود ديگران را سرزنش و نااميد سازند.

هدف زندگي شخصيت هاي سبزرنگ اين است که لذت زندگي را با قلبي گشاده تجربه کنند، تا  بدين سان هوشمندانه تکامل يابند، عواطفشان را يکپارچه سازند و ياد بگيرند که چگونه زندگي کنند و براي ديگران الگو باشند.

روحانيت، انديشه اي ناآشنا براي آنان نيست. از آنجا که آنان در پردازش انديشه ها، بسيار تبحر دارند، قادرند بفهمند، يا حتي به ديگران آموزشی جامع در مورد خدا و مذهب ارايه دهند. چالش واقعي آنها تجربه ي واقعي اتصال قدرت درون، خداوند و زندگي با آن است.  وقتي آنها قلب خود را مي گشايند، اين اتفاق اجتناب ناپذير و بي هيچ تلاشي اتفاق مي افتد. 

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 8:18 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي سبز

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

سبزها شخصيت هاي هماهنگ و صلح جويي هستند.آنها خواهان يک زندگي جاري هستند و ترجيح مي دهند در يک محيط طبيعي زندگي کنند. آنها متعادل ترين مردم در طيف رنگي هستند. آنها همچنين اتصالي قدرتمند با طبيعت دارند. زندگي در حومه کنار جنگل، يا نزديک يک درياچه يا اقيانوس براي اين شخصيت هاي پر احساس بسيار مهم است. سبزها، رها، مهربان، اهل بيان و ارتباط هستند. آنها مي کوشند تا بدن، ذهن و روحي متعادل داشته باشند و معمولاً در اين تکوين، شخصي هستند.

سبزها زندگي را از طريق قلبشان دريافت مي دارند. اولين انگيزه هاي آنها، خشنودي و هماهنگی است. آنها هر قدر به دوستان و طبيعت نزديکتر باشند، خوشحال ترند. سبزها اساساً افراد قانعي هستند. اگر در وضعيت قوي باشند، براي شاد زيستن به حداقل نيز راضي مي شوند، شادي دروني آنها، که خالي از آرزوهاي بزرگ است، برايشان بسيار حائز اهميت است. در حالي که ديگران دوست دارند از لذت و مزاياي تجملات حاصل از موفقيت برخوردار باشند، سبزها، بدون آنکه در ابتدا بخواهند با کسي رقابت کنند، زيباترين و گرانبها ترين لباس ها را مي پوشند و مشاغل وجيهي دارند.

سبزها شادي و رضايت را در زندگي شان وارد مي سازند. آنها مي دانند که هرچه اهداف متعالي تري داشته باشند، براي حصول آن چالش هاي بيشتري را پيش رو دارند. آنها از چرخه ي طبيعت و قوانين زندگي يک درک و فهم دروني دارند. ایشان معتقدند که زندگي بشر، خود، شگفت ترين موهبت است.

سبزها شخصيت هاي پرحرف و اهل برقراري ارتباط هستند. آنها معمولاً آنچه را فکر مي کنند يا احساس مي کنند، دقيقاً بيان مي کنند، آنها مي توانند در مورد يک موضوع ساعت ها صحبت کنند. يک "گپ" براي آنها درمان است و به آنها اجازه مي دهد که احساسات و علاقه شان را بيان کنند و از اين طريق تسلي يابند.

سبزها نياز دارند که در مورد خودشان و مشکلاتشان صحبت کنند، تا بتوانند آنها را روشن تر بفهمند و بنابراين بهتر احساسشان کنند. اگر ناراحت يا خسته باشند، خشمشان را کلامي خالي مي کنند. براي سبزها بسيار سخت است که احساس و افکارشان را نگه دارند، که البته خيلي طبيعي به نظر مي رسد. ديگران از اين که چقدر سبزها رک و صادق هستند، تعجب زده مي شوند، يا ممکن است از اين که سبزها صحبت نمي کنند، متعجب شوند.

سبزها کينستاتيک هستند و اتصالي قوي با بدن هاشان دارند. براي آنها، واقعاً ذهن و بدن يک واحد است. بنابراين افکار و احساساتشان را فيزيکي بيان مي دارند، بيان براي آنها، کليد است. اگر عواطفشان را بيان نکنند احساس ناراحتي مي کنند و در بعضي موارد حتي مريض مي شوند.

آنها عواطف و احساساتشان را از طريق طبيعي بيان مي کنند. همچون حيوانات، با طبيعت در تماس هستند. تمام انرژيهاي عاطفي را بي دريغ و اغماض ابراز مي دارند. اگر سبزها عصباني شوند، اعلام مي کنند. اگر غمگين شوند، اشک ها جاري مي شود. اگر حسادت کنند، عکس العمل آن را فوراً خواهيد ديد. بيشتر سبزها در مورد احساساتشان فکر نمي کنند بلکه با آن زندگي مي کنند.

سبزها به ما مي آموزند که اگر، احساساتمان را به طور طبيعي بيان کنيم، تعادل و هماهنگي مي آفرينيم و اگر احساسي را باز پس زنيم، به صورت انرژي عاطفي بيان نشده در کالبدهامان باقي مي ماند و از انرژي حياتي مان مي کاهد. احساس کم قدرتي و کمبود انرژي از ترس از بيان طبيعي عواطف ناشي مي شود. ما از طريق احساسات و عواطفمان با محيط پيرامونمان ارتباط برقرار مي کنيم. سبزها اين را مي دانند و با هماهنگي ذهن و بدنشان زندگي مي کنند.

سبزها اتصالي قوي با طبيعت و کالبد فيزيکي شان دارند. آنها نياز دارند که ابراز وجود کنند و فعاليت فيزيکي داشته باشند. صرف وقت در طبيعت يا کار با حيوانات، در آنها حس مطلوب اتصال به زمين را مي بخشد. حيوانات به ويژه اسب، گربه و سگ ادراک طبيعي سبزها را احساس مي کنند، به همين دليل به سمت آنها کشيده مي شوند.

سبزها ديدگاهي متعادل نسبت به جهان مادي، تجملات و دارايي ها دارند. آنها معولاً احساس مي کنند که بشر بايد در يک محيط پر از نعمت زندگي کند. هيچ نيازي به رنج زندگي در فقر نيست. آنها معمولاً در مديريت دارايي هاي مادي خودشان، عالي هستند.

از آن جا که سبزها با مادر زمين اتصالي قوي دارند، به راحتي با محيط هاي مختلف عوض مي شوند و خود را با آن سازگار مي کنند. آنها به روشني، انديشه ي انعطاف پذيري و تغيير مداوم را در جهان مي فهمند، فرآيندي که هر روزه بي هيچ تلاش حادث مي گردد. سبزها گرايش به زندگي راحت دارند و نيز گنجايش آن را دارند که از تمام موقعيت هاي زندگي مسرور شوند. اما نياز مبرم دارند که در محيط شان احساس امنيت و اطمينان داشته باشند.

شخصيت هاي سبز متفکرانی تيز، انتزاعي و تحليل گر هستند و بدون اين که وقفه اي ايجاد شود از يک مرحله به سرعت به مرحله بعدي جهش مي کنند. آنها توانايي ديدن کل را دارند. آنها ترجيح مي دهند ايده هاشان را ارتقا و بيان دارند و سپس کار را سازماندهي کرده و در اختيار گيرند. آنها طراحاني مناسب هستند که نياز دارند، هرآنچه را انجام مي دهند، بدانند. آنها اطلاعات را از طريق ذهن پردازش مي کنند، با قلبشان تحت کنترل مي گيرند و معمولاً حداکثر استفاده را از اين توانايي، در تمام جنبه هاي زندگي شان مي برند.

سبزها قادرند به سرعت الگوها را شناسايي و راههاي مواجه با آن را بيابند. آنها از ايجاد اهدافشان که به زودي به دست خواهند آورد، لذت مي برند. اما برخي اوقات قدرت کافي يا هميّت لازم را تا  مرحله ثمره بخشی ندارند. آنها ترجيح مي دهند که سازمان دهي، پايه ريزي، طراحي و برقراري ارتباط نمايند، تا اين که خود، واقعاً وارد کار شوند.

سبزها اهدافي متعالي و اعتقاداتي خاص در زندگي دارند. اين مسأله در روابطشان با مردم در موقعيت هاي مالي بسيار متداول است. آنها انتظار دارند زندگي در مسير خودش پيش  برود. آنها معمولاً يک زندگي طبيعي و راحت را به يک زندگي جنجالي و پر از اضطراب ناشي از درآمد و حصول اهداف ترجيح مي دهند.

سبزها نياز دارند مسير زندگي شان را با استقلال و دستور کار خودشان پيش ببرند. آنها دوست دارند خودشان رئيس خودشان باشند و به راحتي ابراز وجود کنند، موقعيت ها را کشف و در موقع لزوم تغيير دهند.

سبزها در وضعيت ضعف  ممکن است، خموده و بي مسؤوليت شوند و در مقابل تغييرات مقاومت کنند. رشد و تعالي شخصی که از درون حادث مي گردد، تلاش و تحرک بسيار زيادي مي طلبد. با اين توصيف آنها ممکن است قادر به کشف خواست واقعي شان نشوند و بدون مشي و هدف واقعي در زندگي پيش بروند. و بنابراين زندگي هيچ مفهومي براي آنان نخواهد داشت. ممکن است سازش با موقعيت هاي مختلف برايشان مشکل شود. يافتن اهداف در اين صورت مشکل مي شود، چراکه آنها هميّت لازم را ندارند. آنها در غايت بدون هيچ جواب يا راه حلي از مقصودشان در زندگي منصرف مي شوند.

سبزها در حالت نامتعادل معمولاً نياز مفرط به ارتباط با طبيعت و حيوانات پيدا مي کنند. آنها ترجيح مي دهند با حيوانات يا درون طبيعت باشند تا حس تعادل و ارتباط را تجربه کنند. آنها معمولاً اين رفتار را به خاطر ترس از رويارويي با يک ماجراي عظيم تر بروز مي دهند. دوست داشتن و ارتباط داشتن با ديگر افراد با تمام خوبي ها و بدي هاشان. رشد و تعالي شخصيتي و تغيير طبيعي و ادراک آن براي سبزهايي که از قدرت دور شده اند کاري دشوار است. در اين زمان سبزها ممکن است منفعل و غيرمتمرکز شوند. در این هنگام عملکرد آنها همچون يک گربه مي شود که دوست ندارند کاري را براي يک مدت طولاني انجام دهند. فقط بدنشان را مي کشند و استراحت مي کنند و اين کار باعث مي شود، تعادل و هماهنگي و تجديد قوايشان، باز ايجاد گردد.

سبزهای نامتعادل از مواجه با موقعيت ها يا چالش ها مي ترسند و ترجيح مي دهند که وارد صحنه نشوند. سپس از اين که قدرت عشق و محبت را واقعاً تجربه کنند هراسانند. مشکل آنها فهم اين مطلب است که يادگيري تنها در مواجه با موقعيت هاي زندگي و مشکلات آن اتفاق مي افتد. اگر آنها بترسند که جايگاه راحتشان را ترک کنند و موقعيت ها را در زندگي از دست بدهند، رشد و تحولات غيرممکن خواهد شد.

سبزها نيازمند اتصال به عشق بلاشرط در زندگي هستند. هرگاه بخواهند، اهدافي را که زندگي شان را ارزشمند مي سازد کشف خواهند کرد. همچنين، وقتي اين مکاشفه پيش آمد، آنها عملکرد هاي دروني را براي تحولات شخصي شان به کار خواهند گرفت، يا اينکه اجازه خواهند داد تغييرات، خود، مسير طبيعي شان را طي کنند.

در وضعيت قدرت، سبزها مي دانند که زندگي به خودي خودش کافي است. آنها مداوم در حال رشد، پردازش و همگرايي بدن، ذهن و روحشان هستند. روحانيت براي سبزها به مفهوم تعادل و هماهنگي، تبعيت از بشر متعالي و طبيعت اتصال به خداست. دوستي، عشق و ادراک، جنبه هاي مهمي براي سبزها است. انديشه ي يکي شدن براي آنان به مفهوم طبيعت دوم است.

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 8:13 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي نارنجي

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

       در طيف رنگ ها، شخصيت هاي نارنجي، ماجراجويان خلاق هستند. آنها ميل دروني به خلاقيت و فعاليت دارند. و زندگي را با حداکثر لذت مي خواهند. آنها شخصيت هاي مستقل و جدا هستند، درحالي که جسم ، ذهن و عاطفه­اي يکپارچه دارند. براي آنها شکل دادن به واقعيت هاي فيزيکي و هيجانات و چالش هاي آن لذت بخش است. شخصيت­هاي نارنجي دوست دارند که براي ماجراجويی ها يا پروژه هاي بعدي، استراتژيهاي تخيلي و برنامه ريزي شده داشته باشند، تا آنها را عملی کنند. آنها نياز دارند که با مراحل کاري واقعي روبرو و درگير شوند.

       نارنجی ها علاقه اي ندارند که عقب بايستند و نظاره کنند که مردم کاري براي آنها انجام مي­دهند. آنها هميشه به طور فعال تحليل­گر، مدير و سازنده هستند.

       انگيزه­ي نارنجي ها در زندگي بستگي به اين دارد که ماجراجويي­ها، چالش ها و پروژه هاي مبتکرانه چه قدر آنان را مسرور و خرسند مي سازد. آنها مي خواهند بر اساس ايده هاي خودشان زندگي کنند. آنها پروژه هاي مبتکرانه شان را کاملاً مطلوب برنامه ريزي و رهبري مي­کنند، به طوری که خود و همقطارانشان از حصول موفقيت برخوردار مي­شوند.

       آنچه نارنجی ها پيش از هر چيز طلب مي کنند، پيروزي و تفوق بر موانع ذهني و فيزيکي است. آنها همچنين نياز دارند که ديگران را متقاعد کنند که توانايي هايشان در مسير موفقيت کنترل مي شود. براي اين ماجراجويان خلاق، زندگي، واقعي، عيني و آشکاراست.

       نارنجي ها نياز دارند که واقعيت جسماني و ذهني شان مرتباً احيا شود. اين يکپارچگي با کالبد عاطفي براي آنان مشکل است. گاهي وقتي به آنها اجازه رفتن داده مي شود، فکر مي کنند اين به مفهوم از دست رفتن کنترل است. استراحت کليد تعادل شخصيت هاي فعال جسماني و ذهني است. انرژي ماجراجويانه نارنجي ها از طريق ابتکارات فيزيکي و يا ذهني توأم با احساس شفاف عاطفي شان تخليه مي شود.

       شخصيت هاي نارنجي در هيجان، ماجراجويي، تپش و خطر، شکوفا مي شوند. آنها از مبارزه و رقابت با تمام واقعيت هاي جسماني، ذهني و عاطفي لذت مي برند. آنها دوست دارند تمام محدوديت هايشان را کشف کنند، سپس خود را تا سرحد آن بسط و گسترش دهند.

       برخي شخصيت هاي نارنجي موقعيت هاي غيرمعمول، پرخطر و دهشتناک بوجود مي آورند، تا بيشتر احساس زندگي کنند. آنها وفور آدرنالين را دوست دارند. ممکن است خانواده براي اين ماجراجويان، دست و پاگير باشد. فلسفه و انديشه­ي روحاني براي آنها نقطه­ي قابل توجهي نيست. وقتي آنها بر انرژي ذهني قدرتمند متمرکز مي شوند، به احساساتشان وصل مي شوند و مسيرهاي اعجاب انگيز جديدي براي خود به آگاهي و کمال باز خواهند کرد.

       بسياري از شخصيت هاي نارنجي، در گذشته، در صفحات تاريخ، جايي که ماجرا و اشتياق کارساز بوده است يافت مي­شوند، هنگامي که سفر به قلمروهاي جديد، کشف سرزمين هاي جديد، مبارزه با طبيعت يا ديگر ملت ها، راه زندگي کردن بوده است.

       در جامعه­ي متمدن امروز اين خصوصيات به اندازه­ي گذشته مورد نياز نيستند. اين بدان مفهوم است که شخصيت هاي نارنجي انرژيهايشان را به سمت پروژه هاي مبتکرانه و ماجراجويي جاري مي سازند.

       درصد زيادي از نارنجي ها انرژي محرکشان را به سمت فعاليت هاي مبتکرانه ذهني (در مقايسه با فيزيکي) جاري مي کنند. آنها ذهني فعال دارند، احساساتشان را با آغوش باز مي پذيرند و ايده هاشان را عملي مي سازند. آنها از کار در بازرگاني و پروژه هاي متهورانه جديدي که قطعاً چالش، هيجان و ماجراجويي در پيش رو دارد لذت مي برند. اين افراد مشتاق دوست دارند تجارت کنند، شرکت تأسيس کنند، محصولات را فروش و بازاريابي نمايند، توليد استراتژی کنند و معاملات را مديريت و به پايان برسانند. آنها از جزئيات نمي ترسند، خودشان را مشتاقانه برانگيخته مي سازند و به ايده ها و پروژه هايشان انرژي مي بخشند. براي آنها بسيار مهم است که خودشان به طور فعال درگير کار شوند، امور را به جلو ببرند و تا انتها آن را پيش ببرند.

       اگر شخصيت وجودي شان در يک تعادل و هماهنگي باشد، سرشار از احساس اطمينان و موفقيت هستند و راه­هاي مثبت و سالمی براي ابراز خلاقيتشان پيدا مي کنند. شخصيت هاي نارنجي بهترين تحليل گران و محققان هستند. آنها به راحتي الگوها، خطرات و مزاياي نهفته در هر پروژه را محاسبه مي نمايند. آنها به خوبي ظرفيت اين را دارند که ذهنشان را با ديگران هماهنگ سازند و  در هر موقعيتي تسلط بيشتری بر آنان داشته باشند. در فروش و بازاريابي اين توانايي آنان بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد که مي فهمند در ذهن ديگران چه مي گذرد. اين چيزي است که هم مي تواند در خدمت بشر باشد هم ابزاري براي سوء استفاده و اعمال قدرت و منفعت شخصی قرار گيرد.

       براي نارنجي ها توقف تفکر يا مراحل برنامه ريزي يک چالش است. انرژيهاي جسماني و ذهني آنها بسيار قدرتمند است و ميل به ابراز و خلق، گاهي براي آنان استرس زا است. بسياري از نارنجي ها ابتکارات جسماني و فيزيکي را هماهنگ مي سازند. آنان دوست دارند طرح و برنامه بريزند و ابزارها يا ايده هاي جديد را مديريت و ارتقاء بخشند. سپس ايده هايي را که مي خواهند عينيت ببخشند، تا مرحله ي واقعيت فيزيکي پيش مي برند. آنها نياز دارند که در خلق فعال ايده ها شان مستقيماً مشغول باشند.

       نارنجي ها دوستدار فعاليت هاي فيزيکي هستند که شامل هيجان و تحرک باشد. آنها از ورزش هايي همچون موج سواري، پرش، گلايدينگ، کوهنوردي، اتومبيل راني يا چتربازي لذت مي برند. آنها در هيجان، لذت و نشاطي که در حرکت و ماجراجويي جسماني است شکوفا مي شوند.

       آنها رقابت شخصی را به ورزش هاي سازمان يافته­ي دسته جمعي ترجيح ميدهند. نارنجي ها معمولاً اگر نتوانند به راحتي حرکت کنند يا اشتباهي در يک مسير غلط فعاليت درگير شوند، احساس ناراحتي مي کنند.

       اگر شخصيت هاي نارنجي از تعادل خارج شوند، ممکن است خود محور، حسود و خودخواه شوند و فقط به عملکردها و ايده هاي خودشان علاقه نشان دهند، صرف نظر از اين که چه اثري روي ديگران خواهد داشت. سپس محبت، توجه يا دلسوزي در آنان از بين مي رود و منزوي، سرد و گوشه گير ميشوند.

       نارنجي ها اگر با نيروي خلاقشان اتصال نداشته باشند، تلاش مي­کنند کنترل و نفوذ افراطي بر ديگران داشته باشند. اگر شانس ياري کند، براي حصول نتيجه و موفقيت از راه دغل کاري هم پيش مي روند. آنها براي جبران اين عدم اتصال و کمبود پوشي کردن، از احساسات و خلاقيت دیگران استفاده مي کنند.

       شخصيت هاي نارنجي بايد آگاه باشند که استراحت و آرامش جسماني و ذهني تا جايي که خودشان را بشناسند، يک مسؤوليت است. اين امر براي آنها يک چالش است که تشخيص دهند که از لحاظ عاطفي، ذهني و روحي چه کسي هستند.

       هدف نخستين شخصيت هاي نارنجي اين است که راه پر هيجان واقعي شان را بپذيرند- يعنی ماجراي کشف خود- اين چالش به نسبت فعاليت هاي بيروني اشتياق بيشتري نياز دارد.

       نارنجي ها معتقدند که روحانيت و مذهب انديشه هايي است که بايد در دنياي فيزيکي بيان شود. به علاوه آنان ممکن است ادراک فيزيکي از خدا داشته باشند، منشأ يا روح برتر را آشکارا در طبيعت و دنيا ببينند. آنان معتقدند که خدايشان به آنها اين موهبت را عطا فرموده تا واقعيت هايشان را عيني سازند، همانگونه که واقعيت جسماني در سياره ي زمين عينيت يافته است.

       نارنجي هاي ماجراجو زندگي لذت بخش را توأم با شادي و بدعت دوست دارند. اولين هدف آنها اتصال به عواطفشان است، تا قلبشان را در ابداعاتشان حاضر سازند و تا بتوانند به شهودشان اعتماد کنند. يکپارچگي و تعادل جنبه هاي فيزيکي، ذهني و عاطفي براي شادي و رضايت شخصي شان در تمامي جنبه ها، حياتي است. در اين صورت است که نارنجي ها مي توانند کاملاً در "اين جا و حالا" باشند، و همچنين خواهند توانست درخششي روحاني و روشنگرانه از واقعيت داشته باشند.

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 4:54 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
...
+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 4:48 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
 دستگاه عکسبرداري از هاله چیست؟  

       این دستگاه یک سیستم نرم افزار کامپیوتری جهت تصویر سازی هاله بر مانیتور است که اساس آن بر اصول و مطالعات بیوفیدبک، روانشناسی رنگ ها، حوزه انرژی انسان و دانش ذهن- بدن بنا شده است. دستگاه عکس برداري از هاله، انرژي هاله شما را در همان لحظه، اندازه گيري کرده و نشان مي دهد. با سيستم ويديويي هاله، ديدن حرکت هاله و تغييرات آني بسیار ساده است.

       سیستم نمایش ویدیویی هاله (AVS)، از دستگاه حسگر دست برای اندازه گیری داده های بیوفیدبک و فعالیت الکتریکی پوست دست، قابلیت رسانایی الکتریکی پوست دست و دمای لحظه ای دست استفاده می کند. این داده های بیوفیدبکی آنالیز و پردازش شده و با وضعیت انرژی احساسی ویژه ای مرتبط شده و به عنوان انرژی یا تصویر هاله فرد بر روی مانیتور نمایش داده می شود.

       گذشته از این، بیو فیدبک از داده های اندازه گیری شده برای رسم نمودار و چارت اطلاعاتی استفاده می کند که اینها عکس العمل ها و تغییراتی که در هاله و چاکراها رخ میدهند را نمایش می دهند.

       در مطالعات اخیر بدن انسان، نشان داده شده است که فرکانس های بیوانرژی، عملکردی حیاتی و مهم در زندگی ما دارند. فرکانس های ضعیف و نا کار آمد می توانند تعیین کننده انرژی و سلامت فرد باشند، اگرچه ما این پدیده را درک کنیم یا نکنیم.

آنچه شما روی کامپیوتر می بینید:

       شما می توانید هاله متحرک خود را ببینید. دستگاه  نه تنها الگوی شخصیتی بلکه حوزه فکری و تغییرات واقعی روزمره شما را نیز نشان می دهد. اصولا هر زمان که تغییرات ذهنی- احساسی یا انرژی در درون یا اطراف شخص ایجاد شود هاله نیز تغییر می کند. بنابراین رنگ اصلی هاله فرد مطابق با افکار و احساسات می تواند تغییر یابد و گاهی با نمایش جالبی از رنگهای مختلف در زمینه رنگ اصلی هاله فرد همراه می شود.

       علاوه بر این، دستگاه فعالیت چاکراها را اندازه گیری کرده و درصد باز بودن هر کدام را نشان می دهد. در صورت لزوم مرکز ریکی یوگا می تواند شما را در متعادل ساختن چاکراها و بهینه سازی حوزه انرژی تان یاری نماید.

گزارش و تصاویر هاله و چاکراها: این سیستم تصاویری رنگی از داده های زیستی اندازه گیری شده را ارائه می دهد.

 الف) تصاویر هاله و چاکراها:

·         تصویر هاله اطراف سر: تصویر با نمای صورت و شانه ها و هاله اطراف آنها در لحظه گرفته میشود که متن زیر آن رنگ هاله و تفسیر آن می باشد.

·         تصویر کامل هاله و چاکراهای اصلی: که در همان لحظه گرفته شده است.

·         شش نمودار عددی هاله و چاکراها: که شامل هفت چاکرا، اندازه هاله، تعادل و نوع شخصیت فرد که مناسب جهت تجزیه و تحلیل دقیق تر هاله و چاکراها هستند.

·         قابلیت ضبط بر نوار ویدیویی و یا CD : جهت ضبط هاله متحرک شما در کل جلسه عکسبرداری که بر مانیتور مشاهده می شود. این بخش اختیاری بوده و بنا به درخواست شما انجام می شود.

 ب)گزارش 22 صفحه ای: که اطلاعات ذیل را دارا می باشد:

·         رنگ هاله و تجزیه و تحلیل آن: که بیانگر نوع شخصیت و خصوصیات شماست.

·         اندازه هاله: یک شاخص مهم که نشان دهنده میزان انرژی است که به اطراف خود می تابانید.

·         اندازه، شکل و فعالیت چاکراها: نشان دهنده تعادل انرژی در زندگی شماست.

·         تعادل هاله و چاکراها

·         تجزیه و تحلیل شخصیتی: شامل تجزیه و تحلیل این موارد می باشد: ذهن- بدن، زندگی اجتماعی، روابط و صمیمیت، شغل، امور مالی، سلامت، خوشبختی، رشد و تکامل.

·         تجزیه و تحلیل داده های زیستی: که مهمترین بخشهای کالبد انرژی شما را با نشان دادن موارد ذیل منعکس میسازد:

·         چرخ رنگی: بوسیله آن خواهید دانست که رنگ مکملی که شما باید استفاده کنید تا به آرامش و تعادل برسید کدام است.

·         تعادل Yin-Yan: نشان دهنده میزان هماهنگی میان انرژی های زنانه و مردانه شماست.

·         نمودار ذهنی- روحی- بدنی: نمایش چگونگی توزیع انرژی شما بین ذهن، روح و بدن است.

·         احساس سنج: نشان دهنده شدت عکس العمل احساسی شماست.

·         نمودار وضعیت ذهنی- بدنی: نشان می دهد که آیا ذهن یا بدن شما در اضطراب است.

·         نمودار اضطراب- آرامش

·         نمودار سطح انرژی

تذکر مهم: این دستگاه در تشخیص مشکلات یا بیماریهای جسمی و یا روانی هیچ کاربردی ندارد. این سیستم فقط یک وسیله کمک نظارتی در امور شخصی و پژوهشی برای شناخت بیشتر خود است و به هیچ وجه جایگزینی برای مشاوره پزشکی یا روانشناسی نمی باشد.

 

دکتر مطلب برازنده مدیر مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 4:25 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
رنگ هاي هاله:

       هاله نورانی به رنگهای مختلف دیده می شود. رنگ هاله، با خصوصيات شخصيتي يا الگوهاي رفتاري ما ارتباط دارد. همچنين رنگها  در هاله بازتاب وضعيت ذهني و عاطفي ما هستند. با فهميدن رنگ هاي هاله مي توانيم برنامه ريزي مجدد ذهن و بدن را آغاز کنيم. رنگ هاي هاله نشان ميدهد که ما چگونه زندگي و هر واقعيت ديگري را که در هر زمان تجربه مي کنيم، دريافت مي داريم. اين رنگ ها، همچنين، چگونگي پردازش فيزيکي، عاطفي و ذهني زندگي ما را نشان مي دهد. به طور كلي، هر چه هاله رنگين‌تر، واضح‌تر، و روشن‌تر باشد، صاحب آن داراي شخصيتي بهتر و والاتر است. همچنين هر چه پراكندگي انرژي در هاله يكنواخت‌تر باشد، آن شخص سالمتر و متعادل‌تر است.

رنگ هاله مي تواند کمک کند تا:

·         خودتان را بهتر بشناسيد.

·         تعامل هاي دروني عميق ذهن/ بدن و همچنين الگوهاي رفتاري تان را بفهميد.

·         روابطي بهتر با خود، همسر، خانواده و دوستان تان برقرار کنيد.

·         ديگران را بهتر درک کنيد؛ اين امر نه تنها به روابط شخصي تان کمک مي کند، بلکه براي امور شغلي، مذاکرات و روابط عمومي تان مفيد است. درک بهتر، بين مردمي که کاملاً متفاوت هستند، در يک زمان پذيرش و تفاهم ايجاد مي کند.

·         نقاط قوتتان را بشناسيد و خصوصيات شخصيتي و رفتارهاي غير ضروري ضعيف را کنار بگذاريد.

·         جواب سوال هاي بيشماري را که درباره خودتان داريد، پيدا کنيد.

·         به "خود" برتري که فراسوي شما است، متصل شويد.

رنگ هاله، موارد زير را منعکس مي سازد:

·         استعداد هاي رفتاري شخصيتي

·         روابط و حرفه

·         کمال درونی

·         سلامت عاطفي- انرژيايي

·         توانايي هاي ذهني و قدرت اراده

·         نقاط ضعف و قوت

 

دکتر مطلب برازنده مدیر مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 4:20 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
هاله نورانی چیست ؟

       هاله نورانی ميدان تپنده اي از انرژي و اطلاعات بوده که تا فراسوي مرزهاي بدن فيزيکي ما وسعت يافته است. بدن فيزيکي ما توسط ميدان انرژيِ حياتيِ لطیفی احاطه شده است که همچون يک سپر عمل مي کند، و با محيط پيرامونش در تعامل است. به عبارت دیگر ميدان ظريف انرژي اطراف انسان هاله نام دارد. اين انرژي حياتي، تجلي چند بعدي انرژي درخشان كيهاني است، كه كالبد فيزيكي را در برگرفته، در آن نفوذ مي‌كند و به آن حيات و معنا مي‌بخشد.

       هاله لطيفي که دور ما تابيده شده، دنياي درون ما را منعکس مي کند. هاله، بازتاب ماهيت واقعي ما در هر لحظه است. هاله ما به عنوان ميدان انرژي بشري، شامل تمام اطلاعات گذشته، حال و آينده ي ما است. هاله، تصوير كامل زندگي ما است. هاله در برگيرنده‌ي آگاهي ما است و افكار، احساسات و آگاهي ما از آن منشأ مي‌گيرند. هاله شامل تمام تجربيات زندگي ما از لحظه‌ي تولد تا لحظه‌ي مرگ است.

       به یاد داشته باشیم که ما مجموعه اي از اطلاعات و انرژی ها هستيم که در جهاني وسيع از اطلاعات و انرژی ها قرار داريم. ذهن و بدن ما، سيستم هاي انرژي به هم متصل هستند و ما به عنوان اُپراتور آگاه آن هستیم. هاله نورانی ما، ذهن و بدن ما را به هم متصل مي سازد. هاله ي ما، همچون يک فيلم خوب، مي تواند راه زندگي و کار سالم و موفق را به ما نشان دهد.

       هاله نورانی ما تعيين مي کند که ما چه واقعيتي را دريافت و تجربه کنيم. اگر ما خواهان تغييرات مثبت در زندگي و کارمان هستيم، مي توانيم اين تغييرات را به واسطه ي هاله مان اعمال کنيم. اين میدان انرژي، نشان  مي دهد که ما در هر زمان، زندگي را چگونه تجربه کنيم. اين  ارتعاش هاي دروني، کليد فهم، خودشناسي و شناخت زندگي هستند. تغيير واقعيت دروني مان، منجر به تغيير در زندگي واقعي بيروني مان مي شود. بنابراين، اولين گام، داشتن ذهني رها و خواهان تغيير زندگي به سوي موفقيت، سعادت، نوآوري، شادماني و پیشرفت است.

       در هاله انسان صدها نقطه‌ي تمركز و تجمع انرژي وجود دارد، نقاطي كه از طريق آنها انرژي به هاله وارد يا از آن خارج ‌شده را چاكرا می نامند. چاكراها، جريان انرژي كيهاني و زميني را به داخل و خارج هاله تنظيم مي‌كنند و انرژي حياتي را براي حفظ و نگهداري كالبد فيزيكي انتقال مي‌دهند.

 دکتر مطلب برازنده مدیر مرکز ریکی یوگا

+ نوشته شده در  2008/11/25ساعت 4:14 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
 روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي قرمز

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

       شخصيت هاي قرمز از طريق جنسيت و بدن هاي جسماني شان، لذتي عظيم مي برند. آنها اينجا و اکنون با قدرت، اشتياق و اطمينان زندگي مي کنند. واقعيت، براي آنان ملموس است، چراکه آن را مي بينند، مي شنوند، احساس مي کنند و مي بويند. اين شخصيت ها، قدرت اراده ي شايان ذکري دارند و از تمام جنبه هاي فيزيکي زندگي لذت مي برند. قرمزها، قدرتمند و با انرژي هستند و معمولاً در حيطه ي مشاغل آزاد يا موفقيت هاي سرگروهي يافت مي شوند.

       قرمزها زندگي را در خلال واقعيت فيزيکي و تحرک، ادراک مي کنند. انگيزه نخستين آنان اين است که احساس زندگي و قدرت کنند. آنها براي آنکه بفهمند که چقدر قدرتمند و اهل رقابت هستند، دائماً در جستجوي هيجان، قضاوت محيط و موفقيت هستند. قرمزها ذاتاً موفق و برنده هستند. آنها به زندگي مشتاقند. آنها عنصر آتش یعنی عشق جسماني، اشتياق، حرارت و ميل را بيان مي کنند و هرچه بيشتر تجربه ي هيجان داشته باشند بيشتر احساس سرزندگي مي کنند.

       قرمزها اهل عمل، تحرک - محور و دوستدار بدست آوردن نتيجه هستند. آنان ميل زیادي به برد دارند و در زندگي شان چيزهاي ارزشمند و مهمي را خلق مي کنند. قدرت اراده ي شديد آنها و انرژي جسماني نامحدودشان، به آنان اجازه مي دهد که هرآنچه که مي خواهند با تحرک، مقاومت، پايداري و موفقيت هرچه تمام انجام دهند.

       بايد قدرت چيرگي قرمز را تجربه کنيد. انرژي هيجاني جسماني و عاطفي آنان برايشان "خيلي زياد" است. قرمزها دوست دارند در يک جو هيجاني و محرک زندگي کنند، فرق نمي کند در خانه باشد يا در محيط اداره، جوي که ديگر افراد ممکن است آن را مضطرب يا تنش زا بدانند. آنها گرايش دارند که خود را به بالاترين حد (ماکزيموم) برسانند. آنها اصرار دارند (بيش از هر کسي به خودشان) ثابت کنند که قادرند هر کاري را که خواهان آنند، انجام دهند.

       قرمزها واقعاً افراد اجتماعي هستند. آنها از اين که وقتشان را با دوستان بگذارند لذت مي برند، خوش گذراني از نظر آنها شامل رقص و پايکوبي در تمام طول شب، جشن به مناسبت هاي مختلف با دوستان يا شبي پرشور و عشق با دوستدارشان باشد.

       اگرچه قرمزها در روابط اجتماعي شان بسيار راحت هستند، اما در مورد احساسات دروني عميق، اين گونه نيستند. شايد ایشان نياموخته اند که افکار و احساسات خصوصي شان را به زبان آوردند، يا با ديگران قسمت کنند. براي ابراز احساسات درونشان، قدم اساسي اين است که حساس و شفاف باشند. قرمزها، عواطف و احساساتشان را از طريق بدن فيزيکي شان تجربه مي کنند، و در اين راه بسيار موجودات جنسي هستند.

       قرمزها در وضعيت تعامل بسيار پرانرژي، خوش بين، صادق و وفادارند. آنها، قدرت و پايداري را توام با اشتياقي وافر به زندگي، در حد اعلا مي تابانند. براي قرمزها، هدف از زندگي، تجربه ي تمام و کمال جهان فيزيکي با لذت، اشتياق و انرژي است. قرمزها واقعاً مي توانند به بشريت قدرت، نيرو و نشاط انسانيت را نشان دهند.

       قرمزها به استقلال و آزادي جسماني فوق العاده زيادي نياز دارند. آنها دوست دارند، تمام مراحل واقعيت فيزيکي را کشف نمايند. آنها همچنين از قدرت، مکاشفه و ماجراجويي لذت مي برند. قرمزها منحصر به فرد هستند. آنها قادرند خودشان از راههاي غيرمرسوم ابراز کنند، به طوري که گاهي اصلاً با هنجارهاي اجتماعي مطابقت ندارند. به هر حال، قرمزها به نوعی انحصار شخصيتي عادت دارند و در واقع از اين طريق شکوفا مي شوند. عجيب است، عليرغم ميل و گرايشي که به تنهايي دارند، دوستان زيادي دورشان جمع مي شوند.

       قرمزها، کنجکاو، سمج و مداخله آميز هستند و مشتاقانه به تمام جنبه هاي زندگي علاقه نشان می دهند. اگر شما به هيجان و تحرک در زندگي مشتاق هستيد، به نيروهاي شخصيت قرمز بپيونديد. آنها نمي توانند منتظر ارتقاء يک پروژه بمانند و صبورانه پيش روند.

       آنان به خوبي بر آنچه مي خواهند متمرکز مي شوند. انرژيهاي قدرمند جسماني، عاطفي آنها با قدرت اراده شان ترکيب مي شوند و به آنان ابزار مناسب براي موفقيت در دنياي رقابتي و مادي گرايشان را مي بخشد.

       اگر امور در مسير مطلوب پيش نروند، قرمزها خيلي زود خسته و کلافه مي شوند. قرمزها از قرار گرفتن در موقعيت های مشخص پر از تحرک جسماني، بيشتر از ايده هاي ذهني و مکاشفه اي احساس راحتی می کنند. آنها با يادگيري از طريق عملکرد واقعي، بيشتر آشنايي دارند. قرمزها به راحتي ياد مي گيرند که چگونه حرکات تخصصي بدني را انجام دهند، چگونه قطعات ماشين را از هم باز کنند يا امور بيمه را انجام مي دهند، که البته اين کارها را خودشان فيزيکي انجام مي دهند. يادگيري در کلاس براي آنها چندان قابل فهم نيست. آموزش ساختاري و موفقيت هاي يادگيري کلاسيک، مفاهيم ذهني را مي طلبد که بدون تمرکز شديد ياد گرفته نمي شوند. ضمناً واقعي يا فيزيکي نيستند.

       قرمزها به خاطر انرژيهاي وافر فيزيکي و عاطفي که دارند، دائماً در تحرک جسماني هستند و استراحت و بي تحرکي برايشان بسيار مشکل است. تنها راه رسيدن به تعادل و هماهنگي اين است که تحرک فيزيکي داشته باشند و راههايي براي تعادل نيروهاي درون پيدا کنند. اگر قرمزها راه خروجي مثبتي براي اين انرژيهاي فيزيکي - عاطفي شان پيدا کنند ، بسيار قدرتمند مي شوند و قادر خواهند بود که روياهايشان را به ظهور برسانند. ورزش هايي که قدرت و استقامت بدني را مي طلبد، براي آزاد سازي قدرتهاي دروني شان شگفت انگيز است.

       اگر شخصيت هاي قرمز از هماهنگي خارج شوند، احساس مي کنند ذخيره هاي عاطفي و فيزيکي شان تمام شده است و ممکن است انزجار و اضطراب جسماني / عاطفي ناگهاني بر ايشان چیره گردد. وقتي کم قدرت مي شوند، انرژيهاي قدرتمند عاطفي و جسماني شان را به شکل ستيزه جويي جسماني، برخورد شديد جنسي يا صدمات و خستگي عاطفي بروز مي دهند.

       هنگامي که ضعيف مي شوند، بودن درکنارشان مشکل است، زيرا پرتوقع، خشمگين، تندخو هستند و دائماً مي خواهند مرکز توجه باشند.

       قرمزهاي نامتعادل، غضبناک، تحميل گر و کنترل کننده مي شوند. به هر حال ممکن است از اين وضعيت آگاه نباشند، زيرا عملکرد فوري و سريع آنان و همچنين نياز آنان به پيروزي، ادراکي تخيلي برايشان پيش مي آورد. آنها متوجه نيستند که شايد ديگران دوست نداشته باشند در اين وضعيت سرعت و تنش سر کنند. قرمزها در حالت ضعف به اطرافيان و حد و مرزها و احساسات آنان با بي فکري و به راحتي توهين مي کنند.

       قرمزها به مسائل روحاني و عرفاني گوش مي دهند، اما از آنجا که خيلي زميني و واقع گرا هستند، پذيراي اين گونه افکار نيستند. به بيان ديگر، قرمزها گاهي هيجان و قدرت روحانيت را مي بينند و تصميم مي گيرند که هرآنچه را واقعيت دارد، دريابند.

       قرمزها رهبران قدرتمندي مي شوند، چرا که انرژي پرشور، قدرت اراده و ميل به مبارزه، آنان را صدرنشين ساخته است. روحانيت قرمز، روشن و واضح است. غدد وجودي قدرتمند است که همه چيز را کنترل مي کند و مي داند که چگونه زندگي بشر را هدايت نمايد. اما قرمزها بسيار خيره سر و غير سنتي هستند و خود را پايبند يک مذهب رسمي نمي سازند.

+ نوشته شده در  2008/11/24ساعت 2:6 AM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

روانشناسی رنگ های هاله نورانی: شخصيت هاي قرمز پررنگ

دکتر مطلب برازنده، تینا قیصری، محمد امین

 ذهن/ بدن

       شخصيت هاي قرمز پررنگ زميني هستند و زندگي مهيج و قدرتمندي دارند، با واقعيات فيزيکي در تعامل هستند، چرا که آن را مي فهمند، آنها زندگی را در يک سطح جسمانی تجربه می کنند و دوست دارند، تمام موفقيت هایی راکه دنيا پيشنهاد می دهد تجربه کنند. آنها به چيزي اعتقاد دارند که از طریق حواس پنج گانه دريافت کرده باشند.

       انگيزش در زندگي شخصيت هاي قرمز پررنگ اين است که واقعيت مادي را با اشتياق و قدرت به طور تمام و کمال تجربه کنند. آنان با تمام پتانسيل وجودشان، وراي احساسات و انديشه به استقبال بقا، ثبات و ترس مي روند. قرمز پررنگ، رنگ شخصيت هاي قدرتمندي است که اهميت و شگفتي واقعيات فيزيکي را مي دانند.

       قرمزهای پررنگ به طور طبيعي سرشتي مادي و قوي دارند و دوست دارند توسط بدن هاشان ابراز شوند. آنها به راحتي، به خاطر بدن پيشرفته شان قابل تشخيص هستند. آنها همچنين دوست دارند، انرژي قدرتمند را با حفظ تعادل و تمرکزشان ابراز دارند. آنها چون قوي هستند، کار سخت و فعاليت هاي جسماني روحي مي شوند.حرکات فيزيکي براي انرژي زندگي قدرتمند آنها بنيادين است و بايد حتماً ابراز شده و تسکين يابد. شرکت در ورزش هايي چون بُکس، فوتبال، بسکتبال يا ديگر فعاليت هايي که نياز به انرژي رانشي فيزيکي دارد، راههاي خوبي براي ابراز وجود و آزاد شدن انرژي قرمزهاي پررنگ است.

       شخصيت هاي قرمز پررنگ، در حالت تعادل، اشتياق، صداقت و درستکاري را "آشکار" می نمایند. آنها افراد پرکاري هستند که به شدت خواهان بقا مي باشند. هدف از زندگي براي آنها اين است که جهان فيزيکي را با لذت و نشاط تجربه کنند. رویارویی با موانع و رفتن به وراي ترس ها براي آنها بسيار اساسي است. افراد قرمز پررنگ در وضعيت تعادل، خودشان را از طريق تجربه ي لذت بخش و با ظاهري مثبت، از جسم و ذهن ابراز مي کنند.

       شخصيت هاي قرمز پررنگ واقع بين هستند. آنها متفکراني محتاط هستند که زندگي را از مسير ذهن فيزيکي و واقع بينشان ادراک مي کنند. تفکر آنان انتزاعي يا پيچيده نيست. واقعيت براي آنان بسيار واضح و خوانا است. حقيقت، حقيقت است. آنها، آنچه را مي بينند، مي شنوند، حس مي کنند و مي بويند، باور مي کنند.

       افکار انتزاعي و فيلسوفانه آنها را معذّب و ناصبور مي سازد. آنها براي افکار غيرواقعي نه وقت دارند و نه آنقدر صبورند. قرمزهای  پررنگ عاشق مکاشفه هستند، اما معمولاً در واقعيت فيزيکي مي مانند، تا تمام پيچيدگي وموارد مختلف را در يک جا مشاهده کنند.

       از آن جا که شخصيت هاي قرمز پررنگ خيلي علاقه اي به ايده هاي ناآشنا و غير سنتي ندارند، معمولاً هنجارهاي اجتماعي را مي پذيرند و با آگاهي جمع پيش مي روند. آنها به خانواده شان، دولت و جامعه به طور عموم، وفادار هستند. زندگي در قوانين جامعه، به اينان امنيتي خاص و دوستي مي دهد که گويي همه چيز را در مسير درست انجام مي دهند.

       قرمزهاي پررنگ افراد ارادتمند و صادقي هستند. آنها خوب مي دانند که چگونه اشتياق عاطفي و انرژي جسماني شان را ابراز دارند. آنها آموخته اند که چگونه انرژي شان را کنترل کنند و نيروي نشاط قدرتمندشان را به تلاش مبتکرانه مثبت هدايت نمایند.

       قرمز پررنگ، رنگ افراد واقع بين، سرسخت و سخت کوش است. آنها عاشق به دست آوردن و داشتن نتايج فوري هستند و ممکن است در نتيجه ي لذت از فعاليت و زندگي فيزيکي پرشور، پرکار، بيش فعال و مضطرب شوند. ممکن است استراحت براي آنها يک چالش باشد.

       در وضعيت نا متعادل، شخصيت هاي قرمز پررنگ به طور متداول کار و فعاليت مفرط دارند. آنها نمي توانند آرام و آسوده باشند. انرژي قدرتمندشان آنها را مي راند و به آنها به قدر کافي پايداري و توان آن را مي دهد که به اندازه ي دو نفر کار کنند. ممکن است هميشه از لحاظ فيزيکي فعال و پرکار باشند. دائماً يک کار را پس از ديگري انجام مي دهند، طوري که در آن واحد چندين شغل دارند. يکي از چالش هاي اين افراد، آرام کردن ذهن و بدن است.

       آنها تلاش مي کنند که يک زندگي خوب مادي براي خودشان و خانواده شان فراهم سازند. بزرگترين ترس آنها، ترس از مرگ و فقر است. طبعاً آنها به طور مداوم براي بقا در زندگي شان مقابله مي کنند. اين ها، افرادي حساس و صدمه پذيرند، اگرچه تمایلی به نشان دادن اين موضوع ندارند. در عوض عواطفشان را با رفتارهاي جسماني قدرتمند، مي پوشانند. اين شخصيت ها معمولاً چون پرشور و هيجان هستند، خشم و خستگي شان را به ديگران معطوف مي دارند.

        شخصيت هاي قرمز پررنگ احتياج زيادي به بيان و ابراز شور و اشتياق فيزيکي و عاطفي شان دارند، و مجبورند که اين شور و اشتياق را از طريق بدن هاي فيزيکي شان بيان کنند.

       اين افراد براي برقراري ارتباط با احساسات دروني شان دچار چالش هستند. لذا بايد ياد بگيرند افکار و احساساتشان را با نزديکانشان در ميان بگذارند، يا در مورد افکار و احساساتشان حرف بزنند. قدم اول براي ابراز وجودي سالم اين است که بتوانند احساساتشان را روشن و آگاهانه بيان کنند.

       اگر اين شخصيت ها از تعادل خارج شوند، ممکن است، رفتارهاي بسيار مخربي از خود بروز دهند و اگر امور در مسير خودشان پيش نرود، ممکن است بيزار و منزجر شوند. نیز اگر از قدرت خارج شوند، غضب آنها معمولاً در بدن هاي فيزيکي شان خالي مي شود.

       ممکن است ، در حين کارهاي تهاجمي به طور ناخود آگاه همچون نيروهاي فيزيکي و حتي تخريب و ويراني وسايل انسداد شديد انرژي در مراکز انرژي شان ايجاد کنند.

       قرمز پررنگ، رنگ يک دندگي نيز مي تواند باشد. اگر ایشان تصميمي گرفتند، ديگر تغيير يا توقف آن تصميم برايشان مشکل است و بر حرفشان مصّر مي مانند. در حالی که بايد ياد بگيرند و بفهمند که رهایی، پذيرش موقعيت هاي جديد و انعطاف پذيري، خصوصياتي بسيار مهم هستند.

       شخصيت هاي قرمز پررنگ معمولاً تجربيات گرانبار عاطفي دارند. بدترين چيزي که براي آنان اتفاق مي افتد بيان نکردن احساساتشان است. ممکن است احساس کنند که مضطرب، بي توان و گران بار هستند و هيچ دليلي براي زندگي کردن ندارند. در این هنگام عواطف فرو خورده در درون جمع مي شود و چالش ها و موانع بسياري در زندگي براي آنان به وجود مي آورد. بنابراين، قرمزهای پررنگ بايد نسبت به احساسات و عواطفشان آگاه باشند و ابتکاري مثبت پيدا کنند تا انرژيهاي قدرتمندشان را به بيرون هدايت کنند.

       براي قرمزهاي پررنگ گشاده رويي در مقابل ديگران کاري آسان نيست. اگرچه که معمولاً ظاهراً غيرحساس و پرشور و شوق هستند، اما احساسات و افکار دروني شان را پنهان مي کنند. آنها نياز دارند که بفهمند حساس و آگاه بودن بدين معنا نيست که آنها قوي و قدرتمند نيستند. ارتقاء حساسيت فيزيکي و عاطفي، قدمي مهم به سوي موفقيت و قدرت بخشي براي آنان است.

+ نوشته شده در  2008/11/22ساعت 11:58 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 

بهانه ای برای تفکر

 

▀ ذهن، بدن و روح سيستم هاي انرژي به هم متصل هستند. و شما به عنوان يک اُپراتور آگاهيد.

 

▀ ما مجموعه اي از اطلاعات و نيروهايي هستيم که در جهاني وسيع از اطلاعات و نيروها قرار داريم.

 

▀ انيشتين ثابت کرده است همچنين علم مي داند که "همه چيز صورتي از انرژي است."

 

▀ معلمان مذهبي و روحي قرنهاست به ما مي گويند که وجود ما از انرژي نور است.

 

▀ تحقيقات علمي در مورد بدن انسان، قرنهاست ثابت کرده است که طبيعت ما از انرژي است.

 

▀ انرژي حيات ما، ذهن، بدن و روح ما را به هم متصل مي سازد.

 

▀ آگاهي کليد فهم و مهارت زندگي ما است.

 

▀ قبول مسؤوليت زندگي شخصي اولين گام براي خلق پلکان متعالي روحي، شفا و کمال است.

 

ارادتمند همه شما - از آن سو ... - برازنده

+ نوشته شده در  2008/11/22ساعت 11:45 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  | 
...
+ نوشته شده در  2008/11/22ساعت 11:29 PM  توسط دکتر مطلب برازنده  |